نماز ظاهری و باطنی تفاوت درجات و مراتب دارند. دشوار نیست ریا کردن با نمازِ ظاهری. نماز باطنی است که فقها دستشان به آن نمیرسد. نماز باطنی است که هیچ امامِ جماعتی نمیتواند سو و جهتی برای آن مقرر کند. با نماز باطنی میتوان گفتن که «قبله گو هر سو که خواهی باش». نماز ظاهر، طهارت ظاهر میطلبد. نماز ظاهر را با می نسبتی نیست. صاحبِ شريعت از این رو میگوید که در حال مستی نماز نخوانید. مستان را نماز نيست: و لا تقربوا الصلاة و انتم سکاریٰ. اما عاشقان حکایتشان مستی مدام است: «نمازِ مست، شریعت روا نمیدارد / نمازِ من که پذیرد که روز و شب مستم». رندانِ مست، شيوهی عذر خواستن از امام جماعت در نمازهای ظاهری را - علی الخصوص در زمانهای که ریا و تزویر سکهی رایج بازار دین است - آموختهاند:
اگر امام جماعت طلب کند امروز
خبر دهید که حافظ به می طهارت کرد
اگر امام جماعت طلب کند امروز
خبر دهید که حافظ به می طهارت کرد

نظرها (9)
Thank you so much for your detailed reply.
Infinite blessings
Payande bashid
sedigh | پنجشنبه، ۲۱ آبان ۱۳۸۸، ۱۲:۰۸
Salam I had a question and I thought I will ask you here. Can you please kindly tell me what are the two best books from Eynolghazt with the translator/editor and perhaps publisher. Thanks a lot for your help
----------------------------------------------
نامههای عين القضات در سه جلد توسط کتابخانهی منوچهری منتشر شده است و به فارسی هستند. تمهيدات عين القضات از امهات آثار اوست که آن هم فکر میکنم نشر کتابخانهی منوچهری است. تصحیح نامهها از علینقی منزوی و عفیف عسيران است. جلد سوم را علینقی منزوی به تنهايی انجام داده است. زبدة الحقایق به عربی است که نصیر الدين طوسی آن را به فارسی برگردانده و من خود متن را هرگز نديدهام و تنها پارههایی از آن خواندهام. شکوی الغريب آخرین اثر قاضی همدانی است که در زندان نوشته است و در واقع دفاعيهی اوست. متن کامل آن به گمانم در کتاب «سلطان العشاق» نوشتهی دکتر غلامرضا افراسيابی منتشر شده است. همين کتاب اخير کلی مرجع دارد که به کارتان خواهد آمد.
د. م.
sedigh | چهارشنبه، ۲۰ آبان ۱۳۸۸، ۱۰:۰۷
آيا بدون داشتن ظاهرش ميشه به باطنش رسيد؟
--------------------------------------
بسيار بعید است. اما محال نیست:
ز راه دین توان آمد به صحرای نیاز ار نی
به معنی کی رسد مردم گذر ناکرده بر اسما؟
د. م.
آزيتا | دوشنبه، ۱۸ آبان ۱۳۸۸، ۰۵:۲۳
بهل، فريضه را بهل به شيخ شب نماز كن
چه حاجتم روا شد از نماز شب دراز كن ؟
فيضي خواه | یکشنبه، ۱۷ آبان ۱۳۸۸، ۱۴:۳۴
سلام
خوبی نوه دایی پدری عزیز؟
پنج سال بی هیج رنگ و ریا و در خلوت انس به عبادت باطنی پرداختم !!اما معبودم را لایق از این بیشتر دانسته. تا هم کلیه ظواهر شریعت را داشته باشم و امور باطن را در کنار رعایت نمایم
اما اینگونه فتوا دادنت مرا به فکر واداشت
یاد ولید افتادم که مست به نماز ایستاد و این گستاخی اش را علی مجازات نمود.
