۱. «خيال نكنيد برپايي آرمانها به سهولت قابل دسترسي است. اگر به اين سادگي بود حاكميت امام علي(ع) كه تجلي اسماء الهي است، موفق ميشد.»
۲. «بايد به امام علي (ع) تأسي كرد، خون دل خورد و فداكاري نمود. بدانيد هر جا پرچم حقطلبي واقعي برافراشته شده، همه شمشيرها عليه آن بلند بوده است.»
فکرش را بکنيد که اول بگويد حاکميت امام علی
موفق نشده است، چون کار به همين سادگیها نبوده. بعدش بگويد بايد به امام علی تأسی کرد. ما نفهميديم بالاخره تأسی به امام علی منجر به عدم موفقيت میشود و نهايتاش شکست آرمانهاست يا اينکه خودِ امام علی يک کارهايی را میخواست بکند و نتوانست. حالا ما میخواهيم همان کارها را بکنيم و میشود! يعنی در زمان علی اگر میخواستی به او تأسی کنی، موفق نمیشدی ولی حالا اگر به او تأسی کنی - ببخشيد، اگر
ما به او تأسی کنيم (نه شما) - حتماً موفق میشويم. شاهدش کو؟ اينجاست:
«مديريت امروز جهان در اختيار هيچكدام از سازمانهاي بينالمللي نيست و مانند بازي دومينو فروپاشي نظام هاي جهاني آغاز شده است و بعيد نيست كه شاهد شورشهاي سنگين اجتماعي در جهان باشيم و اين همه در حالي است
ادبياتي (!) كه از سوي جمهوري اسلامي ايران در مجامع جهاني مطرح ميشود، به شدت مورد استقبال قرار گرفته است.»
واقعاً بيشتر از این دربارهی حرفهای ايشان حرف زدن اتلاف وقت است. آدم وقتی در دو سه جمله پيشوای اول شيعيان را اينجوری با خاک يکسان میکند و رسماً حرف زدن بلد نیست، ديگر چه انتظاری در عرصههای ديگر میشود از او داشت؟
نقل از: «
ميخواهند از مردمي كه به اين دولت رأي دادهاند، انتقام بگيرند»