اين روزها که دست تطاول بدکنشان و دژمخویان دنياپرست، بر جان، مال و ناموس مردمان وطنام دراز است، اين روزها که حق را باطل مینمايند و باطل را حق، این روزها که پیراهن عثمان علم کردهاند و معاویه صفت خونِ عمارخويان را به گردن پیروان پسر ابوطالب میاندازند، بيش از پيش به ايمان میانديشم. بیش از هر زمانِ دیگری، معنای ايمان در این غبار شبهه و غوغای فتنه برای من برجسته شده است.
در چنين شرایط دشواری است که آدميان قدر و گوهر خود را نشان میدهند. اينجاست که دستها رو میشوند و مکنونات ضمیر آدمیان بر ملا میشوند. اکنون گويی هنگام عرض اصغر است و نشانی از قیامت را ديدهایم. ولی عرض اصغر است چون هنوز کشف غطایی رخ نداده است و هنوز سامری شعبده میکند و هنوز ید بیضای موسوی طاغوت را به زير نکشيده است. اين روزها، پرده از چهرههایی برگرفته شد که حتی من و دوستانام، مؤمنانه و نیکبینانه، صادق، اخلاقی و عاقل میخواستيم شان یا چنان گمان میکردیم. من از این آرزوانديشی به هیچ رو پشيمان نيستم. آن ظن نيک بردن بر بندگانِ خدا، لازمه و ويژگی ايمان است و فاصله گرفتن از آن، فاصله گرفتن از اخلاق است، الا در جايی که به مظلومی ظلمی رفته باشد. در اين هنگامهی غلبهی ظلم و تلبيس حق به باطل، البته که دیگر جایی برای سکوت نيست.
یک طایفه این میان مرتکب خطایی بزرگ شدند. طایفهی قدرتپرست گمان کردهاند (یا کرده بودند) که همگان چون خودشان بنای ايمان و اعتقادشان بر رشوهخواری و آلودگی باطن و دين به دنیا فروختن و قربانی کردن حقیقت و اخلاق در پای مصلحت قدرت است. هستند روشنضمیرانی هنوز که دینشان را به دنیا نفروختهاند و سرمایهی جان و ايمانشان را گرو بیعتی استوار بر خدعه و نيرنگ نکردهاند. آن طایفه از یاد بردهاند که مؤمنان هنوز به خدایی باور دارند و خدايی که نهايتاً حق را بر باطل پیروز میکند ولو لشکر باطل شعبدهها برانگیزد و بلعجبیها کند.
نکتهی دیگر اینکه این دشواریها و این تلخکامیها میتوانست (و میتواند) کامِ ما را تلخ کند و میدانم که هماکنون کامِ بسياری از رفیقان و نازنينانِ مرا تلخ کرده است. اما درست در چنين زمانی است که باید استقامت ورزید و کلمهی توحید را به کوبندهترین بیانی به عرش برد. اینجاست که باید نشان داد که وقتی ذوالفقار علوی و اعتقاد حسینی همره ماست، باکی از سوزن معاويهصفتان و یزید مسلکان نیست (تاریخ را بنگرید که هنوز وقیحان میگویند حسین بر حاکم مسلمان شوريد و خونِ خود را هدر داد!).
