August 11, 2009

« هرمنوتيک يک اعتراف – روايتی ديگر از شکست بازجو | صفحه‌ی اصلی | نقشِ نام‌ات... »

چرا احمدی‌نژاد به «همه‌ی ملت» خيانت کرد؟

سخن گفتن از ستمی که بر همه‌ی ملت رفته است، در بادی امر شاید کمی مبالغه به نظر برسد. طبیعی است که عده‌ای به شخص احمدی‌نژاد هم رأی داده بودند. نادیده گرفتن رأی‌هايی که حقيقتاً به نام رييس دولتِ نهم ریخته شد، دور از انصاف است و مهم هم نیست که اين تعداد ۵ میلیون بوده، ۱۱ ميلیون بوده يا ۲۴ میلیون. محمود احمدی‌نژاد تعدادی رأی داشته است (کم یا زياد)، ولی او با مجموع کارهای‌اش به همه‌ی ملت ایران به عنوان يک مجموعه‌ی متکثر خيانت کرد. اما چرا؟

برنده‌ای که نتواند مدعيان‌اش را اقناع کند و در عوض، پيوسته در توجيه و فرار کردن از پاسخ‌گویی بکوشد، نه تنها در برابر مدعيان‌اش بدهکار است، بلکه به حاميان صادق و واقعی‌اش هم ستم کرده است، مگر اين‌که آن‌ها هم درست همانند خودش باشند (يعنی در دروغ‌گویی و شرم نکردن از دروغ و افزودن دروغ‌های تازه، استاد شده باشند). برای فهم اين تعبير باید چند مثال آورد. چندين نمونه‌ی موثق ومتواتر از رفتارها و گفتارهای رييس دولتِ نهم در دست است که او ابتدا ادعایی می‌کند و بعد از این‌که با واکنش شدید عده‌ای مواجه می‌شود، يا اصل‌اش را انکار می‌کند و يا تلاش می‌کند بگوید منظورش بد فهمیده شده است. اما او هرگز تحت هيچ شرایطی عذرخواهی نمی‌کند. بيايید چند نمونه را بررسی کنيم:

۱. هاله‌ی محمودی (!) قصه‌ی مشهوری بود که فيلم‌‌اش در اینترنت پخش شد آن هم در حضور یکی مثل آيت‌الله جوادی آملی. اما رييس دولتِ نهم نه تنها صادر شدن آن سخنان را انکار کرد بلکه تلاش کرد با دروغی تازه‌تر و ادعايی بزرگ‌تر، دروغ و بهتان اولیه را بپوشاند. این قصه هنوز ادامه دارد و او هنوز هم حاضر نشده بپذیرد حرفی زده است اعجاب‌آور و گزاف که اسباب شرمساری، مضحکه و طعنه‌ی بسیاری (از دوستان و دشمنان‌اش) را فراهم کرده است.

۲. رييس دولتِ نهم، علی کردان را برای تصدی سمت وزارت کشور به مجلس معرفی کرد و با شعبده‌بازی چند روزی او را در وزارت کشور نشاند. بعد از رسوايی بزرگ کردانیزه شدن دانشگاه آکسفورد و بر ملا شدن دروغ و تقلب کردان، رييس دولتِ نهم نه تنها اذعان به اشتباه‌اش نکرد بلکه باز هم به دفاع از او ادامه داد (و همه‌ی مدارک تحصیلی «ملت» را «کاغذپاره» خواند) در حالی که حق آن بود که بزرگ‌ترین مدعی عدالت و اجرای قانون در کشور، ابتدا قانون را درباره‌ی وزير منصوب و محبوب خودش اجرا می‌کرد و بلافاصله او را عزل می‌کرد نه این‌که تا لحظه‌ی آخر از او دفاع کند و نهایتاً هم توپ را به ميدان خود او بیندازد که استعفا بدهد. این نمونه البته آخرين نمونه نبود و دوباره به مورد مشابه آن هم می‌رسیم.

۳. رييس دولت نهم در اولين حضور علنی‌اش پس از ۲۲ خرداد ۸۸، مخالفان‌اش را رسماً «خس و خاشاک» نامید و معترضان را با اوصافی معرفی کرد که اسباب خشم و واکنش شمار کثيری از همين «ملت» را فراهم کرد. اما او به جای عذرخواهی تنها چیزی که گفت این بود که حرف‌اش را بد فهميده‌اند و البته پاره‌ای از هواداران‌اش هم، موضع مشابهی را تکرار کردند. اما مگر هزينه‌ی یک عذرخواهی ساده چه بود؟ نمی‌شد بگوید من منظورم آن چيزی که شما فهميديد نبود و اگر سوء تفاهمی شده است، من «عذرخواهی» می‌کنم؟ البته که نمی‌شد!

