June 5, 2009

« منطق معیوب اکثریت و جای خالی مسئولیت اخلاقی و مدنی | صفحه‌ی اصلی | از فساد انگليسی تا فساد ايرانی! »

موسوی مترِ مناظره را عوض کرد

چرا مناظره‌ی موسوی با احمدی‌نژاد، اتفاق مهمی در سیاستِ ما بود؟ چرا با وجود این‌که «زبانِ بدن» موسوی، ضعف داشت و «چيز» و «به اصطلاح» زیاد می‌گفت، باز هم نتيجه‌ی مناظره توفیقی بود بی‌سابقه؟ برای پاسخ به اين پرسش‌ها خوب است «اگر»هايی را بررسی کنيم. اگر موسوی بعضی حرف‌ها را می‌زد یا بعضی حرف‌ها را نمی‌زد چه می‌شد؟

نخست‌ اين‌که موسوی از ميدانی که احمدی‌نژاد در آن بازی می‌کرد، خارج شد: ميدان برچسب زدن، افترا و تهمت؛ ميدانِ مقابله به مثل کردن. موسوی می‌توانست «فيلم» تک‌تک گاف‌های احمدی‌نژاد را به ملت نشان دهد و به عبارتی او را سکه یک پول کند. ولی همین‌ که اين‌ها را نکرد، یعنی مقيد به آداب و اصولی است که در سیاست کم‌یاب است.

من این را نمی پذیرم که موسوی آماده نبود. موسوی همین است که هست. موسوی نه وبلاگ‌نویس است، نه سخنور و نه کسی که مرتب در تلويزیون و رادیو ظاهر شده باشد. برای کسی که ۲۰ سال از رسانه‌ غایب بوده است، چنین واکنشی، ستودنی است. مهم نيست که من و شما از «چیز» و «به اصطلاح» او دلِ خوشی نداشته باشيم، مهم این است که او سخنانی را که باید بگوید درست ادا کرده باشد. (این‌ها مطلقاً منافات ندارد با اين‌که موسوی روی سخنوری‌اش کار کند و تحولات و تغييرات شتاب‌ناک سال‌های اخیر را ارام‌آرام درک کند؛ موسوی در همین یکی دو هفته‌ی گذشته ثابت کرده است که هوش بالایی دارد و می‌تواند خودش را تطبیق بدهد با شرايط جدید – وعده‌ی ایجاد معاونت حقوق بشر و شهروندی يک نمونه‌ی تازه‌اش).

لکنت، فقط لکنت زبان نيست. خيلی اوقات لکنت معنا فصاحتِ بيان را به تباهی می‌کشاند. کسی ممکن است یک ساعت سخنرانی کند و تنها يک جمله بگويد و همان جمله استخوان و مغزِ سخن‌اش باشد. نقطه‌ی ضعف موسوی، دقیقاً تبدیل به نقطه‌ی قوت‌اش شد. آن‌چه اتفاق افتاد، بسیار فراتر و بالاتر از «هر که مظلوم واقع شود، محبوب می‌شود» بود. اما موسوی مظلوم نماند. مظلوم کسی است که حق‌اش ضایع شود و طرف مقابل با اقتدار محض او را از میدان به در کند. ده دقیقه‌ی آخر مناظره نشان داد (احمدی‌نژاد میان حرف موسوی پريد و پس از پايان وقت باز هم داشت حرف می‌زد) که موسوی چندين سر و گردن بالاتر از احمدی‌نژاد ايستاده است.

