منام تمامِ افق را به رنج گرديده...
منام تمام افق را به رنج گرديده،
منام كه هر كه مرا ديده، در گذر ديده
منام كه نانی اگر داشتم، از آجر بود
و سفرهام ـ كه نبود ـ از گرسنگي پر بود
به هرچه آينه، تصويری از شكست من است
به سنگسنگ بناها، نشان دست من است
اگر به لطف و اگر قهر، میشناسندم
تمام مردم اين شهر، میشناسندم
من ايستادم، اگر پشت آسمان خم شد
نماز خواندم، اگر دهر ابنملجم شد...
- محمد کاظم کاظمی
پ. ن. تقصير خودت بود! کاری کردی بروم تمام فایلهای گذشتهها را بگردم. به نبش قبر شبيه بود کاری که کردم! جانام به لبام آمد! از آخر هم از خیر منتشر کردناش گذشتم.