طنز از این مضحکتر نیست که خودِ شورای نگهبان به زبان حال و با شواهدی که خودش بررسی کرده است حکم به وقوع گستردهی تقلب داده است (وقتی بشود دو سه میلیون رأی جا به جا شود، بدون شک ۱۱ میلیون و بيشتر را هم میشود جا به جا کرد). و شگفت آن است که هنوز هم دست و دامنِ خود را پاک میداند.
اگر کمی از دور به ماجرا نگاه کنيم، شاید آسانتر بشود دربارهی این وضع حیرتآور داوری کرد. قطعات مختلف این پازل را کنار هم بچينیم و ببينيم چه چیزی حاصل میشود.
پيش از انتخابات، رييس جمهور وقت به دفعات و کرات مرتکب نقض صریح قانون کشور میشود و آشکارا همهی موازين اخلاقی مسلمانی را پيش چشم ميلیونها ايرانی زیر پا میگذارد (و البته هیچ قاضی يا دادگاه مستقلی جسارت نکرد گریبان او را بگیرد).
انتخابات برگزار شد و قبل از پایان ساعات رأیگیری در بسیاری از شعبهها، مرجع انتخاباتی کشور، به طور پيشرس نتيجهها را اعلام کرد (این اتفاق البته دورهی قبل هم رخ داد ولی نه با اين شدت و با اين ارقام حیرتانگیز که درصدش از ابتدا تا انتها یکسان ماند). هنوز رأیدهندگان از بهت بیرون نیامده بودند که بالاترین مقامِ سیاسی کشور، به آقای احمدینژاد تبریک گفت و تلويحاً این علامت را داد که کسی اعتراضی نکند.
هفتهی بعد از انتخابات شاهد بیسابقهترين رخدادهای تاریخ جمهوری اسلامی بودیم. قطع پیامکها، به زانو در آمدن همهی مجاری خبری غیر وابسته به دولت، مسدود شدن وبسايتها، اختلال در ارتباطهای اینترنتی، دستگیری گسترده و بدون توضیح و توجيه همهی فعالان سياسی به جز کسانی که از آقای احمدینژاد حمایت کرده بودند، امنیتی و نظامی شدن فضای عمومی کشور و دهها اتفاق ریز و درشت دیگر همه به زبان حال داستان اتفاقی را بازگو میکند که تنها برای نفهميدناش باید نابینا و ناشنوا بود.
من نام این را میگذارم اضعف مواضع قدرت. چرا اضعفِ مواضع؟ به خاطر اینکه کسی که دست و دامناش پاک باشد، نيازی به این همه رفتارهای خارق عادت ندارد. نیاز به این همه قانونشکنی و اعلام وضعیت فوقالعاده و اضطراری ندارد. نیاز به قطع کردن ارتباط تمام ملتاش با تمامِ جهان ندارد. حاکمیت سیاسی ایران با پافشاری بر این وضعیت هیچ کمکی به ایجاد اعتماد به خود نمیکند. حتی اگر تمام ادعاهای دولت مبنی بر سلامت انتخابات درست باشد (که شواهد به شدت خلاف آن را نشان میدهد)، وضعِ موجود تنها باعث سوء ظن بیشتر میشود.
گمان میکنم در وضعیتی که جهان به جایی رسیده بود که نظام جمهوری اسلامی را نظامی بالنسبه با ثبات توصیف میکرد و گزینهی تغيير رژیم به طور کامل ازدستور کارِ آمریکا داشت خارج میشود، این عقبگرد و اين رفتارهای عصبی و خشنی که از سوی حکومت سر میزند، تنها يک نکته را نشان میدهد: حاکميت دیگر حتی به خودش هم اعتماد ندارد! حاکمیت سياسی عمیقاً از شکافی که ميانِ خودش و ملت (حداقل بخشی از ملت) به وجود آمده است آگاه شده است و حاضر نیست پيامدهای آن را بپذیرد یا اقدامی برای اصلاح آن بکند. در نتیجه، تنها راه باقی مانده این است که خودش را به ندیدن و نشنيدن بزند و وانمود کند همه چيز خوب است و رو به راه! برای این تظاهر، ناگزیر باید همهی معترضان را اغتشاشگر و اخلالگر قلمداد کند و پرده به روی خونریزی و قانونشکنی صریح نیروی نظامی، امنیتی و لباسشخصیها بیندازد و جوری رفتار کند که انگار تخریب اموال عمومی کار معترضان است (هم عکس و هم فیلم از تخریب اموال عمومی به دست نیروهای پلیس ضد شورش وجود دارد).
