گوشهام از هيجان سرخ شد. باورم نمیشد. پهلوان آواز ايران، محمدرضا شجریان با بغض و رنجش خاطر به تلويزيون بیبیسی میگويد که صدا و سیما حق ندارد «ایران ای سرای اميد» را از تلویزیون پخش کند و آن را به نام آقای احمدینژاد مصادره کند. او میگويد که این آوازها را برای همين «خس و خاشاک» خوانده است و خودش هم در شمارِ همين خس و خاشاک است! «این صدای خس و خاشاک است و هميشه هم خس و خاشاک خواهد ماند»! امروز استوانه و ستون فقرات موسیقی اصیل ايرانی، بانگ رسای حافظ، مولوی و سعدی، بزرگترين تودهنی تاریخ را به آقای احمدینژاد زد! امروز عمیقاً به ايرانی بودن خودم افتخار میکنم! افتخار و عزت یعنی این که هنرمند بزرگ ملت، چنین آبرويی بخرد برای تاریخ و فرهنگ ما! دست مریزاد! عمرش دراز باد شجريان که «فرياد ميهن» است!
بازيکنان تيم ملی در نيمهی اول همگی با دستبند سبز به ميدان میروند و در نيمهی دوم مجبور میشوند دستبندشان را در بياورند. آقای احمدینژاد «فوتبال» را هم به ملت و به موج سبز موسوی باخت! این فضیحت و رسوايی عظيم که دين، علما، فرهنگ، ادبيات، دانشگاه، موسيقی، ورزش و طفل خردسال در برابر آن غریو تندرآسا سر میدهد، به شکم دراندن از زن آبستن و پرت کردن دانشجو از پنجره و گلوله از پشت بام به روی مردم بیدفاع خالی کردن، خاموش نخواهد شد.
امروز حتی عسگر اولادی مؤتلفه میگويد که: «هر کس دیگران را خس و خاشاک بداند از بندگی خدا خارج شده است». ديگر چه کسی مانده است که نيرنگ، دروغ، دينستيزی و رياکاری احمدینژاد را فریاد بزند؟ سخن به اين رسايی است: احمدینژاد از بندگی خدا خارج شده است! اين يعنی احمدینژاد طاغوت است! شما جور ديگری حرف عسگر اولادی را میفهميد؟ معنای خروج از بندگی خدا چیست؟
آقای احمدینژاد! گفته بودم که شما شکست خورديد! این را پیش از اعلام نتايج ما فهميده بوديم (بدون دانستن هیچ عدد و رقمی). امروز اين شکست و فضیحت تاریخی شد. یکی از بزرگان و يلان ملت و ديانت نيست که سر سوزنی وجداناش را به دروغ و پلیدکاری و وقاحتِ شما بفروشد. زماناش گذشته است که فرار به جلو کنيد و دموکراسی و انتخابات را مصادره به مطلوب کنید و خيمهشببازی شمارش جزيی آراء يا حتی ابطال صندوقها را علم کنيد. «آن يکی بازی که کردی باختی»! این انبار باروت زوتر از آنکه گمان میکردید، منفجر شد.
واقعاً امروز «عصری نو شد چهرهگشا»!
بازيکنان تيم ملی در نيمهی اول همگی با دستبند سبز به ميدان میروند و در نيمهی دوم مجبور میشوند دستبندشان را در بياورند. آقای احمدینژاد «فوتبال» را هم به ملت و به موج سبز موسوی باخت! این فضیحت و رسوايی عظيم که دين، علما، فرهنگ، ادبيات، دانشگاه، موسيقی، ورزش و طفل خردسال در برابر آن غریو تندرآسا سر میدهد، به شکم دراندن از زن آبستن و پرت کردن دانشجو از پنجره و گلوله از پشت بام به روی مردم بیدفاع خالی کردن، خاموش نخواهد شد.
امروز حتی عسگر اولادی مؤتلفه میگويد که: «هر کس دیگران را خس و خاشاک بداند از بندگی خدا خارج شده است». ديگر چه کسی مانده است که نيرنگ، دروغ، دينستيزی و رياکاری احمدینژاد را فریاد بزند؟ سخن به اين رسايی است: احمدینژاد از بندگی خدا خارج شده است! اين يعنی احمدینژاد طاغوت است! شما جور ديگری حرف عسگر اولادی را میفهميد؟ معنای خروج از بندگی خدا چیست؟
آقای احمدینژاد! گفته بودم که شما شکست خورديد! این را پیش از اعلام نتايج ما فهميده بوديم (بدون دانستن هیچ عدد و رقمی). امروز اين شکست و فضیحت تاریخی شد. یکی از بزرگان و يلان ملت و ديانت نيست که سر سوزنی وجداناش را به دروغ و پلیدکاری و وقاحتِ شما بفروشد. زماناش گذشته است که فرار به جلو کنيد و دموکراسی و انتخابات را مصادره به مطلوب کنید و خيمهشببازی شمارش جزيی آراء يا حتی ابطال صندوقها را علم کنيد. «آن يکی بازی که کردی باختی»! این انبار باروت زوتر از آنکه گمان میکردید، منفجر شد.
واقعاً امروز «عصری نو شد چهرهگشا»!

نظرها (38)
نامه ای به مهدی فاطمه
اکنون که هر میر غضب و جلادی شرح جور و بیداد خود به خلق خداوند را به محضر تو طومار می کند و تعدد دل های شکسته پاهای در بند فریاد و اه و ناله های یاس مادران عزادارمایه افتخار و خوش خدمتی به محضر مبارکت عرضه می دارند.
من نیز با تو سخنی دارم اما نه از جنس ریا ،ریایی که در سایه شومش سردارها شکم انباشته اند و فقه ها در جهلش خسبیده اند.
سخنی از جنس گلایه. ،
تو را با این قوم چه سنخیتی ست.
قومی که خورشید وجودت را از همان ابتدای طلوع حیاتت در تاریکی چاه کردند و تو خود نیک می دانی که مکر این قوم از جنس حسادت پسران یعقوب نبود که برادر با اکراه در بئر کاروانیان فرو بردند و کشف گوهر مبارکش را بواسطه ساقی از دور به نظاره نشستند.
این جماعت جاهل اگر ذره ای انصاف در جوهر وجود می داشتند از قوم مسیح می اموختند که عروج روح القدس را در جاده های اسمان می جویند و این گمراهان بلندای اسمانها را رها کرده اند و ظلمات چاهها را منزل موعود خویش می خوانند و عجیبتر به یادت چاهها حفر نموده اند و نماد هستی تو را چاله ای می دانند که روزی بشر تشنه کام بدنبال ابی که در خشک سالی در عمق زمین غور کرد ه است حفر نمود .
براستی اگر جویبار ها بر گرده زمین نمی خشکید ند و هرگز چاهی حفر نمی شد این وهم پرستان برای پنهان نگهداشتن تو به کدامین حیله متوسل می شدند.
بگو تو را با این جماعت چه نسبتی است؟
بگو ایا تو نیز مانند بزرگان این قوم به دور از چشمان نا اهلان در صحرا های حجاز یا شاید هم نخلستان
اطراف بصره یا کربلا دیوارهای بیت استوار کرده ای و خدم و حشم محافظ و دربان و بادی گارد به دور
خویش جمع نموده ای؟و یا برای زبان گویایت یا گوش شنوایت ایت الله وحجه السلام از حوزه های نجف و قم گمارده ای؟
بگو ایا تو هم برای سرکشی به احوال مظلومان عالم از پس و پیش کاروان حامل خویش نیرو های امنیتی گسیل می داری تا مباد صدای بی نوایی بدون اذن مصلحت اندیشان به محضرت ارائه گردد و مراتب ناخوش احوالی تو را فراهم اورد براستی اگر چنین بود چرا کسی از حضور تو در میان خلق خدا اگاه نیست؟
بگو جماعتی که مدعی هستند رجال دولت خویش ونمایندگان مجلس شورا به تایید تو می رسانند نکند در پیچ و خم راهرو های بیت تو سر گیجه می گیرند و اخر سر که از دیدار تو نا امید شدند به مکر و حیل رییس دفتر و مسئول تشریفات به مهر و امضای اقا زاده تحت نفوذ شان بسنده می کنند؟
پرداختن به ساماندهی خدم و حشم سالیان دراز غیبت، دغدغه عزل و نصب امامان جمعه موافق و مخالف شهر و قریه بلاد اسلام، هماهنگ سازی دستورات فرمایشی و نمایشی خطبه های هفتگی ، دمیدن روح انتقام از دشمن مجازی همیشه پایدار، اوامر لازم جهت گل اندود نمودن منافذ در و پنجره قلب و دل مسلمانان به منظور حذر از نفوذ فرهنگ و تمدن معاندان غربی که برانداختنشان هم پیمانی با یزید و شمر را نیز مشروع می کند.
بر افروختن اتش تفرقه و کینه اقوام مسلمان اتشی که لهیبش جان وناموس امت محمد را می سوزاند و تنها حرارتش مایه نگرانی ساکنان اروپا و امریکاست که مباد مسبب گرمایش کره زمین شود، ساختن خط مقدم جنگ پشت دیوار های شهر غزه، سپر کردن کودکان بی گناه فلسطینی که شمارش سالیان عمرشان کفاف رسیدن به مرز تعصب ادیان و مذاهب را نکرده است، تن در دادن به پیمان های خفت بار و ننگین روس جهت دست یابی به تسلیحات هسته ای به منظور رویارویی با غرب، چشم بستن به کشتار مسلمانان مظلوم دارفور و چچن توسط جائران کمو نیست، تنگ در اغوش کشیدن سرخ پوشان بی دین مکتب کفر و عناد
این بود رسالت تو ؟
رسالتی که سحرگاه عمر پاکان در انتظار تحققش به غروب حیات مبدل گشت و به دیدارش نائل نشدند.
براستی اگر چنین بود چگونه است که جد بزرگوارت لش خمر نوشان میمون پرست به مصلحت در اغوش
نفشرد و به بهانه بسط دین و دنیای انروز مسلمانان از خطای قابل اغماض غاصبی که معصیتش پشت دیوار های قطور بارگاه از چشم عوام پوشیده می ماند، سر سلامت نگزید و راه خطر پیش گرفت و عترت رسول بر گرده شتر نهاد و نرمی گلو به تیزی خنجر سپرد تا بار دیگر اسماعیل در پرتو چراغ ایمان ابراهیمی مرده باشد.
مهدی فاطمه! بگو کیانند یارانی که در مضیقه گرداوریشان اینگونه ظهورت به تاخیر می افتد؟از کدامین قماشند؟ جنسشان از چیست؟ بر کدامین مسلک و سیاقند؟
نکند جماعت خرافه پرستی که سنگ تو به سینه می زنند،همان کسانی که که با راندن نام مبارکت بر زبان قوس و قزح قدسی بر سرشان هاله می اندازد هاله ای که هیچ پیامبری بر خود تجربه نکرد(وجود هاله نور دلالت بر تقدس ندارد.بشر تنها دیدارش را جز بر ستارگان و سیارگان اسمان تجربه نکرده است.و جز بر حضور اجرام اسمانی پیام اور هیچ معنویت و برتری نیست)
همان سرداران و چماق داران چیره دست که از ارتکاب هیچ ظلمی بر امت محمد روی گردان نیستند،
دستشان به خون جوانان این مرز و بوم الوده است،کسانی که جمعه ها بر چاه جمکران بست می نشینند و نعره های ریایی اجعل علی ظهورشان گوش خلق کر کرده است و ایام هفته در کار مردمان مظلوم به تفحصند و بر سیاق فرشتگان نگاهبان ،پرونده ها قطور می کنند و تحمل بر پایی قیامت ندارند و در هر شهر و دیاری تمثال جحیم بر پا داشته اند و به اذن فرعون جان می بخشند و جان می ستانند،همان کسانی که در مکتب کفر بوجهلی حربه ها اموخته اند و با زور الت بر افراشته از فرزندان مکتب مسجد و محراب بو ترابی برای ولایت نائب تو بیعت می گیرند،برگزیدگان تو باشند!
بی شک اگر یاران تو از این قشرند در کار تو خلل وارد خواهد شد.جلسات امنیتی پی در پی این قوم وقت تو را از پرداختن به کار گسترش عدالت باز خواهد داشت.سودهای سرشار فعالیت های تجارت انحصاری ذره ذره فساد اقتصادی را در دستگاه عدالت تو مرسوخ خواهد کرد و اگر وسوسه انان در وجودت کارگر نیفتاد نهایتا اقا زاده کم تجربه را اغفال خواهند کرد و تو را به خاطر ترس از دست دادن اعتماد مردم از بر ملا شدن حقایق ناخواسته همراه خواهند کردو شاید هم وجود مبارکت در یک تبانی معامله با شرکت های هواپیمایی ورشکسته روسی طی یک فرود اضطراری مسافرت از جمکران به مکه مصدوم گردد.
