دو سه هفتهای است میخواهم این را بنویسم که چرا در کشور ما قانون اين اندازه بیقدر و منزلت است. گفتم باید صبر کرد تا شواهد کافی برایاش یافت شود. صبر بیهودهای بود، چون آنقدر شواهد از زمین و زمان میبارد که صبر لازم ندارد. کافی است چند مورد را فهرست کنيم.
دیدم که آقای شاهرودی که رييس قوهی قضاست، افاضه فرمودهاند که: «تمامی کسانی که به «نحوی از انحاء» با شبکه های ماهواره ای همکاری نمایند و یا «در قالب هسته های سازمانی که از طریق سایت های اینترنتی ایجاد می شود» عضو شوند، براساس قانون مجازات اسلامی، مجازات خواهند شد.»
از آقای شاهرودی بعید است که نداند «قانون» در کشور جمهوری اسلامی چطور تصویب میشود. قانون ابتدا بايد توسط نمايندگان مجلس بررسی شود و در سریعترین موارد بعد از سه يا چهار ماه مصوب میشود و تازه آن وقت است که قانونی میشود لازم الاجراء. قوانین جمهوری اسلامی ایران، قانون خصوصی ندارد. نمیشود در خلوت بدون اطلاعرسانی به عموم تصمیم بگیرید که فلان کار از نظر شما غیر قانونی است و بعد هم سابق و لاحق را به تشخيص خودتان مجازات کنید. قوهی قضاييه، مسؤول وضعِ قانون نیست. قوهی قضا کارش باید استیفای حقوق ملت باشد، نه داروغهگی و محتسبی و ایجاد رعب و وحشت! تقوای الهی را کجا از یاد برديد، حضرت آيتالله! اگر بنا به همان مادهی ۴۹۸ قانون، شما خودتان امنیت کشور و امنیت ملت را بر هم زده باشيد، چه کسی باید گریبانِ شما را بگیرد؟!
البته این اتفاق مطلقاً تازه نیست. این بیرسمی و وقاحت را رييس دروغزن دولت نهم بنيان نهاد. چهار سال است که آقای احمدینژاد يکتنه در مقام مدعی العموم، رييس قوهی قضا، دستگاه مقننه و مدیر کل جهان (!) در آن واحد ظاهر میشود. اتهام میزند و سند ارايه نمیکند (البته هميشه در حد حرف اسنادش موجود است و حتی یکی هم به قوهی قضا نمیرسد!)، بدون اینکه بگوید مگر اصلاً کار رييس جمهور شکايت کردن از این و آن يا افشاگری علیه ارکان همین نظام است. اگر یکی همان روز به رييس قوه ی مجریه نهيب محکمی زده بود که شأن خودش را بشناسد و در کار قوهی قضا و قوهی مقننه دخالت نکند، کار به جایی نمیرسید که آقای فیروزآبادی دربارهی سیاست خارجی کشور و انرژی هستهای حرف بزند.
اگر قوهی قضا مستقل بود و قوهی مقننه جایگاهاش را میشناخت، کار به جایی نمیرسید که نمايندهی مجلس لباس مدعیالعموم را بپوشد و هوس کند از آقای موسوی شکایت کند! مگر نمايندهی مجلس کارش شکایت کردن از موسوی است؟ مگر نمايندهی مجلس حق دارد تشخیصهای فردی خودش را از تریبون مجلس و به اقتضای شغل نمايندگیاش مثل مدعیالعموم ارایه کند؟ مگر کشور چند مدعی العموم دارد؟ بسیج دانشجویی هوس میکند ۱۰ سال حکم زندان برای موسوی صادر کند، هر ناشستهرویی هم برای ملت حکم اعدام صادر میکند. در کشور ما همه، همهکاره شدهاند! معلوم نیست این قانون را برای که نوشتهاند اصلاً.
