شيعيان قرنها حماسه را جور دیگری تعریف کرده بودند؛ حماسه برای شیعه، مغلوب شدن پیروان اندکِ حسین بن علی در برابر بیشمار لشکریان يزید بن معاویه بود. هنوز هم هست. با یک تفاوت جزیی و کوچک که این روزها، خیل مداحانِ بیسواد و بیاخلاقی که دستپروردهی دستگاه دروغ و ریا، و جیرهخوار خوانِ قدرت هستند، دیگر جا را بر مداحانِ استخواندار، با تقوا و اصیلی که در شهری مثل قم برای خود قائمه و استوانه بودند، تنگ کردهاند. در چنین فضايی، معنای حماسه هم آرامآرام تبدیل به چیز دیگری میشود.
زمانی قاعدهی شیعیانی که کارشان بزرگداشت شهادت ابا عبدالله بود، سخن گفتن از پیروزی خون بر شمشیر بود. امروز هم قاعده همان است. تنها عاملی که این روزها خواب پريشانِ زورمداران و دروغبافان را پریشانتر کرده است این است که حریفِ سلطانِ دروغپردازان – یعنی رييس دولتِ نامحمودِ ریا – کسی بود که نمیتوانستند و نمیتوانند به او برچسب خروج از حاکمیت یا عبور از قانون بزنند (ولو معاويه صفت، صد پیراهن عثمان علم کنند). هنوز هم کسی جسارت ندارند بگوید ميرحسین موسوی به ميراث انقلاب پشت کرده یا روی به بیگانگان کرده است (ولو خیرهسرانه به هر بیتقوايی و شناعتی متوسل شوند). همین است که کار قانونگریزان را دشوار کرده است: میرحسین موسوی هرگز در قامت اپوزیسیون ظاهر نشد و نمیشود. میرحسین به خوبی وجودِ دو قانون را در کشور آشکار کرد: قانونی که ملت به آن چشم دارد و گمان میکند در چهارچوب آن بايد عمل کرد و قانونی که از آن تفسیرهای موسع یا مضیق میشود و هميشه میشود تفسیر به رأی یا تفسیری بر اساس هوا و هوس قدرت از آن به دست داد. این همان چیزی است که باعث سرآسيمهگی جریدههای دریده و افسار گسیخته شده است. آن روحیهی پروندهسازی که موسوی در مناظره با احمدینژاد به آن اشاره کرد، اینجا تيرش به سنگ خورد و هتاکان مفتری را رسوا کرد.
اما ملت ما حماسه آفریدند. حماسهی ملت تنها در خيزش میلیونی و بیسابقهاش برای تغيير مسالمتآميز و قانونی سیاستمداری نامحبوب، دروغزن و قانونگریز نبود (قانونگریزی رييس دولت نهم را همان مجلسی نشان داده که امروز یکتنه از او دفاع کرده است). حماسهی ملت ما در این بود که نشان دادند باز هم «خون بر شمشیر پیروز است». باز هم نشان دادند که:
ز هر خونِ دلی سروی قد افراشت
ز هر سروی تذروی نغمه برداشت
همینها نشان دادند که دریدن، کشتن و سوزاندن، ملت ما را بیدارتر میکند:
خاکستر تو را
بادِ سحرگاهان
هر جا که برد
مردی ز خاک روييد
چطور؟ بعد از آن همه ارعاب و تهدید، باز هم مردم در مسجد قبا جمع شدند و نشان دادند که به آسانی در برابر قانونگریزی حکومتی و سلامتِ فرمايشی انتخابات تسلیم نمیشوند. ما در ميان همین خون و اشک و با همین دلهای مجروح و خردهای تحقیر شده، باز هم به صلح، به دوستی، به آزادی و به انسان درود میگويیم. باز هم به خشونت و خشم، پاسخ منفی میدهيم. باز هم نشان میدهیم که «کلمه» میتواند رسانهی ما و خبر ما باشد و میشود. کلمهی طیبه میروید و صعود میکند. شجرهی خبثه است که حاصلی جز زقوم ندارد و اين زقوم کامِ فرومایهگان قدرتپرست را تلخ میکند. بهار از راه میرسد. ساز و سرودِ خرد از دوری نه چندان دير، نویدِ ختمِ زمستان را میدهد. چراغ امید را روشن نگه داریم.