اشتباه نکنیم. در هر وضعیت آشوبزده و بحرانی در هر جای دنیا، اصلاً بعید نیست که اغتشاش رخ بدهد. اما پارانویا داشتن و مخالفان و معترضان را یکدست به اغتشاشگری متهم کردن و برنامهریزی گسترده برای به صلابه کشیدن آنها، افترا زدن و تحريف مواضعشان و پرتاب کردن توپ به ميدانِ آنها، نشان از نگاه و حرکتِ دیگری دارد. عیب جستن از طرف مقابل، یک بار و دو بار میشود. پاسخ عیب را با عیبجویی نمیشود داد. وقتی میگویند شما قانونشکنی کردهايد نگويید شما هم قانون شکستهاید، توضیح بدهید که خودتان قانونی را نشکستهاید!
این ماجرا اکنون تبديل به چیزی شده است بیش از یک تخلف انتخاباتی. فراموش نکنیم که ۱) هر رأیدهندهی ایرانی «حق» دارد که آقای احمدینژاد را نخواهد - به عبارت دیگر، با رأی ندادن به او و نخواستن او مرتکب هیچ کار خلاف قانونی نشده است؛ ۲) هر ایرانی طبق قانون حق دارد در هر تجمعی که خواست شرکت کند (به شرطی که سلاح حمل نکند و مخل مبانی اسلام نباشد) – اصل ۲۷ قانون اساسی؛ ۳) هیچ دولتی حق وضع حکومت نظامی ندارد، مگر با تصویب قبلی مجلس آن هم با کلی قید و شرط و ملاحظه (اصل ۷۹ قانون اساسی)؛ ۴) حاکمیت سياسی اجازهی مسدود کردن مجاری اطلاعرسانی کشور را (بنا به قانون) ندارد (اصل ۲۵ قانون اساسی)؛ ۵) بنا به قانون کشور، شورای نگهبان میتواند حتی انتخابات را ابطال کند. در نتیجه، ابطال انتخابات به معنای فروپاشی نظام نیست و امری است که قانونگذار به طور طبیعی آن را پیشبینی کرده است و هیچ اتفاق خرق عادت يا منافی قانون یا مخالف شرعی نيست؛ ۶) همهی اينها را که کنار بگذاريم، هنوز آقای احمدینژاد پاسخ دروغهایاش را نداده است و همچنان به استراتژی فرار به جلو ادامه میدهد. یک روز ملت معترض را آشکارا خس و خاشاک میخواند و روز بعد پس از اعتراض شديد اللحن مردم از جمله محمدرضا شجریان، شروع به توجيه بیتربیتی و زبانِ لمپنیاش میکند. آقای احمدینژاد چیزی به اسم عذرخواهی نمیشناسد چون همهی کارهایاش درست است و همیشه بداخلاقیها، وقاحتها، بیتقواییها، پردهدریها و قانونشکنیهایاش مهر تأييد خورده است.
زورآزمایی با ملت خوب است و اعتراض به قانونشکنی صریح دولت اسماش قانونشکنی است؟ کی قرار است دست از فرافکنی برداريد؟ من فکر میکنم یکی از قربانیهای بزرگ این بازی مضحک، قانون کشور است. این قانون را یا دارند از نو مینویسند و یا آن را تبدیل به جسد بیخاصیت و بیمصرفی خواهند کرد که فقط به درد امر و نهی فرمایشی خواهد خورد. آرامآرام، امر به معروف و نهی از منکر تبديل به چیزی شده است که فقط زمینهساز ضرب و شتم، سب و لعن و تعرض حکومت به شهروندان است و نه مستمسک اخلاقی و دینی معتبری برای نظارت شهروندان بر حاکمانشان.
گمان میکنم امروز ترس و وحشت بر نظام سیاسی کشور مستولی شده است و برای پنهان کردن اين ترس، دست به خشونت میزند و تلاش میکند حایلی میان خود و جهان بکشد تا کسی از آنچه میگذرد با خبر نشود. اگر این ترس و وحشت وجود ندارد و امنیت بر قرار است، همین فردا درهای کشور را به روی همهی رسانههای جهانی باز کنند تا همه بتوانند از ميزان حمایت مردمی گسترده از آقای احمدینژاد گزارش دهند. اطمینان و اعتماد به نفس باعث آرامش میشود؛ وحشت و ترس است که مسبب حرکات خشن، عصبی و خلاف قاعده میشود. این وحشت را میتوان در چشمان نظامی تماشا کرد که از بخش مهمی از مردم خودش هراس دارد؛ حتی مردمی که تا دیروز در صف حامیان استوار خودش بودند. آيا نظام هنوز قابلیت و ظرفیتِ خود-اصلاحگری دارد؟ آيا نخبگان قدرتمندِ سیاسی کشور هنوز راهی برای جبرانِ این همه اشتباه عمیق استراتژيک دارند؟ آيا استکبار جهانی است که اخلال میکند يا استکبار وطنی که قلمها را میشکند، روزنامهها را میدَرد و زبانها را میبُرد؟
اگر کمی از دور به ماجرا نگاه کنيم، شاید آسانتر بشود دربارهی این وضع حیرتآور داوری کرد. قطعات مختلف این پازل را کنار هم بچينیم و ببينيم چه چیزی حاصل میشود.
