« این ديدهی خونابه فشان... | صفحهی اصلی | تهی را چگونه پُر میتوان کرد؟ »
@۲۲:۱۹ | یکشنبه ۵ مهر ۸۸|[در فراق پرويز ] [نسخهی چاپ][ ارسال به بالاترين ]
* امروز میشود ۳۴ روز... * این ديدهی خونابه فشان... * خواهم شدن به ميکده گريان و دادخواه... * فراقِ يار... * چون جانِ تو شد در هوا ز «افسانه»ی شیرين ما...
سلام احتمالا شما عکسهای اختصاصی از استاد مشکاتیان داشته باشید. خوب است در وبلاگ قرار دهید ------------------------
چيزهایی از همين دست است دیگر. همه چیز را هم نمیشود در وبلاگ نهاد.
د. م.
ساغر لب پریده | سه شنبه، ۷ مهر ۱۳۸۸، ۱۲:۴۳
به روزم با : یک سیلی شکسته به روی حضور عشق
آذین | دوشنبه، ۶ مهر ۱۳۸۸، ۱۷:۳۲
روحش شاد شما دو تا عكسهاي نابش رو انتخاب كردين با همكارم در مورد اين دو تا عكس داشتيم حرف ميزديم موفق باشيد
سعیده | دوشنبه، ۶ مهر ۱۳۸۸، ۰۹:۵۷
(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)
نام:
آدرس ایميل
آدرس وبلاگ يا سايت
اطلاعات به خاطر سپرده شود؟
نظر: (میتوانيد از تگهای اچتیامال نيز استفاده کنيد.)
نظرها (3)
سلام
احتمالا شما عکسهای اختصاصی از استاد مشکاتیان داشته باشید. خوب است در وبلاگ قرار دهید
------------------------
چيزهایی از همين دست است دیگر. همه چیز را هم نمیشود در وبلاگ نهاد.
د. م.
ساغر لب پریده | سه شنبه، ۷ مهر ۱۳۸۸، ۱۲:۴۳
به روزم با :
یک سیلی شکسته به روی حضور عشق
آذین | دوشنبه، ۶ مهر ۱۳۸۸، ۱۷:۳۲
روحش شاد
شما دو تا عكسهاي نابش رو انتخاب كردين
با همكارم در مورد اين دو تا عكس داشتيم حرف ميزديم
موفق باشيد
سعیده | دوشنبه، ۶ مهر ۱۳۸۸، ۰۹:۵۷