-----------------------------
نوه دايی جان،
اين همه که نوشتی فقط يک ایراد بزرگ داشت: من هرگز به عمرم فتوا ندادهام، به ویژه در چنین متون و نوشتههايی. جنس نوشته را ا جنس فتوای فقیهانه اشتباه گرفتن، خطای خوبی نيست. گستاخی؟ حیف است زمانپریش باشیم و حافظ را در زمان علی بگذاريم و پای کسانی چون ولید را به میان چنين حدیث شریفی بکشیم. مقامشناس باید بود.
د. م.
علیرضا | شنبه، ۱۶ آبان ۱۳۸۸، ۱۷:۵۲
سلام خدمت جناب محمدپوروارزوی توفیق
خواستم بدانم نظر شما درمورد این مطلب چیست؟نظرشمارابه عنوان یک راهنمایی ازطرف یک دوست خوش فکر لازم دارماگر لطف کنید ممنون میشوم.
ایا میشودکسی هم مدعی عشق به خدا به معنایی واقعی وعالمانه ونه ازنوع غافلانه که درجامعه امروزمان رواج دارد باشد وهم عاشق یک دختر بشود.حالا روی اینکه این دختر کی باشد وچه کاره باشد فعلا میگیم دختری که مثلا بازیگر است وتحصیلات دانشگاهی درعلوم انسانی دارد ومجری گری میکند و...خلاصه اصل رابردرستکاری او بگیریم.نمیدانم .وقت کافی ندارم برای توضیح دادن.به همین مقدار اکتفا میکنم.ایا ممکن است ومیشود ودرست است وبادین وایمان هم به معنای عاشقانمه وعارفانه اش منافات نداردکه کسی درعین حال هم بخواهد برای خدا عاشقی کند وهم دختری را به معشوقی بگیرد؟(دراین رابطه اگر موردی ندارد حافظ را مثال بزنید که به نظر شما هم حافظ چنین خصوصیتی داشت ؟)به نظر من که حافظ چنین بود.اگر فرصت داشتید پاسخی بدهید یا به ایمیلم بفرستید ویا زیر همین
پست.اگر ایمیل بدهید بهتر است.ممنونم .
---------------------------------------------------
حافظ میفرمايد که:
۱. عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید / ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی
۲. هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار / کس را وقوف نیست که انجام کار چیست
۳. هر دم که دل به عشق دهی خوش دمی بود / در کار خیر حاجت هیچ استخاره نيست
۴. ...
میشود همینگونه نوشت و نوشت. واقعاً چيزی بیش از اینها و برون از همين جنس سخنان نیست که از من ساخته باشد.
با مهر،
د. م.
بی نام | شنبه، ۱۶ آبان ۱۳۸۸، ۰۹:۵۰
سلام داريوش...
چه بگويم که گاهي نگفتن.. فريادش از گفتنها رساتر است ...
کيميــــــــا/ فرياد سکوت | جمعه، ۱۵ آبان ۱۳۸۸، ۰۷:۵۶
با این نماز باطنیست که حتی میتوان گریست و میتوان کلماتی غیر عربی بکاربرد که در نماز فقها روا نباشد.
نماز شام غریبان چو گریه آغازم
به مویه های غریبانه قصه پردازم
به یاد یار و دیار آنچنان بگریم زار
که از جهان ره و رسم سفر براندازم
فلورا | جمعه، ۱۵ آبان ۱۳۸۸، ۰۳:۵۴
رئیس جمهور موسوی: تشکیل کابینه،
رهبران احزاب: تشکیل کنگره ملی؛
بزودی دستگاه اداری کشور متلاشی می شود.
خیلی زودتر از آنچه فکر می کنیم دستگاه اداری از هم خواهد پاشید. به فکر اداره کشور باشیم. روی تشکیل کابینه و کنگره ملی مطالعه کنیم.
آرش | پنجشنبه، ۱۴ آبان ۱۳۸۸، ۱۸:۵۵