گوشهام از هيجان سرخ شد. باورم نمیشد. پهلوان آواز ايران، محمدرضا شجریان با بغض و رنجش خاطر به تلويزيون بیبیسی میگويد که صدا و سیما حق ندارد «ایران ای سرای اميد» را از تلویزیون پخش کند و آن را به نام آقای احمدینژاد مصادره کند. او میگويد که این آوازها را برای همين «خس و خاشاک» خوانده است و خودش هم در شمارِ همين خس و خاشاک است! «این صدای خس و خاشاک است و هميشه هم خس و خاشاک خواهد ماند»! امروز استوانه و ستون فقرات موسیقی اصیل ايرانی، بانگ رسای حافظ، مولوی و سعدی، بزرگترين تودهنی تاریخ را به آقای احمدینژاد زد! امروز عمیقاً به ايرانی بودن خودم افتخار میکنم! افتخار و عزت یعنی این که هنرمند بزرگ ملت، چنین آبرويی بخرد برای تاریخ و فرهنگ ما! دست مریزاد! عمرش دراز باد شجريان که «فرياد ميهن» است!
بازيکنان تيم ملی در نيمهی اول همگی با دستبند سبز به ميدان میروند و در نيمهی دوم مجبور میشوند دستبندشان را در بياورند. آقای احمدینژاد «فوتبال» را هم به ملت و به موج سبز موسوی باخت! این فضیحت و رسوايی عظيم که دين، علما، فرهنگ، ادبيات، دانشگاه، موسيقی، ورزش و طفل خردسال در برابر آن غریو تندرآسا سر میدهد، به شکم دراندن از زن آبستن و پرت کردن دانشجو از پنجره و گلوله از پشت بام به روی مردم بیدفاع خالی کردن، خاموش نخواهد شد.
امروز حتی عسگر اولادی مؤتلفه میگويد که: «هر کس دیگران را خس و خاشاک بداند از بندگی خدا خارج شده است». ديگر چه کسی مانده است که نيرنگ، دروغ، دينستيزی و رياکاری احمدینژاد را فریاد بزند؟ سخن به اين رسايی است: احمدینژاد از بندگی خدا خارج شده است! اين يعنی احمدینژاد طاغوت است! شما جور ديگری حرف عسگر اولادی را میفهميد؟ معنای خروج از بندگی خدا چیست؟
آقای احمدینژاد! گفته بودم که شما شکست خورديد! این را پیش از اعلام نتايج ما فهميده بوديم (بدون دانستن هیچ عدد و رقمی). امروز اين شکست و فضیحت تاریخی شد. یکی از بزرگان و يلان ملت و ديانت نيست که سر سوزنی وجداناش را به دروغ و پلیدکاری و وقاحتِ شما بفروشد. زماناش گذشته است که فرار به جلو کنيد و دموکراسی و انتخابات را مصادره به مطلوب کنید و خيمهشببازی شمارش جزيی آراء يا حتی ابطال صندوقها را علم کنيد. «آن يکی بازی که کردی باختی»! این انبار باروت زوتر از آنکه گمان میکردید، منفجر شد.