آنها که به خداوندِ خويش ايمان دارند و دست پلید خدعهگران قدرتپرست را به عیان در پس اين خیمهشب بازی مهوع و مشمئز کننده میبینند، خوب میتوانند بفهمند معنای آیات زیر را: «إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ نُزُلًا مِّنْ غَفُورٍ رَّحِيمٍ وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَمَا يلَقاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ باللَّهِ انّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ» (سورهی ۴۱ (فصلت)، آیات ۳۰-۳۶)
(«بيگمان كسانى كه گويند پروردگار ما خداوند است، سپس پايدارى ورزند، فرشتگان بر آنان نازل شوند (و گويند) كه مترسيد و اندوهگين مباشيد و شاد شويد به بهشتى كه به شما وعده داده مىشد. ما دوستداران شما در زندگانى دنيا و در آخرت هستيم، و در آنجا براى شما هر چه دلهايتان بخواهد و هر آنچه بطلبيد هست. كه پيشكشى از (خداوند) آمرزگار مهربان است. و كيست نيكوسخنتر از كسى كه به سوى خداوند دعوت كند، و كارى شايسته در پيش گيرد و بگويد كه من از مسلمانانم. و نيكى و بدى برابر نيست. همواره به شيوهاى كه آن نيكوتر است مجادله كن، آنگاه (خواهى ديد) كسى كه بين تو و او دشمنىاى بود، گويى دوستى مهربان است. و آن را جز شكيبايان نپذيرند، و آن را جز بختيار فرانگيرد. و اگر وسوسهاى از سوى شيطان تو را به وسواس افكند، به خداوند پناه ببر، چرا كه او شنواى داناست.»؛ ترجمهی خرمشاهی)
اينجاست که هنوز بانگ الله اکبر مژدهبخش جانها و صیقلدهندهی ضمير صافیدلان متعهد میشود. در بند کشیدنِ جانهای عزیز، بر زمین ريختن خون بیگناهان، آمیختن حق با باطل، اگر باری دهد، جز ندامت نخواهد بود. جماعتی که در پی استعلا هستند، همانها هستند که برتریجویی میکند و به فساد دامن میزنند و اسباب خونریزی در دست دارند: «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» (سورهی ۲۸ (القصص) ، آيهی ۸۳).
دستِ ما تهی نیست. تیغی که به دستِ ماست، دعاست. این دعاست که سلاحِ مؤمنان است؛ سلاح برتریجويان مفسدهانگيز، جز باتوم، جز تفنگ و جز گاز اشکآور نیست. اين دستهای به دعا برخاسته، بنيانکنتر از صد توپ و تانک خواهند شد:
عقابِ جور گشوده است بال بر همه شهر
کمانِ گوشهنشینی و تیرِ آهی کو
در چنين شرایط دشواری است که آدميان قدر و گوهر خود را نشان میدهند. اينجاست که دستها رو میشوند و مکنونات ضمیر آدمیان بر ملا میشوند. اکنون گويی هنگام عرض اصغر است و نشانی از قیامت را ديدهایم. ولی عرض اصغر است چون هنوز کشف غطایی رخ نداده است و هنوز سامری شعبده میکند و هنوز ید بیضای موسوی طاغوت را به زير نکشيده است. اين روزها، پرده از چهرههایی برگرفته شد که حتی من و دوستانام، مؤمنانه و نیکبینانه، صادق، اخلاقی و عاقل میخواستيم شان یا چنان گمان میکردیم. من از این آرزوانديشی به هیچ رو پشيمان نيستم. آن ظن نيک بردن بر بندگانِ خدا، لازمه و ويژگی ايمان است و فاصله گرفتن از آن، فاصله گرفتن از اخلاق است، الا در جايی که به مظلومی ظلمی رفته باشد. در اين هنگامهی غلبهی ظلم و تلبيس حق به باطل، البته که دیگر جایی برای سکوت نيست.
یک طایفه این میان مرتکب خطایی بزرگ شدند. طایفهی قدرتپرست گمان کردهاند (یا کرده بودند) که همگان چون خودشان بنای ايمان و اعتقادشان بر رشوهخواری و آلودگی باطن و دين به دنیا فروختن و قربانی کردن حقیقت و اخلاق در پای مصلحت قدرت است. هستند روشنضمیرانی هنوز که دینشان را به دنیا نفروختهاند و سرمایهی جان و ايمانشان را گرو بیعتی استوار بر خدعه و نيرنگ نکردهاند. آن طایفه از یاد بردهاند که مؤمنان هنوز به خدایی باور دارند و خدايی که نهايتاً حق را بر باطل پیروز میکند ولو لشکر باطل شعبدهها برانگیزد و بلعجبیها کند.