حیرتآور نیست که ريیس جریدهی دريدهی کیهان تا نامِ حزبِ موسوی را میشنود، هوس میکند او را در ردیف خوارج بنشاند و بگوید چشمِ فتنه را باید کور کرد؟ میدانيد معنای سرراست اين حرف چیست؟ يعنی تعطیل قانون! یعنی مهمل شمردن قانون مصرح کشور! یعنی تف به روی ملت انداختن! وقتی آزادیهای مصرح و مسلم مندرج در قانون اجازهی تأسیس حزب، تشکیل تجمع، و حتی اعتراض به نظام سیاسی را در چهارچوب قانون، به يکايک افراد ملت میدهد، چه معنایی دارد که یکی زباناش را دراز کند و مخالفاناش را به اوصافی بخواند که بیش از هر کسی شايستهی خودِ اوست؟ وانگهی مگر مرجع تشخيص قانونی، مدیر مسؤول یک روزنامه، يا مسؤول بسیج است؟
خوب وقتی رييس قوهی مجريه، در جايگاه قاضی و دستگاه عدالت مینشیند و کارِ خودش را انجام نمیهد و هنگامی که ريیس قوهی قضا طی مراحل قانونی تصویب یک قانون را نادیده میگیرد و در اطاعت از قوهی قاهره سر از پا نمیشناسد، و هنگامی که نمايندهی مجلس، بر مسند مدعی العموم مینشیند و اوامر غلاظ و شداد صادر میکند، واقعاً باید توقع داشت در چنین کشوری سنگ روی سنگ بند شود؟ عقلای قوم و علمای امت کجا رفتهاند که این همه قانونشکنی و قانونگریزی صریح را ببينند؟
مقامات کشور فکر میکنند به صرفِ اینکه در جایگاهی نشستند، حق دارند هر چه به دهانشان میرسد بگویند و ملت هم باید لب فرو ببندند و لغزش و تخطی آنها از قوانین صریح کشور را گوشزد نکنند. اگر از خدا نمیترسید و پروای روز محشر را ندارید، لااقل به همان قانونی بازگرديد که مدعی صیانت آن هستيد.
خواهند از سلطان امان، چون دزد افزونی کند
دزدی چو سلطان میکند، پس از کجا خواهند امان؟
اینها هر چند نشانههایی از یک بیماری قدیمی است، اما شدت گرفتناش به شرایط کودتایی کشور بر میگردد. آقای شاهرودی در موقعیتی نیست که تفسیر مضیق کودتاییان را به جای برداشت آزاد قضات از مواد قانونی مورد اشارهاش بنشاند. ایشان که دارد از این خانهی ویران میرود خوب است در همين اندک مجال باقیمانده اگر برای جبران مافات یا دادخواهی از مظلومان و مصدومان این حوادث و محاکمهی کودتاگران و قاتلان و حرامیان دست و پایی نمیکند، دست کم دیگر خانهی آخرتاش را از این که هست ویرانتر نکند.
کاش امروز که روز ولادت مولای متقیان است، کمی به خودتان بيايید و از این همه قانونگریزی و این همه بیتقوایی و معاصی عظیمی که در لجهاش دست و پا میزنید توبه کنید. کاش شما توبهفرمايانی که به شکنجه و تهدید از مردم اعتراف میستانيد، به خاطر بياوريد که روزی خواهد رسید که بدون هيچ شکنجهای، اعضا و جوارح خودتان علیهتان شهادت خواهند داد!
پ. ن. اظهر من الشمس است که کاری که سپاه و گروه گرداب میکند، از مصادیق بارز بیاعتنایی به قانون و به عبارتی اثبات ناکارآمدی و بیکفایتی قوهی قضا و سایر دستگاههای قانونی است. جز این اگر بود چرا باید سپاه که کارش اساساً چیز دیگری است وارد حوزهای بشود که هیچ ربطی به شرح وظایفاش ندارد؟ «و فی ذلک آيات لقوم یتفکرون»!
دیدم که آقای شاهرودی که رييس قوهی قضاست، افاضه فرمودهاند که: «تمامی کسانی که به «نحوی از انحاء» با شبکه های ماهواره ای همکاری نمایند و یا «در قالب هسته های سازمانی که از طریق سایت های اینترنتی ایجاد می شود» عضو شوند، براساس قانون مجازات اسلامی، مجازات خواهند شد.»
