دربارهی آزار دادن، امير در وبلاگاش
چيزی نوشته است، در پی گفتوگوی مختصری که داشتيم. چند بار خواسته بودم چيزی بنويسم. اين بار به اختصار و اشاره میگويم. کسی که آزار میدهد ديگران را - و آزار صورتهای مختلفی دارد - به باور من خودش جايی سخت آزار ديده است. کسی که با جهان و عالميان در صلح باشد و دروناش تيره و غبارآلود نباشد، از سر غرض و بغض و نيش زدن با کسی سخن نمیگويد. کسی که به ديگری زهر میپاشد، در درون خود کيسهی زهری را حمل میکند که نخستين قربانیاش خودش است. زهر پاشيدن به ديگران - به هر انگيزه و توجيهی - ابتدا زهر پاشيدن به خود است. آزار دادن - به باور من - جايی سختتر و تلختر میشود که از سنخ همين آزارهای معمولی نباشد؛ آزاری که به انگيزهی اعتقاد و باور باشد. خداوند همگی را از سوء عاقبت محفوظ بداراد و همهی بيماران را شفای عاجل دهاد... و ما را هم از عذاب آزار دادنِ دگران در امان داراد!