October 4, 2009

« تهی را چگونه پُر می‌توان کرد؟ | صفحه‌ی اصلی | آقای شهبازی! اندکی آرام‌تر! »

باز هم درباره‌ی اخلاق و تقوا

واژگانی که در مقاطع مختلف زمانی، ذهن و ضمیر هر آدمی را به خود مشغول می‌کنند، هم متفاوت‌اند و هم متغیر، بسته به نوع شخصیت و منشِ او. احوال نوشته‌های این خانه‌ی مجازی هم دستخوش همین قبض و بسط دايره‌ی واژگان بوده و هست. در این یکی دو هفته‌ی گذشته، البته واژگان مرتبط و متصل با مفهوم مرگ – با هجرت پرويز مشکاتيان – بسامد بيشتری در ذهن و زبان‌ام یافته است. دو سه سال اخیر، مفاهیم پايان‌نامه‌ی دکترای‌ام به نوعی دیگر به فکر و زبان‌ام رنگ زده است. اما ماه‌های اخیر، چند واژه را به قوت هر چه تمام‌تر در فضای ذهن‌ام پررنگ کرده است (در کنار مفاهیم و معانی دیگر) و این‌ها عبارت‌اند از: عدالت، آزادی، اخلاق (و البته تقوا در بستر و زمینه‌ی دینی‌اش).

برای اين‌که کمی به فضای طبیعی دریای مواج انديشه بازگردم، از همین دایره‌ی واژگانی استفاده می‌کنم تا چند کلمه درباره‌ی خبر تازه‌ای بگويم که ديلی‌تلگراف بيرون داده است و پيش‌تر در سخنان عبدالله شهبازی و مهدی خزعلی درباره‌ی محمود احمدی‌نژاد ديده شده بود. مضمون این مدعیات این است: احمدی‌نژاد خود پيشينه‌ی يهودی دارد و اجدادش در همین دو سه نسل گذشته دین‌شان را به اسلام گردانده‌اند. و البته آماج اين سخنان شخص محمود احمدی‌نژاد است.

بگذارید روشن کنم که من نه زبان و نه سیاست‌های محمود احمدی‌نژاد را خوش نمی‌دارم. به صریح‌ترین و روشن‌ترین وجهی او را فردی مزور، ناآگاه و دروغ‌پرداز می‌دانم که در بهترین حالت، دچار ناخوشی‌های مزمن روانی است. تخلف‌های عدیده‌ی او از قوانین صریح جمهوری اسلامی چه پیش و چه پس از انتخابات قصه‌ای نيست که بر کسی پوشیده باشد. او حمله به فساد، انتقاد از مافیای ثروت و قدرت، مبارزه با استکبار و قلدری آمریکا و اسراييل را هميشه بهانه کرده است برای سرپوش نهادن بر ناکامی‌ها و بی‌کفايتی‌های آشکار مدیریتی و سياسی خودش. و این نیز قصه‌ای نيست که بر کسی پوشیده باشد. اما تمام این عيوبی که از سر تا پای کارنامه‌ی محمود احمدی‌نژاد می‌بارد، دلیل نمی‌شود هنگام انتقاد از او به ضد-اخلاقی‌ترین و ناجوانمردانه‌ترین شيوه‌ها متوسل شویم. مبنای انتقاد من از اين شيوه‌ی شنيع حمله به محمود احمدی‌نژاد، اخلاق است و تقوا. دقیقاً بر همين مبنا بود که از سخنان قالیباف در حمله به مشايی (و یکی از وزرای دولت احمدی‌نژاد) پیش‌تر انتقاد کرده بودم.

