کسانی که با مطالعات تاریخی و اجتماعی مربوط به زنان مسلمان آشنا هستند، حتماً آثار فاطمه مرنيسی و ليلا احمد را خواندهاند. ليلا احمد، در کتاباش به خوبی ريشههای جامعهشناختی و تاريخی را بررسی کرده است و فاطمه مرنيسی هم البته به تفصيل ريشههای روايات و مباحث قرآنی مسألهی حجاب را واکاويده است. خلاصهی بحثها اين است:
حجاب، به عنوان نوعی پوشش، که زنان با استفاده از آن سر و گردن خود را میپوشاندهاند، از اساس سنت مسلمانی نيست و عربی هم نيست. سنتی است که نزدِ ايرانيان باستان موجود بوده است (به ويژه نزد ساسانيان). و حجاب وسيلهی تميز زنان اشراف از زنانِ برده و حتی زنان آزادی که از طبقهی اجتماعی فرودستی بودند به شمار میرفت. طبيعی بود که جامعههای ديگری که با ايرانیها برخورد داشتند، و اعراب پيش از اسلام و پس از اسلام هم از اين قاعده مستثنا نبودند، اين شيوهی پوشش را برای فرق نهادن ميانِ زن آزاد و زن برده اختيار کنند. اين اولين ريشهی پيدايش «حجاب» است. در تفسير الميزان مرحوم علامهی طباطبايی هم به اين نکته اشاره شده است. در زمان شکلگيری اسلام هم هنوز مسألهی زنِ برده و زنِ آزاد (کنيزکان و زنان غير برده) موضوعيت داشته است و لذا حجاب به آن شکل (که البته زمين تا آسمان با اين حجابِ چادریِ سفت و سخت فرق داشته است) پيوند مستقيمی داشته است با طبقهی اجتماعی و معياری بوده است برای تميزِ زنِ آزاد از زنِ برده. به عبارتِ ديگر، حجاب، هيچ ربطی به مسلمانی و دينداری و ايمان ندارد. حجاب به منزلهی پوشش، نه حجاب به معنای عفاف و پاکدامنی و تقوا، مسألهای است اجتماعی که در بستر يک جامعهی خاص پديد آمده و شکل گرفته است. گمان نکنم نياز به توضيح داشته باشد که «حجاب»، در آن زمان بدون شک با عفاف و تقوا فرق داشته است. هيچ کس نه در ايران پيش از اسلام و نه در عربستان صدر اسلام، زنی را که حجاب نداشته است لزوماً بی عفاف نمیشمرده است (يعنی تمام زنان طبقات فرودست يا روستاييان و طبقات ديگر اجتماع به طور معمول بیعفاف شمرده میشدند؟).
وقتی ريشههای تاريخی ماجرا را میکاويم، میبينيم که صورت مسأله بالکل فرق میکند. اگر بستر رشد اجتماعی حجاب را – بحث شأن نزول آياتِ قرآن و تفسيرشان خود مقولهای مفصل و جداگانه است – به خوبی مد نظر داشته باشيم، میتوان به قوت گفت که حجاب امروز به جای اينکه دخلی و ربطی به ايمان و مسلمانی داشته باشد، تبديل به يک جنبهی برآماسيده و هويتی شده است که به تاريخ و فرهنگ «اسلام» چسبانده شده، حال آنکه حجاب اساساً ايرانی است و آن هم متعلق به ايران باستان؛ مگر اينکه البته دوست داشته باشيم تاريخ را تحريف کنيم. این حجاب، حجابِ خودِ مسلمانی است. چرا؟ چون نه تنها در ايران، که در غرب هم هر کس میخواهد لاف مسلمانی بزند، با «حجاب» ابراز و اظهار مسلمانی میکند. يعنی دقيقاً همان چيزی را که اندک ارتباطی به مسلمانی ندارد، تنها با صرفِ اين گمان که حجاب از مهمترين جنبههای هويتی مسلمانان است، بر میگيرد. طبيعی است که کسانی که اين اندازه بر حجاب پای میفشارند يا نمیدانند که حجاب، وسيلهی تميز زنِ آزاد از زنِ برده بوده است (يعنی طبيعی است که خود را آزاد و زنان ديگر را نبايد برده بدانند؛ آزاد از چه و که؟ و بردهی چه و که؟) و يا اگر هم میدانند حجاب را ديگر هرگز به آن معنای صدر اسلاماش نمیفهمند و به کار نمیبرند. فرض اينکه ما هنوز در جامعهی بردهداری و طبقاتی زندگی میکنيم به قدر کافی خفتبار هست. وقتی علت اصلی وضعِ چنان حجابی از ميان رفته است، دليل ديگری بر ادامهی اين نوع پوشش هست يا علتِ اصلی استمرار آن همان جنبهی هويتی – هويت برساخته – است که دخل چندانی به روحيهی مسلمانی ندارد؟ حجاب، اگر زمانی در مسلمانی معنايی داشته است، بدون شک امروز در صورتِ از ريختافتاده و دفرمهاش، خود حجابی است بر مسلمانی. اين چه ايمان و اسلامی است که با فرو افتادن پوششی برآمده از روابط طبقاتی يک نظام اجتماعی باستانی و ماقبل اسلام، فرو میافتد؟
مرتبط: حجاب: مسألهای اجتماعی در لباس شرع

نظرها (36)
سلام. با تشکر از توجه شما، البته این که بنده را خواب زده معرفی میکنید در ادامه استدلالتان که نیست، هست؟ ضمن این که استدلال قرآنی و روایی مورد نظر بنده به همان ترتیبی بود که ذکر شد. همین که میفرمایید هر کس در خارج میخواهد اظهار مسلمانی کند، به حجاب رو می آورد نشان دهنده این حقیقت است که حجاب چیزی نیست که به زور به اسلام چسبانده شده باشد. لینکهای زیر می تواند در پیشبرد بحث کمک کند: تاریخچه حجاب در اسلام
http://aftab.ir/articles/religion/religion/c7c1149418222_veil_p1.php
پاسخ به شبهات آقای قابل
http://aftab.ir/articles/religion/religion/c7c1163586461_veil_p1.php
در کل، متوجه نشدم این که در ایران باستان، حجاب وسیله تمیز برده از آزاد بوده چه دخلی دارد به این حکم اسلام و چه اصراری دارید که این حکم را در ادامه آن سنت بدانید؟ با تشکر از حوصله شما.