۴. محمود احمدی‌نژاد مدتی بعد يعنی در همين چند روز گذشته، مرتکب رفتار مشابهی شد. او گفته بود پس از اتمام ماجراهای تنفيذ و تحلیف سر مخالفان‌اش را «به سقف خواهد چسباند». اين البته تکرار همان خيمه‌شب‌بازی «خس و خاشاک» بود که رييس دولتِ نهم از آن درس نگرفته بود و تصمیم گرفته با ادبیات لمپنی به مصاف مخالفان و منتقدان‌اش برود. سناريوی محمودی البته تکراری بود:‌ به محض اين‌که صدای اعتراض‌ها بلند شد، باز هم گفت منظورش چیز ديگری بوده است، اما حاشا و کلا که يک کلمه عذرخواهی از او بشنويم.

۵. کمی به عقب‌تر برگردیم: محمود احمدی‌نژاد با ذوق و شوق اسفندیار رحیم مشايی را به عنوان معاون اول‌اش منصوب کرد (عکسی از او هست که دست يار دیرين‌اش را پيروزمندانه در همان روزها جلوی دوربين عکاسی بالا برده است). رهبر کشور با لطفی «به انواع عتاب آلوده»، از او خواست که مشايی را بردارد. بعد از یک هفته تعلل، بدون اين‌که احمدی‌نژاد خود مشایی را عزل کند (بلکه پس از استعفای او)، طی نامه‌ای با لحنی سرد خبر از استعفای او داد و مشايی را به منصبی گماشت که اهميت‌اش کمتر از منصب قبلی نبود: محمود احمدی‌نژاد نه اهل عذرخواهی است نه اهل کوتاه آمدن. (البته باید به این نکته توجه داشت که به هر تقدیر، انتخاب معاون اول، حق اختصاصی او بوده است؛ ولی او رسماً به میل و خواسته‌ی بخش بزرگی از هواداران سنتی‌اش که او را نماد ولايت‌پذيری می‌ديدند، بی‌اعتنايی کرده بود).

اگر بخواهيم این رفتارها را خلاصه کنيم، به این نتيجه می‌رسیم که محمود احمدی‌نژاد برای توجیه کارهای ناصواب قبلی‌اش هميشه کار ناصواب بزرگ‌تری انجام می‌دهد و به عبارتی «از رو نمی‌رود»! کسانی که به او رأی داده بودند هم جزیی از همين ملت ایرانی هستند. اما آيا او به رأی همين‌ها وفادار ماند (يا خواهد ماند)؟ دیر نيست و دور هم نخواهد بود که آن بخش «غير سبز» ملت هم بفهمند که محمود احمدی‌نژاد از آن‌ها هم استفاده کرده است برای نشستن بر مسند رياست جمهور. ما دو بخش از ملت را خواهيم داشت که رودست خورده‌اند: سبزهایی که رأی‌شان ناپديد شده و حامیانِ خودش که مدت‌هاست تصور و تصویری ديگر از احمدی نژاد داشته‌اند و هنوز با همان تصویر خوش‌اند اما روز به روز اين پرده بیش‌تر کنار می‌رود. با اين حجم انبوه خيانت به قاطبه‌ی «ملت» (راستی «ملت»، از نظر رييس دولت نهم و حاميان سينه‌چاک‌اش، دقيقاً شامل چه کسانی می‌شود؟)، با اين گستردگی دروغ، ريا، لاپوشانی، توجيه، قانون‌گریزی و وقاحت، چه می‌توان کرد؟ مگر دروغ گفتن به ملت خيانت نيست؟ مگر اذعان نکردن به خطاهای آشکار و صريح، خیانت به ملت نيست؟ مگر اصرار بر خطا و طلب‌کار شدن، خیانت نيست؟ مگر بی‌کفایت بودن و لافِ کفایت زدن و ادعای مدیريت جهانی کردن آن هم وقتی از افتتاح یک خط آهن ساده عاجز هستی، خیانت نيست؟ مگر خيانت شاخ و دم دارد؟

مرتبط: این مطلب را بخوانید که بعضی از بندهای‌اش سخت مرتبط است به آن‌چه نوشته‌ام: «به جرم آنلاين بودن».