مهم نیست که احمدی‌نژاد امروز به چه شیوه‌ای به قدرت رسیده است. مهم نيست احمدی‌نژاد فاقد دانش سیاسی و ديپلماتيک است. مهم نيست احمدی‌نژاد دولتمردی است ناکارآمد. هيچ کدام از این‌ها دلیل نمی‌شود که ما در انتقاد از او شیوه‌ی اخلاق و عدالت را ترک کنیم. عدالت کاری به عقيده و ایمان و پيشينه‌ی کسی ندارد. کار ما تجسس در احوال درونی و باطنی مردم نيست. حتی اگر محمود احمدی‌نژاد يهودی باشد يا مسيحی یا هر آيین ديگری داشته باشد، اين کشور قانون دارد (يعنی فرض می‌‌کنیم دارد؛ و در حالت آرمانی باید به همین قانون متوسل شد). اگر او از قانون تخطی می‌کند، بايد با استناد به همین قانون گریبان او را گرفت. اگر او مدعی مسلمانی است و کاری می‌کند که با اخلاق مسلمانی منافات دارد، بايد به او گوشزد کرد که این‌که تو می‌کنی، مسلمانی نیست. اگر او مدعی تشيع است و سخن و عمل‌اش مباينت صریح با تاریخ، میراث و انديشه‌ی شيعی دارد، باید گریبان‌اش را گرفت و انحراف او را از آيين شيعی بر بام فلک جار زد. اگر او بی‌تقوایی می‌کند و اصول ابتدایی اخلاق انسانی را قربانی جنجال‌های رسانه‌ای و تبلیغاتی می‌کند، باید به او نهیب زد که اخلاق و ايمان بازیچه‌ی قدرت و سياستِ تو نیستند که هر وقت خواستی دین و ایمان را برای رسیدن به منافع‌ات هزينه کنی. اما هيچ کدام ازاين‌ها دليل نمی‌شود به او افترا بزنیم يا در مواجهه با او از اخلاق و جوانمردی عبور کنیم.

ما اگر خود را اخلاقی می‌دانيم – که بايد بدانیم –  این نکته از هر چيزی مهم‌تر است که ما جوینده‌ی حق و حقیقت باشيم نه اسیر و محبوس خشم و غضب خود. قصه‌ی آب دهان انداختن دشمن به روی علی در مثنوی، قصه‌ای است درس‌آموز که مضمون اخلاص به خوبی در آن متجلی است. این تازه اخلاق دين و ايمان است که اگر با کسی مخالفتی داری و مبنای‌اش حقیقت است، نباید بگذاری خودت بازيچه هوس و غضب شوی. حکم عدالت هم مضمونی مشابه دارد ولو در جهانی غیردینی.

خلاصه کنم که این نوع حمله‌ها به احمدی‌نژاد مبنایی شديداً فاشيستی دارد. این نوع رفتارها دقیقاً همان‌هاست که موسوی در آن مناظره‌ی مشهور گفت. همان‌ که همگی خواستار برچيده شدن آن هستيم: روحیه‌ی پرونده‌سازی و پاپوش دوختن برای افراد. اگر محمود احمدی‌نژاد خو کرده است به اتهام زدن و افترا بستن به افراد و پرونده‌سازی برای آن‌ها، ما نبايد برای کنار زدن او به همین شيوه متوسل شويم: خون به خون شستن محال آمد محال. نه در یهودی بودن کسی عیب هست و نه در مسيحی بودن کسی. نه شیعه بودن برای کسی مزیتی می‌آورد و نه سنی بودن برای مسلمانی شکست و خواری است. مضمون صریح کلام قرآن اين است که کرامتِ بيشتر از آن کسی است که تقوای بيشتری می‌ورزد. همين و بس. محمود احمدی‌نژاد اگر يهودی باشد و ملتزم به قانون، عدالت و اخلاق، هزار بار شرف دارد بر مسلمان شيعه‌ای که قانون را پيوسته زیر پا بگذارد، به عدالت و آزادی بی‌اعتنا باشد، اخلاق را به بازی بگیرد و در گفتار و کردارش بی‌تقوا باشد.

با این توضیحات من شيوه‌ی کسانی چون مهدی خزعلی و عبدالله شهبازی را ناجوانمردانه و غیراخلاقی می‌دانم ولو حريف‌شان خود در بی‌اخلاقی نظیر و عدیل نداشته باشد. بی‌اخلاقی حریف و دروغ‌گويی او هرگز توجیهی برای بی‌اخلاقی ما و توسل به دروغ و افترا نمی‌شود. این منطق «هر آن‌چه حريف کرد برای ما هم مجاز است» مغالطه‌ای آشکار دارد که راه را برای عبور از اخلاق هموار می‌کند. در سياست، بی‌اخلاقی‌های زیادی رخ می‌دهد. اما معنای‌اش اين نيست که اخلاق لزوماً با سياست منافات دارد و در سياست نباید دم از اخلاق زد. اتفاقاً سياست همان‌جايی است که بايد مردم را در آن دعوت به رعایت اخلاق و عدالت کرد. سیاستی که از اخلاق تهی شود، همينی خواهد شد که امروز يکی بعد از چهار سال دروغ‌گويی مستمر، ادعای راستی و پاکی می‌کند:
آن يکی پرسید اشتر را که هی! / از کجا می‌آيی ای اقبال پی
گفت: «از حمام گرم کوی تو» / گفت: «خود پيداست از زانوی تو»!