***************
پاسخ بسياری از نکاتی که حضرتعالی طرح کردهايد در يادداشتهای ديگری که نوشتهام - يا در ذيل نظرهای ديگری که آمده است - مندرج است و نيازی به تکرار نيست؛ میتوانيد يک بار ديگر، بقيهی مطالب سابق و لاحقی را که نوشتهام ملاحظه بفرماييد:
http://blog.malakut.ir/archives/veil.html
از آنجا که حضرتعالی ظاهراً به خودتان زحمت خواندن همهی يادداشتها را نمیدهيد و احتمالاً يکايک مطالب لينک بالا را نمیخوانيد، لازم میدانم اين بخش را از يکی از همان يادداشتهايی که شما اعتنايی به آن نکردهايد تکرار کنم:
«چنانکه گفتم بسياری حرفهای ناگفته دربارهی حجاب هست. اينکه من در يادداشتهای پیشين اشاره کردم که حجاب اساساً سنتی اسلامی و عربی نبوده است، نه دليل بر مردود بودن آن میشود و نه دلیل بر استحکام و قوتِ آن. يعنی حتی پس از ثابت کردن اينکه پوشش حجاب اساساً از جامعهی ايرانی وام گرفته شده است، نمیتوان حکم داد که پس حجاب را بايد دور انداخت چون «غير اسلامی» است. اگر قرار بر اين کار باشد، خیلی چيزهای ديگر را بايد در دين اسلام دور انداخت! پس توجه داشته باشيد که منطق بحث اين نيست که به صرف متفاوت بودن خاستگاه و زادگاه يک پديده، اصل آن پديده را محکوم و مطرود اعلام کنيم. به طريق اولیٰ، اينکه حجاب ريشهای ايرانی داشته است هم برای زن ايرانی نه مايهی قوت و اعتبار و افتخار است نه باعث شرمساری. يعنی نسبنامهی حجاب، نسبتی متساوی دارد با هر نوع موضع اخلاقی يا شرعی که در برابر آن میگيريم. اما طرح اين واقعيتها، ما را در مقامی قرار میدهد که شناخت دقيقتری نسبت به آن داشته باشيم و از اين جهت، پيش کشيدنِ آن مهم است، مگر اينکه از اساس هدفمان اين باشد که بخواهيم تصميم بگيريم که از حالا حجاب داشته باشيم يا کشف حجاب کنيم! من عرض میکنم برای ادامه دادن حفظ حجاب يا کشف حجاب، فرد کمترين نيازی ندارد به اينکه بداند حجاب اساساً ايرانی است يا عربی!» (از يادداشت: «حکمت و حکم حجاب»)
حوال | شنبه، ۱۴ دی ۱۳۸۷، ۱۹:۳۷
سلام. خسته نباشید. برای ابراز مخالفت با حجاب راههای صریحتری هم هست، اما شما به افراد دیگری استناد کرده و خواسته اید بگویید مثلا این حرف من نیست. حرف اندیشمندان است. هه! مسئله حجاب در دو سوره از سوره هاى قرآن مطرح شده است. ابتدا اين نکته به طور اجمال در سوره احزاب آيه 59 مطرح شده، و سپس با تفصيل بيشتر در سوره نور آمده است. شواهد روايى متعددى نيز گوياى اين نکته اند که حجاب در زمان رسول خدا واجب شد و آن جناب با کسانى که خود را با وضعيت جديد وفق نداده بودند و هنوز از پوشش مرسوم گذشته استفاده میکردند برخورد میکرد و تذکر میداد.
در رواياتى از سوى رسول خدا (صلى الله عليه وآله) محدوده حجاب بيان شده است. به عنوان نمونه در روايتى آمده است که نمايان ساختن تمام بدن براى زوج، رواست و سر و گردن را میتوان در برابر پسر و برادر آشکار کرد، اما در برابر نا محرم بايد از چهار پوشش استفاده کرد: پيراهن (درع)، روسرى (خمار)، پوششى وسيع تر از روسرى که بر روى سينه میافتد (جلباب) و چادر (ازار).
بد نیست کمی بیشتر مطالعه کنید و از فلسفه پوشش و حجاب در اسلام آگاه شده و بفهمید چرا اکثر فقهای اسلامی آن را واجب میدانند. آن گاه بیایید و از روی عصبانیت این سوال را بپرسید که "این چه ایمان و اسلامی است که با برداشتن حجاب فرو میافتد؟"
******************
:)
دوست عزيز،
من ديدگاههایام را در چند يادداشت - و نه تنها اين يک يادداشت خاص - به تفصيل نوشتهام اگر شما نمیخوانيد و نمیخواهيد بخوانيد تقصير من نيست. کسی را که خودش را به خواب زده نمیتوان بيدار کرد. بنده استدلال کردم. شما هم استدلال کنيد.
د. م.
حوال | پنجشنبه، ۱۲ دی ۱۳۸۷، ۱۲:۲۵
http://ghabel.persianblog.ir/1384/4/
در وبلاگ شريعن عقلاني-23 تير 84
bano0 | سه شنبه، ۳ دی ۱۳۸۷، ۱۹:۱۵
http://ghabel.persianblog.com/
bano0 | جمعه، ۲۹ آذر ۱۳۸۷، ۱۰:۴۳
مقاله آقاي احمد قابل در وبلاگ "شريعت عقلاني" و يا شايد در وبلاگ ديگرشون به نام" از نگاه من" در مورد حجاب كمك به بحث ميكنه. با تحقيق در آيات و احاديثه
bano0 | جمعه، ۲۹ آذر ۱۳۸۷، ۱۰:۴۱
اگر به کتابهایی مثل سینوهه و کتابهای تاریخی اینچنینی مراجعه کنید میبینید همیشه در طول تاریخ انسانها در گیر دین و مذاهب بوده اند و اگر با خودشون صادق باشند میبینند همیشه هم سردرگمند ، هیچ وقت یاد نگرفتیم که هر انسانی آزاد هر آنگونه که بخواهد بیاندیشه حجاب و هر چیز دیگه باید یک اعتقاد شخصی و اعتقادی مربوط به هر کس باشد نه زور و اجبار تا انسان به اون تکامل برسه در دنیای کنونی فرق نمیکنه آزادی واقعی در همه جا استثنا هایی دارد خیلی راه داریم کاش یه کم عاقل بودیم و اینقدر به هم نمی پریدیم و به عقاید افراد احترام میگذاشتیم نه به حرف بلکه به عمل.