پيش از انتخابات، رييس جمهور وقت به دفعات و کرات مرتکب نقض صریح قانون کشور میشود و آشکارا همهی موازين اخلاقی مسلمانی را پيش چشم ميلیونها ايرانی زیر پا میگذارد (و البته هیچ قاضی يا دادگاه مستقلی جسارت نکرد گریبان او را بگیرد).
انتخابات برگزار شد و قبل از پایان ساعات رأیگیری در بسیاری از شعبهها، مرجع انتخاباتی کشور، به طور پيشرس نتيجهها را اعلام کرد (این اتفاق البته دورهی قبل هم رخ داد ولی نه با اين شدت و با اين ارقام حیرتانگیز که درصدش از ابتدا تا انتها یکسان ماند). هنوز رأیدهندگان از بهت بیرون نیامده بودند که بالاترین مقامِ سیاسی کشور، به آقای احمدینژاد تبریک گفت و تلويحاً این علامت را داد که کسی اعتراضی نکند.
هفتهی بعد از انتخابات شاهد بیسابقهترين رخدادهای تاریخ جمهوری اسلامی بودیم. قطع پیامکها، به زانو در آمدن همهی مجاری خبری غیر وابسته به دولت، مسدود شدن وبسايتها، اختلال در ارتباطهای اینترنتی، دستگیری گسترده و بدون توضیح و توجيه همهی فعالان سياسی به جز کسانی که از آقای احمدینژاد حمایت کرده بودند، امنیتی و نظامی شدن فضای عمومی کشور و دهها اتفاق ریز و درشت دیگر همه به زبان حال داستان اتفاقی را بازگو میکند که تنها برای نفهميدناش باید نابینا و ناشنوا بود.
من نام این را میگذارم اضعف مواضع قدرت. چرا اضعفِ مواضع؟ به خاطر اینکه کسی که دست و دامناش پاک باشد، نيازی به این همه رفتارهای خارق عادت ندارد. نیاز به این همه قانونشکنی و اعلام وضعیت فوقالعاده و اضطراری ندارد. نیاز به قطع کردن ارتباط تمام ملتاش با تمامِ جهان ندارد. حاکمیت سیاسی ایران با پافشاری بر این وضعیت هیچ کمکی به ایجاد اعتماد به خود نمیکند. حتی اگر تمام ادعاهای دولت مبنی بر سلامت انتخابات درست باشد (که شواهد به شدت خلاف آن را نشان میدهد)، وضعِ موجود تنها باعث سوء ظن بیشتر میشود.
گمان میکنم در وضعیتی که جهان به جایی رسیده بود که نظام جمهوری اسلامی را نظامی بالنسبه با ثبات توصیف میکرد و گزینهی تغيير رژیم به طور کامل ازدستور کارِ آمریکا داشت خارج میشود، این عقبگرد و اين رفتارهای عصبی و خشنی که از سوی حکومت سر میزند، تنها يک نکته را نشان میدهد: حاکميت دیگر حتی به خودش هم اعتماد ندارد! حاکمیت سياسی عمیقاً از شکافی که ميانِ خودش و ملت (حداقل بخشی از ملت) به وجود آمده است آگاه شده است و حاضر نیست پيامدهای آن را بپذیرد یا اقدامی برای اصلاح آن بکند. در نتیجه، تنها راه باقی مانده این است که خودش را به ندیدن و نشنيدن بزند و وانمود کند همه چيز خوب است و رو به راه! برای این تظاهر، ناگزیر باید همهی معترضان را اغتشاشگر و اخلالگر قلمداد کند و پرده به روی خونریزی و قانونشکنی صریح نیروی نظامی، امنیتی و لباسشخصیها بیندازد و جوری رفتار کند که انگار تخریب اموال عمومی کار معترضان است (هم عکس و هم فیلم از تخریب اموال عمومی به دست نیروهای پلیس ضد شورش وجود دارد).
اشتباه نکنیم. در هر وضعیت آشوبزده و بحرانی در هر جای دنیا، اصلاً بعید نیست که اغتشاش رخ بدهد. اما پارانویا داشتن و مخالفان و معترضان را یکدست به اغتشاشگری متهم کردن و برنامهریزی گسترده برای به صلابه کشیدن آنها، افترا زدن و تحريف مواضعشان و پرتاب کردن توپ به ميدانِ آنها، نشان از نگاه و حرکتِ دیگری دارد. عیب جستن از طرف مقابل، یک بار و دو بار میشود. پاسخ عیب را با عیبجویی نمیشود داد. وقتی میگویند شما قانونشکنی کردهايد نگويید شما هم قانون شکستهاید، توضیح بدهید که خودتان قانونی را نشکستهاید!
