خبر آزادی ملوانان انگليسی (همين چند دقيقه پيش) از بهترين خبرهای سال جديد بود: هديهی ايران به ملت انگليس! بیبیسی هنوز باور نمیکند که ايران دارد ملوانان انگليسی را به خاطر ايستر آزاد میکند. من ادارهام و بانو دارد شبکههای خبری ايران و اينجا را دنبال میکند. گويندهی خبر بیبیسی باورش نمیشود. چند بار گفته است بايد دوباره بررسی کنيم ببينيم مترجم اشتباهی نکرده باشد! رفتهاند صادق صبا را آوردهاند و او هم لفظ به لفظ همه چيز را برایشان ترجمه کرده است. اينها هنوز باورشان نمیشود. هراس برشان داشته است که مبادا احمدینژاد کارهای نباشد و يکی بزند ماجرای آزادی اينها را کأن لم يکن کند. جالب است که ديشب فکر میکردند خودِ احمدینژاد ممکن است در روند آزادی اينها اخلال ايجاد کند. خيلی ماجرای با مزهای شده است.
وقتشناسی سياستمداران ايران در اين مورد خاص بینظير بود. يک کار شگفتانگيز بود واقعاً. درست قبل از فرا رسيدن ايستر. از آن طرف نکتهی با مزه و مضحک اين است که احمدینژاد گفته است از بلر میخواهم اين ملوانان را به خاطر گفتن حقيقت مجازات نکند! رودهبر شديم از خنده. احمدینژاد فکر میکند انگليس هم مثل ايران است. اميدوارم بعضی از دوستان اين حرفهای مرا به حساب سينه زدن پشت سر حاکميتِ سياسی ايران نگذارند!
پ. ن. بانو میگويد اينها هنوز باورشان نمیشود. میگويد صادق صبا توی تلويزيون است و دارد غش غش میخندد. انگليسیها کلمه به کلمهی حرفهای احمدینژاد را ترجمه کردهاند ولی هنوز باورشان نمیشود.
پ. پ. ن. خوب، بانو دیگر رسماً تبديل به کانال ارتباط رسانهای من شده است! حالا دارند در بیبیسی احمدینژاد را نشان میدهند که مشغول ديدار با ملوانها و احوالپرسی از آنهاست. آنهم که کلی از او تشکر میکنند. خيلی تحويلشان گرفتهاند (ملوانها آنها را و آنها ملوانها را!). واقعاً قصهای شده است ها. شماها که ايران هستيد حتماً تا حالا ديدهايد اينها را. ما هم شب میبينيم دوباره. (به روز شده ساعت ۱۵:۳۳ به وقت لندن).