از آقای شاهرودی بعید است که نداند «قانون» در کشور جمهوری اسلامی چطور تصویب میشود. قانون ابتدا بايد توسط نمايندگان مجلس بررسی شود و در سریعترین موارد بعد از سه يا چهار ماه مصوب میشود و تازه آن وقت است که قانونی میشود لازم الاجراء. قوانین جمهوری اسلامی ایران، قانون خصوصی ندارد. نمیشود در خلوت بدون اطلاعرسانی به عموم تصمیم بگیرید که فلان کار از نظر شما غیر قانونی است و بعد هم سابق و لاحق را به تشخيص خودتان مجازات کنید. قوهی قضاييه، مسؤول وضعِ قانون نیست. قوهی قضا کارش باید استیفای حقوق ملت باشد، نه داروغهگی و محتسبی و ایجاد رعب و وحشت! تقوای الهی را کجا از یاد برديد، حضرت آيتالله! اگر بنا به همان مادهی ۴۹۸ قانون، شما خودتان امنیت کشور و امنیت ملت را بر هم زده باشيد، چه کسی باید گریبانِ شما را بگیرد؟!
البته این اتفاق مطلقاً تازه نیست. این بیرسمی و وقاحت را رييس دروغزن دولت نهم بنيان نهاد. چهار سال است که آقای احمدینژاد يکتنه در مقام مدعی العموم، رييس قوهی قضا، دستگاه مقننه و مدیر کل جهان (!) در آن واحد ظاهر میشود. اتهام میزند و سند ارايه نمیکند (البته هميشه در حد حرف اسنادش موجود است و حتی یکی هم به قوهی قضا نمیرسد!)، بدون اینکه بگوید مگر اصلاً کار رييس جمهور شکايت کردن از این و آن يا افشاگری علیه ارکان همین نظام است. اگر یکی همان روز به رييس قوه ی مجریه نهيب محکمی زده بود که شأن خودش را بشناسد و در کار قوهی قضا و قوهی مقننه دخالت نکند، کار به جایی نمیرسید که آقای فیروزآبادی دربارهی سیاست خارجی کشور و انرژی هستهای حرف بزند.
اگر قوهی قضا مستقل بود و قوهی مقننه جایگاهاش را میشناخت، کار به جایی نمیرسید که نمايندهی مجلس لباس مدعیالعموم را بپوشد و هوس کند از آقای موسوی شکایت کند! مگر نمايندهی مجلس کارش شکایت کردن از موسوی است؟ مگر نمايندهی مجلس حق دارد تشخیصهای فردی خودش را از تریبون مجلس و به اقتضای شغل نمايندگیاش مثل مدعیالعموم ارایه کند؟ مگر کشور چند مدعی العموم دارد؟ بسیج دانشجویی هوس میکند ۱۰ سال حکم زندان برای موسوی صادر کند، هر ناشستهرویی هم برای ملت حکم اعدام صادر میکند. در کشور ما همه، همهکاره شدهاند! معلوم نیست این قانون را برای که نوشتهاند اصلاً.
