آياتِ شکستِ ارعاب و دروغ
۱. آرامآرام میتوانيم آنچه را در روز ۲۲ بهمن اتفاق افتاد بهتر درک کنیم. یک بار دیگر آن آيهی بالا را مرور کنید. این بخش از يادداشت ایمایان را – با شمارهگذاری من – بخوانید:
«۱. کمآوردن یک جناح در استدلال؛ ۲. کوتاهکردن پای مخالفان از مناظرههای پاستوریزه؛ ۳. رویآوردن به اعترافگیری تلویزیونی؛ ۴. به جای منطق خیابانها را نشانهی برد و باخت دانستن؛ ۵. ندادن مجوّز به خبرنگاران خارجی برای پوشش خبری به جز میدان آزادی و انتقال آنها با اتوبوس به آنجا؛ ۶. سانسور همهجانبهی خبری؛ ۷. مبارزه با رسانههای آزاد خارج و تحدید رسانههای ناهمسوی داخل؛ و ۸. ندادن مجوّز برای تجمّع منتقدان؛ و ۹. بدل کردن خیابانها به پادگان برای بازنده بودن حاکمیّت کفایت میکند».
خوب اینها نشانه است و نشانهی معناداری از پيروزی جنبش سبز است. چرا نشانهی پیروزی؟ به خاطر اینکه قرار بود روز ۲۲ بهمن روز جشن باشد. چه کسی روز جشن به ضرب و شتم مردم روی میآورد؟ به خاتمی، کروبی، موسوی و رهنورد در این روزها حمله شده است. کسی که جشن میگیرد و به خودش اعتماد و اطمينان دارد، با چه انگیزهای بايد اينها را مضروب کند؟ فکر میکنم اگر فشار بیامان جنبش سبز در ماههای گذشته و عزمِ اعلامشدهی آنها برای حضور پررنگ در ۲۲ بهمن نمیبود، قدرتِ سیاسی ناچار به این صحنهآرایی رسوا نمیشد. جشن زمانی معنای درست خود را دارد که همه بتوانند در آن آزادانه رفت و آمد کنند و با هم ارتباط داشته باشند. شايد تعبیر صاحبِ سیبستان، رساترین تعبیر باشد. آنچه در روز ۲۲ بهمن رخ داد، استقرار کامل «آپارتايد» بود. این برای آنها يعنی شکست و برای ما یعنی پیروزی.
۲. خوب است از زاويهی نگاه آنها هم به خودمان بنگریم. آنها ما را فتنهجو، اغتشاشگر، اراذل و اوباش، خس و خاشاک، بزغاله و گوساله میبينند (جلبک هم دیگر تعبیر قدیمی بخش بدزبان و هتاکِ آنهاست). در همين زبان و ادبياتِ آنها هم آیات و نشانههايی هست برای تأمل. برای اینکه شباهت غریب این رفتار را با نمونههای تاریخی دينی ببينيد، کافی است نگاهی به قرآن بکنیم. قوم نوح، در پاسخ به پیامبرانشان، میگفتند که اينها که گردِ تو را گرفتهاند، جز مشتی اراذل و اوباش نيستند و به خیالِ ما شما مشتی دروغگوييد. خوب به مضمون آیه دقت کنید: مَا نَرَاكَ إِلاَّ بَشَرًا مِّثْلَنَا وَمَا نَرَاكَ اتبَّعَكَ إِلاَّ الَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِيَ الرَّأْيِ وَمَا نَرَى لَكُمْ عَلَيْنَا مِن فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَاذِبِينَ (سورهی هود (۱۱)، آيهی ۲۷). این آیه را آن طرفیها هم ممکن است برای این طرفیها بخوانند. اما تفاوتاش دقیقاً کجاست؟ زبان و ادبیات سبزها به سوی تحقیر طرف مقابل و هیچ انگاشتن او نمیرود (یا دستِ کم جریان غالب بخش خردگرای آن چنين نیست)، در حالی که طیف گستردهای از گروه مقابل همین زبان را اختيار میکنند. از سوی دیگر، سبزها پس از ۲۲ خرداد موجودیت يافتند، در حالی که در اين درگیریها چهرهای وجود دارد که چندين سال است که به دروغگويی، لافِ بیهوده زدن و بدزبانی شهره است و تبدیل به چهرهای جهانی شده است. پس به دشواری بتوان آن آيه را به طرف مقابل برگرداند.
۳. این نکتهها و ظرایف، آنقدر معنادار هستند که اين اعتماد به نفس را به ما بدهند که راهی که پیمودهایم و اختیار کردهايم راهِ روشن و سبزی است که بنياناش کلمهای طیبه است. اين دقایق میتواند به اهل ایمان سکینهای بدهد که از باور خالصانه میآيد نه از قدرتِ پادگانی و نمايشهای نظامی و صحنهآرايی متکی بر تبليغات. برای آنها که اهل اشاره و نشانه و بشارت هستند، آيهی ۲۴۸ سورهی بقره، نکتهها و مضامین شگرفی دارد: «وَقَالَ لَهُمْ نِبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَن يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِّمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلآئِكَةُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ». شرح و توضيحِ زیادی لازم ندارد. با تأمل و حوصله اين آيه را بارها بخوانید. مشکل بزرگ قدرتمداران طرفِ مقابل این است که معترضان را بیدین، بیایمان و بیاخلاق میدانند. حتماً اگر از دستشان بر میآمد، قرآن را هم از نو مینوشتند که نتوانیم برای الهام گرفتن، گرم شدن و بصیرت به سراغ اين مضمونِ آسمانی برویم. قرآن، سنگری است که با هيچ پادگان و سرنيزهای، با هيچ مناظره و اعترافی، با هیچ ضرب و شتم و خبرنگار به قفسانداختنی، به حبسِ زور در نمیآید. ما در آرمان، باور وانديشهای که داریم دستمان بسيار پرتر از دستِ طرف مقابل است.
آنکه پيشش بنهد تاج تکبر خورشيد
کبريايیست که در صحبت درويشان است
دولتی را که نباشد غم از آسیب زوال
بیتکلف بشنو دولت درويشان است
از کران تا به کران لشکر ظلم است ولی
از ازل تا به ابد فرصت درويشان است
گنج قارون که فرو میشود از قهر هنوز
خوانده باشی که هم از غیرتِ درويشان است

