نشستهای دعا میخوانی. دعا میکنی. چه بسا به اميد قبول. چه بسا فکر میکنی که دعا در چنين شبی لابد بايد مستجاب شود. يعنی اگر مستجاب نشود چه میکنی؟ سست میشوی؟ کُند میشوی؟ دلات می لرزد؟ فکر میکنی کسی آن طرفِ اين رشته نيست؟ گرفتيم که همهی اين دعاها را رد کرد، بعدش چه؟ آن وقت چه میکنی؟
اما مگر هر که دعا میکند، توجهاش به رد و قبول خواسته است؟ يکی هست که دعا میکند، فقط برای اينکه نفسی با تو همکلام شود. يکی هست که دعا میکند، چه برای خودش و چه برای ديگری، فقط برای اينکه همنفسی با تو و اين حال را طولانیتر کند. يکی هست که میگويد: «و لا تجعلني ناسياً لذکرک فيما اوليتني و لا غافلاً لإحسانک فيما ابليتني و لا آيساً من اجابتک لي و ان ابطأت عني» (دعای ۲۱ صحيفه). يعنی برایاش درنگِ تو يا شتابات در پذيرفتن مهم نيست. مهم همان غافل نبودن از ذکر است. مهم همان اتصال است. بعضیها بهانه میگيرند که بنشينند حالی بکنند با تو. ذوقی باشد. سازی باشد. آوازی باشد. نَفَسی آتشين باشد و نَفْسی به زنجير و مطيع. اين چه دعا و ايمانی است که هوا در آن غالب باشد و ريا و تظاهر تمام؟ «تا هوا تازه است ايمان تازه نيست». میشود رهاتر از اين دعا کرد. میشود رهاتر از اين بود. آزادتر از اين بايد دعا کرد. «ز اوليا اهل دعا خود ديگرند...».
اما مگر هر که دعا میکند، توجهاش به رد و قبول خواسته است؟ يکی هست که دعا میکند، فقط برای اينکه نفسی با تو همکلام شود. يکی هست که دعا میکند، چه برای خودش و چه برای ديگری، فقط برای اينکه همنفسی با تو و اين حال را طولانیتر کند. يکی هست که میگويد: «و لا تجعلني ناسياً لذکرک فيما اوليتني و لا غافلاً لإحسانک فيما ابليتني و لا آيساً من اجابتک لي و ان ابطأت عني» (دعای ۲۱ صحيفه). يعنی برایاش درنگِ تو يا شتابات در پذيرفتن مهم نيست. مهم همان غافل نبودن از ذکر است. مهم همان اتصال است. بعضیها بهانه میگيرند که بنشينند حالی بکنند با تو. ذوقی باشد. سازی باشد. آوازی باشد. نَفَسی آتشين باشد و نَفْسی به زنجير و مطيع. اين چه دعا و ايمانی است که هوا در آن غالب باشد و ريا و تظاهر تمام؟ «تا هوا تازه است ايمان تازه نيست». میشود رهاتر از اين دعا کرد. میشود رهاتر از اين بود. آزادتر از اين بايد دعا کرد. «ز اوليا اهل دعا خود ديگرند...».

نظرها (1)
چقدر قشنگ گفتین. مدتها بودچیز به این زیبایی ندیده بودم
*****
لطف داريد. قشنگ میبينيد. حاصل جنگِ درون را بيرون ريختم فقط. همين. چيز بيشتری نبود.
د. م.
آزاده | شنبه، ۶ مهر ۱۳۸۷، ۰۲:۴۳