وقتی آکسفورد در لندن حلول میکند!
«در جريان رأى اعتماد نمايندگان محترم مجلس شوراى اسلامى به اينجانب كه در فضايى آزاد و با اظهار نظرات موافق و مخالف و طرح موضوعات گوناگون همراه بود ، موضوع دكتراى افتخارى بنده مطرح و مورد تشكيك قرار گرفت / مدركى كه در هشت سال پيش با ملاحظه سوابق مديريتى و تجارب اجرايى اينجانب و ارائه رساله به نام دانشگاه آكسفورد لندن به واسطه فردى كه از دانشگاه مذكور در امور زبان انگليسى در تهران دفتر نمايندگى تأسيس كرده بود، صادر گرديده است.»
آدم دروغگو هم کمحافظه است و هم مجبور است برای لاپوشانی خرابکاریهایاش دروغهای تازه بگويد و عذر بدتر از گناه بياورد. دقت کنيد که اين دروغگويی، دروغگويی بچهی هفت-هشت سالهای نيست که دارد به پدر و مادرش دروغ میگويد. اين دروغ وزير کشور دولتی است که مدعی عدالت و اخلاق و بقيهی چيزهايی است که میشود به اين ارزشها سنجاق کرد. این دروغگويی يک کارمند سادهی ادارهی دولتی نيست. اين دروغگويی يک کارمند تازهکار نيست. اين دروغگويی کسی است که سالهای بسیار طولانی در مناصب مهم و حساس در کشور کار کرده است. این دروغگويی کسی است که معاون رييس جمهور هم برای دفاع از رسوايیاش سينه سپر میکند. اين دروغگويی کسی است که قرار است ناظر بر سرنوشت چهارسال آيندهی مردم ايران باشد. کردان فکر کرده بود با این نامهنگاری بلوا فروکش میکند (شايد از لحاظ سياسی بشود مخالفان و منتقداناش را ساکت کند)، ولی نمیدانست که معمولاً در رسوايیهايی از اين جنس، فرد خاطی با نهايت شرمساری استعفا میدهد و میرود پی کارش، نه اينکه با پررويی تمام بماند و هر روز با داستان تازهای بخواهد ماجرا را ادامه بدهد و وقتی هم نامهی اعتراف مینويسد، بند بندش عذر بدتر از گناه میشود. آقای جوانفکر گفته بود کردان خودش بيايد عدالت را دربارهی خودش اجرا کند. الحمد لله که فهميديم معنی اجرای عدالت توسط خودِ آدم چه میتواند باشد! يعنی: «بيا بگو يک نفر يک جايی اشتباهی کرده است و تمام؛ من که کارهای نبودم!» به نظر شما، اين ماجرا هنوز دنباله دارد؟ يا تمام شد بحثها؟
همچنين ببينيد: «ملاحظاتی جدی دربارهی نامه اعترافی وزير کشور به رييس جمهور»؛ تابناک
پ. ن. مثل روز روشن است البته که مقصر و خاطی و مجرم، کسی نيست که میرود برای خودش مدرک درست کند؛ بلکه آن کسی است که ناشی بوده و نتوانسته مدرک خوبی جعل کند! شک داريد، خبر مهرنيوز را بخوانيد: «احمدی نژاد نیز در نامه ای به دستگاه قضایی برخورد با واسطه مربوطه در ارائه این مدرک جعلی را خواستار شده است.»
پ. ن. ۲. (ساعت ۲۰:۴۶ به وقت لندن). آن ملاحظات جدی سایت تابناک، در عرض همين چند ساعت تبديل به شوخی شد! يعنی اگر روی لينک بالا کليک کنید، مطلب تغيير کرده است و آن ملاحظات را حذف کردهاند. گويا سايت آفتاب عيناً همين ملاحظاتِ تا آن موقع جدی سايت تابناک را باز نشر کرده است. ملاحظه بفرماييد در اينجا.


پيشتر گفته بودم که آراء دکتر سروش در باب وحی مسبوق به سابقه است و جنجالی که بر سر آراء ايشان در ايران بر پا شد بيشتر به قصد فرو کوفتن او بود و تشفی خاطر بعضی که در اين سالها از دست او دلِ پری داشتهاند (و دارند). اکنون به چندين مناسبت دوباره لازم است اين بحث مطرح شود و دربارهی آن تأمل کنيم. نخست اينکه ماه رمضان به ماه قرآن مشهور است (به هر معنا و روايتی که میخواهيد). ديگر اينکه اکبر گنجی اخيراً سلسله مقالاتی در رادیو زمانه نوشته است (به