میفرمايد که: «و کأين من آية في السموات والأرض يمرون عليها و هم عنها معرضون»
يعنی:
صد نامه فرستادم، صد راه نشان دادم
يا نامه نمیخوانی يا راه نمیدانی...
و در این «غريبستان» گرفتار افتادهای. گوشات به انذار هیچ مشفقی هم بدهکار نيست. «بر خيالی جنگتان و صلحتان»! جوابتان چیست؟ «و ما سمعنا بهذا في آبائنا الأولين». چه میشود کرد؟ سختگيری و تعصب است و روزگار جنينی...
صد جای نامههای قاضی شهيد را علامت گذاشتهام که بنويسم. مهلتی بايد...
يعنی:
صد نامه فرستادم، صد راه نشان دادم
يا نامه نمیخوانی يا راه نمیدانی...
و در این «غريبستان» گرفتار افتادهای. گوشات به انذار هیچ مشفقی هم بدهکار نيست. «بر خيالی جنگتان و صلحتان»! جوابتان چیست؟ «و ما سمعنا بهذا في آبائنا الأولين». چه میشود کرد؟ سختگيری و تعصب است و روزگار جنينی...
صد جای نامههای قاضی شهيد را علامت گذاشتهام که بنويسم. مهلتی بايد...

نظرها (3)
سلام
بی صبرانه منتظر مهلت و نوشتارتان می مانیم. ..
عابدینی | یکشنبه، ۶ بهمن ۱۳۸۷، ۰۷:۴۹
داشتن این دغدغه ها عین لطف آن نگار نازنین است شکرانه آن در همین حال و هوی سیرکردن است پرداختن به غیر آن تجاهل وتغافل و ناشکریست برای کسی که ظرفش توسط لیلی شکسته شده. با پرداختن به شیوه نثر بی بی سی و غیره و غیره شیرینی رجوع ما به اینجا را تلخ نکن .
Anonymous | یکشنبه، ۶ بهمن ۱۳۸۷، ۰۶:۱۴
اسنت... احسنت... تبارکالله. دعایات کردم.
سوشیانت | شنبه، ۵ بهمن ۱۳۸۷، ۰۸:۱۱