آخر چرا دروغ میگويید؟ چرا؟ توی روز روشن آن هم! جوری حرف میزنيد که اگر کسی هرگز توی تظاهرات ضد جنگ لندن نبوده باشد فکر میکند پليس ضد شورش ريخته است مردم را نفله کرده است. پدر آمرزيدهها! آقای فلاح! خبرنگار شبکهی جام جم! تو اسمِ خودت را میگذاری مسلمان؟ لابد روزه هم بودهای امروز! مرد حسابی! کجای اين تظاهرات «با خشونت پليس به پايان رسيد»؟ کدام ابلهی به تو گفته بود برای موجه کردن خودتان دروغ بگوييد آن هم به اين بزرگی؟ ما فکر میکرديم مسلمان آن هم وقتی احتمالاً روزهدار است دروغ نمیگويد! نکند بهتان زدن و واژگونه جلوه دادن واقعيت وقتی دربارهی غير مسلمانها باشد، خوب است؟ پيغمبر اسلام همين جوری به شما اخلاق آموخته بود؟
ما که اينجا میدانيم شما دروغ میگوييد آن هم شاخدار! آن بینوايی که در ايران است و پایاش هم به لندن نرسيده است و هيچ تظاهرات ضد جنگی را در لندن نديده است و هرگز به چشم نديده است پليس لندن چقدر متمدن رفتار میکند (در مقايسه با بعضی از پليسها!)، لابد فکر میکند اينها موجوداتی هستند وحشی. و حتماً «هيچ» تظاهراتی در ايران (اصلاً کسی جرأت دارد در ايران تظاهرات کند؟ چرا؟ مگر جايی عيبی و ايرادی هست؟)، مطلقاً «با خشونت پليس به پايان نمیرسد»؛ دليلاش هم احتمالاً اين است که تظاهرات به خاطر خشونت پليس معمولاً اصلاً آغاز نمیشود! آقای فلاح! اگر مسلمان بوده باشی و روزه گرفته باشی اين روز را، و اگر محقق نباشی و «مقلد» باشی، به فتوای مرجع تقليدت روزهی امروزت را باطل کردی آقاجان! میدانم اين حرفها بيشتر خندهدار و مضحک به نظر میرسد. معلوم است ديگر. تنها چيزی که در وطن اسلامی ما اين روزها مهم نيست، روح دينداری و مغز اسلام است. اين روزها آنچه مهم است پوست است و قشر دين. آخر مرد حسابی! اگر همين جملهی دروغ را نمیگفتی، از گزارشات چيزی کم میشد؟ چرا همهی گزارشهایتان وقتی میتواند خوب باشد، آخرش تبديل میشود به تف سربالا؟
پ. ن. اگر نمیدانيد دربارهی چه حرف میزنم، همين الآن در اخبار شبکهی جام جم، اين مزخرفات را گزارشگر جام جم دربارهی تظاهرات ضد جنگ در انگليس تحويل ملت داد.
پ. ن. ۲. شايد آقای فلاح اين را گفته که آبروی بعضیها نرود. میگويند دست پيش میگيرند پس نيفتند: «سخنرانی احمدینژاد در دانشگاه تهران در ميان تدابير شديد پليسی». راستی پليسی که گاز اشکآور پرتاب میکند خشن است يا پليسی که حتی اجازهی حمل سلاح گرم ندارد؟