آقای رييس جمهور يا شمردن بلد نيست يا فرق دکترا و بنایی را نمیداند و یا فرق دکترای افتخاری و دکترای تحصيلی را نمیشناسد!
ایشان در جلسهی هيأت دولت
فرمودهاند:
«چون استیضاح وزیر کشور را قبول ندارم در جلسه مربوط به آن نیز شرکت نمیکنم... اگر مدرک کردان غلط هم باشد چه اثری دارد؟ من پیش از این حتی عبارت کاغذ پاره را درباره آن به کار بردم برای آنکه تنها یک مدرک افتخاری بوده است.»
از همين عبارات رييس جمهور میتوان فهميد درکِ ايشان از کل مسأله چقدر سطحی و پرت است. «چون قبول ندارم، شرکت نمیکنم» جملهای نيست که در شأن رييس جمهور باشد. به هر حال، آن مجلس در آن نظام مشروعيتی دارد و رييس جمهور هم اگر رييس جمهور آن نظام است، ملزم به حضور در آن مجلس و دفاع از وزيرش به طور علنی است (البته اگر چنانکه از سياق جملهی ايشان بر میآيد، رفتار کردان قابل دفاع باشد!). از اینها بگذريم. بالاخره در ايران یک نفر هست بتواند به رييس جمهور بفهماند که قضيهی استيضاح دعوای دو تا بچه دبستانی نیست؛ مسأله سرنوشت يک ملت است. ايشان هنوز خیال میکنند عدهای عليه ایشان و دولتشان توطئه کردهاند!
رييس جمهور هنوز در جعلی بودن مدرک کردان، به رغم اعتراف صريح کردان، شک دارد و میگويد «اگر مدرک کردان غلط هم باشد». آخر کردان به چه زبانی باید میگفته است مدرک جعلی است که رييس جمهور بفهمد؟ بعد ايشان باز میگويد این کاغذ پاره است و تازه مدرک افتخاری هم هست! ايشان هنوز نمیداند که برای اخذ مدرک دکتری تحصيلی باید حداقل سه سال بروی درس بخوانی در یک دانشگاه و صبح تا شب با کتاب و تحقيق سر و کله بزنی (نه با سياست و کارِ اجرايی). اما برای دريافت مدرک دکترای افتخاری (که آن هم به میل و ارادهی دریافت کننده نیست بر خلاف مدرک دکترای تحصيلی)، بايد سالها، اگر نگويیم حداقل سی سال، کار مثمر ثمر و جدی کرده باشی. يعنی ارزش مدرک دکترای افتخاری نه تنها از دکترای تحصیلی کمتر نیست، بلکه چه بسا به مراتب دشوارتر هم باشد. آدم وقتی اين چيزها را میبیند، در وجود حتی یکی دو مشاور فرهیخته و باسواد در دولت نهم شک میکند.