این ماجرا اکنون تبديل به چیزی شده است بیش از یک تخلف انتخاباتی. فراموش نکنیم که ۱) هر رأیدهندهی ایرانی «حق» دارد که آقای احمدینژاد را نخواهد - به عبارت دیگر، با رأی ندادن به او و نخواستن او مرتکب هیچ کار خلاف قانونی نشده است؛ ۲) هر ایرانی طبق قانون حق دارد در هر تجمعی که خواست شرکت کند (به شرطی که سلاح حمل نکند و مخل مبانی اسلام نباشد) – اصل ۲۷ قانون اساسی؛ ۳) هیچ دولتی حق وضع حکومت نظامی ندارد، مگر با تصویب قبلی مجلس آن هم با کلی قید و شرط و ملاحظه (اصل ۷۹ قانون اساسی)؛ ۴) حاکمیت سياسی اجازهی مسدود کردن مجاری اطلاعرسانی کشور را (بنا به قانون) ندارد (اصل ۲۵ قانون اساسی)؛ ۵) بنا به قانون کشور، شورای نگهبان میتواند حتی انتخابات را ابطال کند. در نتیجه، ابطال انتخابات به معنای فروپاشی نظام نیست و امری است که قانونگذار به طور طبیعی آن را پیشبینی کرده است و هیچ اتفاق خرق عادت يا منافی قانون یا مخالف شرعی نيست؛ ۶) همهی اينها را که کنار بگذاريم، هنوز آقای احمدینژاد پاسخ دروغهایاش را نداده است و همچنان به استراتژی فرار به جلو ادامه میدهد. یک روز ملت معترض را آشکارا خس و خاشاک میخواند و روز بعد پس از اعتراض شديد اللحن مردم از جمله محمدرضا شجریان، شروع به توجيه بیتربیتی و زبانِ لمپنیاش میکند. آقای احمدینژاد چیزی به اسم عذرخواهی نمیشناسد چون همهی کارهایاش درست است و همیشه بداخلاقیها، وقاحتها، بیتقواییها، پردهدریها و قانونشکنیهایاش مهر تأييد خورده است.
زورآزمایی با ملت خوب است و اعتراض به قانونشکنی صریح دولت اسماش قانونشکنی است؟ کی قرار است دست از فرافکنی برداريد؟ من فکر میکنم یکی از قربانیهای بزرگ این بازی مضحک، قانون کشور است. این قانون را یا دارند از نو مینویسند و یا آن را تبدیل به جسد بیخاصیت و بیمصرفی خواهند کرد که فقط به درد امر و نهی فرمایشی خواهد خورد. آرامآرام، امر به معروف و نهی از منکر تبديل به چیزی شده است که فقط زمینهساز ضرب و شتم، سب و لعن و تعرض حکومت به شهروندان است و نه مستمسک اخلاقی و دینی معتبری برای نظارت شهروندان بر حاکمانشان.
گمان میکنم امروز ترس و وحشت بر نظام سیاسی کشور مستولی شده است و برای پنهان کردن اين ترس، دست به خشونت میزند و تلاش میکند حایلی میان خود و جهان بکشد تا کسی از آنچه میگذرد با خبر نشود. اگر این ترس و وحشت وجود ندارد و امنیت بر قرار است، همین فردا درهای کشور را به روی همهی رسانههای جهانی باز کنند تا همه بتوانند از ميزان حمایت مردمی گسترده از آقای احمدینژاد گزارش دهند. اطمینان و اعتماد به نفس باعث آرامش میشود؛ وحشت و ترس است که مسبب حرکات خشن، عصبی و خلاف قاعده میشود. این وحشت را میتوان در چشمان نظامی تماشا کرد که از بخش مهمی از مردم خودش هراس دارد؛ حتی مردمی که تا دیروز در صف حامیان استوار خودش بودند. آيا نظام هنوز قابلیت و ظرفیتِ خود-اصلاحگری دارد؟ آيا نخبگان قدرتمندِ سیاسی کشور هنوز راهی برای جبرانِ این همه اشتباه عمیق استراتژيک دارند؟ آيا استکبار جهانی است که اخلال میکند يا استکبار وطنی که قلمها را میشکند، روزنامهها را میدَرد و زبانها را میبُرد؟

نظرها (17)
حس بدی که میان تمام معترضین یک حس تلخ مشترک است، حس به بازی گرفته شدن است، مردم انتظار چنین رفتارهای عجیب و غریب و خشونت باری را از جانب دولت نداشتند، چرا یک دولت اگر ۶۳ درصد رای آورده با چنین محبوبیت ۶۳ درصدی باید لباس شخصی های چماق به دست را در کوچه و خیابان به جان مردم بریزد؟ خود نظام با پرخاشگری و خشونت و نشنیدن صدای معترضین و سلب امکان حرف زدن از آنها، دارد تلویحا اعتراف به تقلب می کند.