نکتهی دیگر اینکه این دشواریها و این تلخکامیها میتوانست (و میتواند) کامِ ما را تلخ کند و میدانم که هماکنون کامِ بسياری از رفیقان و نازنينانِ مرا تلخ کرده است. اما درست در چنين زمانی است که باید استقامت ورزید و کلمهی توحید را به کوبندهترین بیانی به عرش برد. اینجاست که باید نشان داد که وقتی ذوالفقار علوی و اعتقاد حسینی همره ماست، باکی از سوزن معاويهصفتان و یزید مسلکان نیست (تاریخ را بنگرید که هنوز وقیحان میگویند حسین بر حاکم مسلمان شوريد و خونِ خود را هدر داد!).
آنها که به خداوندِ خويش ايمان دارند و دست پلید خدعهگران قدرتپرست را به عیان در پس اين خیمهشب بازی مهوع و مشمئز کننده میبینند، خوب میتوانند بفهمند معنای آیات زیر را: «إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ نُزُلًا مِّنْ غَفُورٍ رَّحِيمٍ وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَمَا يلَقاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ باللَّهِ انّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ» (سورهی ۴۱ (فصلت)، آیات ۳۰-۳۶)
(«بيگمان كسانى كه گويند پروردگار ما خداوند است، سپس پايدارى ورزند، فرشتگان بر آنان نازل شوند (و گويند) كه مترسيد و اندوهگين مباشيد و شاد شويد به بهشتى كه به شما وعده داده مىشد. ما دوستداران شما در زندگانى دنيا و در آخرت هستيم، و در آنجا براى شما هر چه دلهايتان بخواهد و هر آنچه بطلبيد هست. كه پيشكشى از (خداوند) آمرزگار مهربان است. و كيست نيكوسخنتر از كسى كه به سوى خداوند دعوت كند، و كارى شايسته در پيش گيرد و بگويد كه من از مسلمانانم. و نيكى و بدى برابر نيست. همواره به شيوهاى كه آن نيكوتر است مجادله كن، آنگاه (خواهى ديد) كسى كه بين تو و او دشمنىاى بود، گويى دوستى مهربان است. و آن را جز شكيبايان نپذيرند، و آن را جز بختيار فرانگيرد. و اگر وسوسهاى از سوى شيطان تو را به وسواس افكند، به خداوند پناه ببر، چرا كه او شنواى داناست.»؛ ترجمهی خرمشاهی)
اينجاست که هنوز بانگ الله اکبر مژدهبخش جانها و صیقلدهندهی ضمير صافیدلان متعهد میشود. در بند کشیدنِ جانهای عزیز، بر زمین ريختن خون بیگناهان، آمیختن حق با باطل، اگر باری دهد، جز ندامت نخواهد بود. جماعتی که در پی استعلا هستند، همانها هستند که برتریجویی میکند و به فساد دامن میزنند و اسباب خونریزی در دست دارند: «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» (سورهی ۲۸ (القصص) ، آيهی ۸۳).
دستِ ما تهی نیست. تیغی که به دستِ ماست، دعاست. این دعاست که سلاحِ مؤمنان است؛ سلاح برتریجويان مفسدهانگيز، جز باتوم، جز تفنگ و جز گاز اشکآور نیست. اين دستهای به دعا برخاسته، بنيانکنتر از صد توپ و تانک خواهند شد:
عقابِ جور گشوده است بال بر همه شهر
کمانِ گوشهنشینی و تیرِ آهی کو

نظرها (14)
هموطن درود
من رای شما را (اگر به موسوی رای داده باشید) پیدا کردم، بقیه هم اگر دنبال رای شان می گردند (به هر کس که رای داده باشند) به من مراجعه کنند:
سیزده میلیون و دویست و شانزده هزار و چهارصد و یازده نفر (۱۳/۲۱۶/۴۱۱ نفر) به مهندس میر حسین موسوی رای داده اند که فکر می کنم آن یک رای آخر مال شماست.