خلاصه بگویم اگر یاری از این قوم گزیدی فساد را از همان ابتدا در کار تو وارد خواهند کرد.
کمر شتران و اسبان حامل کاروانیان تو زیر بار دفتر چه ها و حسابهای بانکی و سند املاک و دلار های اضطراری خم خواهد شد!
یا اینه بلیط سفرت را از دفاتر هواپیمایی تحت تملک خود که از هواپیما های باربری رده خارج در اختیار دارند تهیه خواهند نمود! و کار گسترش عدالت را از همان اغاز ناتمام خواهند گذاشت!
یا هم اینکه به محض وارد شدن به یک سرزمین شریانها و مراکز اقتصادی را شناسایی وبی انکه در صدد هدایت مالکین واقعی برایند با تهدید و زندان و قلع وقعم انها را تصاحب می کنند.
بگو ای معنای عدالت در این میدان کارزار جانب که را خواهی گرفت کارزاری که در یک طرفش دخترک بی گناه و بی سلاح حلقوم فریاد عدالت خواهیش با سرب گداخته شقاوت و قساوت پاره گشته است.و خون بر سر و رویش فواره می زند بگو ایا در ان لحظه ای که برق اخرین نگاهش دل هر جنبنده ای را را به درد می اورد و چشمان ساکنان زمین را غرق در اشک می کرد بالای سر او حاضر شدی و با ظلمی که بر امت جدت می رود زانو سست کردی و نعره گریه هایت عرش خداوندی را لرزاند یا در انطرف در کنار ان بسیجی خرافه پرست خنده مستانه می زدی و به او در مقابل این خوش خدمتی به نائب خودت احسنت می گفتی در حالی که بازوان او را می فشردی در گوشش زمزمه می کردی که هر که غیر از خودی ها از گلویش بانگ الله اکبر بیرون تراود سزایش همین است ونام او را به پاسداشت این سرسپردگی در لیست یاران خویش ثبت نمودی؟
چگونه می توان بر دیوار کفر تکیه زد و درخشش طلوع ایمان را به نظاره نشست؟چگونه می توان کعبه ای ساخت که خشتش بی دینی ست و ملاتش دشمنی؟چگونه می توان سوار بر مرکب ساقی حرم حسین شد و راه نخلستان بی وفایی پیمود؟چگونه می توان در جمع وفا شب عاشورا به انتظار شهادت به سر اورد ودر سر خیال حکومت ری پروراند؟ چگونه می توان از بیعت علی با محمد گفت و بیست و پنج سال سکوت نکرد؟
چگونه می توان از بهای حکومت گفت و وصله های نعلین خلافت را فراموش کرد؟چگونه می توان غزل عدالت سرایید و از کاه و مور یاد نکرد؟
چگونه می توان از خشم خدا هراسید و به دستور رسول اکرم از زدن سیلی بر صورت اسیران کافر حذر کرد اما وقیحانه در کنج بازداشتگاههای امنیتی سپاه اسلام اسیران مسلمان را مورد تجاوز جنسی قرار داد؟
چگونه می توان از شنیدن خبر بیرون کشیدن خلخال از پای دخترک یهودی توسط سربازان لشکر علی از غصه مرد اما از داغ ننگ تعرض و تجاوز و اتش زدن تن بی جان دخترک علوی توسط ایادی منتظران ظهور صیحه نکشید و به زندگی خفت بار ادامه داد و از ترس شکنجه و خلع مقام دنیا دم فرو بست.
واسفا بر بزرگان دین وانفسا بر عالمان حوزه های شریعت محمد واویلا بر داغ این ننگ بر دامن مدعیان اسلام ناب!
پس ای اقا و مولای ما مباد که دروغ گویان و مزوران مکتب جهل مصباحی در کار نظام تو خلل وارد کند.
از کار تاریخ درس گیر که با ورود اغازین اسلام در این بلاد، مسلطین جامعه ملغمه ای از کفر و جهل و دروغ و خرافه و دین و حمد ثنای درباری و استفراق فقیهان و فیلسوفان و عارفان و چله نشینان و درویشان چیزی ساختند به نام اسلام ناب!
پس ما را با این جهال خرافه پرست تنها واگذار و این سرزمین را اخرین هدف خویش بدان .
هان ای اسطوره پاکی ها، ای چشم بیدار خوبی ها ، وا رهان خود را از دام متملقان، متمسکان، جلادان چماق داران، سفاکان، ریا کاران، چپیه گردنان، تسبیح بدستان، قمه کشان، گردنکشان، اعتراف گیران بازجویان، باتوم زنان، زندان بانان، خودی پرستان، بدعت گذاران، هاله نور بینان
نه گذر کن
نه سفر کن
زین خانه ظلم حذر کن
rozita | دوشنبه، ۲۳ شهریور ۱۳۸۸، ۰۵:۵۸
درود بر ملت سبز وعده ما روز قدس راهپیمایی جنبش سبز اطلاع رسانی کنید
sabz | سه شنبه، ۳ شهریور ۱۳۸۸، ۲۱:۵۰
با سلم در جواب صادق اونقدر متاسف باش تا امراتت بگذره
زنده باد ازادی
زنده باد میر حسین
مرگ بر احمدی نژاد باهاله نورش
الب | جمعه، ۳۰ مرداد ۱۳۸۸، ۱۹:۵۸
سلام ببینید من خودم از طرفدارای پرو پا قرص آقای موسوی بودم ولی کم کم پشیمون شدم از نظرم چونکه یه سری طرفداراش خیلی تند رفتن دیگه طرفداری هم باید پایبند حق باشه دیگه
مگه نه اینکه ما همه حقو می خوایم؟
واقعا میر حسین که من فکرمیکردم ازمن دفاع می کنه هیچ حرفی برا گفتن نداره؟
مگه استاد شجریان با مردم دشمنی داره که صداشو از مردم دریغ میکنه؟
مگه ایشون آشوب گرند که بهشون بر خورده ؟
به هر حال کاش اونایی که مثل من دنبال حقن حقو زیر پا نذارندکاش فقط به چیزای ظاهری توجه نکنند
کاش با احترام به حق بقیه حقشونو بگیرند
احمدی بد قبول ولی گفت 40 ملیون بردند 4 تا خسو خاشاک
حتی اگه همه ی 40 ملیون به موسوی رای داده باشند بازم احمدی با این حرفش توهینی به ما نکرد لطفا واقع بین باشیم
ازاستاد هم میخوام به خاطر سیاست صداشو از ما دریغ نکنه
maryam | پنجشنبه، ۲۹ مرداد ۱۳۸۸، ۰۲:۱۰
خس و خاشاک تویی . دشمن ان خاک تویی
Anonymous | دوشنبه، ۲۹ تیر ۱۳۸۸، ۱۱:۱۰
من ایرانیم از تباران پاک
مخوانم دگر باره خاشاک و خاک
اگر خاک باشم، دُر و گوهرم
که اندیشه ساز و هنر پرورم
به هر جا پرد معرفت، شه پرم
حقیرم مخوان تو که ایزد فرم
خس و خار و خاشاک گفتی، سیاوش کجاست؟
گذشتم ز آتش که گفتت خطاست!
در آن جنگ مردانه ، آن هشت خوان
گذشتم ز آتش مرا خس مخوان!
حقارت کجا و سیاوش کجا؟
خس و خار و خاشاک و آتش کجا؟
Anonymous | پنجشنبه، ۱۸ تیر ۱۳۸۸، ۱۰:۰۵
اقاي احمدي نزاد بازي كردن با دين را خوب بلد است ويك ماكياوليست عريان است
محسن | دوشنبه، ۱۵ تیر ۱۳۸۸، ۱۵:۳۰
اگر عبارت «خس و خاشاك» را در گوگل جستجو كنيد شايد دهها سايت و وبلاگ را پيدا كنيد كه در يك هماهنگي جالب، خبري را منتشر كرده و روي آن هم حسابي مانور دادهاند كه از ريشه و اساس دروغ و كذب محض است. اين دوستان عزيز با اشاره به سخنراني روز يكشنبه دكتر احمدينژاد در ميدان وليعصر تهران، مطابق معمول دست به جوسازي و شايعهپراكني زده و آنقدر سر و صدا كردهاند كه حتي برخي آدمهاي منطقي هم اسير شايعات آنها شدهاند.
دوستان معترض ما اعتقاد دارند كه احمدينژاد در ميدان وليعصر تهران به آنها توهين كرده و آنها را برابر با «خس و خاشاك» دانسته است! در راهپيماييهاي چند روز اخير هم حاميان آقاي موسوي بطور مرتب شعارهايي را عليه احمدينژاد سر داده و اعتراض كردهاند كه «ما خس و خاشاك نيستيم!» حتي استاد بزرگواري چون محمدرضا شجريان هم به اين موضوع شديدا واكنش نشان داده و گفته است «صداي اين خس و خاشاك را از تلويزيون پخش نكنيد!»
سوال اينجاست كه آيا اصلا اين مساله حقيقت دارد؟ آيا حقيقتا احمدينژاد به ميليونها ايراني كه به او راي نداده بودند، اينچنين توهين كرده است؟ راستش را بخواهيد در روزهاي اخير آنقدر روي اين مساله تبليغ كردهاند كه خيليها واقعا چنين تصوري دارند. من هم با اينكه آن سخنراني را مستقيما از تلويزيون ديده بودم، يك لحظه دچار شك و ترديد شدم و با خودم گفتم نكند اين دوستان عزيز واقعا راست ميگويند، اما وقتي به اصل خبر و متن سخنراني احمدينژاد مراجعه كردم، خيالم راحت شد. در اينجا از همه دوستان معترض و منتقد هم خواهش ميكنم كه انصاف داشته باشند و فارغ از احساسات و تعصبات، اين بخش از سخنراني احمدينژاد را به دقت بخوانند:
«در انتخابات ایران 40 میلیون نفر خودشان بازیگر اصلی و تعیین کننده اصلی بودهاند. حالا چهار تا خس و خاشاک این گوشه ها کاری می کنند بدانید این رودخانه زلال ملت جایی برای خودنمایی آنان نخواهد گذاشت. 70 میلیون ملت ایران و 40 میلیون شرکت کننده در انتخابات همه عزیزند، همه ملت ایرانند و همه همدلند و دولت خادم همه آنان و در خدمت همه آنهاست. رقابت ها به پایان رسید و دوره دوستیها و ساختنها آغاز شد»
همان طوري كه ميبينيد، احمدينژاد در آن سخنراني چند بار روي آراي 40 ميليوني مردم ايران تاكيد و از همه آنها هم بعنوان ملت همدل و عزيز ايران ياد كرده بود. اما در ادامه با اشاره به شورشها و اغتشاشات روزهاي اخير، براي آنهايي كه در اين اغتشاشات نقش داشتند، از عبارت «خس و خاشاك» استفاده كرد. دليل ادعاي من هم اينست كه احمدينژاد دقيقا در اين قسمت از سخنانش به سوال يك خبرنگار غربي اشاره ميكند و ميگويد:«امروز خبرنگاری سوال کرد بعضیها در گوشه و کنار کارهایی انجام میدهند، اغتشاش است، شورش است، اعتراض است، واژههای تندی را بکار برد و من برای او یک مثالی زدم و نتیجه گیری کردم. من به این خبرنگار گفتم شما اشتباه میکنید، ملت ایران یکپارچه است»
حالا سوال من از دوستان معترض اينست آيا احمدينژاد چيزي جز حقيقت گفت؟ آيا شما قبول نداريد كه عدهاي در گوشه و كنار مملكت، دست به آشوب و اغتشاش زدهاند؟ آيا به نظر شما آشوبگران و اراذل و اوباش، آدمهاي محترمي هستند و خس و خاشاك نيستند؟ اگر طبق گفته شما، منظور احمدينژاد از خس و خاشاك، همان حاميان آقاي موسوي بود، ديگر چه لزومي داشت كه او چندين بار به آراي 40 ميليوني مردم اشاره كند و به آنها احترام بگذارد؟ حالا بالاخره شما خودتان را جزوي از آن 40 ميليون ميدانيد يا آن 4 تا خس و خاشاك؟!
آنهايي كه چنين ادعايي دارند، اين جمله احمدينژاد را چطور تفسير ميكنند كه در اولين نطق تلويزيوني خود بعد از پيروزي در انتخابات خطاب به مردم گفت: «بايد از همه کساني که چنين حماسه بزرگي خلق کردند؛ چه کساني که به من راي دادند و چه کساني که به ديگران راي دادند، تشکر کنم»
قطعا آن اراذل و اوباشي كه در روزهاي گذشته دست به آشوب و اغتشاش زدهاند، چيزي جز خس و خاشاك نيستند و ما هم به آنها حق ميدهيم كه از شنيدن اين عبارت ناراحت و عصباني بشوند، اما سوال اينجاست كه چرا حاميان آقاي موسوي اصرار زيادي دارند اين جمله را به خودشان بگيرند؟ مگر ميرحسين موسوي ديروز در بيانيهاش به صراحت نگفت حساب ما از آشوبگران جداست؟!