واحه | جمعه، ۱۲ تیر ۱۳۸۸، ۲۰:۰۳
داریوش جان،
من اخیرا با وبلاگ شما آشنا شدم و از این آشنایی هم بسیار خوشحالم. نوشته های اخیرا شما را خواندم و لذت بردم و برای بسیاری از دوستان ارسال کردم.
نقطه قوت نوشته اخیرتان بحث حقوقی مربوط به حقوق مردم و نقض آن در این انتخابات و حوادث بعد از آن می باشد. مخالفت همراه با حفظ آرامشف روش گاندی، بهترین روش مبارزه با وضعیت فعلی است. همانطور که انقلاب 57 سرآغاز موج تحول میان بسیاری از مسلمانان شد، مبارزات مسالمت آمیز حال حاضر نیز می تواند آغاز تحولی نو در میان مسلمانان شود.
منصور | پنجشنبه، ۴ تیر ۱۳۸۸، ۰۷:۵۳
به روی ما نگاه خدا خنده میزند
هر چند ره به ساحل لطفش نبردهایم
زیرا چو زاهدان سیه كار خرقه پوش
پنهان ز دیدگان خدا می نخوردهایم
پیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود
بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا
نام خدا نبردن از آن به كه زیر لب
بهر فریب خلق بگویی خدا خدا
ما را چه غم كه شیخ شبی در میان جمع
بر رویمان ببست به شادی در بهشت
او میگشاید ... او كه به لطف و صفای خویش
گویی كه خاك طینت ما را ز غم سرشت
طوفان طعنه خنده ما زلب نشست
كوهیم و در میانه دریا نشستهایم
چون سینه جای گوهر یكتای راستیست
زین رو به موج حادثه تنها نشستهایم
ماییم ... ما كه طعنه زاهد شنیدهایم
ماییم ... ما كه جامه تقوا دریدهایم
زیرا درون جامه به جز پیكر فریب
زین راهیان راه حقیقت ندیدهایم
آن آتشی كه در دل ما شعله میكشد
گر در میان دامن شیخ اوفتاده بود
دیگر به ما كه سوختهایم از شرار عشق
نام گناهكاره رسوا نداده بود
بگذار تا به طعنه بگویند مردمان
در گوش هم حكایت عشق مدام ‚ ما
هرگز نمیرد آنكه دلش زنده شد به عشق
ثبت است در جریده عالم دوام ما
بهار | چهارشنبه، ۳ تیر ۱۳۸۸، ۰۸:۴۵
سلام
جوابیه ی مغرضانه ی وزارت کشور به شکایات آاقی موسوی را خوانده اید؟
لینک زیر:
http://bahmanagha.blogspot.com/2009/06/blog-post_6588.html
کاملا واضح از احمدی نژاد جانبداری کرده: این یک نمونه:
"اگر مردم كشور در اكثريت بالايي از شهرستانها ، جناب آقاي دكتر احمدي نژاد را مورد اعتماد و تاييد قرار داده اند ، بهتر است آقاي موسوي دليل اين امر را در عملكرد و شعارهاي ايشان جستجو كند و اصل انتخابات و حماسه عظيم قريب به40 ميليوني ملت بزرگ ايران را زير سوال نبرد."
معنای بی طرفی برگزارکنندگان و ناظران انتخابات به ظاهر این است!! و ما نمی دانیم.
mah | چهارشنبه، ۳ تیر ۱۳۸۸، ۰۷:۵۸
salam be hamegi, aval ja dare az shoma tashakor konam babate in poste besyar ziba!
ama dar javabe dostanemoon ke migan taghalobi sorat nagerefte bayad begam ke chetor momkene ke aghaye karobi 4 sale pish 5 milion ray biare va in bar yek dahomesham ray nayare???? aya in momkene? on 10 milion nafari ke in bar ezafi ray dadan va besyari az oon ha yek baram shenasnamashoon mohre jomhori eslami nakhorde bood, oomadand be ahmadi nezhad ray dadan??? be khatere inke 4 sal gol kashte bood??? oon 10 milion ray kojast? oon do dorei ke aghaye khatami record shekoond va 21 milion ray ovord bayad bedonid ke hame ja harf az khatami bod mese in bar ke hame ja harf az moosavi bood! bar farz ke shoma migin dar rostaha va shahraye kochik aghaye ahmadi nejad harfe avalo mizad aya tanasobe inha bayad intor bashe? yani ahmadi nezhad 2 barabare moosavi?? agaram bood bayad biayd va dalilesh ro begird! hoghoghe baz nesheste ha az koja ezafe shod dame entekhabat?? sibzamini ha chetor pakhsh shod? be azaye setad chetor bodje dade shod? in ha bayad moshakhas beshe!!! in az ara ke kheili rahat mishe taghalob dar oon ro esbat kard, ama farz konim taghalobi sorat nagerefte va aghaye ahmadi nejad ba 24 milion ray shodan raeis jomhor! ma ke aghaliate jame hastim va be ghole khode shoma yek sevome jame ro tashklil midim kojas on roznamei ke hale maro beporse? kojas on kanale telvisioni ke darde maro bege? kojas on namayandei ke betone az ma defa kone va rade salahiat nashode bashe? koo? ensafam khoob chizie! shoma ke enghad dam az edalat mizanin va az eslam, cheghadd bi edalati va cheghad doroogh? chera enghad ye tarafe be ghazi mirin?
