مغز نماز، نیاز است. نمازِ درست یعنی نمازی که نیاز در آن باشد. نمازی که شکستگی داشته باشد. و اين نیاز را با دردمندی نسبت است. این دردمندی هم پهلو میزند به عشق. عشقِ بیدرد داریم و عشقِ دردمندانه داریم. عشقِ فرشتگان با عشقِ آدمیان فرق دارد: «قدسیان را عشق هست و درد نيست». قامت بستن برای نمازی که مجموعهی نیاز باشد و درد و عشق، آسان نيست. تا نماز، نمازِ عشق شود، سرشک روانی لازم است، آبِ دیدهای باید برای وضوی این نماز. خونِ جگر باید خورد برای اين طهارت:
خوشا نماز و نیاز کسی که از سر درد
به آبِ دیده و خونِ جگر طهارت کرد
حسينِ منصور هم که نمازِ عشق را بر دار کرد، همين را گفت: صلاة العشق رکعتان لا يصح وضوءهما الا بالدم.
خوشا نماز و نیاز کسی که از سر درد
به آبِ دیده و خونِ جگر طهارت کرد
حسينِ منصور هم که نمازِ عشق را بر دار کرد، همين را گفت: صلاة العشق رکعتان لا يصح وضوءهما الا بالدم.

نظرها (2)
بسی رنج بردم در این سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی!
مسعود از پارس | یکشنبه، ۱۰ آبان ۱۳۸۸، ۰۹:۲۵
سلام. دکتر شریعتی چه زیبا گفته که: و من اکنون در آستانه دنيايی ايستاده ام که در برابرم آنچه از آن دنياي خورشيد و خاک و زندگی به چشمم می آ يد سکوت است و بس.
گلی | یکشنبه، ۱۰ آبان ۱۳۸۸، ۰۶:۴۸