قصه را برایاش گفتم. اولين پاسخاش این بود:
«ای مگس عرصهی سيمرغ نه جولانگه توست
عِرضِ خود میبری و زحمتِ ما میداری!»
گفتم: «لابد در پاسخ میگويند به جز شعر خواندن کاری نمیدانی!» گفت: «همين که بدانی چه شعری را کجا بخوانی، هنری است که هر کسی نداند. پس آسوده باش. همين خود کاری است؛ کاری بزرگ که از هر بطالِ بیکاری ساخته نيست».
«ای مگس عرصهی سيمرغ نه جولانگه توست
عِرضِ خود میبری و زحمتِ ما میداری!»
گفتم: «لابد در پاسخ میگويند به جز شعر خواندن کاری نمیدانی!» گفت: «همين که بدانی چه شعری را کجا بخوانی، هنری است که هر کسی نداند. پس آسوده باش. همين خود کاری است؛ کاری بزرگ که از هر بطالِ بیکاری ساخته نيست».