تارا | یکشنبه، ۲۴ آذر ۱۳۸۷، ۰۸:۳۵
ضمنا دیگر خواهی زن مسلمان صرفا برای رساندن مرد به هدف والایش نیست بلکه موازیا موجب تقرب خود زن هم می شود . چرا اینقدر نگرانی رساندن دیگران به هدف هایشان آدمی را آنچنان می ترساند و بخیل می کند که انسان از این نکته غافل می شود که کمک به دیگران موجب رشد خود انسان نیز می شود . این ترسی شایع است که باعث می شود اگر حس کنیم حجاب ممکن است به مردها و اهداف والایشان کمک کند با دستپاچه گی قید حجاب و کل منافع آن را بزنیم . این ابتلا به بخل بیماری محسوب می شود . انگار که من راننده ای مسافرکش باشم و از ترس به مقصد رسیدن دیگران قید منافع خودم را هم بزنم .
سیاوش | یکشنبه، ۲۴ آذر ۱۳۸۷، ۰۵:۰۶
من دیگر خواهی حجاب را به عنوان یک بحث درون دینی ممکن می دانم . البته همانطور که عرض کردم برخی از افراد غیر مذهبی که فعال در ساحت اخلاق هستند و هنوز به ساحت دین ورود نکرده اند هم به جهت دیگر خواهی حجاب را پیش مرد مسلمان رعایت می کنند . و به نظر من انسان مسلمان به دلیل رعایت مستمر خویشتن داری میل به جنس مخالف در او تازه و زنده است. او همانند کسایی که پر از عایق های احساسی هستند مشبع از مفهوم زن نیست او می خواهد و می داند که باید آن چه را که می خواهد در حوزه ی حدود بخواهد . از قضا زنده بودن میل به معنی انحراف و بیماری نیست . اشباع و فقر است که انحراف محسوب می شود. و البته مرد مومن اگر زنی برهنه پیش او بیاید منتظر دیگر خواهی زن نمی ماند که خودش را بپوشاند و او هم در این نقطه تکلیفی تازه دارد و خود باید چشم خود را محجبه کند. مرد مومن نیاز خود را به طور اصولی برطرف می کند . اما عمل حجاب برای زن جدا از خیر و کارکردهایی عمومی که در جهت امنیت کشور مسلمان نشین و منافع خود زنان دارد حرمتی است که زن برای مرد قائل می شود. این یک مبادله درون دینی است . بنده درباره درون دین و افراد درون آن ساحت صحبت کردم . شما حتما در دایره دیگری ایستاده اید و مشکلتان الهیاتی نیست . شما مسئله روانشناسی و اجتماعی دارید. عرض من یک اشاره در ساحت اخلاق و دین و الهیات و روابط انسانی بود.
سیاوش | شنبه، ۲۳ آذر ۱۳۸۷، ۱۸:۱۱
بحث جالبی است اگه بتونید بدون تعصب بهش نگاه کنید. یعنی حقیقت و برابر اون چه دوست دارید یا بهتون گفته شده نگیرید (که بارها در قران آمده که کار درستی نیست که چون اجداد ما کاری رو می کردند ما تکرار کنیم، مثل حکایت دین ابراهیم که به بت پرستی تبدیل شده بود).
به نظر من که نمی شه ثابت کرد که حجاب در اسلام هست یا نیست ولی چیزی که مسلمه اینه که چیزی که کلا دو سه بار تو قرآن اومده نمی تونه خیلی اهمیت بالایی داشته باشه، و به این فرم فعلی هم قطعاً جایی تعریف نشده.
جالب اینه که اگه کتاب هایی که حجاب رو ثابت کردن نگاه کنید مثل کتاب دکتر مطهری، دید کاملاً بسته ای دارن و خود حجاب، به عنوان اصل فرض شده مثلا دکتر مطهری با ذکر چند منبع ثابت کرده که روی دست و لازم نیست بپوشانید در حالی که کل قضیه رو مسلم فرض کرده.
مشکل بحث مسایل اسلامی اینه که ملت معنی ایمان رو نفهمیدند و با تعصب و چشم و گوش بستن اشتباه گرفتن در حالی که به نظر من ایمان واقعی وقتی هست که انسان تمام دین رو کاملا بفهمه و به درستیش ایمان بیاره نه اینکه قبولشون کنه.
این آیه ای که یکی از دوستان نوشتن هم دقیقاً همون حجابی رو شرح میده که هر آدم عاقلی رعایت می کنه و در همه جوامع هم رعایت می شه. البته به نظرم در ایران از همه کمتر، یعنی اینقدر آرایش من در صورت ملت خارجه نمی بینم که در برخی خانم چادری های ایران !!!
Reihaneh | شنبه، ۲۳ آذر ۱۳۸۷، ۱۱:۴۴
تمام کامنت ها به کنار، آن دوستی که حجاب را عملی دیگرخواهانه می داند تا من زن باعث دور شدن او که مرد است از هدف والایش نشوم را نمی دانم کودکی چند ساله می تواند نوشته باشد!
کمی واقعی تر نگاه کنیم! مردی که با دیدن موی سر زن به قول مسلمانان بخواهد به گناه و شهوت و این ماجراها گرفتار شود، حقیقتا بیمار جنسی نیست؟!!! یعنی در کشورهایی که حجاب اجباری نیست تمام مردها دائما در احوالات شهوانی به سر می برند؟!
نمی دانم! چه اصراریست که برخی از آقایان بیماری های جنسی خود را به سایرهمجنسانشان تعمیم دهند....
sicha | جمعه، ۲۲ آذر ۱۳۸۷، ۱۰:۵۱
والاماروهم مدرسه اجبار کرد وګرنه ما اینجا کاری نداشتیم
مرجان | چهارشنبه، ۲۰ آذر ۱۳۸۷، ۱۶:۱۶
به زنان با ايمان بگو ديدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاكدامنى ورزند و زيورهاى خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه طبعا از آن پيداست و بايد روسرى خود را بر سينه خويش [فرو] اندازند و زيورهايشان را جز براى شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان [همكيش] خود يا كنيزانشان يا خدمتكاران مرد كه [از زن] بىنيازند يا كودكانى كه بر عورتهاى زنان وقوف حاصل نكردهاند آشكار نكنند و پاهاى خود را [به گونهاى به زمين] نكوبند تا آنچه از زينتشان نهفته مىدارند معلوم گردد اى مؤمنان همگى [از مرد و زن] به درگاه خدا توبه كنيد اميد كه رستگار شويد (
MAHDI | چهارشنبه، ۲۰ آذر ۱۳۸۷، ۱۵:۰۷
باسلام خدمت همه دوستان عزيز:
من با نظر دوست خوبم وحيد لاهوتي موافقم.
در ضمن اينم بگم كه حالا دوستانمون دارن در مورد حجاب بحث ميكنن با عصبانيت و لجاجت جواب همديگه رو ندين اگه ممكنه هم موافقين و هم مخالفين جوابهاي منطقي و درست ارائه بدن تا طرف مقابل قبول كنه و اشتباهشو بپذيره .
