حال و هوای نوروز است و دو سه روزی است آوازی در بيات ترک را از شجریان گوش میدهم. برنامهی شمارهی ۱۴۴ گلهای تازه را. غزل حافظ است به همراه سهتار استاد احمد عبادی. این آواز خصوصاً به کار کسانی که مشقِ آواز میکنند و پی بیات ترک خوبی میگردند میخورد. این همه که این آوازها را در ملکوت میگذارم يک دلیل ساده دارد: خودم آوازی را میشنوم و لذت میبرم. دريغام میآید اين شیرینی و لذت را تنها برای خودم نگاه دارم. حتماً هستند کسانی که همچون من از آن لذت میبرند و زخمهی سازی يا ارتعاش آوازی، روحشان را مینوازد و بيتِ شعری روزشان را میسازد. ستمِ ستمکاران و بیدادِ بیدادگران، شادیهای ما و فهمِ ما را نمیتواند بربايد. ما با اينها و با بسی بيش از اینها زندهایم و زندهتريم. شعر و آواز همچون آب، باعث رويشِ جانهای ماست. ما با موسيقیهایمان هم سبز هستيم.

نظرها (5)
دوست دارم شماوبانو را از نزدیک ببینم دنیا کوچیکه انشااله همدیگرراببینیم
-------------
بله دنیا کوچک است. شايد دیديم. :)
بیدادازگنبد کاوس | دوشنبه، ۲۴ اسفند ۱۳۸۸، ۱۱:۳۷
ّباآرزوی موفقیت روزافزون شما
پیشاپیش عید سعید باستانی را تبریک میگویم
-------------------------------
بله، ما هم همچنين :)
maryam | یکشنبه، ۲۳ اسفند ۱۳۸۸، ۱۶:۰۸
خوشحالم که هنوز بعد این همه سال می بینم موسیقی،شجریان و آواز را رها نکردی.کلکت همیشه بر قرار باد!
میزبان | شنبه، ۲۲ اسفند ۱۳۸۸، ۱۴:۰۹
ملکوت ِ شما بی نظیر ِ.
مخصوصا قسمت طربستان.
شاد باشید.
Anonymous | جمعه، ۲۱ اسفند ۱۳۸۸، ۰۵:۳۱
I really enjoyed it, the "Jameh daraan" indeed touched me
Shahrokh | جمعه، ۲۱ اسفند ۱۳۸۸، ۰۴:۱۹