از آدمهاي متوهم و دروغگو انتظار چنداني نيست، اما آنهايي كه دم از شعور و منطق و عقل و حقيقت و انصاف ميزنند، چطور عبارت به اين واضحي را ناديده ميگيرند و فورا آن «خس و خاشاك» را به خودشان ميگيرند؟! آيا درك يك جمله معمولي اينقدر براي بعضي دوستان سخت و دشوار است؟ يا اينكه مشكل جاي ديگري است و آنها به خودشان حق ميدهند كه براي رسيدن به اهدافشان، به هر شيوه و دروغ و شايعهاي متوسل شوند؟
--------------------------
قساوت قلب که از حد بگذرد، وقیحان به جای عذرخواهی از اينکه این اندازه ناصواب سخن گفتهاند، تلاش میکنند بیشرمانه بیآبرویی خودشان را توجیه کنند.! لازم نيست کسی خس و خاشاک را به خودش بگيرد. کسی که در مقام رياست جمهوری بوده و بیتربیتی و بیادبی بار اولاش نیست، معلوم است که مردم چه استنباطی از دهندریدهگیاش میکنند. خجالت بکشید آقا!
د. م.
وطن پرست | جمعه، ۱۲ تیر ۱۳۸۸، ۱۶:۲۹
سرو آزاد
امشب همه غم های عالم را خبر کن
بنشین و با من گریه سر کن، گریه سرکن
ای میهن، ای انبوه اندوهان دیرین
ای چون دل، من ای خموش گریه آگین
در پرده های اشک پنهان، کرده بالین
ای میهن، ای داد
از آشیانت بوی خون می آورد باد
بر بال سرخ کشکرت پیغام شومی است
آنجا چه آمد بر سر آن سرو آزاد
ای میهن، ای غم
چنگ هزار آوای باران های ماتم
در سایه افکند کدامین ناربن ریخت
خون از گلوی مرغ عاشق
مرغی که می خواند
مرغی که می خواست
پرواز باشد...
ای میهن ای پیر
بالنده ی افتاده آزاد زمین گیر
خون می چکد اینجا هنوز از زخم دیرین تبرها
ای میهن در اینجا سینه من چون تو زخمی ست
در اینجا دمادم دارکوبی بر درخت پیر می کوبد
دمادم ... دمادم ...
hafez | دوشنبه، ۸ تیر ۱۳۸۸، ۱۸:۲۲
دنيا محل بازگشت اعمال است مثل آخرت
سي سال قبل مردم را تشويق به تظاهرات عليه شاه کردند و موجب هزاران زيان مادي و غيره حالا همين قضيه گريبان گير خودشان شده و رفتاري بدتراز شاه را دارند نشان مردم ميدهند و از اين متاسفم که ميتونم پيش بيني کنم همين ايراداتي که از احمدي نزاد گرفته ميشود متاسفانه در سالهاي آتي از موسوي و پيروان موسوي سرخواهد زد چون شيطان قسم خورده هرکس که ادعايي داشته باشد حتما ادعاي آنشخص را پوج خواهد کرد و هرکس که ايرادي از کسي بگيرد خودش در آينده مرتکب همان ايراد خواهد شد مگر آنکه فقط در کارش خدا رو در نظر بگيرد
صبا | یکشنبه، ۷ تیر ۱۳۸۸، ۰۵:۴۴
سلام اگر ما فرض کنیم آرا احمدی نژاد درست بوده و 24 میلیون رای هم درست بوده باشه آیا درسته که پیر و جوان زن و مرد این مملکت رو به باد تیرو کتک بگیرن آیا درسته من یک جوان 22 ساله از کردستان هستم ما سالهاست که هر چند یک بار این رفتارها رو میبینیم آیا این دموکراسی هست که اینا ازش دم میزنن اینا از چی میترسن مگر پدرای ما انقلاب کردن تا خامنه ای و احمدی نژاد به زور مملکتئ از دست مردم در بیارنو و بگن همه خس و خاشاکن همه بیدار باشین همه فهمیدن دروغ گو کیه و کی مسلمونه اینا کافر مطلقا انشاالله خون این مردمی که ریخته شده پایمال نمیشه و به امید از بین رفتن سپاه بسج و ولایت مطلقه فقیه و احمدی نژاد خون خار به امید ایران آزاد همه شما موجه سبزی ها رو که خواستار عدالت آزادی دموکراسی هستین رو از ته دل دوست دارم
uosef | شنبه، ۶ تیر ۱۳۸۸، ۱۱:۰۱
من ایرانیم از تباران پاک
مخوانم دگر باره خاشاک و خاک
اگر خاک باشم، دُر و گوهرم
که اندیشه ساز و هنر پرورم
به هر جا پرد معرفت، شه پرم
حقیرم مخوان تو که ایزد فرم
خس و خار و خاشاک گفتی، سیاوش کجاست؟
گذشتم ز آتش که گفتت خطاست!
در آن جنگ مردانه ، آن هشت خوان
گذشتم ز آتش مرا خس مخوان!
حقارت کجا و سیاوش کجا؟
خس و خار و خاشاک و آتش کجا؟
منم جان آرش نشسته به تیر
مخوانم تو خار و مخواهم حقیر
...
