ايران خورشيدی تابان دارد
با جان پيوندی پنهان دارد
مهرش جاويدان با دل پيمان دارد
دل پاس پيمان، دارد، تا جان دارد
از خواب خواری گرديد ايران بيدار
دل را چون دريا بر اين طوفان بسپار
شوري ديگر در سر ماست
شوقِ اوجي در پر ماست
آزادی دامن بگشا
آهنگی ديگر بسرا
از خود گذر كن
هر سو نظر كن
بنگر ايران را
نور تابان را
عصری نو شد چهره گشا
جانانه ميهن
افسانه ميهن
اميد ما را
كاشانه ميهن
با جان پيوندی پنهان دارد
مهرش جاويدان با دل پيمان دارد
دل پاس پيمان، دارد، تا جان دارد
از خواب خواری گرديد ايران بيدار
دل را چون دريا بر اين طوفان بسپار
شوري ديگر در سر ماست
شوقِ اوجي در پر ماست
آزادی دامن بگشا
آهنگی ديگر بسرا
از خود گذر كن
هر سو نظر كن
بنگر ايران را
نور تابان را
عصری نو شد چهره گشا
جانانه ميهن
افسانه ميهن
اميد ما را
كاشانه ميهن
بازی بدی است، بازی با غرور و ارادهی ملتی که با شوق، ملایمت و همدلی میخواست بلوغ و پختگیاش را نشان بدهد. این ملت باز هم بلوغ از خود نشان خواهد، حتی در برابر کسانی که آنها را «خس و خار» مینامند و سیل جمعیت را از اندازهی يک صندوق رأی هم کمتر میبينند!

نظرها (6)
سلام حضرت داريوش!
اين بخش ظاهراً در پياده سازي از قلم افتاده است:
«رسم فرياد و افغان بگذار
بانگ آزادي از جان بردار»
زياده جسارت است
وبگذر | سه شنبه، ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ۰۹:۵۷
سلام آقای محمدپور.
نوشتههای شما را همیشه میخوانم و استفاده میبرم.
الآن فقط خواستم این را بگویم که پخش اتوماتیک موسیقی در این پست کمی بدسلیقگی است (به نظر من) و فکر میکنم بهتر بود پخشکننده به طور پیشفرض خاموش باشد.
مصطفی | سه شنبه، ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ۰۷:۱۰
در آمار گیری سایت "سی ان ان" شرکت کنید....سمت راست صفحه . Do you think Iran's presidential election was conducted fairly? NO http://www.cnn.com/
ساناز | دوشنبه، ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، ۱۳:۴۵
میدانم اشارهتان را، اما در نامهی موسوی «انا لله و...» یادآوری بود. شما آگهی تسلیتش کرديد.برعکس فکر میکنم باید آگهی تبریک گفت. جنبشی پا به دنيا گذاشته است، مقدمش را مبارک بگوييم.
-----------------------
اتفاقاً تبريک است. شايد چيزی نوشتم.
سیروس به آیین- آژنده- | دوشنبه، ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، ۱۲:۰۷
داريوش عزيز سلام و عطر و احترام به مغز و فكر و انديشه مرام شما بنده و جندق خان جندقي نيز در خدمتتيم يا الله.
بروفسور بي بروبال خوش بيله | دوشنبه، ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، ۱۰:۴۱
کفن بیاورر و تا بوت و جا مه نیلی کن
که روزگار طبیب است و عافیت بیمار
ز منجنیق فلک سنگ فتنه می بارد
من ابلهانه گریزم به ابگینه حصار
bardia | دوشنبه، ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، ۰۴:۱۸