پ. ن. دقت کنید که من هیچ کاری به «واقعیت»های ماجرا ندارم. اساساً فرض را بر اين بگذارید که او يهودی‌زاده باشد. بحث من بر سر داوری و ارزش‌گذاری در اين مورد است. و گرنه اگر ثابت شود که آن‌چه درباره‌ی او می‌گویند فاقد اساس است، بحث طبعاً جنبه‌ی دیگری پيدا می‌کند. بحث من صرفاً برجسته کردن یک موضوع اخلاقی است. بحثِ اخلاق نقد است. اميدوارم بحث من به قدر کافی روشن باشد: من از زنده کردن جدلیات قرون‌ وسطايی و تفتيش عقاید و حمله به کيش و آيین انسان‌ها انتقاد می‌کنم ولو آن انسان محمود احمدی‌نژاد باشد با همه‌ی آن‌چه از او می‌شناسیم و می‌دانيم. اخلاقی بودن یعنی این‌که هر کاری مجاز نیست ولو این‌که حریف آدمی غیر اخلاقی باشد و اتفاقاً اخلاقی بودن در برابر اخلاق‌گریزان اهمیت بیشتری پيدا می‌کند.

پ. ن. ۲. می‌بینم که آقای شهبازی با ارجاع به اين يادداشت، نه تنها يادداشت صاحب اين سطور را بد فهميده است و هيچ تلاشی بری فهم مغز سخنِ بنده نکرده، بلکه تلاش برای دفع شبهه هم نمی‌کند و از آن هم عبور کرده و می‌خواهد «از آب گل آلود ماهی بگيرد». قضيه بسیار روشن است: آیا از نظر اخلاقی درست است که ایمان و عقيده‌ی کسی را مبنای قضاوت درباره‌ی او قرار داد؟ آيا تفتيش عقيده درست است؟ اين يک پرسش اخلاقی ساده است. آقای شهبازی اگر بتواند پاسخ همين پرسش را با يک «بله» يا «خير» ساده بدهد، مسأله‌ی ما حل است. بنده جسارت نمی‌کنم و پا را از دايره‌ی ادب و اخلاق، همچون آقای شهبازی، بيرون نمی‌نهم (بله، آقای شهبازی با بی‌تقوایی محض بنده را از «دوستان منشه امير» می‌خواند؛ این آدم کی هست اصلاً؟). من هيچ برچسبی هم به ايشان نمی‌زنم. ايشان فقط پاسخ همين پرسش را بدهند، من با ايشان هيچ اختلاف‌نظری نخواهم داشت. اتفاقاً بحث من مطلقاً دخلی به يهودستيزی ندارد. بحث من بسيار عمومی‌تر و کلان‌تر از اين حرف‌هاست. تمام معيار و رکن نقد من اين است: ان اکرمکم عند الله اتقيکم. همين و بس.

مطالب مرتبط

جانداروی اميد

مراقب انتشار نفرت باشيم

در بندِ آن مباش که نشنيد يا شنيد

اختلافی که سبب رحمت است

اسطوره‌ی تقدس قدرت

قصه تکراری است؛ ولی ما دو نوع مردم داریم!

چشمه‌ی اميد هم‌چنان می‌جوشد

نظرها (22)

سلام عالیه دلم گرفته بود منقلب شدم .یه خواهش دارم ترجمه ترانه اهواک عبدالحلیم و اطلال ام کلثوم رو برام میل کنین محبت تون رو فراموش نمیکنم
--------------------

متن اهواک را فکر کنم همین‌جا آورده‌ام. آن یکی را ندارم.

د. م.

