آتشپرست اگر نشدم از شرابِ تو
يشت از پی بشارتِ نوشينِ توست مست...
۲. شرح الشين:
«ماه شعبان منه از دست قدح کاين خورشيد
از نظر تا شبِ عيدِ رمضان خواهد شد»
۳. پاد-شرحِ شين:
شاخِ شهريور-ات امروز شراب آلوده
ختم شعبان به شراب و رمضان شهرِ شراب!
۱. تشريفِ ازل
به قامتِ شخص توست
که تشخصِ شورِ نُشوری!
۲. شرح الشين:
«ديدهای بايد که باشد شهشناس
تا شناسد شاه را در هر لباس»
۳. پاد-شرحِ شين:
منشورِ رستاخيز که میرسد
شاهِ محشر را هم در عرش و هم در فرش
شناختن میتوان.
۱. شما را، از تلاش برای شناخت، تنها شمايلی شکسته مانده است.
۲. شرح الشين
«سر ز حيرت به درِ ميکدهها بر کردم
چون شناسای تو در صومعه يک پیر نبود»
۳. پاد-شرحِ شين
تشخيص شولای تزوير از نشانهی شناخت آسان نيست!
۱. شباويزِ نشيدِ هشتم
نغمهی آشنا را در شطّ شب شناور کرد.
۲. شرح الشين:
«ای مرغِ سحر، ناله به دل بشکن
هنگامهی آواز شباويز است»
۳. پاد-شرحِ شين
شفق، بشارتِ شبگير است؛
شباويز،
پيشدرآمدِ مرغ سحر!
آتشِ شوق را خموش مکن!
۱. نَشت و نشاط همريشهاند؛
نشاط، نشتِ مشيّتِ شهرياری اوست!
مشيتِ او در شهر جاری است؛ مثل آبِ زلال!
۲. شرح الشين:
«حبابوار بر اندازم از نشاط کلاه
اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد»
۳. پاد-شرح شين
حباب را، شتاب در شکستن است؛
نشستناش، ز دستِ خويش رفتن است!
۱. زخمِ بهشت اگر خورده باشی، نوشدارویات تنها شرنگی آتشين است!
شورِ حيات میخواهی؟ شانه زير بار بهشت خم مکن؛ شأنِ تو از شبههی بهشت برتر است!
۲. شرح الشين
«مفروش به باغ ارم و نخوت شداد
يک شيشه می و نوشلبیّ و لبِ کِشتی»
۳. پاد-شرحِ شين
نوشخندِ تو حاجت به لب و شيشه را در هم شکست!
سيبِ ما در سراشيبی افتاده است؛ دشتِ ما هم سيب ندارد!
۱. شتاب مکن،
بهشتِ بیشتاب خوش است!
بهشت، بیشتاب خوش است!
در بهشت، شتابی نیست!
۲. شرح الشين:
«زان پيشتر که عالم فانی شود خراب...»
۳. پاد-شرحِ شين:
خراب باد بهشتی که بی شراب بُوَد!
به چشمِ شاهدِ ما در شباهتِ تو و شب
همين شهاب بس است
- نشاطِ شب مشکن!
شير شطح از پستانِ خيال میجوشد...