Anonymous | چهارشنبه، ۳ تیر ۱۳۸۸، ۰۷:۴۸
داش عبدالله از خواب غفلت بیدار شو 30 سال قتل، کشتار، دزدی، تورم، هتاکی، آبروریزی در صحنه بین الملی، کشتار روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان، سنگسار، ترورهای خارج از کشور، و... و... بس نیست؟!!! باز هم گوش شما صدای صور اسرافیل و صدای نعره ی مردم را نمی شنود؟
ardavan | چهارشنبه، ۳ تیر ۱۳۸۸، ۰۷:۴۴
سلام خدمت اون عزیزی که اولین پیام رو داده.
من یک دانشجو هستم و خدا می دونه به هیچ کس یا هیچ جایی هم وصل نیستم که بخوام مغرضانه از کسی انتقاد کنم یا از کس دیگری حمایت.
ولی یه حرفی دارم. اعلام کردن که (به عنوان مثال شهر خودم) زنجان، 75 درصد مردم به احمدی رای دادن.
پس چرا تو به اصطلاح جشن پیروزی دولت کسی از مردم ما شرکت نکردن جز یه عده بسیجی؟
باور کنین تو این چند روز گذشته اکثر همشهریای من هم از وضع موجود و نتیجه انتخابات ابراز نارضایتی کردن، ولی به خاطر خفقان حاکم بر محیط نتونستن اعتراض کنن.
خواهش می کنم یه کمی واقع بین باشین و خودتون رو به کری و کوری نزنین.
مراد | چهارشنبه، ۳ تیر ۱۳۸۸، ۰۶:۵۱
آقاي عبدالله از ياسوج و سميرم شهر كوچك تري سراغ داريد؟ شما كه ادعا مي كنيد حاميان ميرحسين برج عاج نشين اند و از شهرهاي كوچك و دورافتاده خبري ندارند بهتر است سري به ياسوج بزنيد در محرومترين استان كشور لابد مي دانيد كجاست؟ اگر نه به نقشه مراجعه كنيد. در اين شهر و شهر سميرم هنوز مردم نوارهاي سبز را از آنتن ماشين هاشان باز نكرده اند نارضايتي در آنها موج مي زند. برخ ياز انها از ميزان آراء كروبي شگفت زده اند، از كلاهي كه جمهوري مثلاً اسلامي سرشان گذاشته در خشم اند. آنچه عرض مي كنم ادعا نيست روايت راوي ثقه اي است كه در راستگويي اش شك نيست، درست برخلاف دستگاه حاكمه و شوراي نگهبان. برادر پيش از اينكه به دروغ هاي صداوسيماي ضرغامي لعين گوش دهيد اندكي درهمين شهرهاي كوچك چرخي بزنيد بهتر است.
فريبا | چهارشنبه، ۳ تیر ۱۳۸۸، ۰۴:۲۹
salam
aval bebakhshid ke finglish minevisam chun fonte farsi nadaram.
manam alan dar amrica mashghule tahsilam.
bad az entekhabat ham ba tavajo be javi ke be vojud amad be taghalob dar entekhabat mashkuk shodam.vali sabr kardamo say kardam khodam niz mozu ra peygiri konam.
alan ke 10 ruz gozashte mitavanam ba etminane ziadi az sehhate entekhabat sokhan beguyam .shayad bavaratan nashavad,hodude 2 sale pish hamin aghaye Ahmadi nezhad be shahre ma amad va ba yek sokhane nasanjide ozae shhr ra be ham rikht be tori ke hata dar shahr hokumat nezami ham elam shod.
inam linkesh
(http://www.hammihannews.com
/news/2596,
ya
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2007/04/070422_shr-mb-ahmadinejad.shtml
vali emsal dar hamin shahr raye aghaye Ahmadi nezhad 3 barabare aghye musavi bud.
va etefaghan dar shahrhaye kuchak taghalob sakht tar ham hast chun hame hodudan az raye ham agahand.
hame kasani ham ke azeshan soal mishavad aslan az natayej motaajeb nistand.
in taze shahri bude ke 2 sale pish mardome an khatere kheili badi az Ahmadi nezhad dashteand.
dastan ra kutah konam.bayad bavar konim ke bakhshe vasii az in mardomi ke Irani khande mishavand mitavanand rayashan ba ma fargh konad.agar che shahrestaniand,agar che tribun nadarand,agar che kam eda hastand vali yek ray darand.
shayad hanuz ham motaghedid ke dozdidane raye aghaye musavi naedalati ast vali ebtale entekhabat ke dar haghighat dozdidane raye hamin mardome bi edea
shayad hanuz kasi be in nokte tavajo nakarde bashad vali yeki az moshkelati ke baes shode aghaye musavi in tor az kure dar beravad in ast ke ta konun hich vaght be tore mostaghim az tarafe mardom entekhab nashode ta tame shekasto piruzio reghabat ra bechashad.
eshkali daarad.
biaeed baraye lahazati kolahe khod ra ghazi konimo bepazirim ke Iran baraye hame Iranian ast hata agar dehati bashand.
Iran fagaht baraye hame ham aghideha nist.
ba inke be hosne niate shoma shak nadaram vali fekr konam tarikh be kheili az ma khahad fahmand ke che basa mavaghei jaye hagho batel ra avaz kardeimo be khodeman ham tardid rah nemidahim.
vali omidvaram agar ruzi fahmidim ke eshtebah kardeim in hormat ra baraye aghlo vojdane khod ghael beshavim ke mesle mard begueem eshtebah kardim.
mohammad | چهارشنبه، ۳ تیر ۱۳۸۸، ۰۰:۲۵
استراتژی مبارزه برای آقای کروبی و آقای موسوی
خوب به نظر میرسد که کیهان و فارس پروژه متهم کردن آقای موسوی رو به منظور منزوی کردن و حتی دستگیری ایشون کلید زدن. شکی نیست که آقایان موسوی و کروبی در صورت به نتیجه نرسیدن اعتراضهای قانونیشان در آینده سیاسی کشور جایگاهی نخواهند داشت. سناریویی که میشود متصور بود این است: یکی از همین روزها آقای خامنهای با توپ پر اعلام خواهد کرد که این آقایان دارند خواسته یا نه خواسته به دشمن کمک میکنند. در حالت اول خائن هستند و در حالت دوم ساده لوح(این سناریو تکراری است، یادتان میا د؟). سپس آقای خامنهای ایشون رو از هر گونه اظهار نظر سیاسی من میکنه و بنا برین این اقایون به طور طبیعی ممنوعه المصاحبه، ممنوعه التصویر، و ... خواهند شد. دیگر نه از بیانیه خبری خواهد بود نه از هیچ چیز دیگر. پس چه باید کرد. به نظر این حقیر به نظر میرسه که آقایان موسوی و کروبی میتوانند در یک حرکت غافل گیر کننده آقای خامنهای رو اچمز کنند. کافی است که نامه سرگشاده و بسیار صریحی به تمامی اعضای مجلس خبرگان و نیز به مراجع بزرگ و مستقل بنویسند و از آنها بخواهند نسبت به صلاحیت آقای خامنهای برای تصدی جایگاه رهبری، با توجه به قانون شکنی و بی تدبیری و انحصار گرایی ایشون تجدید نظر کنند. این کار چند مزیت دارد:
۱- آقایان را در وضعیت تدافعی قرار میدهد و از حجم حملات میکاهد.
۲-اگر آقای خامنهای بخواهد واکنش شدیدی نشان دهد چهره واقعی خودش رو آشکار خواهد کرد. نبایستی اجازه داد که آقای خامنهای از این جریان قصر در بره و بایستی حداقل روی دیکتاتورش رو آشکار کرد..
۳-بدنه مؤمن و معتقد نیروهای مسلح رو از آقای خامنهای جدا میکند. از آن مهم تر تقابل بین روحانیون بلند پایه و رهبر ایجاد میکند و جایگاه آقای خامنهای رو تضعیف میکند. کاملا محتمل است که این کار وضعیت آقای هاشمی رو تقویت کنه که در نهایت به نفع کشور است.
۳-از همه مهمتر یک بار و برای همیشه مشروعیت آقای خامنهای رو خدشه دار و حتی بی اعتبار میکند و سبب میشود مردم با انگیزه بیشتر به مبارزات خود ادامه دهند.
