خاستگاه دموکراسی يونان است؟ بيشتر مردم ذهنیتی دربارهی دموکراسی دارند که مبتنی بر تبليغات رسانهای و آموزشهای سطحی کتابهای درسی و تاریخی است. شواهد تاریخی نشان میدهد که دموکراسی ابداع يونيانيان نيست. و هديهای نيست که ارزشهای غربی يا اروپا به جهانيان داده باشند. پيشتر اشاره کرده بودم که جان کين مشغول نوشتن تاريخ جامع دموکراسی است. نويسنده در اين کتاب نشان داده است که نسبت دادن ابداع دموکراسی به يونانيان تحريف تاريخ است و آن را «انتحال» يونانيان ناميده است. جان کين، در اين کتاب، که عنوان «زندگی و مرگ دموکراسی» را بر خود دارد، نشان داده است که «دموکراسی» به لفظ، معنا، و در عمل ريشه در «شرق» دارد؛ يعنی سرزمينهايی که اکنون سوريه، عراق و ايران ناميده میشوند!
ما ناگزير به اصلاح تاريخ و راست کردن اين تحريف تاريخی برای دو گروه هستيم: برای شرقیها - و ايرانیهايی - که گمان دارند دموکراسی، ارزش يا ابداعی «غربی» است. از آن سو بايد برای غربیهای متخبتری که گمان کردهاند «دموکراسی» زاييدهی تمدنِ آنهاست و ريشههای آن را در تاريخ کهن خويش نشان میدهند، ثابت کرد که دموکراسی از آنِ آنها نيست تا کسی مانند جورج بوش ادعا نکند که: «ما در مدت زمان اندکی، يعنی در فاصلهی کمتر از يک نسل، شاهد سريعترين پيشرفت آزادی در داستان ۲۵۰۰ سالهی دموکراسی بوده است. مورخين آينده توضيح خواهند داد که چرا اين اتفاق رخ داده است. اما ما هماکنون بعضی از دلايلی را که آنها نقل کردهاند میدانيم. تصادفی نيست که طلوع اين همه دموکراسی در زمانی رخ داده است که با نفوذترين ملت دنيا خود يک دموکراسی بوده است.» (نوامبر ۲۰۰۳).
دموکراسی در شمار يکی از مفاهيمی است که دستخوش عميقترين سوء تفاهمها و تعابير نادرست بوده است. آن دموکراسی که مردم میشناسند، خيالی است از واقعيتی که چندان نسبت مستقيم و دقيقی با آن خيال و توهم ندارد. و مردم هميشه با خيال و ظن خويش زندگی میکنند.