(سرود گل؛ حسین علیزاده)
زمانی قاعدهی شیعیانی که کارشان بزرگداشت شهادت ابا عبدالله بود، سخن گفتن از پیروزی خون بر شمشیر بود. امروز هم قاعده همان است. تنها عاملی که این روزها خواب پريشانِ زورمداران و دروغبافان را پریشانتر کرده است این است که حریفِ سلطانِ دروغپردازان – یعنی رييس دولتِ نامحمودِ ریا – کسی بود که نمیتوانستند و نمیتوانند به او برچسب خروج از حاکمیت یا عبور از قانون بزنند (ولو معاويه صفت، صد پیراهن عثمان علم کنند). هنوز هم کسی جسارت ندارند بگوید ميرحسین موسوی به ميراث انقلاب پشت کرده یا روی به بیگانگان کرده است (ولو خیرهسرانه به هر بیتقوايی و شناعتی متوسل شوند). همین است که کار قانونگریزان را دشوار کرده است: میرحسین موسوی هرگز در قامت اپوزیسیون ظاهر نشد و نمیشود. میرحسین به خوبی وجودِ دو قانون را در کشور آشکار کرد: قانونی که ملت به آن چشم دارد و گمان میکند در چهارچوب آن بايد عمل کرد و قانونی که از آن تفسیرهای موسع یا مضیق میشود و هميشه میشود تفسیر به رأی یا تفسیری بر اساس هوا و هوس قدرت از آن به دست داد. این همان چیزی است که باعث سرآسيمهگی جریدههای دریده و افسار گسیخته شده است. آن روحیهی پروندهسازی که موسوی در مناظره با احمدینژاد به آن اشاره کرد، اینجا تيرش به سنگ خورد و هتاکان مفتری را رسوا کرد.
اما ملت ما حماسه آفریدند. حماسهی ملت تنها در خيزش میلیونی و بیسابقهاش برای تغيير مسالمتآميز و قانونی سیاستمداری نامحبوب، دروغزن و قانونگریز نبود (قانونگریزی رييس دولت نهم را همان مجلسی نشان داده که امروز یکتنه از او دفاع کرده است). حماسهی ملت ما در این بود که نشان دادند باز هم «خون بر شمشیر پیروز است». باز هم نشان دادند که:
ز هر خونِ دلی سروی قد افراشت
ز هر سروی تذروی نغمه برداشت
همینها نشان دادند که دریدن، کشتن و سوزاندن، ملت ما را بیدارتر میکند:
خاکستر تو را
بادِ سحرگاهان
هر جا که برد
مردی ز خاک روييد
چطور؟ بعد از آن همه ارعاب و تهدید، باز هم مردم در مسجد قبا جمع شدند و نشان دادند که به آسانی در برابر قانونگریزی حکومتی و سلامتِ فرمايشی انتخابات تسلیم نمیشوند. ما در ميان همین خون و اشک و با همین دلهای مجروح و خردهای تحقیر شده، باز هم به صلح، به دوستی، به آزادی و به انسان درود میگويیم. باز هم به خشونت و خشم، پاسخ منفی میدهيم. باز هم نشان میدهیم که «کلمه» میتواند رسانهی ما و خبر ما باشد و میشود. کلمهی طیبه میروید و صعود میکند. شجرهی خبثه است که حاصلی جز زقوم ندارد و اين زقوم کامِ فرومایهگان قدرتپرست را تلخ میکند. بهار از راه میرسد. ساز و سرودِ خرد از دوری نه چندان دير، نویدِ ختمِ زمستان را میدهد. چراغ امید را روشن نگه داریم.
(سرود گل؛ حسین علیزاده)

نظرها (7)
حالا بايد دانست كه چه ميزان ديانت و شريعت ظرفيت بي بديلي هم براي اصلاح و ارشاد دارد و هم براي استبداد. حالا به جايي رسيده ايم كه دفاع از دين عين تلاش براي آزادي و مردمسالاري است. غير اين باشد مراجع ديني و فقهي مردمان بايد كساني همچون همين مداحان هيئات مذهبي اطراف رئيس جمهور باشند. ثابت شد اينان چه ولع سيري ناپذيري براي خرج مذهب در راه اميال خود دارند. به باور من بايد براي تفقه متدينان كوشيد.