حیرتآور نیست که ريیس جریدهی دريدهی کیهان تا نامِ حزبِ موسوی را میشنود، هوس میکند او را در ردیف خوارج بنشاند و بگوید چشمِ فتنه را باید کور کرد؟ میدانيد معنای سرراست اين حرف چیست؟ يعنی تعطیل قانون! یعنی مهمل شمردن قانون مصرح کشور! یعنی تف به روی ملت انداختن! وقتی آزادیهای مصرح و مسلم مندرج در قانون اجازهی تأسیس حزب، تشکیل تجمع، و حتی اعتراض به نظام سیاسی را در چهارچوب قانون، به يکايک افراد ملت میدهد، چه معنایی دارد که یکی زباناش را دراز کند و مخالفاناش را به اوصافی بخواند که بیش از هر کسی شايستهی خودِ اوست؟ وانگهی مگر مرجع تشخيص قانونی، مدیر مسؤول یک روزنامه، يا مسؤول بسیج است؟
خوب وقتی رييس قوهی مجريه، در جايگاه قاضی و دستگاه عدالت مینشیند و کارِ خودش را انجام نمیهد و هنگامی که ريیس قوهی قضا طی مراحل قانونی تصویب یک قانون را نادیده میگیرد و در اطاعت از قوهی قاهره سر از پا نمیشناسد، و هنگامی که نمايندهی مجلس، بر مسند مدعی العموم مینشیند و اوامر غلاظ و شداد صادر میکند، واقعاً باید توقع داشت در چنین کشوری سنگ روی سنگ بند شود؟ عقلای قوم و علمای امت کجا رفتهاند که این همه قانونشکنی و قانونگریزی صریح را ببينند؟
مقامات کشور فکر میکنند به صرفِ اینکه در جایگاهی نشستند، حق دارند هر چه به دهانشان میرسد بگویند و ملت هم باید لب فرو ببندند و لغزش و تخطی آنها از قوانین صریح کشور را گوشزد نکنند. اگر از خدا نمیترسید و پروای روز محشر را ندارید، لااقل به همان قانونی بازگرديد که مدعی صیانت آن هستيد.
خواهند از سلطان امان، چون دزد افزونی کند
دزدی چو سلطان میکند، پس از کجا خواهند امان؟
اینها هر چند نشانههایی از یک بیماری قدیمی است، اما شدت گرفتناش به شرایط کودتایی کشور بر میگردد. آقای شاهرودی در موقعیتی نیست که تفسیر مضیق کودتاییان را به جای برداشت آزاد قضات از مواد قانونی مورد اشارهاش بنشاند. ایشان که دارد از این خانهی ویران میرود خوب است در همين اندک مجال باقیمانده اگر برای جبران مافات یا دادخواهی از مظلومان و مصدومان این حوادث و محاکمهی کودتاگران و قاتلان و حرامیان دست و پایی نمیکند، دست کم دیگر خانهی آخرتاش را از این که هست ویرانتر نکند.
کاش امروز که روز ولادت مولای متقیان است، کمی به خودتان بيايید و از این همه قانونگریزی و این همه بیتقوایی و معاصی عظیمی که در لجهاش دست و پا میزنید توبه کنید. کاش شما توبهفرمايانی که به شکنجه و تهدید از مردم اعتراف میستانيد، به خاطر بياوريد که روزی خواهد رسید که بدون هيچ شکنجهای، اعضا و جوارح خودتان علیهتان شهادت خواهند داد!
پ. ن. اظهر من الشمس است که کاری که سپاه و گروه گرداب میکند، از مصادیق بارز بیاعتنایی به قانون و به عبارتی اثبات ناکارآمدی و بیکفایتی قوهی قضا و سایر دستگاههای قانونی است. جز این اگر بود چرا باید سپاه که کارش اساساً چیز دیگری است وارد حوزهای بشود که هیچ ربطی به شرح وظایفاش ندارد؟ «و فی ذلک آيات لقوم یتفکرون»!

نظرها (18)
داغ دل من بیچاره را تازه کردید با این نوشته
اتفاقا خیلی هم خودشان را قانوگرا میدانند چون در قانونشان گفته اند هرکس به هرطریق به اسلام و حکومت ضربه رساند و قصد بر اندازی داشته باشد و ... که البته تشخیص ان هم با خود انها هست میبینید تا چه حد کلی وضع شده یعنی شاید جیغ یک گربه هم بشود مصداق این!
تازه مواد 400 به بعد ق م ج ا خیلی راحت میتواند اینها را در خود بگنجاندچون اینقدر دستشان را باز گذاشته.