دری وری زیاد گفتی ، اما هر احمقی اونهایی رو که نفهمیدی میتونه درک کنه .
با این مضخرفاتت سعی نکن این ادعا رو زیر سوال ببری . هر صغیر العقلی میفهمه یهودی بودن یک نفر به خودی خود مشکلی نداره ، مشکل وقتی شروع میشه که اون یهودی خودشو مسلمون یا مسیحی جا بزنه . به این ترتیب کاملا مشخصه اهداف و نیات پلیدی در ذهنش بوده و هست که بدینصورت عمل میکنه .

مشکل از تو نیست . تو داری از کم اطلاعی مردم ایران سوء استفاده میکنی ... مشکل همین کم اطلاعی و عدم تلاش در جهت رفعشه ...
-------------------------

خوب البته اگر آقای شهبازی مدافعان‌اش سواد مشعشعی مثل شما داشته باشند، حتماً بر همین مبنا ادعای‌اش درست است!

د. م.

شما در بحث خودتون به نکاتی اشاره داشتید و البته هدفی را هم مدنظر داشتید. در نکات متن، شما به وضوح اشاره کرده بودید که مساله تغییر فامیل و یهودی بودن احتمالی احمدی نژاد توسط شهبازی و البته خزعلی مطرح شده بود که این دروغ و اشتباه فاحشی بود در مورد شهبازی که شما با منحرف کردن پست بعدی خودتون به طرف هدف پست قبلی از اصلاح اون اشتباه طفره رفتید. این اشتباه تصحیح نشده شما بود. بگذریم. اما در مورد خود بحثی که کرده اید یعنی این که ما نباید به دین و آیین آدمها کاری داشته باشیم، چند نکته به نظر من میرسه. اولا که شما به تقیه کردن شیعیان در متن اشاره کوتاهی داشتید، تا اون جایی که من اطلاع دارم در زمانی که بحث تقیه شیعیان مطرح بود که اوج اون در زمان خلافت بنی عباس بود، شیعه بودن برابر یک جرم بزرگ بود و حکم اون مرگ. زن و مرد و کودک و پیر وجوان هم استثنا نبوده در این حکم. پس تقیه کردن در راستای حفظ جان بوده و نه چیز دیگه. در حالی که نه در زمان هاي قبل و نه در حال حاضر کسی در ایران به دلیل یهودی بودن محکوم به مرگ و یا محرومیت های اجتماعی نیست. پس مسلمه که کسی که یهودی هست و يهودی بودن خودش را آشکار میکنه، حق داره که از همه امتيازات اجتماعي برخوردار باشه. حالا اگر کسی در حال حاضر مسلمان باشه در حالی که زمانی يهودی بوده، مسلما در درجه اول همه چيز بر اساس حسن ظن هست، یعني اینکه هیچ گناه و سوء ظنی متوجه این شخص نیست، اما اگر شخص یا اشخاصی با چنین مشخصاتی پيدا شدن که با هر عنوانی در مسائل کلان سياسی و اقتصادی و اجتماعی تاثيرگذار شدن، اونوقت ممکنه بشه احتمال داد که قضيه ميتونه کمي متفاوت باشه، به خصوص اینکه ثابت شده باشه که از نظر تاريخی بودن آدمهایی با عنوان یهودیان مخفی.

من شک ندارم احمدی نژاد مهره استعمار انگلیس و سرویس جاسوسی اسرائیل در ایران است و در آینده نزدیک این امر افشا خواهد شد

من هم موافقم كه اعتقاد و عدم اعتقاد به يك دين نبايد مبناي داوري فرد در حوزه هاي ديگر باشد.. اما موضوع احتمال يهودي الاصل بودن احمدي نژاد را جذاب مي بابم.اصليت افراد، تغيير دين و علل آن و مواردي از اين دست زمينه بحث بالقوه جذابي است كه از ترس افتادن در دام تعصب و تئوري توطئه افراد منصف و بي طرف كمتر به سمت آن مي روند،و ميدان را براي خيال پردازان ديني و غيرديني باز مي گذارند.
ضعف بحث حاضر كمبود شواهد است و الا يهودي الاصل بودن احتمالي احمدي نژاد اقلا به اندازه آفريقايي الاصل بودن اوباما مهم و جالب است. عدم تكذيب و تاييد موضوع هم از نظر بار سياسي ممكن است مهم باشد كه براي من شخصاً موضوع بحث نيست.
سابقه شخصي و خانوادگي افراد فعال در حوزه سياست همواره و حتي از جانب خود و طرفدارانشان مطرح مي شود،‌ و طرح يهودي الاصل بودن طرف مربوطه هم ناشي از محتواي
شناسنامه نمايش داده شده خودش منشا گرفته و به خودي خود ربطي به تفتيش عقايد، سامي ستيزي يا تئوري توطئه ندارد.
به نظرم اين موضوع را بايد تا تهش بررسي كرد و همزمان در مقابل ايده هاي خطرناك فاقد بنيه و شواهد هم ايستادگي كرد.
خيلي حرف زدم. موفق باشيد