امیدوارم پاسخ سوالتان را گرفته باشید.
اگر سوال دیگری داشته باشید خوشحال می شوم برای پاسخ به آن به شما کمک کنم./..
---------------------------------
من سؤالی نداشتم. سؤال مخصوص جایی است که ابهام باشد. آفتاب آمد دلیل آفتاب. شما را مسؤول پیدا کردن رأیمان نکرده بودیم؛، شما در برابر خدا باید پاسخ سؤال او را بدهید. رأی يک نفر، فقط یک رأی است و یک تکه کاغذ. ولی خون مؤمن و آه مظلوم عرش را میلرزاند و این همان چیزی است که نادیده و نشنیده میگذارید. بیدار شويد پیش از آنکه دیگر نتوان بیدارتان کرد.
د. م.
رامیم | سه شنبه، ۹ تیر ۱۳۸۸، ۱۵:۱۹
با شورای نگهبانی که بالاخره صحت انتخابات را تایید کرد چه کنیم ؟
------------------------
لبخند بزنیم بهشون :)
نیمرخ | دوشنبه، ۸ تیر ۱۳۸۸، ۱۸:۰۶
امیدوارم اشتباه به خاطر نیاوم:
و اذا قیل لهم لاتفسدوا فی الارض قالو انما نحن مصلحون
سوره بقره ایه 11
هنگامی که به آنها گفته میشود در زمین خدا فساد نکنید میگویند ماییم که درستکارانیم
سولماز | یکشنبه، ۷ تیر ۱۳۸۸، ۰۶:۳۷
این روزها چقدر شبیه روزهای کوفه است!
این آدمها، چقدر شبیه کوفیان!
همیشه می اندیشیدیم که چگونه کوفیان نامه دادند و عهد شکستند.
همیشه از هم می پرسیدیم، چرا آنگاه که با مسلم چنان کردند، کوفیان در خانه های خویش خزیدند و سکوت پیشه کردند.
همیشه بر می آشفتیم، از آنانی که چه بسا نام عالم دین را یدک داشتند، ولی به جای جانبداری از حقی آشکار، همگان را به مصالحه و حفظ آرامش دعوت می کردند.
و همیشه در شگفت می شدیم از جاهلانی که نزاع را دعوای قدرت می دانستند، و نه جدال حق و باطل.
نه. اینک سالهاست که از سیاه و سفید اندیشیدن ما (من یکی لااقل) گذشته، پس صحنه را صحنه امام حسین و لشکر یزید نمی بینم. اما کفر است اگر جدال حق و ظلم را ببینم و کتمان کنم.
حمید | شنبه، ۶ تیر ۱۳۸۸، ۰۷:۳۴
کلیه شرایط برای عقب نشاندن وشکست استبداد دینی و پیروزی مردم فراهم است، به جز وجود یک تشکیلات کارآمد که بتواند مبارزه مردم را به نحوی موثر سازماندهی و رهبری کند. رفع این کاستی اکنون بیش از همیشه حیاتی و عاجل است.