حسين | پنجشنبه، ۱۴ آذر ۱۳۸۷، ۲۱:۲۲
ولی اگر خوب دقت کنیم حجاب هم می تواند جزو اعمال صالح باشد . یعنی حجاب می تواند وسیله عفاف و پرهيز از بيماری دل و آلودگی درون باشد . بالاخره برای عفاف و پرهیز از بیماری دل و آلودگی درون باید از انسان افعالی سر بزند . یکی از آن افعال ( و یا اعمال ) می تواند حجاب داشتن باشد . یعنی اگر زن مسلمان در سیر اندیشه خود به این نتیجه برسد - در این لحظه و در این مکان - برای عملی کردن عفاف لازم است که حجاب داشته باشد چون عفاف عمل صالح است داشتن حجاب هم می شود عمل صالح و حكمش حكم امر واجب ديني و عقلاني . حالا - مثلا - پیش فرد محرم حجاب کاری لغو محسوب می شود چرا که آنجا الزامی به عفاف نیست کما اینکه اگر در برابر محرم هم به این نتیجه برسد که بهتر است پوشیده گی اختیار کند - نه لزوما با پوشش سر و موی - اینجا باز پوشیده داری و حجاب عملی در گروه رفتارهای عفیفانه محسوب می شود و طبعا در شمار اعمال صالح می آید . به نظرم واقعا در صحن جامعه یک مملکت مسلمان نشين حجاب همییشه حکم عینیت دادن به عفاف را دارد . البته رفتارهای عفیفانه فقط حجاب نیست و در بند بند اعمال آدمی بایسته و شایسته است که عفت رعایت شود.
سياوش | پنجشنبه، ۱۴ آذر ۱۳۸۷، ۱۷:۳۰
دوست عزیز ما مسلمانیم. اگر می خواهید می توانید از این دین بیرون بروید و حتی آن را از ترس اعلام ارتداد و حدهای بعدی اعلام هم نکنید. اما مطمئن باشید اگر مسلمان شدی یعنی تسلیم امر خدا. و او هم در قران دستور داده است حجاب را رعایت کنید. امثال فاطمه مرنیسی مراکشی هم مثل همین زنان گروه طرفدار فمینیسم و حقوق زنان در ایران هستند که هیچ چیز را قبول ندارند. حالا مشکل شما با زنهای مسلمان چیست ؟ حتی اگر زنی سنت برده داری و ساسانی و ... را قبول دارد دلش می خواهد متحجر باشد و حجاب سرش کند شما مشکل دارید ؟ شما می توانید از همسر خودتان یا دختر و خواهر خودتان بخواهید آنرا رعایت نکنند اما تا وقتی که کسی مسلمان نام دارد نمی تواند دستورات آن را بی ربط یا به سبک کسان دیگر و بدرد نخور بداند یا فکر کند مال 1400 سال پیش است. تورا بخدا دست از سر آدمهایی که دلشان می خواهد دینشان را داشته باشند بردارید .
******************
دوست عزيز!
پياده شويد با هم برويم. چه عجلهای؟ بيرون رفتن از دين یعنی چه؟ ارتداد يعنی چه؟ حجاب داشتن يا نداشتن چه ربطی به ارتداد دارد؟ این همه تذکر که من در خلال نوشته داده بودم برای همينها بود که کسی فکر نکند اين نوشته برای تعيين تکلیف برای مردم است. اين نوشتهها نه در جهت الزام حجاب است نه در راستای نفی آن. چه کسی گریبان شما را گرفته است که حالا بايد دست از سر شما برداشت؟ اصلاً مگر مخاطب اين نوشته شما بوديد که اين قدر تند رفتهايد؟ بیشتر که فکر میکنم میبينم اتفاقا امثال شما مخاطب اين جنس نوشتهها هستيد. چرا؟ چون منطقتان اين است: حجاب بخش ضروری دين اسلام است و اگر کسی آن را نمیخواهد اصلاً از خودِ دين اسلام برود بيرون! خودتان هم داريد به خيال خودتان تضمين میدهيد که برويد هيچ بيمی از ارتداد هم ندلشته باشيد! دوست عزيز! حجاب بخشی از دين اسلام نيست. دين اسلام يعنی شهادتين و اعتراف به روز جزا: الا من آمن و عمل صالحاً. حجاب، جز اعمال صالح نیست. عفاف است و پرهيز از بيماری دل و آلودگی درون که در شمار اعمال صالح است. بگذریم. «سخن دراز کشيديم و همچنان باقی است...» اميدوارم يک بار ديگر اين چند يادداشت را به دقت بخوانيد و هوس تعيين دايرهی کفر و ايمان برای خلايق نکنيد.
د. م.
fre | چهارشنبه، ۱۳ آذر ۱۳۸۷، ۰۵:۵۴
خواهش می کنم به خاطر یک کلمه یقین که من در جمله ام آوردم کل فلسفه ای را که خدمتتان تقدیم کردم را رها نکرده و خودتان را وارد بحث شک و یقین نکنید . بنده می گویم زن مسلمانی که به اختیار حجاب دارد اگر اهل اندیشه باشد خود در می یابد که در مملکت مسلمانی رفتارش تا چه اندازه دیگرخواهانه و عاشقانه است و با حجابش سعی می کند به سلوک دینی و الهیاتی مرد مسلمان کمک کند . این واقعا با شکوه است که شما کاری نکنید که ( مثلا ) من از هدفم ( که هدف نانجیبانه ای هم نیست ) دور شوم . مثلا حدس می زنم و قریب به یقین می دانم که شما هم پیش انسان روزه دار شروع به خوردن نمی کنید و تردید ندارم شما از آنهایی هستید که حتی برای انسان روزه دار سفره افطاری هم می اندازید . من یقین دارم . این رفتار در زنان مسلمان با حجاب و بی حجاب هم هست . زنان بی حجابی می شناسم که از مردان مذهبی رو می گیرند تا به تقوای آنها احترام بگذارند . در زنان مسلمان اندیشمند نیز این آگاهی وجود دارد . اگر می گویم یقین داشته باشید از شما این نوع یقین را طلب می کنم که گویی بگویم روبروی شما نوشته های من قرار دارد . این واقعیت وجود دارد برای اینکه وجود دارد .
