آلبوم «مرکبخوانی» با آهنگسازی شاهکار پرويز مشکاتيان و آوازِ آسمانی شجريان در شمارِ نخستين آلبومهای موسيقی سنتی ايرانی بود که چنگ در جانِ من زد. روزهای نوجوانی و سالهای نخست دانشگاهِ من (و البته ايام درس خواندن برای کنکور) به شنيدن اين آلبوم میگذشت. اين نغمهها مرا پرتاب میکند به خانهی مادری (و پدری). به روزهای تابستانِ اواخر دههی شصت و اوايل دههی هفتاد. خاطرم هست که يکی از خويشاوندان روزی به خانهی ما آمده بود و طبق معمول، نوای موسيقی شجريان و مشخصاً همين آلبوم بلند بود. گفت: «اينها را که راديو و تلويزيون هم پخش میکنند. ديگر چرا توی خانه مرتب گوش میدهی؟» سؤال ساده و جالبی بود و البته اين عالم برای او قابل درک نبود. اولين چيزی که گفتم اين بود: «راديو و تلويزيون خيلی زحمت بکشند، فقط تصنيفی را پخش میکنند و تمام. آدم بايد حوصله داشته باشد و ذوق که يک آواز را از اول تا آخر گوش بدهد!». يادش بخير. آن روزگاران گذشت. اما من هنوز از شنيدن اين آوازها سخت محظوظ میشوم و دگرگون. شجريان و مشکاتيان (و موسوی) را عمری دراز و پر عزت باد که خانهی گوش و هوش و جان و دل مرا رنگين کردهاند! شما هم گوش بدهيد و محظوظ شويد.

نظرها (2)
... كه از خاك كمتريم .. داريوش عزيز ، شيريني جان شما هر چند آسان بدست نيامده ، ولي بيشتر و قتها كه مطالب شما را در سكوت نيمه شبها مي خوانم ، فكر مي كنم- هر چند ناعادلانه است- ولي موهبت نيك دلي ذاتي هم وجود دارد - و جانم آرام مي گيرد از اين كه دلهاي مطمئني مثل شما تلاش مي كنند كه دردهاي شيرين خود را با ديگران قسمت كنند ،و كابوس هاي روزمره فراموش مي شود .
hassan | شنبه، ۲۵ آبان ۱۳۸۷، ۲۳:۵۵
آقا جان این چه کار خوبی است که با دل ما میکنی؟
داشتیم حین مرور و حلاجی دروغهای عاطفی متولیان دل و دین و عقل، با یک دست ساندویچ خودمان را سق میزدیم و یک دست فرمان را چسبیده بودیم و سریع می راندیم تا به قسمت آخر یک سریال گمراه کننده ی دلنشین تلویزونی با نام پایان یک رویا( نمیدانم کی اسمش یادم رفت!!!) برسیم که هدیه ی شما به گوش جان رسید و از این جا مانده و از آنجا رانده شدیم.
آقا جان ما را بردی درست سر همان ایستگاهی که که زدیم به جاده ی خاکی تا یا زودتر به مقصد برسیم یا حسابی خود را لت و پار کنیم.
دستت و دلت درد نکند که بیچاره کردی ما را.
ظاهرا مضطر بی چاره ابتدای راه نجات است اگر آهی بکشد و راهی باز شود.
باز هم ممنون.
ماهگون | شنبه، ۲۵ آبان ۱۳۸۷، ۱۸:۳۰