http://www.mellimazhabi.org/news/062009news/2606zamani.htm
آرش | جمعه، ۵ تیر ۱۳۸۸، ۱۶:۴۵
خواهشن روی تک تک اسکناسهایی که این روز ها به دستتان می رسد یا از عابر بانک میگیرید یا هر چیز دیگری عبارت رای من چه شد؟ رای من کو؟ و رای مرا پس ده را بنویسید هیچ چیزی از هیچ کداممان کم نمی شود . هر کدام که به 10 نفر این را بگوییم و او را مجاب به انجام این اعتراض آرام کنیم این حرکت عاری از خشونت زمانیکه به سطح هفتم برسد میشود 10 میلیون نفر و میتوانید تصور کنید این یعنی چه ؟ يک دولت هرگز نمی تواند اين همه اسکناس را معدوم کند و اين رای او يعنی يک افتضاح ملی . چرا فکر ميکنيد حتمن بايد به خيابانها رفت و کشته شد ؟پس اعتراض عاری از خشونت کجا معنا پیدا ميکند ؟ احساس می کنم مردم خسته شده اند. اين را به وضوح ميبينم ديگر کسی شبها الله اکبر نميگويد . کسی بادکنک هوا نميکند بابا اگر شبها بادکنک ها را باد کنيم هر کدام ده تا .۲۰۰۰ نفر که اين کار را بکنند صبح ميتوان ۲۰۰۰۰ بادکنک در آسمان تهران هوا کنيم چرا اين روشها را بی اثر می دانيم . والا به خدا خيلی موثر است کافی است امتحان کنيم. ضمنن از بمب ايميلی به سمت صدا وسيما نبايد غافل شويم . ميتواند روحيشان را تضعيف کند وآنها را بشکند . آنها جنسشان از فولاد نيست آدمند و اگر روزی چند هزار ايميل حاوی اعتراض و حتی جملات محبت آميز حاوی اعتراض دريافت کنند اعتماد به نفسشان شکسته ميشود اگرچه روششان تغييری نکند. خواهش ميکنم اطلاع رسانی کنيد خواهش عاجل دارم از همه .
فاطمه | جمعه، ۵ تیر ۱۳۸۸، ۱۳:۴۷
تقديم به شهيدان ‹‹فرياد سكوت››
اين غزل براي توست، اي شهيد نوراني
اي جوان ايراني، اي كه مثل باراني
بيست و دوم خرداد، روز مرگ رأي ما
روز حيله و نيرنگ، آن چنان كه ميداني
قسمت من از آن روز، گاز و اشك و باتوم است
سهم مادرت هر شب، گريه هاي طولاني
رفتي و تنم لرزيد از حكومت وحشت
از تفنگ و از دشنه، كارهاي حيواني
اينچنين نه شايسته است، رهبري ملت را
گريههاي رو در رو، خندههاي پنهاني
گويييا كر و كورند، رهبران اين مردم
اينچنين نمي باشد، شيوه مسلماني
بايدش كه برخيزد، خون اهرمن ريزد
هر كه در رگش دارد، خون پاك ايراني
بهار | جمعه، ۵ تیر ۱۳۸۸، ۱۲:۵۹
سلام چند بار امدم بنویسم اما نشد. این بار امادلم طاقت نیاورد. من با نظرات شما کاملا مخالفم، و گمان میکنم به بیراهه میروید. شاید من اشتباه کنم و حق با شما باشد، اما شاید هم.... خدا میداند. اما ایا این شبهه بین حق و باطل انقدر واضح است که چنین با اطمینان سخن میگویید یا قدرت تشخیص شماست که چنین مطمئن مرز حق و باطل را جدا میکنید؟ به هر حال چیزی را که شما امروز باطل میپندارید من باطل نمیبینم برادر. موفق باشید.
---------------------------
یک بار تاریخ اسلام و تاريخ همین انقلاب را بخوانید و ببينید چند بار متهم و شاکی جایاش عوض شده است و چند بار مقتول با جای قاتل جوابگو شده است. یک بار دیگر قرآن را بخوانید. با وجدانتان میتوانید کنار بیاييد؟ یک بار دیگر سیرهی پیامبر و امامان شیعه را بخوانید. ببینید این روش به سیرهی امامان شیعی شبیه است یا به روش نیرنگ و خدعهی امویان و در صدر آنها معاويه؟ شبهه از این روشنتر که عکس و فیلم از نیروهای پلیس و ضد شورش دست به دست میچرخد که مشغول تخریب اموال عمومی و قتل هستند و آن وقت تقصیر اينها را به گردن موسوی و مردم بیگناه بیندازند؟ بترسید از خدا. اين روزها خواهد گذشت و شما فردا باید با وجدانتان در برابر خدا بایستید. هر دولت و نظامی روز زوالی دارد. ولی برای هر کسی قیامت حتما آمدنی است و روزی حسابی خواهد بود.