این بیت هم بطور خاصه پیشکش شما :
ز ملک تا "ملکوتش" حجاب برگیرند
هر آنکه خدمت جام جهان نما بکند
سياوش | یکشنبه، ۱۰ آذر ۱۳۸۷، ۱۹:۴۳
در جواب به اون دوستي كه گفته حجاب يه سنت شده در دين حالا از هر جا كه مي خواد بياد، بايد گفت كه سنت قابل شكستن است!!! وحي منزل نيست كه اگر اجرا نشه مورد خشم و غضب خدا قرار بگيريم. نوروز و هفت سين يه سنت 2500 ساله است ولي آيا اگه كسي هفت سين نچينه دست و پا شو بايد قطع كرد؟! شايد مثال خوبي نباشه ولي حداقل نوروز سنتيه كه قدمتش خيلي بيشتر از حجابه. به قول آقاي د.م. مهم عفافه نه حجاب. هر چيزي در زمان خودش معني داره!
بهارك | یکشنبه، ۱۰ آذر ۱۳۸۷، ۰۹:۴۹
سلام و سپاسگزارم از زحمتی که کشیده اید و منابعی را در اختیار خوانندگان قرار داده اید هرچند با چند مورد محدود نمی توان در مورد درستی یا نادرستی مطلب اظهار نظر کرد،لطفا اگر باز هم منابعی در اختیار دارید ( چه موافق و چه مخالف) در وبلاگتان قرار دهید.به روایتها و احادیث نمی توان کاملا استناد کرد. پدر بزرگ من صدها حدیث عجیب و غریب از کتابهای معتبر نقل میکرد مانند این که: قلم بر زن حرام است(امام صادق) یا زن مثل شاخه خشک کج است(حضرت علی)(کسی چه می داند شا ید حضرت علی به فرد خاصی گفته است که زن تو مثل شاخه خشک است با او مدارا کن و برخی آن را به عنوان حدیث نقل کرده اند)شاید این احادیث و موارد مشابه، امروز خنده دار به نظر بیایند، اما 80 سال پیش( و هنوز در برخی مناطق) اینطور نبوده است
شاید در آینده برخی احادیث معتبر امروزی خنده دار به نظر برسند
همیشه در ذهن من سوالی وجود داشت که اگر حجاب جزو مسائل اصلی اسلام است چرا در اصول دین (البته جزو اصول که حتما نیست!)و در فروع دین نیامده است؟ حتی بی حجابی جزو گناهان کبیره هم نیست(هرچند در جامه ماپوشیدن چکمه و کت دامن گناه خیلی خیلی کبیره است!)و اینکه اگر حجاب به صورت پوششی که امروز روی آن تاکید می شود،(یعنی پوشاندن موی سر)برای خدا مهم بوده، چرا به صورت آیه ای واضح برای فهم همه با هر سطح درک و شعور و بی نیاز از تفسیر(قران مال همه است مگر نه؟)آن را بیان نکرده است؟و فقط از پوشش و چیز هایی مشابه در قران یاد شده حتی کلمه موی سر در قران نیامده و باید از تفاسیر ایه ها(که آن هم در برخی موارد معلوم نیست دقیقا مخاطب ایه چه کسی است ایا منظور افراد خاصی بوده اند و ایه شان نزول خاصی دارد؟مثل برخی آیات که به کشتن یهودیان و نصرانیان و جای دیگر به دوستی با آنها حکم داده شده و مهم زمان و نزول آن است و هر مورد مخاطب و زمان خاصی دارد و نمی توان همیشه آن را اجرا کرد)بفهمیم حجاب مهم است؟ هر گز فلسفه حجاب را هم نفهمیدم که حجاب مصونیت است نه محدودیت!! یعنی من در سرما و گرما سختی بکشم (آقایان محترم یک بار با مانتو شلوار و مقنعه در آفتاب فوتبال بازی کنید،یا یک کوله پشتی 18 کیلویی را تا قله توچال ببرید یا اصلا خرید روزانه تان را مسافتی هرچند کوتاه با حجاب برتر حمل کنید ،تا کمی درک کنید:البته این مثالها کمی سطحی و برای درک عموم است!!) تا شخص دیگری به گناه نیفتد!!این آخر بی انصافی است!! و خدایی که من به آن اعتقاد دارم از هر نقص و بی عدالتی به دور است !در ضمن حجاب فقط مختص اسلام نیست در گذشته (و امروز در برخی فرقه ها) از یهودیت و مسیحیت، پوشاندن موی سر برای زنان الزامی بوده است و جالب اینست که در قرون وسطی برای محدود تر کردن زنان به شدت روی آن تاکید می شود(رمان دختری با گوشواره مروارید را خوانده اید؟مربوط به دوران دوری هم نیست : دختر خدمتکار با اینکه هزار جور رابطه با نامزدش دارد، اما حاضر نمی شود روسریش را در مقابل او بر دارد، چون به او گفته شده فقط زنان هرزه موهای سرشان را اشکار می کنند!!) به هر حال دانستن بیشتر، چه نظرات موافق و چه مخالف ، ما را در انتخاب هایمان آ گاهتر می کند پس بهتر است بگذاریم هر شخصی که نظری یا سندی دارد، و البته مودبانه آن را بیان میکند، حرفش را بزند!!
سارا | جمعه، ۸ آذر ۱۳۸۷، ۲۲:۱۸
جانا سخن از زبان ما می گویی
به خاطر کتاب متشکرم.
فرناز | جمعه، ۸ آذر ۱۳۸۷، ۰۸:۲۶
در قرآن صریحا ذکر شده که: ای محمد به مسلمانان بگو که به زنهایشان بگویند خود را بپوشانند.
سنت پیامبر هم مشخص می کند که پوشش به چه معنی باید تعبیر شود.
و در آخر، با دو کتاب از دو نویسنده نمی شود این ادعا را قبول کرد، ده ها اگر نه صدها کتاب علمی/تاریخی معتبر هست که خلاف این موضوع را ادعا دارند.
***********************
دوست بینام عزيز،
مسأله «ادعا» نيست. ادعا را همه دارند. اتفاقاً آن کتابهايی که «ادعا» دارند، همين کتابهای به قول شما «علمی/تاريخی» معتبر هستند که حکم به الزام حجاب میدهند. بر خلاف اينها، ليلا احمد و فاطمه مرنيسی، حداقل تا جايی که من خواندهام، در مقام ادعا و تجويز نبودهاند. تشخيص اينکه من و شما چه بايد بکنیم بر عهدهی من و شما و عقل ماست. میشود البته عقل را تعطيل کرد و در دامنِ آسودگی تسليم و تقليد آرميد. اين راه راحتتر از بقيه است البته.
دربارهی آيهای که از قرآن ذکر کرديد، اتفاقا همين آيه است که در بحث خلل ايجاد میکند و موضعِ مرا بيشتر تقويت میکند. توضيحاش بماند برای بعد.