پ. ن. این هم نمونه‌ی دیگری که حاصل‌اش همین تحلیل می‌شود: تکذیب‌های رييس جمهور

مطالب مرتبط

موسیٰ جلودار است و نيل اندر ميان است

حرفِ دل سردار: لغوِ صريحِ قانون

روی کاغذ ز کسی، وطن‌اش را نتوانند گرفت

از چوپان دروغ‌گو تا پينوکیو

شباهت‌های تاریخ و نعل وارونه‌ی قدرت

فقيه سربلند

هرمنوتيک يک اعتراف – روايتی ديگر از شکست بازجو

نظرها (15)

کاش سالم بود این مردک حد اقل
که مشکل روانی دارد این رییس جمهور منتخب رهبر=ریکتاتور

تقلب شد یانشد خدا میداند اما ای کسانی که انتخابات را سالم معرفی میکنید چگونه از ما میخواهید بی چون وچرا حرفهایتان را باور کنیم؟
مگر ما تعداد صندوق های رای را شمردیم ویا میدانیم چند برگ رای چاپ شد ویا میدانیم
روستاییانی که جمعیت رای دهندگانشان کم نیست وسواد خواندن یا نوشتن ندارند چگونه وبه چه کسی رای دادند
این طوریه داداش! مگه مانمیفهمیم! الکی حرف نزنید!

اگرآقای احمدی نژادمیخواست دروغ بگوید بیش ازاین رای می آورد

طبق یک اصل روانشناسی؛ دروغ هر چه بزرگتر باشد. باورکردنش راحت تر است.

بچه پررو زیاد دیده بودیم احمدی نژاد پررو ؟ ندیده بودیم که دیدیم.

و دلیل دیگر اینکه رئیس جکهور برای آنکه دروغ هایش باورپذیر باشد در دروغ هم اغراق می کند . برای همین است که تفاوت رای یکی دو میلیون نیست و یازده میلیون است . مثلا هیچ گاه او قبول نکردکه تورم داشته ایم و حتی ادعا کرد که نسبت به دولت های قبل تورم کمتر شده است و مثال های دیگر

اتفاقا ایشان دارد عملا به مردم نشان می‌دهد که معنی «بچه پررو» بودن چیست٬ همه ما چنین چیزی در نهادمان هست٬ اما ابرازش نمی‌کنیم. ایشان نشان می‌دهد در مقام ریاست جمهوری هم می‌توان بچه‌پر‌رو بازی در آورد.

اين پس از تأييد يعني هرچي من مي خوام و با اين وجودادعاي آزادي و متهم كردن ديگران يعني نفاق. سعي كنيم منافق نباشيم.

به جاي اين تيتر بنويسيد چرا يكدفعه همه چيز مخدوش شد؟ چرا ارزش ها يكدفعه از بين رفت؟ چرا واژه هاي مقدس از بين رفت؟ چه كسي حق را با ناحق آميخت؟ آب را چه كسي و براي چه گلالود كرد؟ چرا همه سرگردان شديم؟ از اين اوضاع چه كسي يا چه كساني سود مي برند؟ واقعا چه كسي خيانت كرد؟

آقا جان مثل اينکه يکی از هم ولايتی های شما قراره وزير ارشاد بشه. ان شاءالله مبارکه. تو رو خدا دست ما را هم بگيريد و سفارش ما را هم بفرمائيد.
شباهتکی هم با شما و آقای [...] داره
http://news.nahad.ir/news/NewsImages/325.jpg
می شناسيدش؟
دكتر سيدمحمد حسيني متولد رفسنجان، دانش‌آموخته فقه و مباني حقوق اسلامي از دانشگاه تهران است و هم‌اكنون علاوه بر تدريس در كرسي فقه و حقوق اسلامي همين دانشگاه، در سمت معاون پشتيباني، حقوقي و پارلماني وزارت علوم مشغول به خدمت است. علاوه بر اين او مدتي رايزن فرهنگي ايران در آفريقا بوده و همچنين نماينده مجلس شوراي اسلامي ومديرعامل انتشارات سروش، معاون سازمان صدا و سيما، عضو شوراي سياستگذاري خبرگزاري مهر و ...
----------------------------------
اسم از شخص دیگری در اين‌جا برده بوديد و ناچار شدم اسم را بردارم ولی ايشان چه شباهتی به بنده دارد؟

د. م.

تازه به اينها بايد ادعاهايش در مناظره‌هاراهم اضافه كنيد. دروغ مربوط به نامه توني بلر. 20 ميليارد خرج ستاد كروبي براي پيامك، آمارها و از همه بدتر آن شب آخر و دوپينگي كه از صدا و سيما گرفت و در حالي كه موسوي نام او را با كاغذ در نمودارهاي ارائه‌شده‌ پوشانده بود گفت كه موسوي نام بنگاههاي صهيونيستي را كه آمارهايش را از آنجاها گرفته پوشانده است. اين ديگر آخر نامردي بود. موسوي نام احمدي‌نژاد را در جمله« آمارهاي ارائه شده توسط آقاي احمدي‌نژاد» در هنگام نشان‌دادن نمودارهايش به درخواست صدا و سيما و براي رعايت حق نامزد غايب پوشانده بود.

قطعه طنز صوتی منتشر شده که صدای احمدی نژاد و خامنه ای و هاشمی و کروبی رو در حال مسافرکشی پخش می کند.تقلید صدا و لحس جالب است اما با توجه به مدت زمان 5 دقیقه ای این قطعه و اینکه 80 درصد زمان بدل احمدی نژاد گپ می زند نکته ای قابل توجه است.عبارات و حتی تاکیدهای بیانی این قطعه کاملن منطبق با سخنرانی های افراد است.با ای که تمام این قطعه به طنزی عمیق و شیرین آغشته است، کثر دروغ پردازی و درهم بافی و سفصته و فرافکنی چنان بالا است که بعد از چند بار شنیدن ذهن را به شدت آزار می دهد.به طوری که با اعتراض اهل منزل مواجه می شود که حالمون بد شد!واقعن این حجم تحقیر شعور مخاطب حتی در شکل بدل و کمیک آزار دهنده است حتی با اینکه اغراقی در این قطعه مشاهده نمی شود

رائيش كجا بود ساده اين شما اين اقا اينقدري راي نداشت كه سرش رو بلند كنه .
ما كه خيلي وقته به مغزش شك كرديم تعجبم چرا ديگران حامي اين شدند هر چند كه اندك كساني هم كه بهش راي دادن الان پشيمانم
ارزوي گند كاري روز افزون دارم براي ايشون .

خیانت فردی نیست و کوچک هم نیست. برخوردی که پس از انتخابات با مردم شد شباهتهای زیادی با نسل کشی های کشورهای عقبمانده ی افریقایی دارد که من به ذکر چند نمونه اشاره می کنم:
اولن گروهی که به عنوان اراذل و اوباش بازداشت شده اند بدون توجه به حقوق انسانی و قانونی شان تحت بدترین شکنجه ها قرار می گیرند تا مطیع نیروهای امنیتی شوند سپس همینها که قربانیان اولیه ی نیروهای امنیتی بوده اند مسئول پیاده کردن همان شکنجه ها علیه معترضان می گردند.
دومن گروهی از نوجوانان که طبق قوانین جمهوری اسلامی هنوز به سن کمال عقلی برای شرکت در انتخابات یا گرفتن گواهینامه ی رانندگی نرسیده اند مسئول بازداشت و شکنجه ی معترضان می گردند. آینده ی این گروه از نظر جامعه شناسی و روانشناسی تاریک است. عده ای از آنها که ددمنشی در روانشان نهادینه شده جنایتکاران حرفه ای آینده را تشکیل می دهند. عده ای دیگر دچار عذاب وجدان خواهند شد و تا پایان عمر با روانپریشی زندگی خواهند کرد.
سومن گروهی از معترضان که بازداشت شده اند خصوصن نوجوانانی که تحت شکنجه قرار گرفته اند تا پایان عمر با پیامدهای روانی آن دست و پنجه نرم خواهند کرد.
در مجموع وحشی گری نیروهای امنیتی و بی تفاوتی مسئولین در جامعه شکافی ایجاد می کند نظیر آنچه در افغانستان و پاکستان و ... می بینیم و این به نفع هیچکس نیست. اگر اسلام آنگونه که کسانی مانند احمد خاتمی معرفی می کنند نوعی قصابی انسان باشد از یاد نباید برد که انسان نمی تواند تا ابد گوسفند بماند.
اگر هیچکس نداند بازداشت شدگان می دانند و گفته اند که تعداد بازداشتگاههای غیرقانونی زیاد بوده و محدود کردن ماجرا به کهریزک نامعقول است. آنها همچنین از رفتارهای غیر انسانی در همه ی این بازداشتگاهها خبر داده اند. برخی از آنها صراحتن نام رادان را به عنوان یکی از کسانی که زندانی ها را به قول آقایان تنبیه بدنی می کرده ذکر کرده اند. بسیاری هم خشونتهای رادان و یارانش را در جریان مبارزه با به اصطلاح اوباش و بدحجابان شخصن تجربه کرده اند. بنابراین مردم توقع دارند که رادان و یارانش به دست بازجویان ابطحی سپرده شوند و بعد که این گرگها بره شدند در دادگاههای تلویزیونی به جنایتهای خود اعتراف کرده مجازات شوند.
با توجه به اینکه احمدی نژاد وزیر اطلاعات را برکنار کرده و دست به عزل و نصب های گسترده در وزارت اطلاعت زده احتمال اینکه نیروهای امنیتی خشن تر و بی قانون تر از قبل عمل کنند زیاد است و اگر مردم به این نتیجه برسند که نیروهای امنیتی امنیتشان را تهدید می کنند و خودشان باید امنیت خودشان را تامین کنند شرایط وخیمی در پیش خواهیم داشت.

ایکاش فقط همین چند مورد بود
مطلب وحید را هم خواندم و دلم بیش از پیش گرفت

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats