آی جامعهشناسان! آی روانکاوان! آی مردمشناسان! بشتابيد! بازار داغی در وبلاگستان فارسی بر پاست که میتوان از آب هميشه گل آلودش ماهیهای بزرگ گرفت! لحن طنز ماجرا را اگر کنار بگذاريم میتوان الگوهای جالبی را از رفتار ما در وبلاگستان، موضعگيریها و مخصوصاً کامنت گذاشتنها در وبلاگهای مختلف بيرون کشيد. (نمونههای عينی و مصاديق مشخص هم زياد دارد: هستند کسانی که هيچ وقت وبلاگ نمینويسند يا حداقل نام وبلاگشان را رو نمیکنند، اما عاشق اين هستند که در وبلاگهای مختلف کامنت بگذارند!).
اين نوشتهی نويسندهی
وبلاگوار (که دست بر قضا روی وبلاگها دارد دکترا میگيرد) («
کامنتها: بازتاب رفتار اجتماعی ما») الحق که نوشتهای است بسيار به جا و ضروری. آنها که گفتهاند وجود داشتن امکان کامنت گذاشتن يا باز گذاشتن آن نشانهی ميزان دموکراسی و رواداری و مدارای ماست، اين يک جا بدجوری اشتباه کردهاند. بله، باز گذاشتن بخش نظرها امکان تبادل نظر و گفتوگو و نقد را بيشتر میکند، اما نه لزوماً. فضای نقد در بخش نظرهای وبلاگستان فضای سالمی نيست، يعنی هميشه سالم نيست. کلی از آدم کار و انرژی میبرد.
پيشتر بخش بزرگی از اين نظرهای عجيب و غريب و ناهنجار را به حساب سوء تفاهم و سرسری خوانی گذاشته بودم. اکنون بايد اين را هم با آن افزود که بخشی از وبلاگستان دچار اختلالهای رفتاری و فکری است. اينها صرفاً توصيف است. وضعيت واقعی وبلاگستان اين است. طبيعتاش همين است، حداقل تا امروز. شايد فردا روزی وبلاگستان جهشی ژنتيک پيدا کرد و تکاملی فرا-داروينی حاصل شد و وضعيت کمی فرق کرد. اما فعلاً وضع همين است.