سلام د.م جان چند صباحي است كه ديدار رخت را مي‌طلبم پس چرا رو نمي‌نمايي؟
ص.ص همراهمي نمي‌كند؟؟
به اميد ديدار در خانه پدري :)
-------------------------------

سلام ب. ط. جان! ص. ص. کیست دیگر؟ ما فعلا گرفتار درس و مشق‌ايم. هر وقت پایان‌نامه تمام شد در خانه‌ی پدری خدمت می‌رسيم! شما هم می‌توانيد تشریف بیاورید به خانه‌ی غیر پدری!

د. م.

اگر حق با نویسنده باشد، پس هیچکس نباید بگوید احمدی نژاد که با رابطه با آمریکا شدیدن مخالف بوده، چرا حالا دارد چراغ سبر به او نشان میدهد. اگر ادعای مقاله دیلی‏تلگراف درست باشد، انتقاد هم بجاست!

ما که با قوم یهود نه دشمنی داشتیم و نه پدر کشتگی، این رئیس جمهور غیر منتخب است که هر گاه موقعیتی دست داده از تریبون مردم بنام مردم سخن گفته!
کار از اینها خراب تر است که بخواهیم وقت خود را بگداریم و مواظب حقوق شخصی باشیم که تابع هیچگونه قانونی نیست!
--------------------------------------------

اتفاقاً تمام حساسیت ما باید به همین باشد که هرگز نگويیم کار از اين‌ها گذشته است.

د. م.

اگر تصحيح اشتباه سادست، پس چرا اشتباهتون را تصحيح نمي کنيد؟
---------------------------------

بفرمايید اشتباه‌اش کجاست تا من تصحیح کنم. من حقيقتاً قصد ندارم اين بحث را کش بدهم. وارد جدل با آقای شهبازی هم نمی‌خواهم بشوم. اما شما بفرماييد کنکاش در پیشينه‌ی دینی، مذهبی يا ايمانی یک انسان به چه قصدی باید انجام شود؟ بایگانی شدن؟ يا استفاده کردن از پیشينه‌ی مذهبی و عقيدتی انسان‌ها در هنگام لزوم؟ به هر حال آقای شهبازی در شمار کسانی بوده است که دقيقاً به همین کار اشتغال داشته ولو مثلاً با زبانی همچون مهدی خزعلی اين کار را نکرده باشد. خلاصه عرض می‌کنم که من اعتقاد ندارم در اين زمينه اشتباهی کرده باشم که مجبور به تصحیح‌اش شوم. آقای شهبازی برای این‌که اين لغزش و کژروی روش‌شناختی را درست کند، ناگزير باید روی بسیاری از نوشته‌های‌اش قلم بکشد که بعید می‌دانم هرگز بخواهد چنين کاری کند. ايشان برای اين تولیدها خون جگر خورده است. می‌دانم. کسی که تمام سرمايه‌های علم و دانش و توش و توان‌اش را صرف تولید چنین آثاری کند، به سادگی حاضر نخواهد شد بگويد اساس‌اش ایراد داشته. اگر لازم شد به تفصيل بیشتر خواهم نوشت که چرا اساس این کار فارغ از اشکال‌های روش‌شناختی، ایرادهای اخلاقی هم دارد.

د. م.

من هم با اون قسمتی که همه نويسندگان اين طور مطالب را را جزء دوستان منشه امير میدونند مخالفم، به خصوص با شناختی که از نوشته های شما دارم و به نظرم این کار اخلاقی نیست که هدف همه کسانی که يکجور فکر میکنند در مورد مطلبی يکي باشه، ممکنه کسی هدف خوبی داشته باشه و از روی اعتقاد این مساله را مطرح کنه و کسی با هدف شری. هرچند که با نظر شما در اين مورد چندان موافق نيستم. ولی به نظرم این حرف شما هم غير اخلاقی بوده در رابطه با اینکه این خبر را به شهبازی انتساب دادید. چون خواننده مطالب ایشون هم هستم و می دونستم که چنین نطری ندارند ایشون. می تونستيد در پينوشت 2 که اضافه کرديد در کنار سوالي که مطرح کرديد، این مساله را هم تصحيح می کردید که اشتباه کرده بوديد.
----------------------------

بسيار خوب. تصيح اشتباه ساده است. می‌شود تذکر داد که من، عبدالله شهبازی، معتقد نيستم که باید به پيشينه‌ی اعتقادی و ايمانی کسی حمله کرد و چنين باوری ندارم. اما وقتی ايشان نه تنها اين کار را نمی‌کند بلکه زبان به اتهام‌زنی می‌گشايد اتفاقاً مؤيد همان نظر می‌شود که ايشان خودش هم مدافع اين نظر است نه مخالف آن. ايشان کمترين دغدغه‌ای نسبت به اخلاقی بودن ادعاهای‌اش ندارد. من می‌توانم هم‌چنان عبارتی را که حاوی نام شهبازی است بپيرايم تا جای شبهه‌ای باقی نماند ولی ايشان گويا عجله دارند و هيچ اهميتی به حقیقت نمی‌دهند. مسأله‌ی ايشان اين است که توهمی در ذهن‌شان هست و همه‌ی عالم و آدم را همدست هم در زمين زدن خودشان می‌دانند. اين است که اسباب تأسف است.
د. م.

سلام. البته من متن حرف های این دو نفر را نخوندم. ولی شاید منظورشون این بوده باشه که فردی که اینچنین از یهودیان انتقاد می کنه و انها را شایسته ی محو از روی زمین میدونه خودش اصالتی یهودی داره که این خود تناقضی بزرگ است والا با نظر شما موافقم. روح همه ی ادیان دعوت مردم به یکتا پرستی ست و هیچ دینی را بر دین دیگر برتری نیست. ولی متاسفانه انسانها بی توجه به پیام ادیان که همانا خداست خدا را هم زیر پا گذاشته اند و تیر عیسی و موسی و محمد سوی هم پرتاب می کنند.

آقاي شهبازی در یادداشت جدیدشون از شما هم یادی کردند. حتما بخونید

.http://secure.bluehost.com/~shahbazi/blog/Archive/8815.htm#Saburjian
******************


ممنون. خواندم نوشته‌ی آقای شهبازی را. اسباب تذسف است که ايشان به جای اين‌که سخنی درباره‌ی استدلال من بگويد، همه‌ی نوشته‌ها را در يک تراز قرار می‌دهد و سپس به آسانی به ما هم برچسب اسراييلی بودن می‌زند: «ه‌نظر مي‌رسد، منشه امير و دوستانش مي‌خواهند از «آب گل آلود ماهي بگيرند.»»! و برای ايشان مهم هم نيست که نويسنده‌ی ملکوت «منشه امير»ی را می‌شناسد يا نه. اتفاقاً همين شتابزدگی آقای شهبازی مرا به اين نکته می‌رساند که بسياری از تحليل‌های ديگر ايشان شاید همین اندازه شتاب‌زده باشد.

د. م.

به نوشته ی پیشینم اضافه میکنم : تبعات رفتارها و گفتار های یک رییس جمهور گریبانگیر ملتش می شود و سیاستمدار شدن هم تبعاتی دارد که سیاستمدار باید تحملش کند.رییس دولت شدن مسیولیت سر نوشت ملتی را پذیرفتن است و در قبال آن ملت حق دارند (البته به گونه ای اخلاقی و نه از گونه ی پرونده سازی هایی که دیدیم و مد کردند در دوران انتخابات: از نوع بگم بگم های آقای احمدی) پیشینه و حال سیاستمداران را روی میز تشریح نهاده به تجزیه و تحلیل بپردازند. یهودی زاده بودن مبنای انتقاد نمی تواند باشد اما مبنای کند و کاو می تواند باشد. همیدطور اینکه در زندگی دوران کودکی و نوجوانی فرد چه گذشته. این کار معمولا برای قدرتمداران رادیکال صورت می گیرد. مثلا در مورد آدولف هیتلر تحلیلهایی ازین دست در دسترس است: psychoanalysis of Hitler