به هر تقدیر، به نظر من، موسوی متر مناظره را عوض کرد. دیگر بعید است کسی هوس کند در چنين برنامه‌ای، «افشاگری» کند (اگر هم بکند، نام نیکی از خود به جا نخواهد گذاشت). احمدی‌نژاد با اين کار ثابت کرد که سیاست‌اش به کلی ناکام مانده است. یعنی چهار سال تمام برای به زانو در آوردن آن «مفسدان» تلاش کرده است و نتوانسته، ولی حالا می‌خواهد در یک برنامه‌ی تلویزیونی بگويد اين‌ها، آن مفسدان‌اند! این يعنی حرص و ولع برای «حرف زدن». مخاطب احمدی‌نژاد موسوی نبود؛ ملت هم نبود. مناظره هم جای آن حرف‌ها نبود. احمدی‌نژاد به جای این کولی‌بازی‌ها، باید یک سال پیش، شکايت‌نامه‌ای از همه‌ی این‌ها تقديم می‌کرد و تسليم مقامات قضایی کشور می‌کرد و تقاضای پی‌گرد حقوقی این‌ها را می‌داد. چرا نکرد؟ به اعتقادِ من يک دليل‌اش اين است که احمدی‌نژاد بیشتر می‌خواست حرف بزند؛ او عاشق میکروفون است! ميدان عمل برای او هول و هراس دارد. بعضی حرف‌ها از جنس عمل‌اند و عمل با همان کلمات همراه می‌شود. بعضی حرف‌های دیگر نه؛ جنس‌شان بادِ هواست (چنان که این باد چهار سال است جریان داشته است). دور نشوم از مغزِ سخن‌ام: موسوی متر مناظره را عوض کرد و نوع منش موسوی، الگويی خواهد شد برای هر مناظره‌اش در کشور. اخلاق مناظره فقط اين نيست که دروغ نگويی. پیروزی اخلاقی موسوی فقط در این نيست که احمدی‌نژاد به سمت تهتک و برچسب زدن رفت و او نرفت (احمدی‌نژاد اگر سند و مدرک هم می‌آورد، می‌شد محاکمه‌اش کرد؛ چون مکان مناظره که محکمه نيست و مجری برنامه هم قاضی نيست). موسوی از اصول خودش عدول نکرد؛ ولی اصول‌اش فقط یکی دو تا اصل بزرگ باشند.

در کشوری که مناظره هرگز شکل  نمی‌گیرد مگر با تهتک و زبان‌درازی و تمسخر، خویشتن‌داری موسوی آغاز یک جریان می‌تواند باشد (ولو موسوی هرگز رييس جمهور نشود). انتظار من از موسوی، سخنوری نبود. موسوی نزد من هرگز قرار نبود خطيبی چیره‌دست باشد. اگر دکتر سروش چنین حرف می‌زد، می‌گفتم فاجعه‌ای رخ داده است. ولی اگر موسوی هم مثل دکتر سروش سخن می‌گفت، باز هم می‌گفتم باید به خودمان بلرزیم از هراس. موسوی، خودش بود و خودش هست. موسوی ثابت کرد که می‌توان سخنور و خطیب نبود، ولی باز هم مناظره کرد و موفق شد. به طور سنتی معمولاٌ کسی را می‌فرستند برای مناظره که سخنور توانایی باشد. ولی چیزی در موسوی بود (بله همان «چيز») که جای خالی سخنوری را پر کرد. موسوی، نه خاتمی است و نه هاشمی. همین، مهم‌ترين امتياز اوست. چرا می‌گويم موسوی متر مناظره را عوض کرد؟ فرض کنيد به جای موسوی هاشمی یا خاتمی نشسته بود. تصور کنيد واکنش آن‌ها چه می‌بود؟ و پيامدِ آن مناظره چه از آب در می‌آمد؟

 موسوی روز به روز نزدِ من به عنوان مثالی از اعتدال و سنجیده‌گی خودش را بیشتر نشان می‌دهد. من تعهد کرده‌ام دست از نقدِ او بر ندارم. خوبی‌های‌اش را خواهم ستود و لغزش‌های نظری‌اش را هم بدون شک گوشزد خواهم کرد.

مرتبط: از کندی و نیکسون تا موسوی و احمدی‌نژاد

مطالب مرتبط

موسیٰ جلودار است و نيل اندر ميان است

حرفِ دل سردار: لغوِ صريحِ قانون

روی کاغذ ز کسی، وطن‌اش را نتوانند گرفت

از چوپان دروغ‌گو تا پينوکیو

شباهت‌های تاریخ و نعل وارونه‌ی قدرت

فقيه سربلند

هرمنوتيک يک اعتراف – روايتی ديگر از شکست بازجو

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/5297

نظرها (19)

زنده باد موسوی

توفیق انسان بودن را با پیروزی در هیچ کاری برابر مکن. درود بر میر حسین رییس جمهور منتخب ملت ایران

سلام آقای موسوی در زمان نخست وزیریش دیکتا تور تر از بیشتر رییس جمهورها بود . حال کدام جمله در مناظره شان شما را گرفته نمیدانیم . با تشکر

همه اش دل خودتون خوش کنید قطار رفت

من براي احمدي نژاد و تمام هوادارانش متاسفم آرزو مي كنم كه روزي ايران آزاد را ببينم