۴- در صورت شکست اعتراضات مدنی آقایان کروبی و موسوی در احزاب خود خواهند توانست در مورد تغییر قانون اساسی و حذف رهبری حرف بزنند و یک اپوزوسیون واقعی را رهبری کنند.
sohraab | چهارشنبه، ۳ تیر ۱۳۸۸، ۰۰:۰۷
من برای شما متاسفم که بدون هیچ علم و آگاهی و صرفا با حب و بغض به قضاوت می نشینیدو فقط نظر خود را صحیح و مخالفین را بی مقدار فرض می کنید اگر نبود شکافی که مابین جامعه به اصطلاح روشنفکری ما با متن مردم وجود دارد، این سراب بزرگ برایشان پدید نمی آمد این توهم کبیر نمی دانم چه اصطلاح و لغتی برای این منظور بهتر است اما شما برج عاج نشینان اگر سری هم به شهرهایی غیر از تهران و شهرستانهای کوچک آن بزنید کاملا متوجه می شوید که نتیجه انتخابات همین است و تخلف و تقلب تاثیر گذاری اتفاق نیفتاده من نمی دانم شما فکر روزی را هم کرده اید که این پرده ها کنار برود و حقیقت برایتان مکشوف شود شما که دم از اخلاق می زنید (حتما از نوع نسبی و منظر غربی آن) چطور بخود اجازه می دهید بدون علم کافی به قضاوت بنشینید محکوم را مشخص کرده و هر آنچه می خواهید در مزمت او بسرائید بعد هم با ضرس قاطع نظریه پردازی کرده و راهکار برون رفت ارائه دهید قضاوت بین ما و شما باشد در پیشگاه حکیم علی الاطلاق
والسلام
عبدالله | سه شنبه، ۲ تیر ۱۳۸۸، ۱۸:۳۱
سلام
باز هم عالی بود و به جا
به امید روزهای بهتر برای ایران عزیز
بهار | سه شنبه، ۲ تیر ۱۳۸۸، ۱۷:۰۴
نمی دونم چرا وقتی مردم میرن تو ورزشگاه هیشن تماشاچیان فهیم.. میآن بیرون میشن اراذل و اوباش....
تو زمان عید میشن مردم مهمان نواز... بعد از اون میشن مفت خور و عیاش...
تو زمان انتخابات میشن مردم همیشه در صحنه.. بعدش میشن اوباش و خس و خاشاک...
ترو خدا تکلیف این مردم چیه؟؟؟ خوبن یا بدن؟؟؟!!!
رهگذر | سه شنبه، ۲ تیر ۱۳۸۸، ۱۴:۱۹
jana, sokhan az zabane maa migoee. sarboland bashi aziz.
Anonymous | سه شنبه، ۲ تیر ۱۳۸۸، ۱۲:۳۸
کجا شورای نگهبان گفته دو سه میلیون جابجا شده؟ سخنگوی شورای نگهبان توی تلویزیون اومد گفت یه سری میگن بعضی شهرها بالای ۱۰۰ درصد مشارکت داشته که ما بررسی کردیم دیدیم طبیعی بوده(توضیحاتی داد که من نمیارم) و دورههای پیش هم برای تعدادی شهر همین موضوع پیش میومد فقط این دوره چون مشارکت بسیار بالا بوده تعداد شهرهایی که این مشکل رو داشتن یه مقدار زیاد شدن که گفت حتی اگر فرض کنیم تو این شهرها به طور کامل تقلب شده (یعنی همه به احمدی رای دادن) باز جمعیتشون زیر ۳ میلیونه ولی به هیچ وجه نگفت رأی جابجا شده.
لطفا در منابع خبریتون تجدید نظر کنید. بعضی منابع خبری متاسفانه خبر رو بریده بریده گزارش میکنن که باعث سوء تفاهم میشه.
در ضمن توی پستتون کلی اطلاعات غلط دیگه هست. مثلا تبریک رهبر به رئیس جمهور منتخب در دورههای پیش هم فردای انتخابات بوده. مثلا برای دور دوم خاتمی:
http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-49437
همینطور یکسان بودن درصد آرا از ابتدا تا انتها که سال ۸۴، ۸۰ و یا حتی انتخابات اخیر آمریکا هم همینطور بود که کاملا طبیعی است (علت ریاضی: ناپایا بودن اعداد اعلام شده در سری زمانی اعلام شده) و غیره.
البته در زیر صفر بودن توانایی دولت و نیروی انتظامی در مدیریت بحران شکی نیست. شخصی جایی نوشته بود که دوستان در فتح پی در پی قلههای بیشعوری دارن از هم سبقت میگیرن. خوب یادمه زمانی که قالیباف رئیس نیروی انتظامی بود سردار طلایی خودش میومد وسط میدون و مردم رو آروم میکرد. حتی نمیگذاشت خون از دماغ کسی بیاد.
Anonymous | سه شنبه، ۲ تیر ۱۳۸۸، ۱۲:۳۷
22 خرداد مردم حماسه افرین..24 خرداد خس و خاشاک ....31 خرداد اراذل واوباش.....
بامداد | سه شنبه، ۲ تیر ۱۳۸۸، ۱۲:۰۳
امیدوارم ختم به خیر گردد.
پامج | سه شنبه، ۲ تیر ۱۳۸۸، ۱۱:۵۸