قانون اینجا از اساس مشکل دارد صرف اینکه من متن بنویسم و بدهم بیرونشان که نمی شود قانون که ضاهرا شده!
f_gh | پنجشنبه، ۱۸ تیر ۱۳۸۸، ۱۲:۵۳
اي ونوس عزيز! ميشود مصداقي از بيقانوني آقاي موسوي وما(طرفداران) بياوريد؟؟ شما عقل و انصاف هم داريد؟؟
در ضمن دوستان! ديگر جاي اين غصهها نيست كه نماد تغييرات!! از راه رسيده!
Anonymous | چهارشنبه، ۱۷ تیر ۱۳۸۸، ۲۳:۵۱
واقعا دیگه نمیشه گفت تو این مملکت کی چکاره س و کی چکاره نیست..
شما ببینید همین مقام رهبری هیچ وقت تا بدین حد در نظام جمهوری اسلامی دارای قدرت نبوده است..
اضافه کنید به همه مطالب مستدل و مفیدتان اینکه در کجای دنیا یک سازمان نظامی مانند سپاه تا بدین حد در پروژه های عمرانی کشور فعالیت می کند و اجازه حضئر شرکت های خصوصی ضعیف تر را نمیدهد
بی نام | چهارشنبه، ۱۷ تیر ۱۳۸۸، ۲۰:۲۲
سلام
خبر شهادت سعید حجاریان چگونه است؟راست است؟لطفا پاسخ مرا بدهید؟اگر نمیدانید از یک منبع که بشناسید بپرسید وبه من پاسخ بدهید؟خونم دارد به جوش می اید.
-----------------------
تا این جا که شايعه بوده است.
د. م.
احمد | چهارشنبه، ۱۷ تیر ۱۳۸۸، ۰۶:۵۷
برادر من، معني قانون در اين كشور صدها ساله كه معلومه.
وقتي در ماجراي كوي دانشگاه تنها مقصر بعد از ماه ها جلسات دادگاه يك سرباز صفر معرفي مي شود كه جرمش برداشتن يك ريش تراش بوده، ديگر از سيستم قضايي چه توقعي بليد داشت؟
امير علوي | سه شنبه، ۱۶ تیر ۱۳۸۸، ۲۳:۵۴
salam. man salha pish be blog shoma sra zadam v bishtar be onvane ye blog adabi azash too hafezam khaterati daram. yadam hast baraye goosh kardan music mioomadam. emrooz pas az salha bare oomadam v matalabe khoobe shoma ro khoondam hame ma az etefaghayi ke miofte heyran v sargardanim. in matlab ke neveshtin besiar jaleb v sarih bood. kash hame mitoonestan bekhonanesh. dar panahe khoda
miranda | سه شنبه، ۱۶ تیر ۱۳۸۸، ۲۳:۳۵
خدمت آقا یا خانم موحد باید عرض کنم ظاهرا شما در این مملکت زندگی نمیکنید. نمی بینید چه بر روز ما آورده اند؟ بچه های مردم را کشتند. تعداد زیادی بی گناه را دستگیر کردند. هنوز بازداشت کسانی که حرف مخالف دولت نامشروع میزنند ادامه دارد. خفقان از این بیشتر میخواهید؟ بچه یکی را در محل ما کشته اند و به پدر و مادرش گفتند تا 16 میلیون تومان ندهید جسدش را به شما تحویل نمیدهیم! اصلا تمام این وقایع و جنایتهایی که رژیم حاکم بعد از کودتای 22 خرداد انجام داده است به کنار. قضیه قتلهای زنجیره ای و کشتار روشن فکران و دگر اندیشان را فراموش کرده اید؟ 18 تیر 78 را به این زودی فراموش کردید؟ حمله به خوابگاه دانشجویان بی سر پناه چی؟ تا حالا دیده یا شنیده اید کسی از انصار حزب الله، بسیج و یا سپاه جرمی مرتکب شود (حتی قتل) و مورد مواخذه قرار بگیرد؟
اگر اسلام یعنی جرم و جنایت و خفقان من اسلام و قیامت و بهشت را به شما بخشیدم.
