ملکوت

روزنوشت‌های داريوش محمدپور
دوشنبه ۱۸ تیر ۸۶ :: July 9, 2007 

رگبارهای تابستانی لندن

نيم ساعت شده است که بی‌وقفه دارد می‌بارد. آسمان سوراخ شده است انگار. بانو می‌گفت از صبح دارند به مردم هشدار می‌دهند که رگبار سختی در راه است و تا نيم ساعت پیش خبری نبود. از ايستگاه که آمدم بيرون، دو قدم رفتم آن طرف خيابان که سوار اتوبوس شوم و مسيری را که معمولاً پياده می‌روم، سواره بياييم که خيس نشوم. دو قدم رفتن همان و موش آب کشيده شدن همان. تازه شانس آوردم چتر همراهم بود. انگار باران به کای آسمان از زمين می‌باريد. حالا هم دارد به همان شدت می‌بارد. نصف آسمان آفتاب است و نصف ديگر سوراخ شده است. اين باران‌های لندن هم حکایتی است به خدا.


تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است