هر اندازه که رأیام را به موسوی مشروط کرده بودم (و هنوز هم نقدهایام را به اطرافيان موسوی با کمال ادب و احترام حفظ میکنم)، از امشب سرم را با نهایت افتخار بالا میگیرم و میگویم سر سوزنی تردید يا شرم در رأی دادن به میرحسین موسوی ندارم. در اين مناظره، موسوی امشب ثابت کرد به برهانی قاطع که محوریترین و استوارترین ویژگیهای یک رهبر اخلاقی مسلمان را به تمام و کمال داراست.
حتی اگر به هر آيه و افسونی احمدینژاد پیروز انتخابات شود، موسوی درخشانترین چهرهی تاریخ انقلابِ ایران خواهد ماند. کار آسانی نيست تسلط بر نفس خود و خویشتنداری در مواجهه با رقیبی دروغزن و بیشرم که ابتدايیترین احکام اخلاقی اسلام و بارزترین قوانین کشور جمهوری اسلامی را در برابر نگاه میلیونها ایرانی زیر پا میگذارد. من افتخار میکنم که موسوی در تمام طول مناظره یک بار لبخند تمسخرآميز بر لب نیاورد و از نگاهاش و کلاماش عطوفت و فروتنی میبارید. دست مریزاد!
از میانِ همهی شبهایی که من به انتخابات پیش رو اندیشیدهام، امشب نورانیترین و امیدبخشترین شب بود. من به آیندهی پرفروغ و با عزت ایران، ايمان و امید دارم. هیچ شکی در اين ندارم. امشب، نقطهی عطفی است در تاریخ مبارزات انتخاباتی ایران. پروا را کنار میگذارم و به قوت میگویم که بدون شک میرحسین موسوی در میان تمام چهرههای سیاسی ایرانی در قرن اخیر، چهرهای است کمنظیر. چرا؟ دقیقاً به خاطر همین اخلاقی بودن و حفظ شأن و جایگاهِ انسانی و اخلاقیاش (نهیباش را به احمدینژاد ببیند: ما مسلمانايم! حق نداریم به کسی که حضور ندارد تا از خودش دفاع کند تهمت بزنیم!). ميرحسین حتی یک بار وسط حرف احمدینژاد نپرید، بر خلاف احمدینژاد که مدام چهرهی موسوی و تمام استوانههای سیاسی نظام جمهوری اسلامی را بدون هیچ شرمی خراش میداد و مرتب میانِ سخنانِ او میپرید.
احمدینژاد عصبانی و از هم گسیخته ظاهر شد. امشب، گویی احمدینژاد تمام قد همهی نیرنگها، همهی ریاکاریها و دروغگوییهایاش را، همهی هتاکیها و بهتانهایاش را یکجا رو کرد آن هم علیه کسی که به هیچ رو مخاطب سخناش نبود. شگفتآور نيست که رييس جمهور کشوری اينقدر از قانون همان کشور ناآگاه باشد که بگويد دکتر «خطاب کردن» کسی که مدرک دکترا ندارد، جرم است؟ شگفتآور نيست؟ میگوید «خطاب کردن»؛ نمیگوید «شغل دادن» و «مقام دادن» و سینه سپر کردن برای علی کردان! اگر قرار باشد دکتر و مهندس «خطاب کردن» کسی جرم باشد، بیش از نیمی از مردم ایران مجرماند!
عجیب نيست که رييس جمهوری تا اين اندازه ناآگاه باشد که بگويد شورای امنیت قطعنامههایاش سياسی است و شورای حکام قطعنامههایاش حقوقی؟ هر کس که دو ترم دانشجوی روابط بینالملل و علوم سیاسی بوده باشد، میفهمد این حرف چقدر مضحک و خندهدار است. اینها البته ظرايفی است که اهل دانش بهتر میفهمند؛ ولی مگر احمدینژاد کم پريشانگویی کرد؟
مردم ما بايد عميقاً دچار تباهی اخلاق شده باشند اگر بعد از دیدنِ این نمایشِ بیپرده و صریح بیتقوایی و بیحيایی، و قانونشکنی و مداهنه، باز هم به احمدینژاد اقبال کنند. اما هر چه نتیجهی این انتخابات باشد، پیروزِ اين ماجرا اخلاق است. میرحسين موسوی ثابت کرد که آرامش و طمأنینهی درونی دارد. ميرحسين نشان داد «سکينه» در تمام وجنات و سکنات و گفتارش موج میزند. من به قدر سر سوزنی از اینکه به ميرحسین موسوی رأی میدهم شرمنده نيستم. امشب به پهنای صورتام میخندم. امشب یکی از آرامترین شبهای زندگی من است. موسوی نشان داد که میتواند سیاستمدار باشد و اخلاقی هم بماند. موسوی نشان داد که میشود سیاستمدار بود و رييس جمهور ایران شد، ولی احمدینژاد نشد! مهمتر از همه موسوی به ما به خوبی نشان داد که چه چیزهایی را نباید گفت (همان چیزهایی را که احمدینژاد با بیتقوایی تمام به تکرار گفت). این یکی از اساسیترین اصول سیاستمداری اخلاقی است.
من به موسوی رأی خواهم داد تا کشور دیگر روی ریاکاران دروغزن و ضد-اخلاقی چون احمدینژاد را به خود نبیند. موسوی بسیار نجابت به خرج داد. موسوی بر خلاف احمدینژاد با یک دنیا «پرونده» نیامده بود، بلکه با توشه و زادِ اخلاق و صداقت به میدان آمده بود. و همین خصلتهاست که او را پیروز اخلاقی این مناظره کرد. شبهای دیگری هم هست. آقای رضایی گفته بود کشور بر لبهی پرتگاه است؛ من فکر میکنم اين احمدینژاد است که عنان گسیخته – یا به عبارت دقیقتر ترمز بریده و فرمانکَنده – به سمت پرتگاه میرود. الآن وقت هوشياری است. احمدینژاد این پیروزی را بر اخلاق و خرد نخواهد بخشید. مراقب باشيم.
پ. ن. میشود سطر سطر سخنان احمدینژاد را اوراق کرد و تباهیها و مغالطههایاش را نشان داد (بیتقوايیهایاش که جای خود دارد). من به زودی چیزی خواهم نوشت دربارهی مغالطهی منطق اکثریت. لاف کثرت زدن و خیل سينهچاک جمع کردن، ولو در مقیاس میلیونی، برای کسی مشروعیت و حجیت اخلاقی نمیآورد.
پ. ن. ۲: بسیار مهم؛ بازی تمام نشده است! خوابتان نبرد! بیتقوایی و بیشرمی احمدینژاد خامتان نکند! هنوز بازی تمام نشده است!
حتی اگر به هر آيه و افسونی احمدینژاد پیروز انتخابات شود، موسوی درخشانترین چهرهی تاریخ انقلابِ ایران خواهد ماند. کار آسانی نيست تسلط بر نفس خود و خویشتنداری در مواجهه با رقیبی دروغزن و بیشرم که ابتدايیترین احکام اخلاقی اسلام و بارزترین قوانین کشور جمهوری اسلامی را در برابر نگاه میلیونها ایرانی زیر پا میگذارد. من افتخار میکنم که موسوی در تمام طول مناظره یک بار لبخند تمسخرآميز بر لب نیاورد و از نگاهاش و کلاماش عطوفت و فروتنی میبارید. دست مریزاد!
از میانِ همهی شبهایی که من به انتخابات پیش رو اندیشیدهام، امشب نورانیترین و امیدبخشترین شب بود. من به آیندهی پرفروغ و با عزت ایران، ايمان و امید دارم. هیچ شکی در اين ندارم. امشب، نقطهی عطفی است در تاریخ مبارزات انتخاباتی ایران. پروا را کنار میگذارم و به قوت میگویم که بدون شک میرحسین موسوی در میان تمام چهرههای سیاسی ایرانی در قرن اخیر، چهرهای است کمنظیر. چرا؟ دقیقاً به خاطر همین اخلاقی بودن و حفظ شأن و جایگاهِ انسانی و اخلاقیاش (نهیباش را به احمدینژاد ببیند: ما مسلمانايم! حق نداریم به کسی که حضور ندارد تا از خودش دفاع کند تهمت بزنیم!). ميرحسین حتی یک بار وسط حرف احمدینژاد نپرید، بر خلاف احمدینژاد که مدام چهرهی موسوی و تمام استوانههای سیاسی نظام جمهوری اسلامی را بدون هیچ شرمی خراش میداد و مرتب میانِ سخنانِ او میپرید.
احمدینژاد عصبانی و از هم گسیخته ظاهر شد. امشب، گویی احمدینژاد تمام قد همهی نیرنگها، همهی ریاکاریها و دروغگوییهایاش را، همهی هتاکیها و بهتانهایاش را یکجا رو کرد آن هم علیه کسی که به هیچ رو مخاطب سخناش نبود. شگفتآور نيست که رييس جمهور کشوری اينقدر از قانون همان کشور ناآگاه باشد که بگويد دکتر «خطاب کردن» کسی که مدرک دکترا ندارد، جرم است؟ شگفتآور نيست؟ میگوید «خطاب کردن»؛ نمیگوید «شغل دادن» و «مقام دادن» و سینه سپر کردن برای علی کردان! اگر قرار باشد دکتر و مهندس «خطاب کردن» کسی جرم باشد، بیش از نیمی از مردم ایران مجرماند!
عجیب نيست که رييس جمهوری تا اين اندازه ناآگاه باشد که بگويد شورای امنیت قطعنامههایاش سياسی است و شورای حکام قطعنامههایاش حقوقی؟ هر کس که دو ترم دانشجوی روابط بینالملل و علوم سیاسی بوده باشد، میفهمد این حرف چقدر مضحک و خندهدار است. اینها البته ظرايفی است که اهل دانش بهتر میفهمند؛ ولی مگر احمدینژاد کم پريشانگویی کرد؟
مردم ما بايد عميقاً دچار تباهی اخلاق شده باشند اگر بعد از دیدنِ این نمایشِ بیپرده و صریح بیتقوایی و بیحيایی، و قانونشکنی و مداهنه، باز هم به احمدینژاد اقبال کنند. اما هر چه نتیجهی این انتخابات باشد، پیروزِ اين ماجرا اخلاق است. میرحسين موسوی ثابت کرد که آرامش و طمأنینهی درونی دارد. ميرحسين نشان داد «سکينه» در تمام وجنات و سکنات و گفتارش موج میزند. من به قدر سر سوزنی از اینکه به ميرحسین موسوی رأی میدهم شرمنده نيستم. امشب به پهنای صورتام میخندم. امشب یکی از آرامترین شبهای زندگی من است. موسوی نشان داد که میتواند سیاستمدار باشد و اخلاقی هم بماند. موسوی نشان داد که میشود سیاستمدار بود و رييس جمهور ایران شد، ولی احمدینژاد نشد! مهمتر از همه موسوی به ما به خوبی نشان داد که چه چیزهایی را نباید گفت (همان چیزهایی را که احمدینژاد با بیتقوایی تمام به تکرار گفت). این یکی از اساسیترین اصول سیاستمداری اخلاقی است.
من به موسوی رأی خواهم داد تا کشور دیگر روی ریاکاران دروغزن و ضد-اخلاقی چون احمدینژاد را به خود نبیند. موسوی بسیار نجابت به خرج داد. موسوی بر خلاف احمدینژاد با یک دنیا «پرونده» نیامده بود، بلکه با توشه و زادِ اخلاق و صداقت به میدان آمده بود. و همین خصلتهاست که او را پیروز اخلاقی این مناظره کرد. شبهای دیگری هم هست. آقای رضایی گفته بود کشور بر لبهی پرتگاه است؛ من فکر میکنم اين احمدینژاد است که عنان گسیخته – یا به عبارت دقیقتر ترمز بریده و فرمانکَنده – به سمت پرتگاه میرود. الآن وقت هوشياری است. احمدینژاد این پیروزی را بر اخلاق و خرد نخواهد بخشید. مراقب باشيم.
پ. ن. میشود سطر سطر سخنان احمدینژاد را اوراق کرد و تباهیها و مغالطههایاش را نشان داد (بیتقوايیهایاش که جای خود دارد). من به زودی چیزی خواهم نوشت دربارهی مغالطهی منطق اکثریت. لاف کثرت زدن و خیل سينهچاک جمع کردن، ولو در مقیاس میلیونی، برای کسی مشروعیت و حجیت اخلاقی نمیآورد.
پ. ن. ۲: بسیار مهم؛ بازی تمام نشده است! خوابتان نبرد! بیتقوایی و بیشرمی احمدینژاد خامتان نکند! هنوز بازی تمام نشده است!

نظرها (69)
سلام:نوشتیدپس ازتائیدپخش خواهدشد.فکرکنم دیگاه من مطابق میل شمانباشد.حرف دراین موردگفتن زیاداست.بااینکه موسوی همشهری من بودوهست.امااین دلیل نمیشودکه شایسته رالح کنم واوراگزینم.جناب دکترمحموداحمدینژادکسیست که کشورراازدست نامحرمان به انقلاب وملت نجات داد.نامحرمانی که همه چیزرادرقبضه خودشان گرفته بودندومیگرفتند.نامحرمانی که به وصیت اقامحمدخان قاجارجامه عمل میپوشاندند.نامحرمانی که نظام خان ورعیت رابه اسم خصوصی سازی به کشوربازمیگرداندند.نامحرمانی که ضعفارالح میگردندومانند پهلوی خاک انهاوهرانچه به دردبخورداشتندمیگرفتندوندای سازندگی سرمیدادند.نامحرمانی که جسارت راازضعفامیگرفتندواطاعت راجایگزین میکردند.نامحرمانی که به جای خدمت به روستائیان انهاراهمانندپهلوی درمحرومیت نگه میداشتند.تامیل مهاجرت به شهرهارادرانهاشعله ورسازند.تابسترتحقق نیات پلیدبعدیشان فراهم شود.واگربخواهم ادامه دهم خودم هم توان نوشتنراندارم.خلاصه کنم.احمدینژادکسی بودکه به قوی الهی وبادعای حامیانش ان جباران تلحه وزبیرصفت راکه برای بقائشان هرروزستونهای بودنشانرامحکم وزیادمیکردندوچنین تصورمیشدکه بمبهای اتمی امریکاهم نتوانداینهارانابودکنددر اولین مناظره نابودشان کرد.وبرای همیشه تاسیس خاندان سلطنتی سرکرده ان نامحرمانرابه گورفرستاد.افرین براحمدینژادواحمدینژادهای نسل اینده
------------------------------
خوب. تاریخ و مردم ایران بهتر میتوانند قضاوت کنند که احمدینژاد در اين سالها چه کرده است. عجله نکنيد. آخر الزمان نشده. زمان باقی است و داوری تاریخ هم سختگيرانه است و مو از ماست میکشد. صبر کنید هنوز.
د. م.
Anonymous | سه شنبه، ۱۶ شهریور ۱۳۸۹، ۰۲:۵۱
دوباره ميسازمت وطن اگرچه با خشت جان خويش مرگ بر دوروغگو
حميد | سه شنبه، ۸ دی ۱۳۸۸، ۱۴:۴۴
با گشت و گذاری در میان سایتهایی که به تحلیل انتخابات ریاستجمهوری دهم و نتایج آن میپردازند، برایم معلوم شد چرا بسیاری از آن سايتها را مرتب فيلتر ميکنند. چون دروغهاي شاخدار و احمقانهاي که رئيسجمهور و مزدورانش ميگويند را، به بهترين شکل ممکن، برملا ميکنند. و البته باز هم معلوم شد چرا بعد از مدتي فيلتر کردن، دوباره آن سايتها را باز ميکنند. چون خود مزدوران دولتی هم علاقه دارند ببينند چه دروغ تازهاي گفتهاند. زيرا تعداد دروغهايشان آنقدر سرسامآور شده که حساب از دست خودشان هم در رفته!! اما این نابخردان باید بدانند که سانسور و خفقان و حکومت رعب و وحشت، همواره محکوم به شکست است. و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون
علی | یکشنبه، ۱۴ تیر ۱۳۸۸، ۲۳:۳۲
پیروز واقعی آن است که قلوب مردم را فتح کرده، نه او که با تقلب و نیرنگ و جفا و ظلم، کاخ ریاستجمهوری را فتح کرد.
آنانكه به حق قافيه را باخته اند
بر پرچم سبز موسوي تاخته اند
ترسند كه سبزي صداقت امروز
بر باد دهد هرچه ريا ساخته اند
علی | یکشنبه، ۱۴ تیر ۱۳۸۸، ۲۳:۲۴
همانطور که پيشبيني کرده بودم، احمدينژاد توسط دستهاي نامرئي و متقلب و خائن دوباره انتخاب شد و چهار سال ديگر هم بر گُردهي فرهنگ و اقتصاد و سياست اين مملکت سوار خواهد بود. اما
اين انتخابات نبود؛ انتصاباتي بود که حکم نصب احمدينژاد به رياستجمهوري را سپاه و بسيج و طلاب بيمنطق و منافق صادر کردند. شرم بر آنها که چنين آزادانه به آراء ملت خيانت کردند و
اعتماد ملت به خودشان را با تقلب و اِعمال نفوذ در انتخابات، پاسخ دادند. من به عنوان يک طلبه، از خودم خجالت ميکشم که بگويم عضوي از خانوادهي حوزهي علميه هستم. همان حوزهي
علميهاي که برخي از بزرگانش، با چشم فرو بستن بر اينهمه دروغ و نيرنگ و ريا و تزوير و عوامفريبي و ارزشستيزي و هتاکي و تهمت و افترا که در دولتمردان چهارسال اخير و مشخصاً در
شخص رئيس آن دولت (احمدينژاد) و عليالخصوص در جريان تبليغات انتخابات اخير ديدند، باز هم به اقتضاي حفظ منافع شوم خود، مصلحت را در آن ديدند که منافقانه و مزورانه، تملقگوي
احمدينژاد شوند و حتي پا را از آن هم فراتر گذارده، وقيحانه او را منجي کشور و ملت معرفي نمايند. اينهايي که ميگويم بهخاطر عصبانيت از انتخاب شدن مجدد احمدينژاد نيست. چون از
خدا خواسته بودم که ماهيت واقعي احمدينژاد را براي مردم برملا کند و اکنون ميبينم که در دورهي دوم بهاصطلاح رياستجمهوريش بيش از پيش در نزد ملت رسوا خواهد شد. اما آنچه من و
امثال مرا به حيرت و نگراني کشانده، آن است که ميبينم دروغ و عوامفريبي و هتاکي به بزرگان، که گفتمان رايج احمدينژاد است، به يک ارزش تبديل شده و هر تازه به دوران رسيدهاي سعي
ميکند از اين طريق، خود را به اوج نردبان قدرت بکشاند. از آن شخصي که عقدهي حقارتش وادارش کرده تا با بيشرمي و در برابر ديدگان هفتاد ميليون ايراني، با شعار عدالتخواهي، خود را
همانند علي عليهالسلام بپندارد و بزرگان زجرکشيده و شکنجه ديدهي نظام را طلحه و زبير بخواند، انتظاري بيش از اين نيست؛ اما از آن بهاصطلاح علمايي که بر فراز منبر، از اخلاق و تقوي
ميگويند و چون فرود ميآيند، به يکباره هرآنچه گفتهاند را فراموش ميکنند و او را فرشتهي نجات ملت ميخوانند، چنين انتظاري نميرود. دين به دنيا فروشي تا کِي؟ واي بر من اگر بخواهم به
اين بلعم باعوراها و کعبالاحبارهاي زمانه تأسي کنم و همچون آنان شوم. وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ ما رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحيم
علی | یکشنبه، ۱۴ تیر ۱۳۸۸، ۲۳:۱۹
به الفباي شخصيت احمدي نژاد توجه کنيد:
ا= استبداد رأي و تکروي
ح= حمايت از عناصر بيدين همچون مشايي و کلهر
م= مخالفت با نظرات علماء و مراجع
د= دشمنتراشي و ايجاد تنش در سياست خارجي
ي= يکدندگي و لجاجت
ن= ناتواني در حل مشکلات اقتصادي و فرهنگي
ژ= ژست ارزشمداري، در عين ارزشگريزي
ا= انعطاف ناپذيري در مقابل قانون و مجلس
د= دروغگويي و رياکاري
علی | یکشنبه، ۱۴ تیر ۱۳۸۸، ۲۳:۰۵
اینها البته ظرايفی است که اهل دانش بهتر میفهمند؛
متاسفانه کو اهل فن؟ آنها که نباید فهمیدند با چه ملتی طرف هستند
منطق آدمها ديگر مثل 1000 سال پيش نيستيد آقا
گفتی آدمها! کدوم آدمها؟
حامد عزیز فقط نگاهی بهت میکنم تا شاید بفهمی معنیاش را!
Anonymous | شنبه، ۱۳ تیر ۱۳۸۸، ۱۱:۲۸
اصلا دوست ندارم قاطی این بحث بی منطق بشم که همه ی استدلالاش شهودیه!
ولی من که فومنیم میدونم فومن حد اقل 50000-60000 نفر جمعیت داره...
جالبه که دوستمون میگه 3000 !!!!!!!!
رضا | چهارشنبه، ۱۰ تیر ۱۳۸۸، ۲۲:۰۶
واقعا وقتي رييس جمهوري 63 درصد راي مياره چه نيازي به پليس ضد شورس دارد. روزي مي رسد كه ميبينيم شما هم مات و مبهوتيد آقاي مردم.
رايان | دوشنبه، ۱ تیر ۱۳۸۸، ۱۰:۱۰
بعضي ها تشنه قدرت هستند اما احمدي نژاد تشنه خدمت / مردم تشخيص دادند كي بايد ريس جمهورباشد
Anonymous | شنبه، ۳۰ خرداد ۱۳۸۸، ۱۴:۴۱
به اين دوست روستايي مون بگم كه مي دونه مثلا شهرستان فومن چند نفر جمعيت دارد؟ 3000 نفر.چند نفرشان واجد شرايطند؟
يك حساب رياضي ساده نشان مي دهد كه حدااكثر راي روستاها چقدر مي توانسته به احمدي نژاد باشد؟ مي دانيد پاسداران قبل از شمارش آرا برق رفته.مي دانيد ساعت 10 تمام كردن انتخابات يعني چه؟ اگر شما در روستا ديديد كه همه به احمدي نژاد راي دادند ما هم در شهرها ديديم رنگ سبز را.روز راي گيري هم ديديم آدمهايي كه آمدند و نوشتند موسوي.به قول ايتاليا در تمام جهان وقتي مشاركت بالا مي رود يعني ملت تمايل به تغيير دارد. نگوييد كساني كه بعد از سي سال آمدند راي دادند به احمدي نژاد راي دادند.كه را مي خواهيد گول بزنيد؟منطق آدمها ديگر مثل 1000 سال پيش نيستيد آقا
رايان | شنبه، ۳۰ خرداد ۱۳۸۸، ۰۹:۱۳
من فکر میکنم اگه آقای محمود احمدی نزاد باور دارن که 24میلیون رأی آوردن بذارن ما دوباره رأی بدیم تاهم به خودما که به ایشون رأی دادیم ثابت بشه که انتخابمون درست بوده واشتباه نکردیم هم به طرف مقابل اگه این اتفاق صورت نگیره خیلی ها از خودی و غیرخودی دجار تردید میشن
Anonymous | پنجشنبه، ۲۸ خرداد ۱۳۸۸، ۲۰:۲۳
دوستان و برادران وخواهران ايراني (از تمام مسلمانان و ديگر اديان و اعتقادي و كليه اقليتهاي قومي و مذهبي ) اواخر خرداد ماه و شور و شوق انتخابات سال 1388 را همه با هم ديديم و پيامدهاي تغلب آ شكار يك طيف خاص را كه نماينده اش بازي فوتبال ( به قول خودش ) باخته را با پشت گرمي رييس فدراسيون پيروزي پر شكوه تفسير كرده و تيم بر ند ه را به سكوت و طرفداران را به گلوله و باتو م بسته است . نمي دانم آ خر اين رسوايي ملي براي ملت معظم ايران چه مي شود . دردناكترين مسئله كشته شدن نخبگان جوان اين ملت كه دانشجويان بي گناه و روشنفكر اين مملكت است . ايشان اين ديكتاتور كوتوله به درستي نام خود را در ليست سيا ه تاريخ ايران بزرگ ثبت كردند مگر ما غير از راي واقعي خودمان چه مي خواهيم ... مگر به جز حل مسا ئل مملكت كه باعث و باني بيشتر آ نها خود ايشان هستند چه مي خواهيم .... خلاصه با هر ايدئولوزي بايد بايد با جهان متمدن روابط داشت قرن بيست ويكم است . و انزوا معني ندارد . به اميد روز هاي بهتر و عزت ايران. يك ايراني مسيحي وطنپرست .