د. م.
ehsan | جمعه، ۵ تیر ۱۳۸۸، ۰۸:۴۲
دوستان عزیزی که تو کار ریاضیات، منطق، اقتصاد، علوم کامپیوتر، فیزیک، و غیره هستید. لطفا فکر کنید و سریعا یک راه حل برای مشکل تجمعات داخل ایران پیدا کنید. این موضوع رو جدی بگیرین لطفا. این مساله شماست، نشون بدید که چیزهایی به درد بخور هم بلدید! لطفا این مطلب رو تو بالاترین بزارید
یکی از مشکلات بسیار جدی که در راه راهپیمایهای مسالمت آمیز مردم وجود دارد این است که ماموران مسلح دولتی همزمان با دیگران از مکان و زمان راهپیماییها خبر دار میشوند و با حضور زود هنگام در محل مورد نظر از تشکیل هسته اولیه این تجمعات جلوگیری میکنند. سوالی که مطرح میشود این است که چه راه حلی برای این مشکل وجود دارد. من متخصص نظریه بازیها نیستم اما فکر میکنم که بشود یک استراتژی پیدا کرد که امکان تشکیل تجماتی با تعداد قابل توجهی از مردم رو بده. صورت مساله اینه: فرض کنید پانصد هزار نفر میخواند در جائی، مهم نیست کجا مثلا در یکی از میادین تهران، تجمع کنند. فرض کنید صد هزار نفر نیروی ضد شورش هم وجود داره. مردم چه جوری رفتار کنند که در یکی از میادین حدود صد هزار نفر بتونند تجمع کنند؟ برای اینکه موضوع روشن بشه استراتژی زیر رو در نظر بگیریید:
فرض کنید که مردم قرار است ساعت ۴ بعد از ظهر در میدان انقلاب جمع بشن. حالا قرار میزاریم که هرکسی بره در اولین میدونی که در فاصله حد اکثر ۵ کیلومتری میدون انقلاب است تجمع کنه و وقتی که تعداد تجمع کنندگان به مثلا ۱۰۰ نفر رسید به میدون نزدیکتر حرکت کنند. و قرار میزاریم که اگر کسی به مانع برخورد کرد(مثلا پلیس ضد شورش یا...) راهش رو کجع کنه ولی عقب نره. در این صورت چه اتفاقی میافتد؟ به نظر من امکان اینکه تعداد قابل توجهی از مردم بتونن در یک جا همدیگر رو پیدا کنند بسیار زیاد است. شما فکر کنید چرا و ببینین آیا استراتژیهای بهتری پیدا میکنید؟
ahmad | پنجشنبه، ۴ تیر ۱۳۸۸، ۲۱:۵۷
فذکر ان الذکری تنفع المومنین
گاهی اوقات شنیدن دوباره آیاتی که قبلا شنیده ای چنان حالی نصیبت می کند که انگار در آن لحظه قرآن است که بر تو نازل می شود. ممنونم از شما به خاطر این حالتی که با نوشتن این آیات نصیبم کردی!
سروش | پنجشنبه، ۴ تیر ۱۳۸۸، ۲۰:۲۷
با عرض سلام
داریوش خان سخنت به جاست.
نکته ای بران می افزایم:
میدانی اولین نشانه های ظلم اگر اشکارشدنوبت صالحان است که نصیحت کنند وظالمان که توبه پیشه کنند.