نمي دانم نظرم ثبت شد يا نه!
بهمن | چهارشنبه، ۱۰ تیر ۱۳۸۸، ۱۳:۱۶
با نوشته آقا/خانم دلت خوشه موافق نیستم. ما همین الان هم پیروز میدان هستیم و چهره دروغ گویان و سلطه جویان بیش از پیش برای همگان آشکار شده است. مدت زمانی بود که تشخیص حق از باطل دشوار بود. اما با برگزاری انتخابات و کودتایی که در آن رخ داد در عرض چند روز باطل و دروغگو دستشان رو شد.
در پایان آیه 176 از سوره آل عمران:
وَ لَا يحَْزُنكَ الَّذِينَ يُسَرِعُونَ فىِ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَن يَضرُُّواْ اللَّهَ شَيًْا يُرِيدُ اللَّهُ أَلَّا يجَْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فىِ الاَْخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ
كسانى كه در راه كفر (حق پوشی)، شتاب مى كنند، تو را غمگين نسازند! به يقين ، آنها هرگز زيانى به خداوند نمى رسانند. (بعلاوه ) خدا مى خواهد (آنها را به حال خود واگذارد و در نتيجه) بهره اى براى آنها در آخرت قرار ندهد. و براى آنها مجازات بزرگى است .
مرسده | چهارشنبه، ۱۰ تیر ۱۳۸۸، ۱۲:۴۶
سلام
جناب داریوش این مطلب بسیار به جا بود.
امروز حقیقتا سزاست که دیده گان همه مان اشک الودباشد.چشمان مان باید منتظر روزی باشد که دروغ وریا درهم بشکند.من یکی که نه به سکولاریسم ونه به...هیچ علاقه وباوری ندارم.اما ازدروغ وریا وچاپلوسی ونامردی وخشونت وخشک مقدسی وبی اخلاقی به شدت متنفرم ودربطلانشان ذره ای تردید ندارم.ان شاا...اگرپایم به تهران باز بشود مبارزه ام را برای شکستن ظلم ودروغ اغاز میکنم.دیگر جانم به لبم وبه قول میرحسین موسوی کاردی به استخوانم رسیده است.پیروزباشیدانشاا...
Anonymous | چهارشنبه، ۱۰ تیر ۱۳۸۸، ۰۹:۳۴
در این زمانه غلط تنها نوشته های توست که ارامشم میدهد..چه بر سرمان میرود..
نگر تا این شب خونین سحر کرد..چه خنجرها که از دلها گذر کرد..
محمد | چهارشنبه، ۱۰ تیر ۱۳۸۸، ۰۷:۳۹
من هم این روزها، آهنگ "ای همه گلهای از سرما کبود..." را گوش دادم و مدام زمزمه کردم.
mah | چهارشنبه، ۱۰ تیر ۱۳۸۸، ۰۷:۱۵
بازي تمام شد. خون هرگز بر شمشير پيروز نشده است. تا شمشير هست زور پيروز است. اين پيروزي كه از امام حسين نيست، از شمشير شاه اسماعيل است كه تشيع را به ايران تحميل كرد. احساسي نشو. عاقل باش
---------------------------
من عاقلام. شما زود ناامید میشويد. اینها که امروز سوار قدرت هستند اگر قرار بود ۵۰ سال پیش مثل شما فکر کنند، هرگز اینجا نبودند!!!
د. م.
دلت خوشه | چهارشنبه، ۱۰ تیر ۱۳۸۸، ۰۷:۰۹
من با نوشته شما اصلا موافق نیستم.به نظر من شیعه گری نوعی فاشیسم است. دینی که بقایش در حذف دیگران است: بکشید تا کشته شوید. دینی که غایتش مسخ شدگی پیروانش است: ولایت مطلقه فقیه
-----------------------
خوب شما اختیار دارید. حق شماست که اینجور فکر کنيد. وقتی «دلیل» آوردید تازه میشود بحث کرد که آيا «شيعهگری» نوعی از «فاشيسم» هست یا نه؟ شیعهگری؟ اين يعنی چه؟ کمی از ادبیات پنجاه سال پيش - از آن ادبیات زنگارگرفتهی خالی از دقت و جانبداری - فاصله بگيرید.
solmaz | چهارشنبه، ۱۰ تیر ۱۳۸۸، ۰۵:۲۸