September 19, 2008

« خطا مکن... خطا می‌کن! | صفحه‌ی اصلی | غرامت »

ياری

رفتم برِ درويشی، گفتا که: «خدا يارت»
گويی به دعای او شد چون تو شهی يارم!
(16 کلمه)

مطالب مرتبط

بهارِ صبر و ظفر

شأنِ شعر

«در» به «در»ی!

در شط شفق جاری

آستينی نگرفتم که ببوسم دستی

حافظ و صوفيان

پرده‌ی پرهيز

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/4325

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats