ای فسانه
ای فسانه، فسانه فسانه
ای خدنگِ تو را من نشانه
ای دوای دل ای داروی درد
همره گريههای شبانه
با منِ سوخته در چه کاری؟
ای فسانه! خساناند آنان
که فروبسته ره را به گلزار
خس به صد سال توفان ننالد
گل ز يک تندباد است بيمار
تو مپوشان سخنها که داری!
شرحاش را بعداً مینويسم. به تصنيف فسانه با صدای مرحوم بسطامی و آهنگ کيوان ساکت گوش دهيد. شعر هم که از نيماست.
آن تصنيف ديگر را هم که از همين آلبوم فسانه است، من خيلی دوست دارم.