پيتر.اسپيريان.جلفايي | چهارشنبه، ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ۰۱:۴۰
ازاینکه معلوم شد چه کسی دروغ می گوید خیلی خوشحالم من یک روستایی هستم و مدت بیست و هشت سال است که در ستاد اجرایی انواع انتخابات ها به نوعی مسئولیت داشته ام اما می توانم به جرات بگوییم که تا کنون شاهد تخلف نبوده ام و در همین انتخابات اخیر هم که در روستای ما برگزار شد در حدود هشتصد رای داشت که هفت صد وپنجاه آن مربوط به آقای احمدی نژاد بوداین در حالی است و اینطور که من تحقیق کرده ام بیشتر روستاهای ما چنین بوده است جالب است بدانید در روستای ما یک نفر به آقای کروبی رای داده بود که آن هم نمایند اش بود اما شنیدم که جنای موسوی فرموده در نامه اش به شورای نگهبان که نظر سنجی محرمانه اش نشان داده خودش چهل و دو درصد و طرفش سی و نه درصد آراء در روستاها خواهند داشت واقعاخنده داراست و این مرا به یاد روزی می اندازد که از روستا به شهر آمده بودم و به ستاد آنها مراجعه کردم گفتند ما روی روستا خیلی نمی توانیم مانور بدهیم چون آنه به احمدی نژاد رای خواهند دادشاید نظر مرا منتشر هم نکنید اما مهم نیست من به هر طریقی که باشد آن را به گوش ملت می رسانم قضاوت باآیندگان است ولی انسان به خودش که نمی تواند دروغ بگوید این را به جناب موسوی برسانید
حامد | دوشنبه، ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، ۰۶:۳۹
من برای خودم وهمه ایرانی ها متاسفم.چون بازیچه شدیم ودیروز نقش مترسکو داشتیم.چون رایمون شمرده نشد
آزاده | شنبه، ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، ۰۸:۲۹
به نظر من هزينهءكنترل اقاي موسوي بعد از انتخابات با توجه به پيشي گرفتن از بقيه كانديدا ها براي مخالفين ايشان بسيار كمتر است از اينكه بخواهند با ايجاد شرايط خواص مانع از حضور ايشان بر كرسي رياست جمهوري باشند زيرا كنترل 30 ميليون مخالف هزينهءبسيار بالا تري خواهد داشت در صورتي كه چنانچه آقاي موسوي كرسي رياست جمهوري را بدست بياورد ميتوان وي را ملزم به اتخاذ تصميماتي كرد كه مخالفتهاي كمتري از سوي جامعه داشته باشد لذا هزينهء كمتري صرف مخالفت با 30 ميليون نفر ميشود
هومن | چهارشنبه، ۲۰ خرداد ۱۳۸۸، ۱۱:۱۱
با آرزوی پیروزی چیز بر بی همه چیز
شیا | سه شنبه، ۱۹ خرداد ۱۳۸۸، ۱۵:۴۰
هرجند كه دوست ندارم احمدي نژاد دوباره رييس جمهور شود اما وقتي به اطرافيان موسوي نگاه مي كنم و مي بينم كه در كارنامه خود چه قدر پول نفت اي ملت را بالا كشيدند نظرم از رياست جمهوري موسوي برمي گردد
-------------------------------
دوست عزیز،
مطمئن باش اگر اطرافيان موسوی پول نفتی دزدیده بودند (!)، حتما آقای احمدینژاد افشا میکرد. بدون شک.
د.م.
محمد | یکشنبه، ۱۷ خرداد ۱۳۸۸، ۰۹:۳۹
درود بر موسوی درود برموسوی به امید پیروزی اخلاق بر درغ وریا
افشین | یکشنبه، ۱۷ خرداد ۱۳۸۸، ۰۷:۴۱
خانم جعفری، آیا اوباما قرارست صاف صاف در چشمان میلیونها نفر نگاه کند و دروغ پشت سر هم ردیف کند و هوچی گری و کولی بازی دربیاورد؟ آیا اصلا چنین رفتاری امکان دارد در کشورهای دموکراتیک و با فضای رسانه ای باز رخ دهد؟ مردمی هم که رئیس جمهور هوچی و لات بخوان، حتما خودشون هم از این دسته هستند (که البته متاسفانه در جامعه میبینیم که کم نیستند). بوش هم با اونهمه لاتیش آیا جلوی دوربین اینطوری حرف میزد؟ چه برسه به اوباما که تبدیل به مظهر عقلانیت و ادب در بین آمریکاییان شده. حتی اگر به زعم شما مردم رئیس جمهور هوچی بخوان که دلیل نمیشه کاندیداها روش لات بازی و هوچی گری در پیش بگیرند، این مثل این میمونه که برای یکسری پسربچه شر که عاشق کتک کاری هستند، ناظم یا مدیر مدرسه ای بیاریم که خودش هم صبح تا شب در خیابان و کوچه بازار با این و اون کتک کاری میکنه، فکر میکنید عاقبت اون پسربچه ها چی میشه؟ آیا رئیس جمهورمون جلوی اوباما مثل بچه مدرسه ایها چرت و چرت بگه، دروغ سرهم کنه و خنده کریه ناشی از خودبامزه بینی سر بده زیباتره یا اینکه کمی موقع حرف زدن دست و پاش رو گم کنه و سرش رو پایین بندازه؟ آیا نشنیدید که بسیاری از سیاستمداران و رهبران بزرگ سخنرانان خوبی نبوده اند؟
جام طلا | شنبه، ۱۶ خرداد ۱۳۸۸، ۱۵:۵۰
آقای احمدی نژادکه آبروی سیاستمداران رابردباآن نیشخندهای بی ریختش که کلی جای حرف داردفقط دوست دارم یک توصیه اخلاقی به اوبکنم و آن اینکه رای را گدایی نکند
بقول خودش خدمتگزار ملت است
پس می تواند اینهمه مدرک برای اثبات خوبی خودش وبدی دیگران جمع نکند وفقط به کرده های افتخارآمیز خودش که همه شاهد هستند بسنده کند وبا لجن مال کردن دیگران ادعای پیغمبری نکند مردم خودشان می توانند قضاوت کنندمن حتمابه آقای موسوی رای میدهم تا به دروغگویان درس خوبی بدهم هرچند میدانم که فقط یک رئیس جمهور تصمیم گیرنده نیست وتاوقتی مردم نخواهند کشور خودرا بسازند هیچ رئیس جمهوری نمی تواند به تنهایی سازنده باشد باید تک تک مادر سازندگی کشور نقش داشته باشیم ولی در این بین
می توانیم حداقلهایی را هم برای خودمان قائل شویم مثلا
اینکه به دیگران درشناسایی چهره ای بهتر از ایران وایرانی کمک کنیم زمانی که ایران ابرقدرت جهان بود چه چیزی ایران را ابرقدرت کرده بود فقط فکر خوب واندیشمندان خوب وقابل وانسانهایی سخت کوش پس ماهم میتوانیم گامهایی رادرادامه راه نیاکانمان برداریم زنده بادایران سبز زنده باد میرحسین موسوی فراموش نکیم یک یاحسین تامیرحسین
Anonymous | شنبه، ۱۶ خرداد ۱۳۸۸، ۱۳:۱۳
با سلام
اول از دوستم داریوش به خاطر مطلب زیبایش تشکر میکنم.
کسانی که به تته پته افتادن میر حسین اعتراض میکنند بدانند کهوقتی کسی میبیند وضعیت کشور روبه نابودی وانحطاط میرود واینچنین پاسدار حفظ کشور ازتعدی نادانان بودزیرپا گذاشته میشودومسوولان نابودی کشور هم با تمام وقاحت نه تنها اشتباهات خودشان را انکار میکنند و نه تنها با دروغگویی و عوامفریبی مانع از آگاهی ملت از گندهایشان میشوندوحتی حاضرند به خاطر منافع خودشان به تخریب و تخطئه دیگران بپردازندو.....
اگر هر کسی جای موسوی بود نه تنها میترسید که گول این ظاهرنماییهاومظلوم نماییهارا بخورند و همچنین دستپاچه میشد که چطمر در این وقت کم به مردم بفهماند که چطور امپراطور دروغ کشور را به سمت نابودی کشانده است. شاید اگر من جای موسوی بودم نه تنها که بغض میکردموبه تته پته می افتادم حتی گریهام میگرف بهحال خودمِ،کشورم،ملتم...
سجاد | شنبه، ۱۶ خرداد ۱۳۸۸، ۰۹:۴۵
من فکر میکنم موسوی در دام احمدی نژاد نیافتاد و همین احمدی نژاد را عصبانی تر کرد. بی شک موسوی پیروز این مناظره بود و در آخرین قسمت مناظره با قاطعیت با او سخن گفت. من به متانت موسوی افتخار میکنم و معتقدم سکان اداره مملکت را با طیب خاطر میتوان به دست او داد.
البته اگر احمدی نژاد بار دیگر رییس جمهور شود. برای مردمی که رییس جمهوری دروغگو، هتاک و خودرای را انتخاب کرده اند متاسف خواهم شد. او بلایی بر سر ایران و مردمش خواهد آورد که همگان آرزو کنند کاش مانند دوره اولش حکومت میکرد.
رضا صارمی | شنبه، ۱۶ خرداد ۱۳۸۸، ۰۷:۴۷
چند پست آخر شما رو مطالعه كردم. شما آدم فهيمي هستين .وطن به چونان شماياني نيازمند است آقا
پارادكس | شنبه، ۱۶ خرداد ۱۳۸۸، ۰۰:۰۱
واقعا نمی دونم چطوری طرفدارهای آقای احمدی نژاد اسم اون حرفهای رئیس جمهور محبوبشون رو میذارن پیروزی
چون تا اونجایی که من دیدم تنها دفاع آقای احمدی نژاد از انتقادات (واقعی) آقای موسوی مثل همیشه مشتی دروغ و بی ادبی و همینطور من نبودم دستم بود و زمین آسمان رو وسط کشیدن بودن
من فقط یه سئوال از آقای احمدی نژاد دارم : چرا تا الان یادشون نبود که در دستگاه حکومتی مفسد وجود داره؟؟؟
و یه سئوال هم از طرفداراشون : از کی تا حالا دروغ گفتن و پای این و اون رو به جای جواب دادن به اینکه با پول نفت بشکه ای 150 دلار چه کردین شده پیروزی؟؟؟؟؟
niloofar | جمعه، ۱۵ خرداد ۱۳۸۸، ۲۱:۱۶
همین افشاگریها را دوست آقای احمدی نژاد یعنی پالیزدار نیز انجام داد و اکنون در زندان به سر می برد ؟ سوال این است ؟ 1. اگر پالیزدار گناهکار است پس احمدی نژا نیز به حکم عدالتی که مدعی هستند نیز راهی زندان شود
دوم : پرا در این مدت هیچ اقدامی برای رهایی پالیزدار انجام نداده بود تا ثابت کند که حامی حقوق مردم است ؟ و دیگر اینکه آیا این مدعی و منجی عدالت چرا در غیاب متهمین و در حضور بیش از پنجاه میلیون اتهامات ثابت نشده را ابراز می کند بدون اینکه در همان مکان شرایط دفاع برای متهمین فراهم باشد خوب جمهوری اسلامی است و ...اگر خانواده رئیس مصلحت نظام ما دزد است ؟ پس وای به حال این ملت که قدرت و مصلحت کشورش در دست دزدان است !!
اسماعیل | جمعه، ۱۵ خرداد ۱۳۸۸، ۱۴:۵۸
در مورد آقای چیز
http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=50655
Anonymous | جمعه، ۱۵ خرداد ۱۳۸۸، ۱۴:۳۰
راستش من هنوز نمیدونم به چه کسی رای بدهم ولی این را خوب میدانم که به احمدی نزاد رای نخواهم داد
سید | جمعه، ۱۵ خرداد ۱۳۸۸، ۱۳:۱۴
آفرین بر استنباط درست شما.
در جامعه شناسی زمینی در همین مورد چیز هایی نوشته ام
صدیق سروستانی | جمعه، ۱۵ خرداد ۱۳۸۸، ۱۱:۴۶
بسیار خوش وقت شدم از اینکه یک فرد شریف در جمهوری اسلامی! پیدا شده تا بخواد دوباره فرهنگ /ادب و اخلاق رو به سردمداران حکومتیمون یادآوری کنه..به عنوان یک ایرانی با افتخار به میرحسین موسوی رای میدم و خوشحالم که در انتخابم ذره ای تردید ندارم
گرچه شب تاریک است
دل قوی دار سحر نزدیک است..
معصومه | جمعه، ۱۵ خرداد ۱۳۸۸، ۰۹:۵۶
چند سوال از محمود احمدی نژاد
1. اگر برای آرای مردم و شعورشان احترام قائل اید چرا به آرای سال های 68، 72، 74، 76 انها احترام نمی گذارید فقط زمانی که مردم شما را انتخاب کنند شعور و رایشان قابل احترام است؟
2.شما توسط چه کسی به استانداری برگزیده شدید؟ جز این است که اقای رفسنجانی شما را به استانداری برگزید و با این حساب شما هم جزیی از بدنه اشرافیت به حساب می آایید چرا ان سال ها اعتراضی نکردید نکند سهم مورد مطالبتان دریافت نشده که امروز به اعتراض امده اید وگرنه شواهد نشان می دهد قبل ترها مجیز رفسنجانی را می گفته اید؟
3. چه قدر به امام و انقلاب معتقدبد، جز این است که سال هایی که شما از انها به بدی یاد کردید امام زنده بودند ایا شما به شعور و رای و نظر بنیان گذار انقلاب احترام می گذارید؟ حتما می دانید تمام کسانی که شما سعی در تخریب شان داشتید نور چشمی های امام بودند؟
4.می دانید میر حسین نخست وزیر که بوده؟ اقای خامنه ای رهبر معظم انقلاب اگر میر حسین بد بوده باشد، حداقل نتیجه ای که می شود گرفت این است: که رهبر انقلاب و امام خمینی چشمشان را بر بدی ها بسته اند ایا چنین تصوری را نسبت به امام و رهبری روا می دانید؟
5. چقدر به اسلام معتقدید؟ می دانید دین اسلام راجع به دروغگویی ، تهمت ، و از همه مهم تر غیبت چه نظری دارد ؟ و انشا الله معنای غیبت را هم می دانید؟
6.اگر مدرک برایتان مهم نیست چرا به لفظ دکتر کنار نام اقای خاتمی ایراد دارید؟ و اگر برایتان مهم است اقای کردان با مدرک دروغین وجعلی دکترا در حالی که فوق دیپلمی بیش نداشت در کابینه وزرای شما چه می کرد؟
7.رییس جمهور باید حافظ جان مال آبرو و ناموس مردم باشد ؟ ایا به نظر خودتان شما حافظ آبرو و ناموس بوده اید؟
8.اگر شما با اشرافیت و ثروت های باد آورده مخالفید؟ وزیری با ثروت چند صد میلیارد تومانی در کابینه اتان چه می کند آیا از او پرسیده اید ثروتش را از کجا آورده؟ چرا مبارزه با فساد اقتصادی را از دور و بری های خودتان شروع نمی کنید ؟
9.اقای احمدی نژاد می شود از شما پرسید سال 76 در انتخابات ریاست جمهوری به چه کسی رای دادید؟ خاتمی یا ناطق نوری؟
10.برای بالا رفتن از پله های قدرت به جز دوستان قدیمتان، یارانی که پر و بال قدرت گیری به شما دادند دیگر چه چیزهایی را حاضرید زیر پا بگذارید؟ مردم تان را؟
11. شما در یک 45 دقیقه نشان دادید به راحتی می توانید به امام و شعورو تصمیم گیریش در دهه ی 60 توهین کنید، ایثارها و تصمیم های مردمتان را در دوران سخت جنگ و دفاع مقدس و بقیه دوران ها زیر سوال ببرید و همه را متهم کنید به جز خودتان را. راستی از این 30 سال جز دوران درخشان 4 ساله شما بقیه سالها مهم بوده اند اصلا؟
این سوال ها را از خود و اطرافیانمان بپرسیم با اس ام اس برای دوستانمان تکرارش کنیم باور کنیم اینده و سرنوشتمان بیشتر از این ها ارزش دارد. بگذاریم کمی حس تفکر و تعقل در خودمان و اطرافیانمان بیدار شود نگذاریم سطحی نگری و دروغگویی و مردم فریبی جزیی از زندگیمان شود به پاسخ هایش فکر کنیم با کمی منطق و تعقل می شود بهتر زیست، نگذاریم بی فکری و مردم فریبی سرنوشتمان باشد!!!!
sahar | جمعه، ۱۵ خرداد ۱۳۸۸، ۰۹:۲۷
يك يا حسين تا مير حسين
ندا | جمعه، ۱۵ خرداد ۱۳۸۸، ۰۹:۱۸
چقدر خوشحالم که بزرگترین نقطه ضعف (!!!) اقای موسوی فقط یک تکه کلام است..
سارا | جمعه، ۱۵ خرداد ۱۳۸۸، ۰۸:۵۵
خانم جعفری، نمی دونم برای شما پیش اومده یا نه. برای من پیش اومده که در دانشگاه در محضر استادم بودن. با یکی دیگر از شارگرد ها که بسیار پر رو بوده و از زدن هیچ حرفی ابایی نداشته. وقتی اون آدم در محضر استادم، شروع به فحاشی کرده، من واقعاً شرمنده شده و دقیقاً به تت پت افتادم. مساله آقای موسوی در مناظره هم همین بوده، شخص بی ادبی در مقابل 70 میلیون آدم، داره حرف هایی می زنه که آدم ازش شرم داره. به نظر شما نباید به تت پت می افتاد؟ اگه نمی افتاد چه فرقی با احمدی نژاد داشت؟
آیا به نظر شما مردم به رییس جمهور قاطع نیاز دارند که تمام منابع ملی رو به هدر بده؟ و با آمارهای دروغ، مردم رو خر کنه؟ من فکر نمی کنم نظر بقیه مردم این باشه.
بابک | جمعه، ۱۵ خرداد ۱۳۸۸، ۰۷:۵۰
سلام ... ممنون از شما . آقای احمدی نژاد مثلا افشاگری کردند ؟ این موضوع کهنه شده اکثریت هم خبر داشتن ایشون واقعا فقط یاد و خاطره اینها رو زنده کردن . در ضمن شجاعت ایشون چرا درست در انتخابات نمایان شد ؟ چرا تا دیروز لب باز نکردن ؟ چرا برای رای مردم افشاگری میکنن نه برای صداقت با مردم ؟ نه برای جلوگیری از دزدی ؟ چرا احمدی نژاد از دولت خودش نگفت ؟ چرا زمزه ای که این روزها از پسر علی آبادی به گوش میرسه رو افشا نکرد ؟ شجاعت اینه ؟ شجاعت واقعی پذیرفتن عیب ها و اشتباهات خودش بود که ندیدیم ... ایشون همه کاراشون درسته و بی عیب و نقص ولی همه مشکل دارن . یادش بخیر تو مدرسه میگفتن تنها پیامبران معصوم و عاری از هر گناه هستن . ولی یه مدعی تازه پیدا شده ... خدا بخیر کنه .
میر حسین موسوی اگر نه برای خودت و اهدافت رای بدهم برای نبودن این دولت و این تند رویی ها و خودپسندی هم که شده به شما رای میدم .
به امید روزگارانی سبز و اکسیژن فراوان .
فریبا | جمعه، ۱۵ خرداد ۱۳۸۸، ۰۱:۲۵
فراواني دليل بر صحت نيست !
u | جمعه، ۱۵ خرداد ۱۳۸۸، ۰۰:۳۰
شما البته خیلی خیلی احساسی نوشته اید، و اصلا به نکات منفی موسوی در این مناظره اشاره نکردید (یا از سر تعصب فکری روی ایشان ندیده اید)
من هم آقای موسوی را در فرد فوق العاده شکیبایی یافتم، ولی از آن طرف توجه هم کردم که ایشان پنج جمله ی کامل و بدون اشتباه گرامری (همین "چیز"ها و "به اصطلاح" ها) را نمی توانست پشت سر هم بیان کند. ایشان قطعا فرد فروتنی است، ولی نهایت امر، ایشان یک خاتمی دیگر است (فردی که در "كسوت سياسي ادعاي رسالت روشنفكري" دارد)و این به نظر من، بد که هیچ، خطرناک است. همان که دکتر سروش گفت و من هم به خوبی در میابم که موسوی با افکار گذشته وداع نکرده و ریشه ها، همان ریشه هاست.
رضا | پنجشنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۸۸، ۲۳:۵۵
ساعت 2:57صبح جمعه است اکنون که می نویسم. خواب به چشمانمان حرام شد داریوش عزیز زین پس، ازین همه پستی و وقاحت که پریشب پرکرد هوای همه خانه هامان را...
بیدار بمانیم و منتظر برای آن خواب سبز...
خوابی که خستگی مان را به در خواهد کرد...
میم | پنجشنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۸۸، ۲۳:۲۷
خیلی دیدنی بود اون لحظه ای که سید با اشاره به او گفت : من آمده ام تا همین وضعیت(بی اخلاقی) را تغییر دهم
براستی که عزت از آن خداست و به هر که بخواهد میدهد و سید ما امشب عزیز بود...
حسین | پنجشنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۸۸، ۲۲:۴۳
مناظره موسوی واحمدی نژاد
June 4th, 2009 by zakarian.sam
۱-متاع سفانه آقای موسوی مناظره دیشب رو-به جز ۹ دقیقه پایانی- به آقای احمدی نژاد باخت. من تصور میکردم که آقای موسوی با خونسردی و بدون توجه به حرفهای آقای احمدی نژاد بیلان کاری ایشون رو برای مردمی که تنها راه دستیابیشون به اطلاعات صدا و سیمای میلی است ارائه میکنه اما ایشون اگر چه در ابتدا هم اشاره کردند که میخوای این کارو کنن ولی در عمل موفق نشدند.علتش این بود که آقای موسوی فراموش کردن که مخاطبان ایشون مردمی هستند که نه از کلمبیا چیزی میدونند نه از دوربان و نه حتی از محصولی و کردان! موسوی بایستی با صرف وقت اینهارو با جزئیات کافی توضیح میداد یا اصلان اشاره نمیکرد.
۲-آقای موسوی بایستی از اشتباه احمدی نژاد که خاتمی رو به ایشون گره زد نهایت استفاده رو میکرد و از حمایت خاتمی ابراز خرسندی میکرد. به نظر من حتی بایستی قاطعانه میگفت که دولت آقای هاشمی رو هم از دولت احمدی موفق تر و قانون مدارتر میدونه. آقای موسوی بایستی با جملات کوتاه اما قاطع اشاره میکرد که شناخت ایشون از امام بسیار بیشتر از اوست و حرف زدن از امام در نزد اون مثل درس پس دادن شاگرد به معلم است. بایستی میگفتن که تمام شخصیتهایی که نام برده شد از منصوبین رهبری هستند و از ایشون صراحتن میخواست بگن آیا با این انتصابات رهبری مخالف هستند یا خیر.
۳-بایستی از احمدی نژاد صریحا میخواستن تأ اتهامات وارده رو در مقابل پنجاه میلیون ایرانی تکرار کنن چون ایشون میخواد در صورت پیروزی اولین کاری که میکنه به محاکمه کشوندن احمدی نژاد باشه، به خاطر تهمتهای بدون پشتوانه، به خاطر دروغ گوئی، به خاطر پروندههای مالی که ایشون در شهرداری اردبیل و تهران داره، به خاطر سر نوشت ۳۰۰ میلیارد دلار پول نفت که به خزانه وارد نشده و چندین مورد دیگه که اطرافیان ایشون از من بهتر میدونن.این فرصت طلای از دست رفت و همراه آن چندین میلیون رائ. امیدوارم اگر مناظره دیگری در کار است جبران کنند و اگر نیست امیدوارم شیخ مهدی کروبی این یاوه گوی بی تربیت رو در مقابل چشم مردم خوار کنه.
سهراب سام | پنجشنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۸۸، ۲۱:۵۰
اولين جمله موسوي امشب در دفاع از ديشب كه به يك مناقشه تعبير شد اين بود ادب مرد به زدولت اوست!!!كاش كتاب اخلاق ناصري را آقاي احمدي نژاد به جاي اون همه برگ اتهام با خودشون آورده بودن تا هرز گا هي يادشون مي آمد در سياست هم بايد ادب داشت
ق.م | پنجشنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۸۸، ۲۰:۴۶
جناب موسوي حتي در برخورد با احمدي نژاد صدايش مي لرزيد، چگونه مي خواهد با دولت هاي ديگر مقابله كند ؟ البته از سخنان جناب موسوي كاملاً معلوم بود كه اطلاعات دقيقي از وضع كنوني ايراد در داخل و خارج ندارد و حتي اصلاً قصد بهبود روابط خارجي را هم ندارند !
از ... | پنجشنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۸۸، ۱۹:۳۲
خانم جعفری! در برابر آدمی به بی منطقی احمدی نژاد، خود خدا هم کم میاره! مطمئن هستید که اوباما مثل احمدی قراره رو اعصاب میرحسین و یه مملکت رژه بره که ایشون کلمه کم بیارن؟
مهتاب | پنجشنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۸۸، ۱۷:۴۱
ای بابا!باز یه عده مرید هستن که سوتی های الف نون به چشمشون جسارت و شجاعته...خدا بهمون رحم کنه
118 | پنجشنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۸۸، ۱۶:۵۲
از رفتار احمدی نژاد عمیقا متاسف شدم.
ولی حداقل یک خیر داشت این مناظره و آن تقدس زدایی از نظام مقدس و ارکانش بود.
محمدعلی | پنجشنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۸۸، ۱۶:۲۴
من هم کمی شک کرده بودم که دیشب کاملا مطمئن شدم
پگاه | پنجشنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۸۸، ۱۵:۳۷
الان دیگه بحث تفاوت دیدگاه نیست... من در ارتباطم با کسانی که به احمدی نژاد رای خواهند داد تجدیدنظر میکنم رای به او رای به دروغ، کینه، ریا و تزویر، بی ناموسی و بیشرفی ست...
سمیرا | پنجشنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۸۸، ۱۵:۱۴
یک کمی احساساتی شده اید به نظر من. البته درست هم هست. اصلاً مناظره باید که مردم را احساساتی کند. ولی باید یک کمی هم به عقل مراجعه کرد. من هم مثل شما قبلم بهم می گوید باید به موسوی رای داد. اما مغزم چیز دیگری می گوید. و این یک دوراهی دردناکی است.
میم | پنجشنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۸۸، ۱۳:۱۲
با نوشتهي شماموافقم كه به نظر مياد كه بالاخره در جمهروي اسلامي اخلاق هم جايي در سياست هر چند فقط در قالب يك نامزد رياست جمهوري داره ولي اين حقيقت كه طرف ديگر مناظره با همهي بي ادبي و بياخلاقي سكاندار فعلي كشور است گواهي است بر راهي طولاني كه ملت و سياست ايران در پيش دارد و زنگ خطرياست براي همهي ايرانيان.
الله لا يتغير بقوم ...
حامد. | پنجشنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۸۸، ۱۲:۵۷
لقمان رو گفتند ادب از که آموختی گفت محمود!!!
Anonymous | پنجشنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۸۸، ۱۲:۰۱
be nazare man hame kandidha behtar az ahmadi hastand,wali sharayeti ke baraye kandid shodan gozashteand zed hoghoghe bashar ast wa reise jomhure wagheie mardom mored taiid shoraye negahban nakhahad bud.
mehdi | پنجشنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۸۸، ۱۲:۰۰
اين كه مناظره احمدي نژاد و موسوي بي نظير ترين در نوع خودش بود شكي نيست .البته از اين حيث كه در تاريخ انقلاب سابقه نداشته كساني كه بر سر يك سفره اند اينگونه بي پرده طرف مقابل را يا بهتر يك طرف ديگر طرف ها رااعم از حاضر و غايب را خودي و غير خودي از زير تيغ اتهام بگذراند و همه ارگانهاي مسول را نا كار آمد و... خطاب كند و تنها خود و تفكرات خود را ناجي و سازنده انقلاب بدانداين چيزي نيست مگر همان لجاجت و ديكتاتور منشي اين كه بعضي كشور هاي عرب و غير عرب بدتر از اعراب احمدي نژاد را دوست دارند شايد به همين دليل است كه تا عاقل فكر كند ديوانه به آب مي زند. و اين چيزيست كه آن ها مي خواهند تا اهدافي را كه نمي توانند خود به آن برسند از طريق ايران با سرمايه و البته تاوان ايران به آن برسند. جايي اگر ديديد از ايران و ايراني تنها سخن به ميان آمد و اگر حد اقل نسبتي بين دفاع از ايراني بود آدرس بدهيد.
ما رييس جمهوربراي ايران تعيين مي كنيم يا براي ديگران من كه نمي دانم يعني اينقدر از ايراني يادشان رفته كه بايد شك كرد ما هم ايراني هستيم.
رهبر انقلاب هم حق دارند درد اختلاف را حس كنند و از عنان گسيخته شده احمدي نژاد ناراحت باشند و ايشان را به تخريب نكردن ديگران و اين كه همه در انقلاب سهم داشته اند نه فقط يك نفر نصيحت نمايند آخر احمدي نژاد كه 4 سال قبل نگفته كه بعد از 4 سال چنين رسوايي به بار خواهد آورد .
واي اگر 4 سال ديگر هم بماند .... مي ترسم ادعاي ديگري داشته باشد مثلا ايجاد هو لو كاست ايراني...
رهبر انقلاب جالب بود كه همه را در كنار هم جمع نموده بود تا حد اقل اختلاف بر داشت شود و احمدي نژاد گو يا از كرده خود بسيار شرمنده شايد ديشب جو گير شده بود يا مي ترسيد ديگر چنين فرصتي برايش فراهم نشود كه دومي صحيح تر به نظر مي آيد.
