گمان نکنم هيچ انسان منصفی که اندک ذرهای دردِ اخلاق و انسانيت داشته باشد بتواند نسبت به فاجعهای که در غزه اتفاق میافتد – و فاجعهای که سالهاست در فلسطين نهادينه شده است – بیتفاوت باشد و هيچ موضعی نگيرد. حسابِ دو موضع افراطی له يا علیه اسراييل را که کنار بگذاريم، بعضی مواضعِ انساندوستانهی چه بسا اهل اعتزال هم هستند که به سادگی میگويند: «خونريزی بس». اما مسأله واقعاً به این سادگی نيست.
نديدنِ تاريخِ اين درگيریها و ريشههای اين خشونتها، تنها به کار پاک کردنِ حساسيتهای اخلاقی و انسانی میآيد. و به گواهیِ آشکارِ تاريخ، اسراييل، سالهای درازی است که در خشونتورزی زبانزد است. فرق خشونتِ اسراييل و خشونت حماس چیست؟ اولی را يک دولتِ استقرار يافته مرتکب میشود و دومی را یک گروه چريکی مخالفِ آن دولت يا حاکميتِ سياسی. بر چه مبنايی میتوان گفت که خشونتِ دولتی موجه است و خشونتِ غيردولتی ناموجه؟ اتفاقاً خشونتِ سازمانيافته و دولتی، خشونتی بسيار هولناکتر است. خشونت دولتی نه تنها قدرت و تأثيرش بيشتر است، بلکه بعد از ارتکاب دولت يا نظامِ سياسی آلودهدامن به سادگی میتواند تمام نشانهها را پاک کند و همهی اقداماتاش را توجيه کند. چنين کاری برای طرفِ مقابلی که در اقليت واقع است به اين سادگی اتفاق نمیافتد. تاريخ را قدرتمندان میتوانند دستکاری کنند و بازنويسی. تاريخ شايد در ذهن انديشمندان و اهل اخلاق و دردمندانِ بيدار تحريف نشود. اما اين تاریخ جايی نوشته میشود. اسراييل با حملاتِ مکررش و بيانيههایاش دارد تاريخ را از نو مینويسد؛ به سودِ خود و منافعِ قدرتاش.
فکر میکنم مغالطهی پناه گرفتن حماس ميان غيرنظاميان به قدر کافی رسوا شده است. پاسخ اين سؤال را میتوان با نگاهی به نقشهی غزه در گوگل هم يافت. در منطقهای تا آن حد پرازدحام و فشرده که جای سوزن انداختن در آن نيست (در مقايسه با منطقهی سرسبز و مزارعی که دقيقاً ديوار به ديوار همين منطقه در داخل مرز اسراييل واقعاند)، هر نيروی نظامی و چريکی هر جايی که برود و باشد، ناگزير ميانِ مردم خواهد بود. اگر جای اسراييل و حماس عوض میشد، وضع برای آنها هم همين بود. اسراييل اين را به خوبی میداند و هنوز هم از اين مغالطه در بيانيههایاش استفاده میکند.
وضعِ غزه تازه نيست. حملهی اسراييل به غزه در اين يکی دو هفتهی اخير رخ نداده است. اسراييل ماههاست که به غزه به خشونتبارترين وجهی حمله میکند و صدايی از احدی بلند نمیشود. ربودن امنيت، آسايش و رفاه مردم تنها با حملهی نظامی رخ نمیدهد. حملهی نظامی آخرين مرحله است. تيرِ خلاص است. اسراييل مدتهاست که تحت پوششِ مبارزه با حماس و تروريسم، راهِ رسيدن دارو، غذا و کمکهای انسانی را به منطقه مسدود کرده است. درست در زمانی که حماس وارد روند عملِ سياسی و انتخابات میشود، راهِ رسيدن کمکهای اقتصادی به غزه مسدود میشود. اسراييل مدتهاست شاهرگ زندگی اجتماعی، اقتصادی و بشری مردمان غزه – و همچنين سياستمداران و چريکهایاش – را هدف قرار داده بود. سياستمداران جهانی، به درستی میگويند که حماس با ختمِ آتشبس مسببِ آغاز درگيریها بوده است. اما هيچ کس تاريخاش را میپرسد؟ نه میتوان حماس را تطهير کرد و نه بايد گفت که هر که با حماس است، قديس است. اما نکته ساده است: ختمِ آتشبس چيزی بوده است که اسراييل قدم به قدم به سوی آن رفته است و طرفِ مقابل را تحريک کرده است. نمیتوان با کسی صلح کرد، در شرايطی دشوار که ابتداييات زندگی سالم و سادهی انسانی را از او ربوده باشی و مرتب با استمرار وضعيت او را تحريک کند و سپس انتظارِ استمرار صلح داشته باشی.
