چه حسنِ تصادفی! بانو اگر کلماتی از اين غزل را از جايی نخوانده بود، يادِ اين غزل نمیافتادم. اين غزلِ حالِ امروزِ ما و توست. عمرِ جسمات افزون باد که عمرِ جان و خردمان را دو چندان کردهای و رونق بازار دل و روحِ مايی. هر آنچه بايد به تو گفتن در همين غزل هست - و پريشانی حالِ ما با تو که پريشانی خوشی است! «يک لحظه سايه از سرِ ما دورتر مگير / دانستهای که سايهی عنقا مبارک است»
غلام نرگس مست تو تاجداراناند
خراب باده لعل تو هوشیاراناند
تو را صبا و مرا آب دیده شد غماز
و گر نه عاشق و معشوق رازداراناند
ز زیر زلف دوتا چون گذر کنی بنگر
که از یمین و یسارت چه سوگواراناند
گذار کن چو صبا بر بنفشه زار و ببین
که از تطاول زلفت چه بیقراراناند
نصیب ماست بهشت ای خداشناس برو
که مستحق کرامت گناهکاراناند
نه من بر آن گل عارض غزل سرایم و بس
که عندلیب تو از هر طرف هزاراناند
تو دستگیر شو ای خضر پی خجسته که من
پیاده میروم و همرهان سواراناند
بیا به میکده و چهره ارغوانی کن
مرو به صومعه کان جا سیاه کاراناند
خلاص حافظ از آن زلف تابدار مباد
که بستگان کمند تو رستگاراناند
(غزل آواز از حافظ؛ آواز محمدرضا شجريان؛ نی محمد موسوی)
غلام نرگس مست تو تاجداراناند
خراب باده لعل تو هوشیاراناند
تو را صبا و مرا آب دیده شد غماز
و گر نه عاشق و معشوق رازداراناند
ز زیر زلف دوتا چون گذر کنی بنگر
که از یمین و یسارت چه سوگواراناند
گذار کن چو صبا بر بنفشه زار و ببین
که از تطاول زلفت چه بیقراراناند
نصیب ماست بهشت ای خداشناس برو
که مستحق کرامت گناهکاراناند
نه من بر آن گل عارض غزل سرایم و بس
که عندلیب تو از هر طرف هزاراناند
تو دستگیر شو ای خضر پی خجسته که من
پیاده میروم و همرهان سواراناند
بیا به میکده و چهره ارغوانی کن
مرو به صومعه کان جا سیاه کاراناند
خلاص حافظ از آن زلف تابدار مباد
که بستگان کمند تو رستگاراناند
(غزل آواز از حافظ؛ آواز محمدرضا شجريان؛ نی محمد موسوی)

نظرها (2)
موسیقی هاتم قشنگه
شراگیم | جمعه، ۶ دی ۱۳۸۷، ۰۷:۲۵
سلام حضرت داريوش!
چند وقت است مدام مجبورم ميكنيد مواضع غيرسياوشوني اتخاذ كنم. آن روز مجبور شدم خاطر عاطر را معطوف كنم به روايت صديف از آن غزل دلپذير و حالا مجبور شدهام ذهن ظريف را ارجاع دهم به روايت صديق از اين غزل كه روايتي است شگفتانگيز. حتماً ميدانيد كه تعريف اين غزل را به عنوان اولين آواز رسميِاش خوانده و در قالب آلبومي با عنوان «به ياد طاهرزاده» منتشر شده است. (همان چاووش 10)
ناگفته نماند كه اينجانب سالهاي سال از طرفداران پروپاقرص و سينهچاك حضرت سياوش بودهام، ولي چه كنم كه در پستهاي اخير غزلهايي را با روايت ايشان پيشنهاد ميدهيد كه ورژن صديفي يا صديقي آنها دلپذيرتر است، حتي براي اين دوستدار ديرين جناب استاد.
****************
دوست بزرگوار،
بله، این غزل را صديق تعريف هم خوانده است. غرض معرفی يک آلبوم از شجريان نبود. من با اين آواز خاص و با اين ابيات خاص، خاطرهها دارم. همين. متأسفانه از صدای صديف هم چندان خاطرهی خوشی ندارم. به ياد دارم شبی در تالار وحدت به کنسرت ايشان رفتم و هيچ لذتی نبردم. به هر حال، خيلی خوب است که اشاره میکنيد به آوازهای ديگر اساتيد.
د. م.
وبگذر | یکشنبه، ۲۴ آذر ۱۳۸۷، ۰۶:۲۷