دوست خوبم ، مطلب ناب و اخلاق مدار شما را خواندم . من شخصا همچون شما برهمین نوع نگاه و رویه معتقد و برآن مصرم . جامعه ای که بی اخلاقی را با بی اخلاقی پاسخ بگوید لاجرم در بی اخلاقی ساقط خواهد شد . نوع درستی نگاه شما همان است که پیامبرما همگان را به آن می خواند . متاسفانه ، چیزی که بزرگان جامعه ما از آن روی برتافته اند و آسیبش را نیز به جامعه سرایت می دهند .موفق باشید .

ظاهرا صحبت آنها هم درباره تفتیش دین و آیین نیست، درباره قانون است و تصادفا یکی از اصول قانون اساسی :"اگر او يهودی باشد يا مسيحی یا هر آيین ديگری داشته باشد، اين کشور قانون دارد" که طبق آن اصولا نمی تواند رییس جمهور باشد

موافقم نباید یهودی زاده بودن را بهانه ی نقد کرد. اما انچه نتیجه ی تحقیق آقای شهبازیان به دست می دهد به همراه بیو گرافی دوران کودکی آقای احمدی نزاد داده ها ی بسیار مهمی می تواند باشد برای متخصیصن و کسانی کارشان تحلیل شخصیت سیاستمداران و آسیب شناسی شخصیتی قدرتداران است.

البته آقای شهبازی نه تنها همچین ادعایی نداشتن بلکه از منتقدای این ادعا بودن ( می تونید سایت شخصی شون را ببینید).

اين موضوع از اونجايي مهمه كه اگه طرف يهودي زاده باشه اين نظريه كه ايشون با حرف ها و رفتارهاش به صورت غير مستقيم به اسراييل كمك كردن وارد فاز جديدي مي شه
البته من با توهين مخالفم

من با نظر شما موافقم, مخصوصا جهتی که آقای خزعلی در نوشته هایشان دنبال می کردند. اما آقای شهبازی مورخند و بسیار علمی تر از این حرفها به مسایل نگاه می کنند. اتفاقا ایشان بسیار کم به این موضوع پرداخته و اصلا سعی به جهت دادن افکار عمومی در این باره نداشته اند.

به نظرم بحث انتقاد به احمدی نژاد نیست که روشش درست باشه یا نه. تنها پیام اون مقاله اینه که احمدی نژاد برای پوشاندن پیشنه اش در یک جامعه رادیکال شیعه، با حمله به یهودیان overcompensate میکنه. من مقاله دیلی تلگراف رو یه بار دیگه خوندم. کجاش بحث نقد سیاستها یا بی قانونی یا روش به قدرت رسیدن احمدی نژاد شده؟ به نظرم پیش فرض شما اینه که صفت "یهودی" بک ناسزاست و نویسنده با گفتن این "ناسزا" به احمدی نژاد از دایره اخلاق خارج شده.

من معتقدم مردم ایران تا به حال از هیچ سیاستمداری به اندازه این یکی متنفر نبودن و این باعث میشه که موقع نقد کردن جانب انصاف را رعایت نکنن با شما موافقم

agha ba arze salam, arz konam ke harfaaie shoma 100% dorost, vali harfaaie ke shahbaazi mizane natijeie saalhaa tahghighaate va hamishe hamraah ba madaareke katbi va ghabele dastres bude va serfan janbeie kharab kardan nadare. elaam e nataaieje tahghighaateshe ke az daily telegraph be gushe mardom reside...
--------------------------
عرض بنده چیز دیگری است. مهم نیست اين‌ها درست است يا غلط. مهم این است که مبنای انتقاد کردن از احمدی‌نژاد نباید این باشد که او يهودی است یا مسلمان. يهودی زاده است یا مسلمان‌زاده.

د. م.

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats