باشد، میزنم به سيم آخر. هر چه ملت دوست دارند بگويند. يک بار ديگر هم نوشته بودم که من علی لاريجانی را سياستمدار و ديپلماتی ترازِ اول میدانم. اين آدم اصلاً برای هيچ شغل و منصب ديگری در جمهوری اسلامی ساخته نشده بود جز کار ديپلماسی. هر کس اين آدم را به اين کار حاضر گمارده است هوشمندی زيادی به خرج داده است. واکنشهای اخير علی لاريجانی به آمريکا در شمار دندانشکنترين پاسخهايی بود که يک سياستمدار ايرانی به آمريکا داده است. به نظر من دستگاه دولتی بايد رسماً سکان هدايت سياست خارجی جمهوری اسلامی را به لاريجانی بسپارد و به بقيه مؤکداً بگويد فقط سکوت کنند و بگذارد يک نفر باسوادتر و ديپلماتتر از خودشان حرف بزند. سخنان لاريجانی را از بسياری جهات من سخت منسجم، متين و محکم میدانم. تيتری هم که راديو زمانه برای سخنان او انتخاب کرده است، شاهکار است: «آمريکا به ليبرال-دموکراسی در عراق التزام ندارد» و اين درستترين سخنی است که هر سياستمداری در چنين وضعيتی میتواند به رخ آمريکا بکشد. سخنان لاريجانی فکت دارد، اشارات صريح دارد. تنها حرفهای جدلی نيست.