اما انگاه که توبه ای درکارنباشد؛مسلما خونهایی که درپس اصراربرگناه ریخته شود اولین نشانه های یک انقلاب است.دیریازود.حال بنشینید وببینید که چگونه خداوند به دست بعضی(خوب یابد)بعضی دیگر راجزامیدهد؟همانگونه که به دست امریکا صدام وملاعمر رانابود کرد.کسی چه میداند؟شاید همین امریکا؟شاید همین مردم؟شاید امام زمان خودتان؟بالاخره یکی پیدا میشود که زوررا به شما نشان بدهد.
احمد | پنجشنبه، ۴ تیر ۱۳۸۸، ۱۹:۳۶
بسیار ممنون از مطالب امیدبخش شما در این دوره وانفسا
به درستی که مولا علی (ع) فرموده بود : "زمانی خواهد آمد که در آن ارج نیابد مگر فرد بی حاصل، زیرک دانسته نشود مگر فاجر ، مورد اعتماد قرار نگیرد مگر خائن، به خیانت محکوم نشود مگر امین و در چنین روزی است که بیت المال را بهره شخصی خود سازند و از قرآن جز نشانی نماند و از اسلام جز نام"
نمی دانم آیاتی که به آنها اشاره کردید چگونه برای شما تداعی شد ولی لازم بود اینجا بیان کنم که در 3 هفته گذشته این دومین باری است که با آیات 30-36 سوره مبارکه فصلت مواجه می شوم: اول بار شب 21 خرداد ماه وقتی عزیزی از من خواست تا جهت یقین قلبی در انتخاب اصلح استشاره ای به قرآن مجید بزنم. وقتی به عبارت شریفه "ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ " رسیدم یقین نمود که اکنون نوبه "دفع شر" است با خیر.
امروز که به مطلب شما برخوردم ایمانم به تقابل شر و خیر در دوره کنونی و ضرورت "استقامت" در این راه مستزاد گردید " و این تازه آغاز راه است"
پیش از شما، به سان شما، بی شمارها، با تارعنکبوت نوشتند روی باد: "کین دولت خجسته و جاوید زنده باد!" (شفیعی کدکنی)
پ.ن-
این را هم داشته باشید که اشارتی ناب است:
"والذین اتخذوا مسجدا ضرارا و کفرا و تفریقا بین المومنین و ارصادا لمن حارب الله و رسوله من قبل و لیحلفن ان اردنا الا الحسنی والله یشهد انهم لکذبون" (سوره مبارکه توبه آیه شریغه 107)
حامد | پنجشنبه، ۴ تیر ۱۳۸۸، ۱۹:۲۱
سلام من امروز كنكور دادم. در حد اطلاعات كنكوريم بگم تيترتون اشتباههه: فی تقلب الاحوال عُلِمت جواهر الرجال صحيح هست چرا كه احوال جمع مكسر غير عاقل هست! داستان ايراد آقاي كرروبيه!!! يادتون كه نرفته! بزرگترين آبرو ريزي براي يك فرد روحاني!!!! در ضمن سلاح ديگه اي هم دارين و اون هم آتش زدن مسجده!
--------------------------------------
خوب معلوم است که همین امروز کنکور دادهاید. همین عبارت «فی تقلب الاحوال علم جواهر الرجال» را کافی است در گوگل جستوجو کنید، منبعاش را خواهید یافت. و این هم البته معلوم شد که با توصیه به آتش زدن مسجد، چرا اساساً از این عنوان ایراد گرفتهاید! توقع بیشتر از شما نمیرفت!
د. م.
يك دوست | پنجشنبه، ۴ تیر ۱۳۸۸، ۱۶:۳۷
الان استخاره کردم
چقدر روشن جوابمو داده خدا:
"آنان جاسوسان دروغزن وخورندگان مال حرامند اگر به نزد تو آمدند خواهي ميان آنها حكم كن يا روي از آنان بگردان"
آيه ي 42 سوره ي مائده
خدا با ماست
سارا | پنجشنبه، ۴ تیر ۱۳۸۸، ۱۶:۳۴