مرسده | سه شنبه، ۱۶ تیر ۱۳۸۸، ۱۷:۲۴
به مخالفان آقای موسوی پیشنهاد می شود دایره لغاتشان را اندکی گسترش دهند تا مجبور نباشند کسی را که هیچ قدرتی در سیستم اجرایی ندارد "دیکتاتور" خطاب کنند.
زیتا | سه شنبه، ۱۶ تیر ۱۳۸۸، ۱۷:۱۹
در سال 67 جمهوری اسلامی مخالفان چپ گرا که سالها اسیر زندان بودند، بیرحمانه قتل عام کرد. اگر میرحسین که آن موقع نخست وزیر بود، در برابر آن کشتار سکوت نمیکرد،شاید اکنون بر سرش این نمیرفت که رفت.
سولی | سه شنبه، ۱۶ تیر ۱۳۸۸، ۱۶:۲۵
فقط میخواستم خدمت اون خانومی که خودش رو مرسده معرفی کرده و نظر داده عرض کنم. وای بر امثال ایشان که در قیامت چه جوابی دارند؟؟؟
یک موحد | سه شنبه، ۱۶ تیر ۱۳۸۸، ۱۳:۳۳
همه جای مملکت را سگ بسته اند
در وطن شام و سحر سگ بستهاند
توی هر کوی و گذر سگ بستهاند
از خلیج فارس این سگ مذهبان
تا خود بحرخزر سگ بستهاند
پاچهای در مملکت سالم نماند
بسکه در این بوم و بر سگ بستهاند
گر بخواهی از وطن خارج شوی
دور مرز پر گهر سگ بستهاند
هموطن وارد بشو با احتیاط
چون همه جا پشت در سگ بستهاند
تا که هر فکری نیاید در سرت
بهر تو اطراف سر، سگ بستهاند
تا که هر شوری نیفتد در تنات
دور و اطراف کمر سگ بستهاند
بهر تو توی اتاق خواب تو
طاقبازی یا دمر سگ بسته اند
تا کسی وارد نگردد سر زده
بر در علم و هنر سگ بستهاند
تا بسازند امتی بی درک و فهم
بهر هر صاحبنظر سگ بستهاند
بهر شاعر بهر ناشر بابت
قصد چاپ هر اثر سگ بستهاند
باب سانسور و برای اختناق
گاه توی یک خبر سگ بسته اند
با الفبا کرد باید احتیاط
چونکه در زیر و زبر سگ بستهاند
تا مبادا کام توشیرین شود
در صف قند و شکر سگ بسته اند
شرعی و عرفی، سیاسی، عاطفی
بهر تو از هر نظر سگ بستهاند
سگ چه سگ هائی همه خونریز و هار
از نژاد معتبر سگ بسته اند
سگ نه با آن پوزه و دندان و دم
بلکه در شکل بشر سگ بسته اند
سگ برای ظلم و بیداد آمده
پس به شکل آدمیزاد آمده
مرسده | سه شنبه، ۱۶ تیر ۱۳۸۸، ۱۱:۰۴
هرکسی از قانون حرف بزنه مشکلی نیست فقط لطفا طرفداران موسوی اسم قانونو نیارند که کاندیدشون قانون گریزترین بود.اصلا قانونو قبول نداره.هیچ کس رو بغیر خود و طرفداراش قبول نداره. این آدم دیکتاتوره.
ونوس | سه شنبه، ۱۶ تیر ۱۳۸۸، ۰۹:۱۱
داریوش جان سلام
به عنوان یک حقوقدان این را عرض می کنم که مبنای رعایت حقوق و حاکمیت قانون این است که بزرگان قوم پیش از هر کس و بیش از هر کس قوانین را رعایت کنند. همان حکایت معروف سعدی است که اگر پادشاه سیبی از درختی بکند رعیت درخت را از ریشه خواهد کند. علت العلل عدم حاکمیت قانون در ایران همانطور که شما هم تصریح کردید عدم رعایت قانون از سوی حکمرانان است و عدم توجه ما مردم که با اولین نشانه های آن برخورد نکردیم. گفته برشت است که اول به سراغ کمونیست ها رفتند و من چیزی نگفتم چرا که کمونیست نبودم. بعد به سراغ یهودی ها رفتند و من چیزی نگفتم چرا که یهودی نبودم. بعد به سراغ لیبرال ها رفتند و من چیزی نگفتم چون لیبرال نبودم. بعد به سراغ من آمدند و دیگر کسی نمانده بود که چیزی بگوید. از همان برخوردهای اول با دگراندیشان و مخالفان سیاسی و بهایی ها باید رعایت قانون را می خواستیم تا جالا به میرحسین این رفتار نشود.