من خودم ميخواستم به موسوي راي بدم اما وقتي فهميدم رفسنجاني پشتش به احمدي نژاد راي دادم نه بخاطر خود احمدي نژاد بخاطر اينكه آدم كثيفي مثل رفسنجاني پشت احمدي نژاد آقاي موسوي بهتر بود تو اين كارشون دقت ميكردن تا اينجوري بازنده نشن و تهمت تقلب بزنن وقتي آقاي موسوي اعلام كردن كه فائزه رفسنجاني وزير و يكي از پسرهاي رفسنجاني رو تو كابينه ميذارن برگ برنده ايشون به نفع احمدي نژاد برگشت البته ميدونم نظرم در سايتهاي وابسته به موسوي تاييد نخواهد شد چون اونا فقط ادعاي آزادي ميكنن اما تحمل حرف مخالف رو ندارن و دوست دارن همه به نفعشون شعار بدن
------------------------------

خوب برادر من! تحمل حرف مخالف از اين‌جا شروع می‌شه که سایت‌ها بلافاصله فیلتر نشند آن هم روز اعلام نتایج. دم خروس را باید باور کرد یا قسم حضرت عباس را؟ از خدا بترسید! دولت دنیا خواهد گذاشت. قیامت از راه می‌رسد.

او عاشق میکروفون است! ميدان عمل برای او هول و هراس دارد.

من این را باور دارم و به عینه در زمان شهردار بودنش دیدم. فقط دمو و نمایش.
آن روزها برای رسیدن به اریکه ی قدرت و اکنون برای ماندن بر آن!

قای موسوی مرسی بابت این همه نجابت
وقتی متانت شما رودیدم به انتخاب خودم بالیدم
وقتی تو12 دفیفه به یاد موندنی چهره آرام سید و چهره بر آشفته رقیب دیدم یه نفس راحت کشیدم
وقتی رقیب نه چندان مودب شما به هر آب وآتیشی زد که پیروزاین مناظره باشه تازه فهمیدم کی داره واسه چی سینه میزنه
حرف های این آقا برای نظام ما خیلی گرون تموم شد و اخلاق هم قربانی بی چون و چرای این ماجرا
پرزیدنت ما ثابت کرد که ازدست دادن قدرت خیلی براش سخته به خاطر همین از آبرو و شرف و ناموس همه برای ادامه راهش کمک گرفت.
آقای رییس جمهورشما فقط و فقط تو چند دقیقه چندتا گل به خودی زدی
پرزیدنت عزیزشما برای مشاجره اومده بودی نه مناظره
عالی بود آقای موسوی عالللللللللللللللللللللللللللللللللللللی

در مناظره احمدي نژاد و كروبي اي ن چيز به اصطلاح مذموم در سخنان آقاي احمدي نژاد هم نمود پيدا كرد و با آن عبارت برادرمن آقاي موسوي و كروبي من دوستتون دارم به اين شكل بيان خواهد شد( برادر من آقاي چيز من دوستتون دارم ) اين آغاز تسليم در مقابل موسوي است گاما س گاماس و قدم به قدم

قشنگ نوشته بودی. ما چشمان خود را بر ضعفها نبسته ایم اما نباید حاشیه را بر متن غلبه دهیم. موسوی قرار است رئیس جمهوری موقر باشد.

من فکر میکنم همین طرز صحبت موسوی او را به عنوان یکی از آدمهای معمولی جامعه به خیلیها شناساند و کسانی را که دل در گرو صداقت ظاهری احمدی داشتند به خود جذب کرد. از آنطرف هم کسانی بهرحال با افشاگریهای احمدی حال کرده اند و به سمت او گرویده اند، اما من فکر میکنم هنوز خطر اصلی در آنهایی است که نمیخواهند رأی دهند. تعداد بسیاری از طبقه متوسط بخصوص در سنین میانسالی هنوز به رأی دادن مجاب نشده اند و باید روی آنها کار کرد.

اخیرا متوجه نکته ای شدم و اون اینکه خیلی از افراد مخالف نظام شروع به تبلیغ برای حمدی نژاد کرده اند. وقتی با آنها بحث میکنیم استدلال خاصی ندارند. از طرف دیگر بسیاری که برنامه های بی بی سی را میبینند معتقدند بی بی سی از احمدی نژاد حمایت میکند! این نکته ی قابل توجهی در آستانه ی انتخابات ماست. آیا شما هم متوجه این نکته شده اید؟
چطوره که بسیاری از بینندگان بی بی سی در داخل ایران چنین برداشتی داشتند؟ خیلی دوست دارم نظر شمارو بدونم.

