از چشمِ مردم تا چشمِ خدا
به عادتِ فراغت، نشستهام و اسرار التوحيد را میکاوم. رسيدم به این گفته از ابوسعيد ابوالخير: «من نظر الي الخلق بعين الخلقِ طالتِ خصومَتُهُ معهم و من نظر اليهم بعين الحق استراح منهم» (اسرار التوحيد، ج ۱، صص ۲۹۱ و ۳۳۹). شفيعی کدکنی در تعليقات اين گفته را چنين ترجمه کرده است: «هر که در خلق به چشمِ خلق بنگرد، خصومتاش با ايشان به درازا کشد و هر که بديشان از چشمِ حق بنگرد، بديشان میآسايد.» (اسرار، ج ۲، تعلیقات شفيعی، ص ۶۰۷)
چه حکيمانه شرح داده است قصهی خصومتهای مردم را با هم. مردم چون از چشمِ خودشان، از همین نگاهِ بشری و با همين ديدهی عيبجو و بهانهگیر همدیگر را میبينند، ديگر جايی برای شفقت باقی نمیماند. و شفقت چه معنای وسيع و عميقی دارد!