Mansour | سه شنبه، ۱۶ تیر ۱۳۸۸، ۰۷:۳۳
سلام بر داریوش
امروز بی نوح کشتیبان این شهر غرق در حیرتی نفس گیر است و من بر بلندایی .از برای رهایی چاره ای جسته افسوس از خودی خود چگونه خلاصی یابم؟!
گودیست که بی خبران حیرانند!!!
هرگز آنرا ترک نگفته تا از دور به حمایت از آزادی های گوناگون بپردازم تا گرداگرد این بازی های سیاسی آقایون
به تفسیر بپردازم!!!!
Anonymous | سه شنبه، ۱۶ تیر ۱۳۸۸، ۰۷:۰۳
هوش زیادی نمی خواهد فهمیدن اینکه گرفتن استقلال وکلا, فرستادن آیین نامه ی مبارزه با فعالان اینترنتی و ماهواره ای, گذاشتن عکس عده ای روی سایت گرداب و ... حلقه های زنجیری هستند که حکومتیان در تلاشند بر پیکر معترضان ببندند. در چنین شرایطی سکوت و سکون کسانی مانند موسوی و کروبی اشتباهی بزرگ است.
یک دوست | سه شنبه، ۱۶ تیر ۱۳۸۸، ۰۵:۴۷
زنده باد. من هم امروز به بهانه حرف های آقای شاهرودی یک یادداشت نوشتم. اما حیف که فعلا ناموجودم.
روزنامه نگار ناموجود | دوشنبه، ۱۵ تیر ۱۳۸۸، ۲۱:۲۳
18 تیر به استقبال لباس شخصی ها میرویم. چشم دنیا به ماست. بدون خشونت و عظیم.
1- کودتاگران بدنبال خشونت اند. ما نیستیم. 2- کودتاگران بدنبال کم کردن جمعیت تظاهرکنندگانند. ما نیستیم. 3- تنها راه کاهش فشار بر زندانیان و سران سبزِ سرزمین سبزمان شرکت گسترده در راهپیماییست. 4- وسایل ارتباطی ما محدود است. نشان دهیم ایرانی مبتکر است. 5- رئیس جمهور موسوی گفت : هر ایرانی یک ستاد تا هیچگاه نتوانند تمام ستادهایش را تعطیل کنند. 6- کروبی گفت به پشتوانه شما ایستاده ایم. 7- مراجع قم تاکنون تبریک نگفته اند: به چه زبانی بگویند با ما هستند. 8- سخنان اخیر خامنه ای نشان عقب نشینی دارد. 9- هاشمی رفسنجانی در حال ارزیابیست. حرکات او بسیار مهم و کاملا حساب شده است. ذهنتان را بکار بیاندازید تا در 18 تیر ایرانمان را پس بگیریم.
simin | دوشنبه، ۱۵ تیر ۱۳۸۸، ۲۱:۰۴
داریوش جان سلام
خواهشی ازت دارم.لطفا اگر امکان داردوبرایت زحمتی نیست این مطلب جدید دکتر سروش را که میگویند بسیار زیباست درمورد انتخابات بر روی سایتت استثنائا قراربده.اخر پروکسی من فیلتر شده ودستم جایی بند نیست.ممنون میشم.مایلم جوابت را بدانم.
------------------
هست. در دیوان اصلاح آمده است. به همانجا مراجعه کنيد.
http://eslah.malakut.org/soroush.html
د. م.
Anonymous | دوشنبه، ۱۵ تیر ۱۳۸۸، ۱۹:۰۲