ir | پنجشنبه، ۴ تیر ۱۳۸۸، ۱۲:۰۹
سلام
دوست عزیز s-h که میفرزمایید رهبری دروغ نمیگویند. ایا ایشان امام معصوم هسنمد؟؟؟
علی | پنجشنبه، ۴ تیر ۱۳۸۸، ۰۹:۱۴
دیکتاتوردیکتاتور ننگ به نيرنگ تو
خون جوانان ما مي چکد از چنگ تو
اي ز شراره ستم شعله به عالم زده
امن و امان وطن يکسره بر هم زده
بر سر هر خرمني در د ل هر گلشني
آتش بيداد تو صاعقه ی غم زده
ثروت انبوه تو خون دل توده هاست
کين تو بر سينه ها دشنه ماتم زده
دزد وطن خواره اي ديو ستم پاره اي
عقرب جراه اي روبه مکاره اي
جور و جفا در تو هست مهر و وفا در تو نيست
زهر بلا در تو هست شهد صفا در تو نيست
در همه دور زمان چون تو ستم کاره نيست
عامل هر فتنه اي صلح و صفا در تو نيست
دیکتاتوردیکتاتور ننگ به نيرنگ تو
خون جوانان ما مي چکد از چنگ تو
در همه گيتي به پاست نائره جنگ تو
گوش جهان خسته از طبل بد آهنگ تو
مظهر شيطان تو يي دشمن ایران تويي
اي همه اهريمني سرحد فرهنگ تو
رسم تو عصيانگري کار تو ويرانگري
تيره شده کشور از حيله و نيرنگ تو
موجب هر ذلتي دشمن این ملتي
سايه هر وحشتي فتنه این امتي
جور و جفا در تو هست مهر و وفا در تو نيست
زهر بلا در تو هست شهد صفا در تو نيست
در همه دور زمان چون تو ستم کاره نيست
عامل هر فتنه اي صلح و صفا در تو نيست
دیکتاتوردیکتاتورننگ به نيرنگ تو
خون جوانان ما مي چکد از چنگ تو
فرزند انقلاب | چهارشنبه، ۳ تیر ۱۳۸۸، ۱۶:۵۶
آن خس وخاشاک تویی پست ترازخاک تویی
شور منم نور منم عاشق رنجور منم
زور تویی کور تویی هاله ی بی نور تویی
دلیر بی باک منم مالک این خاک منم
سایه خفاش تویی مردک کلاش تویی
قصه ی ضحاک تویی زنده به بیداد تویی
خشم منم خروش البرز منم سبز منم زنده به سوگند منم
دروغ این خاک تویی قاتل و سفاک تویی
جنبش دوران منم رفته به میدان منم
مفسد فی الارض تویی غاصب بی مغز تویی
حامی ایران منم خسته ی زندان منم
هیتلر بد نام تویی کوره ی دوران تویی
مظهر ملی منم در پی لیلی منم
شبیه ضحاک تویی به دوش خود مار تویی
آرش بی باک منم کمان به افلاک منم
Anonymous | چهارشنبه، ۳ تیر ۱۳۸۸، ۱۰:۱۶
براي ما معيار حرف رهبر است. جمهوري اسلامي ايران دروغ نمي گويد. تقلب اگر اثبات شد، تقلب است در غير اين صورت اتهام است و گناهي نابخشودني است. براي اين كه يك رئيس جمهور با اختلاف يازده ميليون با نيرنگ روي كار بيايد، اگر فرض كنيم همه 14000صندوق سيار دستكاري شده اند، بايد در هر صندوق نزديك 785 راي با كلك به نام احمدي نژاد در صندوق ريخته شود تا ايشان با تقلب روي كار بيايد.آيا اين شدني است؟!؟!ولله بصير باعباد
s-h | چهارشنبه، ۳ تیر ۱۳۸۸، ۰۹:۱۲
درود بر تو استاد شجریان!از تو آزاده تر مرد هنر در این خانه نیست.
محمد | سه شنبه، ۲ تیر ۱۳۸۸، ۲۱:۴۳
مادر من دز زمان انقلاب حضور داشته است و خود مي گويد در آن زمان آقاي خميني مي گفت صداي مرا از bbc گوش دهيد چون اين رسانه تمام سخنان مرا بدون دروغ و بي طرفانه پخش مي كند .در ضمن به نظر بنده كساني كه اين اوضاع دروغ و خرافه گرايي را در ايران ببينند و باز بگويند احمدي بر حق است مصداق اين آيه از قرآن هستند ( ختم الله علي القلوبهم )*
maliheh | سه شنبه، ۲ تیر ۱۳۸۸، ۱۳:۵۴
من خودم در خیابان جیحون و مقابل مسجد لولاگر روز شنبه بودم و میدیدم که چطور سربازان بسیجی و سپاهی و نیروهای ویژه با باتوم و چکمه به جان ماشین های پارک شده و عبور کننده می افتند به هر خانه ای که مردم را پناه میدادند رحم نمیکردند و تمامی شیشه ها را میشکستند و وارد خانه و واحدها میشدند. روی پشت بام مسجد لولاگر برادران بسیجی با شصتشان علائم قشنگی به مردم نشان میدادند و به آنها ابتدا هوایی و سپس زمینی تیراندازی میکردند. صهیونیستها با فلسطینیان این کار را نمیکنند
رضا | دوشنبه، ۱ تیر ۱۳۸۸، ۱۰:۴۲
ای ایران اگر دشمنانت به کینه ارامش و دوستی را از گستره سرزمین هایت صلب می کنند.حافظان پاکت را از گزند غاصبان خس و خاشاک می خوانند یا ریختن خون جوانانت را چه در میدان ازادی چه در سر حدات مرزهایت در برابر تجاوز تنها برای ادامه حیات چپاول خویش روا می دارند اینان فرزندان نامشروع تجاوز قوم مغول وافغان به ناموس ایرانند که غیرتت را هرگز پاس نمی دارند.اری من خس و خاشاک ایران زمینم
و وجودم را وام دار خاک همین سرزمین می دانم.
farhadi_rozita | دوشنبه، ۱ تیر ۱۳۸۸، ۰۶:۲۳
استاد بزرگ. من سالهاست که با صدای شما زندگی می کنم. حقیری چون من تمنا میکند دوباره بشنوید خس و خاشاک را بعداز 40 ملیون گفتند. دلم گرفت
محمد | یکشنبه، ۳۱ خرداد ۱۳۸۸، ۱۲:۳۷
متاسفم برای اینکه همه بی دلیل تهمت میزنیمو
متاسفم برای اینکه همه چشمهامونو بستیمو کمر بستیم به یاری دشمن
متاسفم برای اینکه فریاد الله اکبر شده بازیچه
متاسفم برای اینکه سبز داره کشورم رو سیاه میکنه
متاسفم برای اینکه شدیم بازیچه
متاسفم برای اینکه شدیم مهره شطرنج
متاسفم برای اینکه متحد شدیم برای جبهه دروغ
و خوشحالم که شهدا رفتن تا مثل ما امروز خون دل نخورن...
بچه ها چشماتونو باز کنید نذارید بعدها پشیمون بشیم
یا علی
صادق | یکشنبه، ۳۱ خرداد ۱۳۸۸، ۰۸:۰۸
اینقدر این رئیس جمهور مردمی و از متن مردم برخواسته را اذیت نکنید به خدا آخرتی هم هست چشم هایتان را باز کنید منابع اطلاعاتیتان را از بی بی سی و رسانه های خارجی و آدم هایکه دوستدار ملت ایران نیستند نگیرید بخدا آنها دنبال تفرقه بین مردم ایران هستند تا ملت را از بین ببرند تو رو به خدا هوشیار باشید و توطه کثیف و شوم آنها را خنثی کنید باشد که ملت ما با برادری و دوستی و ایمان و توکل به خدای متعال نمونه جهان شود و ظهور مقدمات حضرت ولی عصر عج اروحنا فدا را فراهم آورید ان شا الله
سعید | شنبه، ۳۰ خرداد ۱۳۸۸، ۰۸:۱۹
sokhanan ahmadinejad ra nemitavan tahlil dorost va yek parchehi kard be monazerehash tavajoh konid jadal va saf sateh ra beh khobi mibinid.
ali | جمعه، ۲۹ خرداد ۱۳۸۸، ۱۱:۲۵
درود بر شرف اسطوره آواز ایران که ثابت کرد هم هنرش بی همتاست و هم منشش زیباست
Anonymous | جمعه، ۲۹ خرداد ۱۳۸۸، ۰۹:۰۸
دلیل استاد برای این درخواست صرفا مبارزه با سو استفاده تبلیغاتی صدا و سیما از آثار ایشان است و ربطی به آقای احمدی نژاد ندارد که این حق یک هنرمند است.و واقعا این سرودها ربطی به انتخابات ندارد
-----------------------------------------
البته آن «خس و خاشاک»ای را که آقای شجریان میگفت لابد کسی غير از احمدینژاد گفته بود.
د. م.
بی طرف | پنجشنبه، ۲۸ خرداد ۱۳۸۸، ۲۲:۵۴
متن دقيق سخنان رييسجمهور محترم در جشن پيروزي مردم به اين شرح است:
«ملت ايران يک ملت متحد است امروز خبرنگاري سوال کرد بعضيها گوشه و کنار بعضي از کارها را انجام ميدهند اغتشاش است، شورش است، و واژههاي تندي به کار برد. من يک مثال زدم و نتيجهگيري کردم.
ملت ايران يکپارچه است در يک مسابقه فوتبال 50 هزار، 70 هزار تماشاچي ميروند آن کسي که تيمش باخته عصباني است و به هر دري ميزند، در ايران در انتخابات 40 ميليون نفر خودشان بازيگر اصلي و تعيينکننده اصلي بودند حالا 4 تا خس و خاشاک در اين گوشهها يک کاري ميکنند. بدانيد که اين رودخانه زلال ملت جايي براي خودنمايي آنها نخواهد گذاشت.»
دقت در سخنان رييسجمهور نشان ميدهد که دکتر احمدينژاد بدون توجه به جهتگيري آراء تمام شرکتکنندگان در انتخابات رياست جمهوري را پيروز انتخابات خوانده و ملت ايران را جداي از سليقه انتخاباتي متحد و يکپارچه ناميدهاند و حساب افراد شورشي و معاند که با اساس نظام مقدس اسلامي مشکل دارند را از هواداران کانديداها جدا دانسته و آنها را به سان خس و خاشاکي تشبيه کردهاند که در برابر درياي زلال ملت ايران محو خواهند شد. جاي سوال اينجا است که مدعياني که اين سخن روشن رييسجمهور را برنتافتهاند چه تعريفي براي آشوبگران و اغتشاشگراني که به تخريب گسترده اموال عمومي پرداخته و اساس نظام را با چالش مواجه ساختهاند، دارند؟ آيا عصبانيت آنها ميتواند خداي نکرده بيانگر اين باشد که ارتباطي ميان آنها و اين آشوبگران
وجود دارد؟
------------------------------
خوب اینها نشان میدهد که تا امروز احمدینژاد چطور توانسته است این موج دروغ، تحقير و توهین را ادامه دهد. یعنی آن حرفها این قدر ابهام داشت؟ آن همه آدمی که روز اول به اعتراض برخاستند، «۴ تا» خس و خاشاک بودند؟ خوب ایشان با سخنانی روشن تف به روی ملت میاندازد. این قدر ابهام داشت؟
د. م.
hoda | پنجشنبه، ۲۸ خرداد ۱۳۸۸، ۲۱:۳۰
من بعنوان یک ایرانی مسلمان از شرایط بوجود آمده ناراحت و نگرانم .
علیرضای خاکستری | پنجشنبه، ۲۸ خرداد ۱۳۸۸، ۱۲:۴۸
من از طرف آقای احمدی نژاد، از آقای موسوی عذر می خواهم که رای لازم را برای ریاست جمهوری نیاورده اند.
- من از طرف همه کسانی که به آقای احمدی نژاد رای داده اند، از کسانی که به آقای موسوی رای داده اند عذر می خواهم که چرا دو سوم از یک سوم بیشتر است.
- من از طرف همه روستاییان و شهرستانی های مناطق محروم، از بالاشهری ها بویژه بالاشهرنشین های تهرانی عذر می خواهم که به آقای موسوی رای نداده اند.
- من به عنوان یک تهرانی از طرف مردم مختاری و جوادیه و شوش، از ساکنان محترم ولنجک و ونک و شمرون عذر می خواهم.
- من به عنوان یک مشهدی از طرف بچه محل های گلشهر و سیّدی و طلاب، از اهالی محترم و متشخص سجادشهر و امامیه و آب و برق عذر می خواهم.
- من به عنوان یک ایرانی از طرف مردم کهنوج و عنبرآباد کرمان، از آقای میرحسین موسوی عذر می خواهم که به موج سبز نپیوستند.
- من از طرف مردم لرستان و آذربایجان، از دکتر زهرا رهنورد عذر می خواهم که بر خلاف توقع ایشان، قبیله گرایی و نژادپرستی نکرده اند و بر اساس مصلحت شان تصمیم گرفته اند.
- من از طرف شورای نگهبان از اوباما و نتانیاهو عذر می خواهم که به محض مشخص شدن نتیجه انتخابات به نفع احمدی نژاد، اعتبار انتخابات ایران را لغو نکرده است.
- من به طور کلی عذر می خواهم و امیدوارم اغتشاش گران محترم به من و سایر مردم فرصت دهند تا بار دیگر پیش از رای دادن، نظر آنان را جویا شویم.
- من اساساً عذر می خواهم و تعجب می کنم چرا به خاطر این که به احمدی نژاد رای داده ام، خدا مرا به سنگ و چوب تبدیل نکرده است!
- من همچنان عذر می خواهم.
---------------------------------------
عالی است. ولی این عذرخواهیها پاسخ تناقضهای شگفتآور آمار وزارت کشور را چطور میدهید؟
د. م.
مجتبی از خیابان گاز مشهد | پنجشنبه، ۲۸ خرداد ۱۳۸۸، ۱۰:۱۲
سایت ایرنا برای اینکه توجیهی به دستبند های سبز بازیکنان ایرانی داشته باشه گفت این دستبندها نظر حضرت ابوالفضل بوده
(*araz*) | پنجشنبه، ۲۸ خرداد ۱۳۸۸، ۰۸:۱۶
استاد بزرگ و جاوید نام موسیقی ایران!
هرچند با سیاست بیگانه ایم
با این حال ما هنرجویان مرکز فرهنگی سوره
شجاعت بینظیر تو را ستایش میکنیم
bahar | پنجشنبه، ۲۸ خرداد ۱۳۸۸، ۰۵:۳۳
Mamnoon be khatere in post. Mitoonam ke soal konam ke esme tasnifiro ke ba in post pakhsh mishod ro be man begid. kheili monasebe in roozhast.mamnoon
mehdi | چهارشنبه، ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ۲۲:۲۰
مکررا گفته اند باز هم می گویم ما پیروزیم به شرط پایداری، همدلی، درایت و از همه مهمتر آرامش.
همچنین یادمون نره که به میرحسین عزیز که قول داده از رأی هامون محافظت کنه اعتماد کنیم و یاریش کنیم.
یا حسین
علی | چهارشنبه، ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ۲۱:۳۳
من هم از اين کار آقای شجریان که هیچوقت دامن اخلاق والایش را با چاپلوسی نیآلوده و هميشه خود را از مدار حاکمان ايران دور نگاه داشته است، لذت بردم. داشتم اين لذت را با شما و دوستان ديگر که اينجا نوشتهاند تقسیم میکردم که چشمم به اين نوشته افتاد که در آن لابد برای تحقیر احمدی نژاد نامش را به یهودی نژاد تبديل کرده است. ذوق لذت فوق الذکر کمی کور شد از دیدن اينهمه کوته فکری و بیمايگی. حتی لذتی که شنیدن شعار بي سابقهای که در حمايت از هموطنهای بهايي در جمع هواداران کروبی شنیده بودم کمی خدشه دار شد. کاشکی در پای آن نظر نوشته بودید که شيعه بودن او، او را از ديگر ايرانيان ناشيعه نه ايرانیتر میکند و نه مستحقتر برای تحصيل حقش.
ارادتمند، سيروس به آيين
------------------------
من ندیده بودم. من شدیداً مخالفام با اين توهین ها حتی اگر با احمدینژاد باشد. میگردم اصلاحاش کنم.
د. م.
پ. ن. من پیدا نکردماش. بگوييد کجاست؟
سیروس به آیین- آژنده- | چهارشنبه، ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ۱۹:۵۲
سناريوي كودتاچيان
سناريوي كودتاچيان
سناريوي كودتاچيان جمعه تكميل خواهد شد
كودتا چيان در روز جمعه سناربوي خود را تكميل خواهند كرد.شوراي نگهبان با دستور فرمايشي رهبري آراء مردم را باز شماري خواهد كرد و نتيجه قبلي با اندكي تغيير،درانتهاي هفته تاييد خواهد شد. سپس رهبري در نماز جمعه مصلا كه در حضور خيل عظيم بسيجيان برگزار خواهد شد حملات تندي را به كانديداي معترض نسبت خواهد داد و عملا راه براي سركوب شديد معترضين باز خواهد شد.
به نظر من بهترين روش مقابله پيشنهاد آقاي مهاجراني مبني بر حضور مردم با نماد سبز در محل نماز جمعه و اعتراض در مقابل خود رهبري مي باشد
---------A-mahdh-313 wrote:
ضمنا در روز جمعه
رهبر به احمدي نژاد([...]) نهيب خواهد زد كه
بس كنيد آقايان! حق نداريد جامعه اسلامي را دچار تشتت و تفرقه و پارگي و جرخوردگي كنيد!!! حق نداريد بدون مدرك و بدون دليل محكمه پسند، فساد مالي را افشا كنيد!!! حق نداريد پرونده هاي فساد مالي را قبل از اجازه ما و قبل ازاثبات جرم، در جامعه افشا كنيد! وحق نداريد...و ...و...و
و بدين ترتيب، زندگي شيرين مي شود
وهمه چيز با خوبي و خوشي ختم به خير ميشود
يعني
هم [...]!! بهانه لازم را بدست مياورد كه افشاگري نـــكند و پا روي دم شير نگذارد!!!ء
هم رهبر، مظهر وحدت و انسجام و عدالت و ... قلمداد خواهد شد!!ء
هم رهبر، رهبرتر خواهد شد!!ء
هم هاشمي با مظلوم نمايي،از زير بار اتهامات فرار خواهد كرد!!ء
هم همه دنيا به ريش ملت ما خواهد خنديد!!!!ء
هم مردم بي ادب به سزاي بي ادبي ننگين خود خواهند رسيد!!!ء
هم همه ما درس عبرتي تاريخي خواهيم گرفت!!!ء
.
.
.
اما اينگونه نخواهد شد
كور خوانده اند
من يك ايراني نيستم اگر حقم را پس نگيرم
و يك شيعه نيستم اگر، به اعتراض آرامم ادامه ندهم
و من از يك زيمباوه اي كمترم، اگر رييس جمهور قلابي و عوضي! را، عوض نكنم
با سه شعار اينكار را خواهم كرد
لا اله الا الله
يعني بنده خدايم نه طاغوت
الله اكبر
يعني خدا را بزرگتر از همه چيز ميدانم نه دروغگويان را
يا حسين
يعني مير حسين را در راه حق ياري خواهم داد
براي همه بفرستيد لط
hamid | چهارشنبه، ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ۱۸:۰۵
قلم زیبایت جان مطلب را در حق استاد آواز و قهرمان شچاع ایرانی به نیکی ادا کرد. من هم به داشتن چنین مرد بزرگی در کشورم افتخار می کنم.
امروز شجریان تنها سخن نگفت بلکه کلاس درسی برگزار کرد برای همه آنهایی که توجه مردم برایشان عین زندگی است. هنرمند واقعی همیشه با ملت خود یزرگ و آسمانی و جاویدان می شود.
درود به شرف، شجاعت و آزادگی تو استاد
شهرام | چهارشنبه، ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ۱۷:۳۰
باور کن من خیلی کم اشک میریزم
ولی وقتی این خبر رو خوندم از ته دل گریه کردم
امیدوارم استاد زنده و پاینده باشند
رضا | چهارشنبه، ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ۱۷:۱۵
آفرین ومرحبا بر شیر مردان غیور وطن که این کارشان افتخار آمیز تر وشجاعانه تر از بازی فینال بود قرار ما استقبال از قهرمانان تیم ملی با دستبندهای سبز در فرودگاه
jvkjhg | چهارشنبه، ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ۱۵:۴۹