هماکنون سياستمداران در شورای امنيت سازمان ملل تلاش میکنند به قطعنامهای برای آتشبس فوری برسند. اسراييل از لحظه به لحظهی اين فرصت برای ادامهی خونريزی استفاده خواهد کرد. يکی از چیزهايی که اسراييل تشخيص نمیدهد يا اگر تشخيص میدهد حاضر به اذعان به آن نيست اين است: حماس، فقط يک گروهِ نظامی يا تروريستی نيست. جمعيت غزه هم جمعيتی متکثر با عقايد بسيار متنوع نيست. جمعيت غزه، عضو حماس يا غير عضو حماس، همه دردِ مشترکی دارند. اسراييل راه غذا و دارو، برق و سوختِ همهی آنها را مسدود کرده است؛ اسراييل رفاهِ همگی را بدون هيچ تبعيضی ربوده است. شايد تا جايی بتوان به اين مردم فشار آورد که برای به زانو در آوردنِ حماس، شما هم تحت فشاريد. آنها که رفتند، شما هم آسوده خواهيد شد. همه میدانيم که اگر آن حماس هم برود، حماس تازهای و مقاومتِ تازهای میرويد. قربانی مردم هستند؛ بهانه امروز حماس است، فردا فتح و پسفردا حزبالله (ايران را هم که هميشه با فهرست اضافه میکنند). اصلِ مسأله حلناشده باقی میماند. تمام تلاشها برای پاک کردنِ صورتِ مسأله است. کارنامهی اسراييل و حماس را بايد با هم مقايسه کرد و تاریخِ هر دو را ديد. يکطرفه به قاضی رفتن و نديدنِ تفاوت ۴ نفر کشتهی اسراييلی و ۴۰۰ نفر کشتهی فلسطينی – و برجسته نکردنِ آن – آغاز زوالِ حساسيتهای اخلاقی ماست.
پ. ن. جالب است که محمود عباس که اکنون در سازمان ملل سخن گفت، خوب میداند که حماس عليه دولتاش کودتا کرده است (پيروزی حماس در انتخابات به جای خود؛ اين موفقيت را نبايد با بقيهی وضعيتها خلط کرد). اما عباس، اندک ذرهای از حقوق هموطناناش کوتاه نيامد و از این فرصت برای تسويهحسابِ سياسی با حماس استفاده نکرد. يکی از مغالطههای ديگر در اين بحران اين است: مقابل قرار دادن حماس و فتح. دفعالوقتی ديگر برای سرپوش نهادن برای ادامهی خونريزی.
پ. ن. ۲. توضیح میدهم: اين نوشته فقط دعوای اخلاقی بر سر قضيهی غزه نيست. هدفاش هم کمرنگ کردنِ نقش حماس نيست. اتفاقاً نقش هر کدام از طرفين درگير بايد به خوبی روشن شود. روانشناسی حماس و روانشناسی اسراييل را بايد خوب دانست. هر کدام به دلايلی این کارها را میکنند. حتی اگر تمام نسبتهايی را هم که به حماس میدهند درست باشد، باز هم وضعيت ناموجه است. دولت اسراييل یک ملت را چند پاره کرده است. اين کار پيامد دارد. هزینه دارد. زخمی است که به اين زودی التيام پيدا نمیکند. بحث من فقط نامشروع بودن اخلاقی خود جنگ نبود. بحث من برجسته کردن غير اخلاقی بودن و ناموجه بودنِ رتوريک وقيح اسرايیلیهاست. برجسته کردن يک چیز، به معنای ناديده گرفتن چيزهای ديگر نيست.
نديدنِ تاريخِ اين درگيریها و ريشههای اين خشونتها، تنها به کار پاک کردنِ حساسيتهای اخلاقی و انسانی میآيد. و به گواهیِ آشکارِ تاريخ، اسراييل، سالهای درازی است که در خشونتورزی زبانزد است. فرق خشونتِ اسراييل و خشونت حماس چیست؟ اولی را يک دولتِ استقرار يافته مرتکب میشود و دومی را یک گروه چريکی مخالفِ آن دولت يا حاکميتِ سياسی. بر چه مبنايی میتوان گفت که خشونتِ دولتی موجه است و خشونتِ غيردولتی ناموجه؟ اتفاقاً خشونتِ سازمانيافته و دولتی، خشونتی بسيار هولناکتر است. خشونت دولتی نه تنها قدرت و تأثيرش بيشتر است، بلکه بعد از ارتکاب دولت يا نظامِ سياسی آلودهدامن به سادگی میتواند تمام نشانهها را پاک کند و همهی اقداماتاش را توجيه کند. چنين کاری برای طرفِ مقابلی که در اقليت واقع است به اين سادگی اتفاق نمیافتد. تاريخ را قدرتمندان میتوانند دستکاری کنند و بازنويسی. تاريخ شايد در ذهن انديشمندان و اهل اخلاق و دردمندانِ بيدار تحريف نشود. اما اين تاریخ جايی نوشته میشود. اسراييل با حملاتِ مکررش و بيانيههایاش دارد تاريخ را از نو مینويسد؛ به سودِ خود و منافعِ قدرتاش.
فکر میکنم مغالطهی پناه گرفتن حماس ميان غيرنظاميان به قدر کافی رسوا شده است. پاسخ اين سؤال را میتوان با نگاهی به نقشهی غزه در گوگل هم يافت. در منطقهای تا آن حد پرازدحام و فشرده که جای سوزن انداختن در آن نيست (در مقايسه با منطقهی سرسبز و مزارعی که دقيقاً ديوار به ديوار همين منطقه در داخل مرز اسراييل واقعاند)، هر نيروی نظامی و چريکی هر جايی که برود و باشد، ناگزير ميانِ مردم خواهد بود. اگر جای اسراييل و حماس عوض میشد، وضع برای آنها هم همين بود. اسراييل اين را به خوبی میداند و هنوز هم از اين مغالطه در بيانيههایاش استفاده میکند.
وضعِ غزه تازه نيست. حملهی اسراييل به غزه در اين يکی دو هفتهی اخير رخ نداده است. اسراييل ماههاست که به غزه به خشونتبارترين وجهی حمله میکند و صدايی از احدی بلند نمیشود. ربودن امنيت، آسايش و رفاه مردم تنها با حملهی نظامی رخ نمیدهد. حملهی نظامی آخرين مرحله است. تيرِ خلاص است. اسراييل مدتهاست که تحت پوششِ مبارزه با حماس و تروريسم، راهِ رسيدن دارو، غذا و کمکهای انسانی را به منطقه مسدود کرده است. درست در زمانی که حماس وارد روند عملِ سياسی و انتخابات میشود، راهِ رسيدن کمکهای اقتصادی به غزه مسدود میشود. اسراييل مدتهاست شاهرگ زندگی اجتماعی، اقتصادی و بشری مردمان غزه – و همچنين سياستمداران و چريکهایاش – را هدف قرار داده بود. سياستمداران جهانی، به درستی میگويند که حماس با ختمِ آتشبس مسببِ آغاز درگيریها بوده است. اما هيچ کس تاريخاش را میپرسد؟ نه میتوان حماس را تطهير کرد و نه بايد گفت که هر که با حماس است، قديس است. اما نکته ساده است: ختمِ آتشبس چيزی بوده است که اسراييل قدم به قدم به سوی آن رفته است و طرفِ مقابل را تحريک کرده است. نمیتوان با کسی صلح کرد، در شرايطی دشوار که ابتداييات زندگی سالم و سادهی انسانی را از او ربوده باشی و مرتب با استمرار وضعيت او را تحريک کند و سپس انتظارِ استمرار صلح داشته باشی.
هماکنون سياستمداران در شورای امنيت سازمان ملل تلاش میکنند به قطعنامهای برای آتشبس فوری برسند. اسراييل از لحظه به لحظهی اين فرصت برای ادامهی خونريزی استفاده خواهد کرد. يکی از چیزهايی که اسراييل تشخيص نمیدهد يا اگر تشخيص میدهد حاضر به اذعان به آن نيست اين است: حماس، فقط يک گروهِ نظامی يا تروريستی نيست. جمعيت غزه هم جمعيتی متکثر با عقايد بسيار متنوع نيست. جمعيت غزه، عضو حماس يا غير عضو حماس، همه دردِ مشترکی دارند. اسراييل راه غذا و دارو، برق و سوختِ همهی آنها را مسدود کرده است؛ اسراييل رفاهِ همگی را بدون هيچ تبعيضی ربوده است. شايد تا جايی بتوان به اين مردم فشار آورد که برای به زانو در آوردنِ حماس، شما هم تحت فشاريد. آنها که رفتند، شما هم آسوده خواهيد شد. همه میدانيم که اگر آن حماس هم برود، حماس تازهای و مقاومتِ تازهای میرويد. قربانی مردم هستند؛ بهانه امروز حماس است، فردا فتح و پسفردا حزبالله (ايران را هم که هميشه با فهرست اضافه میکنند). اصلِ مسأله حلناشده باقی میماند. تمام تلاشها برای پاک کردنِ صورتِ مسأله است. کارنامهی اسراييل و حماس را بايد با هم مقايسه کرد و تاریخِ هر دو را ديد. يکطرفه به قاضی رفتن و نديدنِ تفاوت ۴ نفر کشتهی اسراييلی و ۴۰۰ نفر کشتهی فلسطينی – و برجسته نکردنِ آن – آغاز زوالِ حساسيتهای اخلاقی ماست.
پ. ن. جالب است که محمود عباس که اکنون در سازمان ملل سخن گفت، خوب میداند که حماس عليه دولتاش کودتا کرده است (پيروزی حماس در انتخابات به جای خود؛ اين موفقيت را نبايد با بقيهی وضعيتها خلط کرد). اما عباس، اندک ذرهای از حقوق هموطناناش کوتاه نيامد و از این فرصت برای تسويهحسابِ سياسی با حماس استفاده نکرد. يکی از مغالطههای ديگر در اين بحران اين است: مقابل قرار دادن حماس و فتح. دفعالوقتی ديگر برای سرپوش نهادن برای ادامهی خونريزی.
پ. ن. ۲. توضیح میدهم: اين نوشته فقط دعوای اخلاقی بر سر قضيهی غزه نيست. هدفاش هم کمرنگ کردنِ نقش حماس نيست. اتفاقاً نقش هر کدام از طرفين درگير بايد به خوبی روشن شود. روانشناسی حماس و روانشناسی اسراييل را بايد خوب دانست. هر کدام به دلايلی این کارها را میکنند. حتی اگر تمام نسبتهايی را هم که به حماس میدهند درست باشد، باز هم وضعيت ناموجه است. دولت اسراييل یک ملت را چند پاره کرده است. اين کار پيامد دارد. هزینه دارد. زخمی است که به اين زودی التيام پيدا نمیکند. بحث من فقط نامشروع بودن اخلاقی خود جنگ نبود. بحث من برجسته کردن غير اخلاقی بودن و ناموجه بودنِ رتوريک وقيح اسرايیلیهاست. برجسته کردن يک چیز، به معنای ناديده گرفتن چيزهای ديگر نيست.

نظرها (16)
خودت نوشته بودی؟منظورم اینه که از سایت دیگه ای کمک نگرفته بودی؟
***************
ظاهراً که خودم نوشتهام! از من بعيد بود؟ :)
شکیبا | یکشنبه، ۶ بهمن ۱۳۸۷، ۲۰:۱۹
نرم افزار غزه را می توانید از اینجا دانلود کنید. این برنامه قابلیت اجرا در گوشیهای همراه را داراست.
http://www.iranianupload.com//uploads/gaza.jar
Anonymous | دوشنبه، ۳۰ دی ۱۳۸۷، ۱۷:۱۸
به نظر من رزیم سفاک اسراییل در حال نسل کشی و کوچ اجباری ساکنین فلسطین است تا کماکان تفوق جمعیت با صهیونیستها باشد ، این کاری است که هر چند سال یکبار انجام داده و خواهد داد.
Anonymous | شنبه، ۲۸ دی ۱۳۸۷، ۱۵:۰۸
با هادی موافقم . واقعا اسرائیل اگه هم حماس نابود بشه یه حماس دیگه می سازه . اسرائیل فقط به دنبال اجرا کردن سیاستهای آمریکا تو منطقه هست . حماس یکی از اوناست . آقای حمید با سکوت ایران و اعلام نکردن موضع رسمی و مطمئن باش ما هم روزی به همین وضع دچار می شویم اگه از همین الان اعلام قدرت نکنیم. اصلا مسائل اسلامی وسیاسی را کنار بگذاریم این کشتار وحشیانه به قضیه کاملا انسانی در حال تبدل شدن است. ماجراهای تاریخی عنوان شده مجوزی برای این هولوکاست نمی باشد.
فاطمه | پنجشنبه، ۲۶ دی ۱۳۸۷، ۲۲:۰۷
من فکر میکنم دول عربی باید بطور همزمان سفرای ایران و رژیم صهیونیستی رااخراج کنند تا دو طرف درگیر در جنگ حساب دستشان بیاید و هم درسی به رییس جمهور ونزوئلا بدهند تا دیگر به خود اجازه ندهد آتش بیار معرکه باشد .و هم ایران سر جایش بنشیند هم اسراییل .
Anonymous | دوشنبه، ۲۳ دی ۱۳۸۷، ۲۱:۰۰
فقط خدمت آقا امیر عرض کنم خیلی شوت تشریف دارید. اینطور که شما فرمودید یعنی اینکه امام زمان ظهور کرده و ایشان همین آقای باراک خبیث هستند که امروز همان وضعیت را بوجود اورده و خون انسانهای بی گناه سراسر شهر را گرفته چه تعریف جالبی از امام زمان شما هم ی جورایی مثل احمدی نژاد حرف می زنید اما از جبهه ای دیگر . شما که در مورد عربهای فلسطین اینطور تصوری دارید بدان که حرف اولتان که گفتید با اعراب اهل سنت مشکلی نداریم دروغ محض است . بله خداوند آن سرزمین را برزای یهود انتخاب کرد اما شما یهودیها ی ترسوی بزدل گفتید که در آنجا قومی جبار هست که ما وارد نمی شویم تا اینکه خارج شوند . یعنی شما یهودیها از همان اول بزدل بوده اید . اما در مورد قاتل بودن که همان انبیائی که از آنها نام می برید همها مقتولان دست یهود هستند . یهود تمامی انبیایی که خداوند فرستاد را به قتل رساندند حالا خون چند نفر انسان عادی که خیلی ساده است . اگر می خواهید با استدلال از این آیه حقانیت یهود را ثابت کنید اشتباه کرده اید زیرا خداوند این مثال را برای ترسو بودن یهود آورده .
اما اینکه دست ایران در این قضیه هست راسته چون ایران اولا از عربها و بعد از سنیها خوشش نمی یاد و بدش نمی یاد که اینهمه جمعیت عرب ولو با ظلم بمیرند و در کنار حزب الله حکومت عربی سنی بوجود نیاید.
مرگ بر صهیونیسم | دوشنبه، ۲۳ دی ۱۳۸۷، ۱۰:۲۱
امیر Reply:
دی ۲۲م, ۱۳۸۷ at ۷:۴۴ ب.ظ
ا سلام و عرض ادب برخی از تاملات خودم را پیرامون واقعه غزه و فلسطین خدمتتان
عرض می کنم.چند نکته مذهبی:
۱-اسراییلی ها به فرمان خدا صاحبان اصلی فلسطین هستند و این موضوع علاوه بر تورات در قران کریم هم به روشنی تبیین شده .قصه از این قرار بود که موسی بنی اسراییل را از مصر به صحرای سینا کوچ داد .همان قصه معروف غرق شدن فرعون و فرار بنی اسراییل.وبعد بنی اسراییل در خواست سرزمین کردند از خدا زیرا صحرای سینا بیابان بی اب و علف و غیر قابل سکونت بود.خدا گفت که من فلسطین را که سرزمین ابادی است برای شما قرار دادم.گفتند:در انجا قومی ساکنند.خدا گفت با انها بجنگید و بیرونشان کنید و من شمارا در این جنگ یاری می دهم.به موسی که پیام خدارا برای انها می اورد گفتند:اذهب انت وربک :تو و خدایت بروید و انها را بیرون کنید و ما بعد از شما می اییم.خدا به موسی گفت این قوم بنی اسراییل به بردگی عادت کردند.انها را رها کن ولی از فرزندان انها مردانی شجاع پدید می ایند که فلسطین را به دست خواهند اورد.بعد از ۴۰ سال نسلی از بنی اسراییل که در صحرا زندگی کرده بودند به جنگ فلسطینی ها رفتند و با ابتکار داوود در کشتن فرمانده فلسطین با فلاخن فلسطین به تصرف اسراییلی ها در امد و وعده خدا محقق شد.اسراییلی ها نزدیک پانصد سال در انجا حاکم بودند و حکام انها از جمله حضرت سلیمان است که معبد سلیمان را بنا کرد.بعد عرب ها به سرکردگی بخت النصر به انجا حمله کرده و تصرفش کردند.کوروش به بخت النصر حمله کرده اورا شکست داد و اسراییلی ها به فلسطین بر گشتند و عده ای هم به ایران امده و این جا ساکن شدن. .بیشتر در شهر اصفهان که ۹ نفر از انبیا انها هم اکنون در تخت پولاد اصفهان دفنند و زیارت می شوند.و همچنین شهرهای دیگر چون شوش و تویسرکان.خدا از حمله بخت النصر به فلسطین در قران به عنوان عذابی به خاطر گناهان بنی اسراییل یاد کرده است و حمله دومی که قبل از اسلام به دست مسیحی هایی انجام شد که بهانه حمله شان را کشته شدن عیسی توسط بنی اسراییل قرار دادند.در حالی که عیسی تنها یکی از پیامبران بنی اسراییل بود و ادعای دین جدیدی نداشت ولی چیزی به نام مسیحیت پس از مر گش به وجود امد.و خدا این دو حمله را عذاب خودش دانسته و در قران به انها می گوید اگر باز هم گناه کنید باز عده ای را مامور می کنم به سرزمینتان فلسطین حمله کنندو عبارت سرزمین موعود هم تعبیر خداوند در تورات و قران است.
۲-بیشتر عربها سنی هستند و ما شیعه ها اولا با انها برادریم و مشکل خاصی الا در قصه خلافت و امامت و برخی فروعات فقهی نداریم.ولی تیره ای از انها که اغز قضا همان عرب های ساکن فلسطینند سنی ناصبی اند.یعنی گروهی که معتقد به کفر و فساد علی بن ابیطالب و فاطمه زهرا و فرزندانشانند.و جزئ واجبات نمازشان لعن علی و فاطمه سلام الله علیهما است.واین فرقه از نظر فقه شیعه واجب القتلند و در روایات مکرر ظهور امام زمان تصریح شده که امام زمان بعد از ظهور با انها به جنگ برخاسته و کوچک و بزرگ انها را می کشد انقدر که خون انها زمین را می پوشاند و در جواب اعتراض فرماندهان خراسانی خود به کشتار بی حساب انها قصه شهادت فاطمه زهرا را یااد اور میشودو ….
۳-چند دهه پیش انگلیسی ها از سرزمین های تحت استعمار خویش بیرون رفتند و این زمین ها را به شکلی تقسیم کردند که در هر گوشه ای اختلافی باقی ماند .عرب ها که خود را حاکم بلا فصل خاورمیانه می دانند به حاکمی یهودی ها بر اسراییل و حاکمیت ایران بر خلیج و خوزستان اعتراض کرده و تا الان هم پایش ایستاده و این زمین ها را از مصر تا خراسان ملک تاریخی خود می دانند و یهود و مجوس که ما ایرانی ها باشیم را دشمنان خود تعریف می کنند.
۴-قصه فلسطین یه قصه قومی بین یهودی ها و عربهاست. یهودی ها فرزندان اسحاق پسر ابراهیم و عرب ها فرزندان اسماعیل پسر ابراهیم هستند. ابراهیم پدر هر دو قوم است ولی مادر اسماعیل هاجر و مادر اسحق سارا بود که با هم دعوا می کردند و ابراهیم که با سارا ساکن فلسطین بود هاجر را به عربستان فرستاد تا این دو زن از هم دور بوده و به هم حسادت نکنند.اختلاف سارا و هاجر ادامه پیدا کرد و فرزندان انها در طول تاریخ با هم به دشمنی پرداختند که نمونه های ان در زمان پیامبر اسلام فتح خیبرو قتل عام یهودی ها توسط ایشان است و کشتاری که یهودی در دهه ۶۰ از فلسطینی ها به تلاف کشتار خیبر انجام دادند.هیولای صهیونیسم جهانی ساخته و پرداخته ذهن عرب ها بر ای روشن نگه داشتن اتش کینه شان از یهودی هاست.
۵-جالبه بدانید روسای سیاسی و فرهنگی اسراییل همه ایرانی هستند که بعد از انقلاب از ایرا رفته و در اسراییل ساکن شدند.
۶-واماغزه. در سیبر تحولات فلسطین عرب ها که قیم فلسطینی ها هستند مشغول صلح و سازش بودند که ایران حماس را وارد معادلات ان خطه کرد تا بتواند به عربها و غربی ها فشار اورد تا قدرت ایران را بپذیرند و اینقدر به نظام جمهوری اسلامی ایران گیر ندهند.اقای خامنه ای در یک تحلیل خصوصی برای سپاه می گفت:من بارها به دوستان گفته ام امروز جبهه ما در برابر غربی ها فلسطین است. اگر ان جبهه را بستند ما باید در تهران با انها بجنگیم.تحلیل ایشان درست است .زیرا جمهوری اسلامی دارای دو دشمن تعریف شده است.خطر نزدیک عرب ها هستند که از اخرین جنگمان با انها هنوز همه چیز مانده از اسیر و شهید و جانباز و خرابی ها و….ومثل ان.عربها مدعی خلیج و خوزستانند و برای دستیابی به ان به هر راهی متوسل می شوند.صدام یک استثنا نبود عربها همه صدام هستند به شرط شرایط صدام در سال ۵۹/ولی تز صدام فعلا شکست خورده است.صدام می گفت :راه قدس از تهران می گذرد.وبا وجود تهران تصرف فلسطین بی فایده است. این جمله را امام به انها برگرداند که راه قدس از کربلا می گذرد.عربها ما را هنوز مجوس به معنای اتش پرست می دانند و صدام جنگ خودش با ایران را اتمام قادسیه نام نهاده بود.قادسیه جنگی است در زمان عمر که به اشغال ایران توسط عربها انجامید.دشمن بعدی طبق تعریف سران نظام ایران غربی ها هستند که ایران در صدد است جنگ خودش با اعراب و غربی ها را در فلسطین انجام دهد تا هزینه اش را در کشور خودمان نپردازیم واینهمه تبلیغات برای غزه فقط در جهت توجیه مردم برای هزینه های جنگ با ان دو کشور است.اکنون فلسطین دو دولت دارد :دولت غزه که حماس است و دسنت ایران در ان منطقه است و دولت محمود عباس در کرانه با ختری و جنگ اخیر بیشتر جنگ ایران و عربها است و اسراییل و فلسطین ابزار جنگ هستند.
۷-استراتژی اقای خامنه ای و همفکرانش شکننده ترین و پرهزینه ترین راه دفاع از ایران و نظام است. در حالیکه استراتژی حکومت پهلوی عاقلانه تر ین شکل ان بود ولی سران نظام چشمشان از خیانت غربی ها به حکومت پهلوی ترسیده واز بیم تکرار ان حاضرند ملت بدبخت را زجرکش کنند ولی ریسک کمتری برای ادامه حکومت متحمل شوند .چه به فرموده امام راحل حفظ نظام در راس همه واجبات است.البته اقای رفسنجانی هم به شخصه استراتژی عاقلانه تر دورتر از پهلوی و نزدیک تر به خامنه ای داشت که موفق به اجرایش نشد.
۸-کلام اخر اینکه احساسات را در مسایل سیاسی داخل نکن.اشتباه است.در ایران در تمام ۳۶۵روز سال روزی ۸۰ نفر در اثر بی کفایتی مدیران میان اهن و خاک تکه تکه می شوندو این یک قلم جنس است.مگر در چچن روزانه صدها نفر توسط روسیه قتل عام نشد.شما چیزی شنیدین؟چچنی ها تا صدسال پیش ایرانی بودند و شیعه هم بودند.واقعا تر کیب دین و سیاست چه ها که نمی کند؟یا چند صد نفری که در همین ایام محرم توسط استشهادیون سنی در حین عزاداری امام حسین ع تکه و پاره شدند. جاشون کجای این اخبار جمهوری اسلامی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟
Anonymous | یکشنبه، ۲۲ دی ۱۳۸۷، ۲۱:۱۸
سلام
به مردم دنيا بگوپيد كه مي توان با تحريم كالاي امريكاپي و اسراپيلي به آنها فشار آورد اين حداقل كاري است كه مي توان انجام داد
والسلام
داود | یکشنبه، ۲۲ دی ۱۳۸۷، ۱۶:۳۱
سلام
با نظر هادي كاملا موافقم
af | شنبه، ۲۱ دی ۱۳۸۷، ۰۷:۵۷
داریوش عزیز ممنون. کامنتم شاید موردی نداشته باشه جز تشکر.
ارادتمند
بامداد
**************
ممنون از اظهار لطف.
بامداد | جمعه، ۲۰ دی ۱۳۸۷، ۰۸:۰۱
از آقای حمید سوالی میپرسم. فرض میکنیم تمام سخنان شما درست باشد. آیا فکر میکنید با کشتن این همه آدم -مرد و زن و پیر و جوان- در غزه، همه چیز تمام میشود؟ فکر میکنید این بچهها که جسدهای تکه تکه و پاره پارهی پدران و مادرانشان را میبینند فردا چه خواهند کرد؟ غیر از اینست که هر بار از دل یک قتل عام و کشتار، حماسی دیگر زاده شدهاست؟ آنها هم که شما میگویید ساکت نشسته اند، کشورهای مسلمان نیستند. آشکار است که با مسلمانهای کشورهای دیگر معاشرتی ندارید. آنها که ساکتند همان دولتهای دیکتاتور و بعضا موروثی هستند که اتفاقا هیچ اعتنایی هم به حقوق بشر و دموکراسی ندارند و یاللعجب که با مدافعان حقوق بشر هم رابطهی عالی دارند!
و بار دیگر: یک وسیلهی از جنس خشونت، شما را به هدفی از جنس صلح رهنمون نخواهد شد.
امیر | پنجشنبه، ۱۹ دی ۱۳۸۷، ۱۹:۳۹
خوشحالم که کشورهای مسلمان سکوت کرده اند و با این کارشون توی دهنی محکمی به جمهوری اسلامی زدند.
چرااین گروه حماس و حزب ا... نمیره پادگان بسازه و از اونجا اقدام به راکت پراکنی کنه؟چرا میره در بین جمعیت غیر نظامی قایم میشه و از اونجا اقدام به راکت پراکنی میکنه؟وقتی که میره اونجا قایم میشه،مشخص هست که وقتی پاسخ متقابلی از سوی اسراییل دریافت میکنه،عده ای غیر نظامی هم در اون بین کشته میشند.
پس اولین هدف این گروهها این هست که با قایم شدن در بین غیر نظامیون ،از حمله اسراییل در امان بمونند،یا از شدت حملاتش کاسته بشه،که نمیشه. دلیل دوم این کار این هست که اگر در پادگانی مستقر بشند، ظرف چند روز اسراییل نابودشون میکنه. دلیل سوم این هست که میخواد با کشته شدن تعدادی غیر نظامی، زمینه رو برای هوچی گری و جار و جنجال و جوسازی رژیمهایی مثل جمهوری اسلامی فراهم کنند. تا با تحریف اخبار،پخش ناقص اخبار، لوث کردن وقایع، به جو سازی و تحریک احساسات گروهی اندک از مردم بپردازد.
پس این گروهها هم در خون این کشتگان شریکند.
برای این میگم تعداد کمی از مردم،چون واقعن بیشتر مردم،توجهی به هوچی گریهای جمهوری اسلامی و دار و دسته و خبرگزاریهاش ندارند. مردم میدونند که اینها همیشه کارشون خوراک ساختن برای صدا و سیما و خبرگزاریهاش و مشتی عناصر عقل فروخته ایست که درون کشور حامیش هستند. پس هر از گاهی باید این عده رو که قدرت اندیشه و استقلال فکری ندارند رو تحریک کنه،تا یهو خوابشون نبره. چون این عده،همانند همون افرادی که رفتن فرودگاه رو کردند مقر شعارهایی که هزار خروارش به اندازه نیم کیلو شلغم هم نمیارزه،باید همیشه به طریقی سرگرم باشند و تحریک بشند و به مغزشون که دربست زیر یوغ جمهوری اسلامیست،خوراک تزریق بشه. باید به این افراد گفت که چرا نمیرید؟بسیار کار خوبی میکنید که میخواید برید و با برادرانتون در جبهه "حق علیه باطل" بجنگید و مشت محکمی بر دهان اسراییل و "استکبار جهانی و یاوه گویان شرق و غرب و آمریکای جنایتکار" بزنید. لطف بفرمایید برید. چون با شعار دادن کاری از پیش نمیره.باید برید و واقعن وراد عمل بشید. با رفتنتون هم خدمتی به گروههای فلسطینی کردید و هم خدمتی به کشور ایران و مردم ایران.
حمید | پنجشنبه، ۱۹ دی ۱۳۸۷، ۰۷:۴۵
...
امین | چهارشنبه، ۱۸ دی ۱۳۸۷، ۱۳:۳۳
موافقم. واقعاً جنایت دارد رخ میدهد که دل هر انسانی را به درد میآورد. اما یک نکته: انگار تغذیهی دو طرف، جنگ و بحران است. بدون آن، حیات سیاسیشان تمام است. فرض که حماس نباشد؛ اسراییل، در آرزوی حماسی دیگر است. همینگونه است حماس. اکسیژن اسراییل و ...، بحران و جنگ است. قربانی: کودکان و زنان و ... . و البته این علتهای گوناگون دارد؛ که جای بحثاش اینجا نیست.
هادی | چهارشنبه، ۱۸ دی ۱۳۸۷، ۰۷:۰۴
bebakhshid bi rabte vali on Albume Esfahane Shajarian ba Shere "Sine ra seighali az atashe del sakhtei " chera dige nist?
*******
«چهره را صيقلی از آتش می ساختهای...»
خاطرم نيست در کدام آلبوم بود ولی هيچ چيزی از اينجا حذف نشده است. بررسی میکنم اگر از ابتدا بوده است، ببينم چه اتفاقی افتاده.
د. م.
MAJID | چهارشنبه، ۱۸ دی ۱۳۸۷، ۰۳:۲۱
به شدت موافقم!
فاطمه شمس | سه شنبه، ۱۷ دی ۱۳۸۷، ۲۳:۴۰