کاملا با تحلیل شما موافقم که اگر موسوی همانند یک فرد حرفه ای تو فن مناظره(که خیلی از دوستان اعتقاد دارند که باید اصطلاحا حالش رو می گرفت) پیش می ر فت نتیجه فعلی حاصل نمی شد.
علاوه براین همانطور که شما گفتید ایشان فرد باهوشی است و من مصاحبه های اخیرش را دیدم بسیار مسلط حرف می زنه که مسلما گذر زمان اوضاع را بهتر هم می کنه.

موسوی مرد سیاست دانی است که اخلاق را هم می توان در رفتارش دید. احمدی نژاد هم مرد بی سیاستی است که فکر می کنم خودش را رابین هود می داند. همان که توی جنگل شروود از ثروتمندان می دزدید تا به فقرا بدهد و اصلاً هم برایش مهم نبود که کلاً دزدی کار بدیست. آیا او یک ماکیاولیست است؟

لا یحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم و کان الله سمیعاً علیما: خدا بلند کردن صدا به بدگویی را دوست ندارد، مگر از آن کس که به او ستمی شده باشد و خدا شنوا و داناست. (سوره النساء، آیه ١٤٨

پیداش کردم.توی نامه به مالک اشتر بود(نامه 53).اما باز هم جمله «آبرویش را بریز» تویش نبود.معلوم نیست آقای رییس جمهور این جمله رو از کجا آورد؟
و مهم ترین نکته : این دستورات، فقط درباره «معاونین» مالک گفته شده نه همه خلق الله.
آیا امام گفته از هر کی خوشت نیومد برو آبروش رو ببر؟

همین الان پیداش کردم:
نامه 53(به مالک اشتر)، در بخش کارگزاران دولتی می گوید: معاونان خویش را با دقت در نظر بگیر و...دقت کردید ؟ گفته معاونان، نه گفته همه خلق الله.آیا امام گفته هر چیزی در مورد هر کسی می دونی بیای جلوی همه مردم جار بزنی ؟آقای محمدپور من فکر می کنم این خیلی خطرناکه که کارهای خودشون رو با اسم اسلام و مخصوصا امام علی مشروع جلوه بدن.بعضی از مردم به همین خاطر باور می کنن که این کارها درسته و برخی از دینی که چنین دستوراتی داده به ناحق رویگردان می شن .اما من دلم روشنه که هرکس به دین دروغ ببنده خدا به زمین گرمش می زنه!! ان شاءالله.به امید اون روز

به همه کسانی که مایل هستند در این انتخابات رای بدهند ، توصیه می نمایم تا تاریخ روی کارآمدن حزب نازی در آلمان و صدر اعظم شدن هیتلر را بخوانند ، باقی فجایع را همه میداند. با عقل سلیم تصمیم بگیریم و با چشم باز رای بدهیم
با امید پیروزی صداقت بر دروغ و عوام فریبی

امشب احمدی نژاد در شبکه دو به دروغ پردازی ادامه داد.اما عجیب ترین و خطر ناک ترین حرفی که زد اشاره به آن نامه امام علی به حاکم اهواز بود که می گفت : هر کس بر اموال مردم دست برد آبرویش را بریز(نقل به مضمون) من وقتی این را شنیدم شاخ درآوردم .اولا از آن چیزهایی که از نهج البلاغه خاطرم بوداین را به یاد نداشتم.ثانیا آیا به امام علی می آید که چنین چیزی گفته باشد؟
جالب است که دقیقا قبل از شروع مصاحبه ، برنامه ای درباره نامه امام به مالک اشتر و اصول اخلاقی و سیاسی آن پخش شد که خطابش مشخصا به احمدی نژاد بود، مخصوصا آن اصل : زشتی های مردم را فاش نکن.
حال چطور ممکن است چنین امامی چنان چیزی گفته باشد؟
اینها نامه هاییست که امام برای نکوهش یا هشدار به کارگزارانش نوشته ، خودتان بخوانید و قضاوت کنید:www.aviny.com/nahj/nameh/page1.aspx
(نامه شماره 20)
http://www.aviny.com/nahj/nameh/page2.aspx
(نامه های شماره 41 - 43 - 45)
http://www.aviny.com/nahj/nameh/page4.aspx
(نامه شماره 71 )
*******
اگر شما چیزی پیدا کردید بگویید!

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats