قطعهای از نامههای عين القضات است. حرفهای خودم را از تویاش پاک کردم. اول و آخر قطعه، قطعاتی از سه تار پرويز مشکاتيان در نواست. دلتان خواست همانها را گوش کنيد!
همهی شلختگی، بینظمی و سرعتاش را بگذاريد به حساب حال خرابام که دارد فاتحهی پادکست را هم میخواند!
اين هم پادکستِ دوم. حاشيهای هم در باب سخن قبلی اضافه کردهام و اينکه چرا مولوی دريايی به عمق يک وجب نيست و وصف دايرة المعارف برای او حيف است و او را به ثمن بخس فروختن! در انتها هم تصنيفی هست بر روی غزلی شورانگيز از مولوی. ببخشيد که اين يکی طولانیتر از قبلی است و حدوداً بيست و اندی دقيقه است.