حکمت روز - پرهيز از نيش!
به اين بيت از مولوی برخورد کردم:
آن سخنهای چو مار و کژدمات
مار و کژدم گشت و میگيرد دمات
کافی است کسی چند مرتبه همين بيت را برای خودش بخواند. اگر از هول و هراس بر خودش نلرزد، يا اهلِ اين عالم نيست یا خيلی وقت است دلاش مرده است و به فکر محاسبهی نفساش نيست. اين نيشهايی که به ديگران میزنيم، اگر همينجا گريبانگيرمان نشود، جای ديگر وبال گردنمان خواهد شد. نرمخويی فضيلتی است ديرياب. همه کس نرمخو نمیشود. همه کس زباناش را از درشتی و زخم زدن نمیپيرايد. همه به نوعی گرفتار اين زخم زدن هستيم. تا اين بخت و اقبال نصيب که شود که از اين زخم زدنها، چه نرم و چه سخت، رها شود. این سخنهای چو مار و کژدم لازم نيست به عريانی و صراحت با الفاظی سخيف و رکيک، ديگران را زخمی کند. گاهی اين نيش در لفافهی عباراتی آرام، روح ديگری را زخمی میکند. محاسبهی نفس کار آسانی نيست. ما انسانها هم در فريب دادنِ خود استاديم، استاد!