نه دوست عزيز! شما متن بنده را به کمال بیدقتی و بسيار سرسری خواندهايد. اگر به دقت خوانده بوديد اينها را هرگز نمینوشتيد!
د. م.
بی نام | پنجشنبه، ۷ آذر ۱۳۸۷، ۲۰:۳۰
زنهای مسلمون غالبا به شکل تعبدی و بدون بازخواست حجاب دارن و تو دیالوگی که با خدا دارن اعتقاد و اعتماد خودشون به حفظ این اطاعت رو امتداد می دن و حجاب از سر بر نمی دارن اما اون زن مسلمان اهل اندیشه که در منطومه رفتارهای تعبدی عمیقا مومن به دیگر خواهیه می دونه که رعایت حجاب در سرزمین مسلمان نشین در واقع یک جور احترام به مردیه که رنج تقوا و پرهیزگاری رو تحمل می کنه . شما یقین داشته باشید که از حجاب رفتاری عاشقانه تر از سوی زن مسلمان برای مرد مسلمان نداریم .
***********************
«يقين داشته باشيد»؟ دوست داشتم همهی آنچه را نوشتهايد با تمام حسن نيت بخوانم ولی همین «يقين» که پای مرا بدان میکشانيد مرا فراری میدهم. اتفاقاً حالا شکام بیشتر شد!
سیاوش | پنجشنبه، ۷ آذر ۱۳۸۷، ۰۷:۲۸
خیلی خوب است اگر بیشتر توضیح بدهید. من فقط خواستم بگویم که استنباط من از نوشته شما این نبود که میگویید «هر کسی حجاب دارد، برده است يا مرعوب نظام بردهداری است!». حرف من این بود که معنی نشانه ها در طول زمان تغییر میکند. شاگرد ۱۸-۱۹ ساله آمریکایی من وقتی که روسری مرا میبیند میفهمد که من مسلمانم و اگر حتی یکی از کلیشههایی که از زن مسلمان در ذهنش دارد زیر سوال برود، من آنچه را که میخواستم یافتهام.
آنچه در متن شما مرا آزرد این بود که انگار میگویید که جز از سر بیاطلاعی و نادانی نمیتوان حجاب را نشانه مسلمانی دید.
******************
اجازه بدهيد بنويسم تا بيشتر توضيح بدهم. ترجيح میدهم گفتوگو به مجادله کشيده نشود. بله، حجاب را بسياری نشانهی مسلمانی میدانند. البته من حجاب را نشانهی ايمان و مسلمانی نمیدانم. آنچه به ايمان مربوط است، عفاف است نه حجاب. بگذارید بعدا در نوشتهی جداگانهای روشنتر توضيح بدهم.
مینو | چهارشنبه، ۶ آذر ۱۳۸۷، ۲۰:۴۹
تا آنجا که از نوشته ات برداشت می شود می خواهی بگویی که حجاب اصل اسلام نیست و به خاطر این پیشینه ای که ذکر کرده ای وارد اسلام شده، درست است؟ استنادت هم به تحقیقات دو محقق است و فهم و برداشت آنها از آیات و روایت.
اگر واقعا چنین باشد سوال اینجاست که اسلام تا کی قرار بوده متاثر از شرایط برده داری دوران پیش از خود باشد؟ فکر نمی کنی اگر ورود حجاب به اسلام واقعا به این دلیل بوده، پس: قاعدتا پیامبر و ائمه نسبت به ان باید واکنشی می داشتند و ردش می کردند؟ پس تکلیف مشی و روش خود ائمه علیهم السلام در حفظ حجاب در خانواده شان چه می شود؟ حتی اگر حجاب درونی و بومی خود اسلام نباشد، لابد از دید معصومین و فی الواقع از دید الهی امر پسندیده ای بوده که سخنی در ردش نفرموده اند.
ضمن آنکه به نظر تو در این چهارده قرنی که از اسلام می گذرد، این همه عالم و عارف و فقیه که داشته ایم چند درصدشان حجاب را رد کرده اند؟ از نواب امام زمان گرفته تا علامه حلی، بحر العلوم و شیخ بهایی و شیخ مرتضی انصاری و شیخ جعفر مجتهدی ، علامه طباطبایی و علامه حسن زاده و ... اینها هیچ کدام اهل فکر و تحقیق نبوده اند؟ همه وامدار دسته بندیهای سیاسی و فقهی بوده اند و نان به نرخ روز خور؟ دگم و بسته و متحجر بوده اند؟ بعضی از اینها، اگر نگویم بسیاری، به ملکوت وصل بوده اند، عرفان را که می دانم قبول داری. گمان نمی کنی اگر چنین چیزی درست می بود در مشی و روش علما در اهل بیت خودشان، نمودی می داشت؟ یعنی فهم فاطمه مرنیسی از دید تو با فهم تقریبا تمامی علما و مراجع و داشمندان و عرفا برابر و بلکه بالاتر است؟ گمان نمیکنی کمی بی تامل آنچه خوانده ای باور کرده ای؟ ای کاش 30 سال جمهوری اسلامی از حافظه مان حذف می شد تا می توانستیم ناب و سالم در مورد حجاب فکر کنیم.موفق باشی
******************
وحيد عزيز،
خيلی ماجرا را داری صفر و يک و سياه و سفيد میبينی. اولاً جایگاه و شأن علمی کسانی مثل علامهی طباطبايی به هيچ رو دليلی بر صحت يک اعتقاد خاصشان نمیشود. ثانياً، با چه منطقی بايد فهم عارف و صوفی و فقيه و فيلسوف را در بست پذيرفت؟ فقط به صرف عارف، صوفی، فقيه و فيلسوف بودنشان؟ حرف در اين زمينه بسيار است. چنانکه اشاره کردهام باز هم خواهم نوشت تا نظرم روشنتر شود. اما وحيد عزيز، مسأله فقط جمهوری اسلامی نيست. اگر بود، مواضع نظری و فکری مسلمانان پيش از انقلاب در اين زمينه دستخوش تغيير میشد. حالا توضيح بيشتر خواهم داد. اما به اختصار بگويم که با تو موافق نيستم. من بندهی دليلام. و برای من دليل بياور. نگو «خانوادهی ائمه» چنين بودند و چنان يا فلان فقيه و فيلسوف و عارف چنان بودهاند. برای من دليلِ آنها را بياور تا آن وقت بشود با منطق حرف زد.
د. م.
وحید لاهوتی | چهارشنبه، ۶ آذر ۱۳۸۷، ۱۹:۳۸
من از همان مسلمانانی هستم که معتقدند حجاب (به معنی مصطلحش) وجوب شرعی ندارد ولی درعین حال به عنوان کارکرد هویتی خارج از خانهام حجاب دارم. تعبیر هر نشانهای بستگی به زمان و مکان دارد، همان طور که حلقه در گوش کردن امروز، در اغلب جاهای دنیا، نشانه بردگی نیست، روسری سرکردن هم به معنی اعتقاد (حتی تلویحی) به نظام برده داری نیست.
راستش لحن تان را در این متن کمی عصبانی و از موضع «نگه کردن عاقل اندر سفیه» یافتم و رنجیدم، گرچه این احتمالا عکسالعملتان به همیشه حق به جانب هایی است که هر کسی جز خودشان را بیدین میدانند.
******************
ظاهراً بدجوری سوء تفاهم شده است یا شايد هم شما متن را با لحن عصبانی خواندهايد. ديدهام که سوء تفاهمهای دیگری هم شده است. توضيح خواهم داد. معنای سخن من هرگز اين نبود و از مضمون سخن من هم استنباط نمیشود که هر کسی حجاب دارد، برده است يا مرعوب نظام بردهداری است! توضيح بيشتر خواهم دادم تا رفع رنجش و سوء تفاهم شود.
مینو | چهارشنبه، ۶ آذر ۱۳۸۷، ۱۸:۵۵
سلام
ريشه حجاب هرچه باشد اسلام بر آن تاكيد دارد، و همين مهم است.ما مجبورنيستيم مسلمان باشيم ( لا اكراه في الدين)اما وقتي داخل حوزه اسلام و مدعي آن مي شويم بايد قوانين آن را بپذيريم. اين مساله در موارد خيلي جزيي تر هم اتفاق مي افتد مثل عضويت در حزب، يا حتي عضويت در سايتها.
محمدحسين | چهارشنبه، ۶ آذر ۱۳۸۷، ۱۱:۱۰
برایت متاسفم که آنقدر دگم هستی که به سوالهایی که از تو می شود، فکر نکنی. من که از این کامنت ها خیلی چیزها آموختم. هسته ی پاسخ های تو عبارتند است از فرار، کم توجهی، تمسخر، عالم نمایی، مسلط نمایی بر موضوع....
امیدوارم از فضای وبلاگت استفاه کنی و توان و جرأت یادگرفتن چیزهای نو را داشته باشی. وقعا فضای وبلاگ مثل فضای سمینارهای دانشگاهی است. البته بعضی وقتها هم به تو حق می دهم که پرخاشگر بشوی؛ مخصوصا وقتی کسانی از روی غرض ورزی و بدون توجه به موضوع می نویسند.
********************
دوست عزيز،
کسی که «فرار، کم توجهی، تمسخر و عالمنمايی» میکند مجبور نيست در کارش به جايی ارجاع بدهد و خودش را به زحمت بيندازد تا برود یک کتاب را در تحکیم سخناش اسکن کند. نه؟
البته آدمهای مختلف پاسخهای مختلفی میطلبند.
د. م.
Saied | چهارشنبه، ۶ آذر ۱۳۸۷، ۰۹:۵۹
دنبال مذهب خالص هستید؟ ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی! مذهب یک نهاد اجتماعی است و مثل بقیه نهادهای اجتماعی هم متأثر از و هم مؤثر در فرهنگ و اجتماع. مذهب مجموعه سنت هاست و مشروعیتش را هم از همان سنت بودن می گیرد. از نظر سنت تردید نکنید که زن مسلمان زنی است که موهایش را لا اقل کمی تا قسمتی می پوشاند. تاریخ و جغرافیا و غیره عوامل پیدایش یک سنت را توضیح می دهد اما وقتی چیزی سنت شد دیگر آن تاریخ و جغرافیا موضوعیت ندارد. اگر دلتان می خواهد از نظر علمی روند پیدایش سنتی را برای خود روشن کنید و فائده علمی ببرید یا حتی اگر می خواهید دین و فرقه جدید درست کنید بسم الله اما یادتان باشد که آن یک میلیارد و نیم مردمی که دینشان را از شما نگرفته و برای توجیه یا تبیین سنت های دینی خود هم هیچ احتیاج به شما و هیچ کس دیگر ندارند کمتر وقعی به این قبیل تحقیقات فرهنگی-اجتماعی نخواهند گذاشت.
***********************
مذهب خالص؟ بدجوری مشغول خیالبافی هستيد. «خشت اول چون نهد معمار کج...»
Anonymous | چهارشنبه، ۶ آذر ۱۳۸۷، ۰۱:۱۱
alan didam scan matlab ro, hanouz nakhondam vali mamnon.
mahmoud | چهارشنبه، ۶ آذر ۱۳۸۷، ۰۱:۰۳
عزیز من، شما لطف کرده اید یک مطلبی نوسته اید بر مبنای ادعای دو دانشمند. من می پرسم تا جائی که من خوانده ام کارهای احمد و مرنیسی را به طو" قطع" نگفته اند که ریشه های حجاب به ایران زمان ساسانیان می رسد، و خواهش کردم بگوئید در کدام کتاب و کدام صفحه این ادعا مطرح شده، عصبانی شدن و اسکن کردن نمی خواد...منون.
************************
نه دوست عزیز،
عصبانیت نيست؛ دارم رفرنس دقيق نشانتان میدهم. در ضمن، هيچ جای چيزی به اسم «به طور قطع» وجود ندارد. هر يافتهی علمی يا تاریخی هميشه میتواند بازنگری شود.
mahmoud | چهارشنبه، ۶ آذر ۱۳۸۷، ۰۰:۵۷
مطمئنی که در زمان ساسانی زنانی بهنام برده وجود داشتهاند و اصولاً در این زمان چیزی بهنام بردهداری مرسوم بوده یا خیر؟ من که برای بار نخست است میشنوم. در خصوص حجاب در ادیان باستان خواهم نوشت.
********************
در زمان ساسانيان بدون شک زنان اشراف به همين دليل حجاب داشتهاند. شما قضيه را شخصی نکن اخوی. من از حافظه نوشتهام ولی میتوانم رفرنسها را بياورم. به هر حال اين يادداشت کالنقش في الحجر نيست. همين دو فصل موجود خودش کارآمد است عجالتاً. به هر حال، اصل مدعا نقض نمیشود که پوشش حجاب نه اسلامی است نه عربی. تمام نکته همين است. حال میشود به تفصيل بیشتر دربارهاش نوشت. از جمله اينکه حجاب تنها برای زنان پيامبر بود. ريشههای اين را البته فاطمه مرنيسی به دقت در آيات و احاديث نشان داده است.
سوشیانت | سه شنبه، ۵ آذر ۱۳۸۷، ۱۷:۱۵
حجابی که در یک مملکت به ظاهر اسلامی،با زور و به ضرب گشت ارشاد به مردم تحمیل شود با کوچکترین لغزش و شاید آزادی!! همین مملکت با ظاهر اسلامی را به لجن میکشد
مبین محسنی | سه شنبه، ۵ آذر ۱۳۸۷، ۱۲:۱۱
آقای محمدپور، پیدایش اسلام در یک جامعه ی سلسله مراتبیِ قبیله ای باعث نهادینه شدن، عادی شدن و مقدس شدن بسیاری از این روابط اجتماعی شده است. اگر ما ارتباطات حوزه هایِ مختلفِ نهادینه شده در قالب اسلام را نبینیم، نمی توانیم با مساله ریشه ای برخورد کنیم. مساله ی حجاب هر منشائی که داشته باشد، از سایر مسائلِ حقوقی زنان غیر قابل تفکیک است. ارتباط سلسه مراتبی میان زن و مرد از نگاهی جامعه شناسانه تنها بخشی از روابط سلسله مراتبی اجتماعی دیگر است. روابط کافر و مسلمان یکی دیگر از این روابط سلسله مراتبی است... به نظر می رسد که تمام این روابط سلسله مراتبیِ عشیره ای با همه ی جنبه های آن باید مورد نقد قرار بگیرند.
باید نشان داد که آیا اسلام به مثابه ی یک «ایدئولوژی عشیره ای» تا چه حد توان و پتانسیلِ دموکراتیزه کردنِ این روابط متصلب قدرت را دارد؟
خوشحال می شوم نظر شما را هم در زمینه ی همه جانبه دیدن این ارتباطات قدرت بدانم؟
آیا شما اسلام راچیزی غیر از این روابط اجتماعی می دانید که سینه به سینه در طول تاریخ با همه ی تغییراتش به مارسیده است؟
به نظر شما نقد را از کجا باید شروع کرد؟
کجا مقدس است و باید مقدس و بدون چالش بماند؟
**********************
دوست عزيز،
آنچه نوشتهايد خیلی پرمضمون است و بحثانگيز. میشود دربارهی يکايک کلماتاش حتی مفصل حرف زد. من پيشتر از اينها بسيار در وبلاگام نوشتهام و باز هم خواهم نوشت. اجازه بدهيد به تدريج در همان سير معمول نوشتههایام ادامه بدهم. من کاری به مقدسات و غير مقدسات ندارم. بحث من خيلی روشن است. بالاخره دین اسلام تاریخی دارد که کمابيش شناخته شده است. من به تفسيرهای شاذ و حاد کاری ندارم. همین دو نويسندهای که به آنها اشاره کردهام، به خوبی موضوع را بررسی کردهاند. بيش از اين من چيزی نمیخواهم به بحث آنها بيفزايم. اجازه بدهيد بقيهی نظرهایام را در جای ديگر بگويم (چنانکه پيشتر گفتهام اما چون ظاهراً همهی مطالب اين وبلاگ را با هم نمیخوانيد لابد توجه نکردهايد).
د. م.
Behrouz | سه شنبه، ۵ آذر ۱۳۸۷، ۱۱:۱۱
I didn't ask about the name of their books, I know about them very well. I asked which pages support you claim that the root of Hijab comes from Sassanian and not Arab culture. I would be appreciate if yu answer at your convenience.
******************
What, you expect me to quote passages from books which are very well know in the academia? You must be kidding! Go read the books man. If there is section which contradicts my argument, quote it here and tell me I have been wrong!
D.
***********************************
ديدم در وبلاگ بهمن هم نظر مشابهی گذاشتهايد. اندکی مهلت بدهيد، عين صفحات کتاب را اسکن میکنم و تقديم میکنم به حضور مبارک!
د. م.
mahmoud | سه شنبه، ۵ آذر ۱۳۸۷، ۰۹:۱۷
ضمن اینکه قدرتهای مؤثر در زمان و مکان در آداب و شئونات و احکام اجتماعی را برای حفظ امنیت شهروندان نباید نادیده گرفت ضمنا هیچ سنت و ادب و حکمی مجوزی برای تعمیم و تسری به تمام زمانها و مکانها ندارد الا به قدرت قهار.
به مطلب شما در قسمت پیوند روزانه لینک داده شد.
ماهگون | سه شنبه، ۵ آذر ۱۳۸۷، ۰۸:۳۳
حرف شما متین و درست. اما سخن دیگر هم این است که بر فرض که اصلا حجاب حکمی قرآنی و اسلامی باشد. آیا با ترجمهی زمانی آیات قرآن ما این اختیار را داریم آیات احکامی چون حجاب یا شیوهی تقسیم ارث و آیات دیگر از این دست را به گونهای دیگر تفسیر کنیم؟ به نظر من باید بحث را متوجه این گزاره بکنیم که حلال و حرام محمد (ص) الی العبد حرام و حلال هست یا نیست؟ آیا محمد به ما این اختیار را داده است تا با توجه به صلاحدید خود در احکامی که او وضع کرده دست ببریم؟ به نظر من این بحثها زمانی نتیجه میدهد که تکلیف خودمان را با این مسئله که گفتم روشن کنیم. وگرنه اگر هزار سال هم بحث کنیم که مثلا حجاب ایرانی است و عربی نیست یا از آن بدتر سعی کنیم ایات قرآن را به زور تاویل کنیم و معانیشان را عوض کنیم به نتیجه نخواهیم رسید. فوقاش حجاب را حل میکنیم. با دیگر آیات احکامی قرآن که با حقوق بشر امروزین نمیخواند و اتفاقا در متن صراحت هم دارد چه خواهیم کرد؟
*****************************
کوتاه می گویم: جامعه مسلمان ها - شيعه و سنی - مدت هاست که ازحلال محمد و حرام محمد عبور کرده است. اين حديث بيشتر در حد شعار باقی مانده آن هم برای از ميدان به در بردن رقبای سياسی يا کلامی. نه در حد اعتقاد و ايمان حتی. لازم نيست آيات قرآن را به زور تأويل کرد. زورگار به طور طبيعی آيات را برای ديرباوران تأويل می کند!
Youness | سه شنبه، ۵ آذر ۱۳۸۷، ۰۶:۰۸
Would you plz tell us where exactly Leila Ahmed or Mernisi has mentioned the root of Hijab can be find in Sassanid era? with the name of book and pages..
*************************
لينک های درون متن را کليک کنيد. اسم کتاب های هر دو در پايان متن آمده است.
mahmoud | سه شنبه، ۵ آذر ۱۳۸۷، ۰۴:۱۱