اين كه بعضي از دوستان بگويند هردو عصبي بودند شايد اگر آقاي موسوي عكس خانم احمدي نژاد را نشانش مي داد و توهينش مي كرد با روش و منش خودش از او پذيرايي مي كرد .
ق.م | پنجشنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۸۸، ۱۱:۵۸
پیروزی در انتخابات برای من تا دیشب همهچبز بود اما امروز میرحسین و پیروزی که او کسب کرد مرا در اوج آرمان هایم قرار داد و خدا را شاکرم که در عمر کوتاهم توانستم شاهد سیاستمداری باشم که فدرت را برای اخلاق می خواهد و نه اخلاق و قدرت را برای همه چیز
علی | پنجشنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۸۸، ۱۱:۲۵
خیلی با نوشته تان همدلم!
میتونم در فیسبوک لینک بدهم؟
سپاس
donya | پنجشنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۸۸، ۱۰:۰۳
سلام
شما چی فکر می کنید؟
شکست خورده اول و آخر این مناظره میرحسین بود!
من تا دیدم اسم هاشمی رو برد متوجه شدم این یه فرقهایی با میرحسین داره!
پسرای هاشمی ....!!!
Javad | پنجشنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۸۸، ۰۹:۵۸
موافقم
ح | پنجشنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۸۸، ۰۹:۴۷
علاقه و ایمان من هم به آقای موسوی بیشتر شد چون فکر میکنم از مهمترین فاکتورهایی که کشور ما بعد ازین4سال بی اخلاقی و(به قول دکتر شریعتی)رواج شارلاتانیسم احتیاج داره همین اخلاقی بودن سیاستمداران وروشنفکران باشه،ولی من دیشب نتونستم آرامش داشته باشم،نتو نستم باآرامش بخوابم،چون از نظر مردم متوسط جامعه ما،که شامل خیل عظیم فرهنگیان کشور هم میشه همین جواب ندادن موسوی به حمله های احمدی نژاد بزگترین ضعفه.
چرا راه دور بریم همین دکتر گوشزد خودمون دلایلش برای عدم انتخاب موسوی همین صحبتهایی بود که دیشب احمدی نژاد بعنوان نقطه ضعفهای آقای موسوی در دوره نخست وزیری( ونه رئیس جمهوریش) میشمرد،بدون در نظر گرفتن شرایط زمانی دوره نخست وزیری ایشون بدون در نظر گرفتن جو سیاست زده 10سال اول انقلاب که ما کودک ونوجوون بودیم ومیدونیم ولی آقای دکتر گوشزد شاید دانشجو بوده ونمیدونه.
بزگترین نعمتی که خداوند به بندگانش عطا میکنه به قول دکتر، نفهمیدن( یا حداقل رنج نکشیدن از) حقارتها بی اخلاقی ها و زرنگیهای حقیره ! که شما این نعمت رو دارین و من عاجزانه از خداوند مسئلت میکنم.
فلورا | پنجشنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۸۸، ۰۸:۵۱
سلام. در میان تمام مطالبی که بعد از مناظرهی دیشب خوانده بودم، شما خیلی خوب نوشته بودید. چه خوب که کسانی چون شما پشتسر موسوی نه، که اخلاق و منش موسوی ایستاده است.
مریم م | پنجشنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۸۸، ۰۸:۱۵
امیدوارم با اون خنده بزرگ روی صورتت توی رخت خواب جا بشی. اگه به فرض محال هم تونستی بری ،دعا می کنم که لااقل خوابت ببره. راستی این (چیز) که الهه امید شما (آقای میر حسین موسوی) می گفتند به فارسی معنی اش چی می شه(آخه من دانش انگلیسم مثل سواد ایشون کمه)
taha | پنجشنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۸۸، ۰۸:۱۰
شاید هیچ دشمنی به ایران و ایرانی به اندازه رجمهور چنین توهین نکرده باشد من فکر میکنم موسوی به فراست دریافته بود که باید به این معجزههزاره سوم فرصت اظهار فضله بدهد همین کافی بود برای اتمام حجت
کاش من هم بتوانم از موسوی اندکی اخلاق بیاموزم
هومن | پنجشنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۸۸، ۰۸:۰۳
من که با دیدن این مناظره بیشتر نگران شدم تا فرخنده!
خدا به دادمان برسد.
Mah | پنجشنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۸۸، ۰۷:۴۸
عالی بود.
بهزاد | پنجشنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۸۸، ۰۷:۳۶
are dige hamine,az beyn bado badtar bayad entekhab kard,hichvaght too iran on asli ke yek rais jomhoor dar vahleye aval bayad dashte bashe ma nadashtim,siyasat,jalbe ke hame karha az ghezavat ta siyasat bar mehvare rohaniyate!
f_gh | پنجشنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۸۸، ۰۶:۵۳
دقیقا پیروزی شعور بر نفهمی و توهین بود. رفتار میرحسین موسوی در برابر احمدینژاد دقیقا رفتار استادی مسلط و متین بود
در برابر شاگردی بیادب، پررو و هتاک.
ولی نگرانم از اینکه مردم ما باز فریب مظلومنماییهای این آدم رو بخورن...
***
لذت بردم از خواندن این نوشته. به امید سربلندی ایران عزیزمان.
سفید | پنجشنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۸۸، ۰۶:۲۹
مه فشاند نور و سگ عو عو کند
هر کسی بر خلقت خود می تند
هر کسی را خدمتی داده قضا
در خور ان گوهرش در ابتلا
bardia | پنجشنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۸۸، ۰۵:۵۰
از دید انتخاباتی زیاد جالب نبود، ولی من هم حالا واقعا آرزو دارم که همچین فردی و با همچین منشی ادارهی این کشور را به دست بگیرد
پت | پنجشنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۸۸، ۰۵:۱۹
من نمیخواستم توی انتخابات شرکت کنم یاد دوران بد نخست وزیری موسوی بودم به گروبی فکر میکردم اما ازینکه او حتی دو کلمه نمیتواند درست حرف بزند و همه اش از خودش تعریف میکند دو دلم کرده بود اما امشب من هم تصمیم گرفتم به موسوی رای بدم. هوچی گری و رذالت احمدی نژاد کاملاً عیان بود. قشنگترین و صادقانه ترین قسمتش برای من جایی بود که موسوی گفت من این روحیه را تغییر میدهم آمده ام که اینکار رابکنم و از مردم میخوام بهم رای بدهند. یعنی آخر صداقت بنظرم.
shirin | پنجشنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۸۸، ۰۵:۰۸
بسیار عالی و منطقی نوشتید. از تحلیلتان لذت بردم.
امید | پنجشنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۸۸، ۰۵:۰۲
:)
با کمال احترام فکر می کنم حق دارم نظرم را بنویسم. به نظر من هر دو عصبی بودند و هر دو عنان از کف داده بودند. ولی هر کدام به شیوه خودشان این عصبانیت را بروز دادند.
احمدینژاد لبخند زد و حرف زد و وسط حرف پرید و موسوی بغض کرده بود و به چیز چیز گفتن افتاده بود و انتهای کلامش را میخورد و نگاه از احمدینژاد(حریف) میدزدید(مثل کسی که میترسد بیش از این آبروی خود و حامیانش در میان مرد برود)
متأسفم ولیکن، مردم رئیس جمهور مؤدب!!! و سکینه نمیخواهند، مردم همانطور که احمدینژاد خوب فهمیده است و از آن بهره میبرد، رئیس جمهور قاطع، و حتی اگر شده در ظاهر، صادق میخواهند.
البته برای طرفداران موسوی بسیار سخت گذشت. سخت است پذیرفتن شکست. من مدافع احمدینژاد نیستم ولیکن، ابداً تصور نمیکنم به تته پته افتادن موسوی نشانهی خوبی از یک سیاستمدار باشد. اگر مقابل اوباما به تته پته بیافتد شما باز هم همین حرفها را خواهید زد؟
سوسن جعفری | پنجشنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۸۸، ۰۴:۴۲