September 27, 2008

« لال | صفحه‌ی اصلی | وقتی آکسفورد در لندن حلول می‌کند! »

خشخاش

ژست حکيمانه گرفته، می‌گويم: «احترام را می‌شود به دست آورد؛ می‌شود برای‌اش زحمت کشيد. اصلاً احترام را بايد فراهم کرد. بايد برای‌اش خونِ دل خورد. تصادفی نيست. احترام يعنی عزيز بودن، يعنی در «مردمِ ديده‌ی صاحب‌نظران» بودن. این را می‌گويم...»
می‌گويد: «تو باورت شده است که اين‌جوری است؟ اين اصل مهمی است. اين را بايد پیش چشم داشته باشی. خيال برت ندارد که تن‌آسايی اگر بکنی و ادب اگر فروبگذاری، عزيزکرده می‌شوی، بی‌جهت. البته که بايد خونِ دل خورد.»

گفتم: «من هم که همين‌ها را دارم می‌گويم. داری باز بهانه می‌گيری؟»

گفت: «نه. از تو بعيد است این تجاهل‌ها! تو چرا خودت را به نفهمی می‌زنی؟ تو که می‌دانی به چشم بر هم‌زدنی، هر چه عزت، احترام و آبرو باشد را می‌توانند از صاحب‌اش بستانند. تو که می‌دانی همه بسته به موست. به يک موی عنايت. خون دل بخور برای اين‌که کسی باشی و کسی بشوی. اما يادت نرود که هيچ نيستی.»
من: ؟
می‌گويد:« زمين در جنبِ اين نه تاقِ مينا / چو خشخاشی است اندر روی دريا
تو خود بنگر کزين خشخاش چندی؟ / سزد گر بر بروتِ خود بخندی!»

مطالب مرتبط

زبان عاجز تفسير

مغالطه

هنوز وقت‌اش نشده؟

ما غرّک بربک الکريم؟

نظر کردن به درويشان . . .

رنج ضايع، سعی باطل، پای ريش

که هر که بی‌هنر افتد . . .

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/4353

نظرها (3)

سلام
.:: آخرين دوران رنج ::.
در نيوشاي خرد.
جستاري پيرامون نهليسم در ايران

سلام

من مي خواهم آهنگ وبلاگتون رو گوش كنم.و فلش پلير هم دارم هم 7 هم 9 .ولي متاسفانه نميشه.اگه ممكنه همه آهنگ هاي شجريان تون مخصوصا اون وبلاگ قديمي تون (طفيل هستي عشقند و آذرستون) رو برام ايميل فرمائيد.

با تشكر...
********
دوست عزيز،
من امکان فرستادن اين همه فايل حجيم را ندارم. خودتان در اينترنت جست‌وجو کنيد، قطعاً می‌يابيد.

با مهر،
د. م.

بولتن دانشجويان و دانش‌آموختگان فلسفه ايران

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats