ملکوت

روزنوشت‌های داريوش محمدپور
دوشنبه ۱۰ تیر ۸۷ :: June 30, 2008 

حافظ و ما!

من از حافظ خوش‌ام می‌آيد چون خيلی با مرام است. اهل خالی‌بندی‌های  الکی نيست. خالی بندی هم که می‌کند، خودش خنده‌اش می‌گيرد و بعد جوری می‌گويد که آدم حال می‌کند. جوری بلوف نمی‌زند که بوی گندش از شش کيلومتری به آسمان باشد! خلاصه اين‌که حافظ، خيلی توپ است. خوش‌ام می‌آيد که بر می‌گردد به‌ات می‌گويد:
دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغان‌ام
«با کافران چه کارت گر بت نمی‌پرستی؟»

پ. ن. بيخود نيست ملت فکر کرده‌اند حافظ «لسان الغيب» است. اين قدر با حال است، اين قدر ماه است اين حافظ که هر فکری درباره‌اش می‌کنند!

تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است