صبح آدينه، يکی برایِ تو خوانده بود:
ای نور خدا در نظر از روی تو ما را
بگذار که در روی تو بينيم خدا را
خوب گفته بود. شاعر هم خوب سروده است. من اگر بودم، شايد هرگز دهان باز نمیکردم و به «تماشا» مینشستم تنها و خموش. اگر هم قرار بود بگويم، چنين نمیگفتم. برای تو، اينها را گفتن کفِ بيان است. برای رسيدن و پريدن به سقفاش شهپر جبرييل میسوزد... اصلاً چرا بايد اسيرِ اين گفت و بيان شد؟ مگر نيازی به بيان هست؟ همين آشفتگی، همين پريشانی ما را بس. همين که مثل کاهی افتاده بر موج اقيانوس، بیاختيار و رها، در فراز و فروديم کافی نيست؟
پ. ن. تا دم از شامِ سرِ زلفِ سياهات نزنند / با صبا گفت و شنودم سحری نیست که نيست
من از اين طالعِ سرگشته به رنجام ورنی / بهرهمند از سرِ کویات دگری نیست که نيست
ای نور خدا در نظر از روی تو ما را
بگذار که در روی تو بينيم خدا را
خوب گفته بود. شاعر هم خوب سروده است. من اگر بودم، شايد هرگز دهان باز نمیکردم و به «تماشا» مینشستم تنها و خموش. اگر هم قرار بود بگويم، چنين نمیگفتم. برای تو، اينها را گفتن کفِ بيان است. برای رسيدن و پريدن به سقفاش شهپر جبرييل میسوزد... اصلاً چرا بايد اسيرِ اين گفت و بيان شد؟ مگر نيازی به بيان هست؟ همين آشفتگی، همين پريشانی ما را بس. همين که مثل کاهی افتاده بر موج اقيانوس، بیاختيار و رها، در فراز و فروديم کافی نيست؟
پ. ن. تا دم از شامِ سرِ زلفِ سياهات نزنند / با صبا گفت و شنودم سحری نیست که نيست
من از اين طالعِ سرگشته به رنجام ورنی / بهرهمند از سرِ کویات دگری نیست که نيست

نظرها (3)
180 درجه اختلاف نظر! خیلی خوشحالمها...
سوشیانت | پنجشنبه، ۲۰ تیر ۱۳۸۷، ۱۹:۰۱
1- نیست؟ که نیست؟
2- نیست که نیست، با تاکید بر "نیست" اول = هست؟
3- نیست که نیست، با تاکید بر "نیست" دوم = نیست؟
کدام را میپسندی؟
****
اخوی. معنی سرراست را بايد فهميد:
«با صبا گفت و شنودم سحری نيست که نيست» يعنی هر سحری، من با صبا گفت و شنود دارم. «بهرهمند از سر کویات دگری نيست که نیست» هم يعنی همه از سری کوی تو بهرهمندند جز من. حالا برای فهم اين معنا، تو با هر تأکیدی که دوست داری بخوان تا جايی که اين معنا نقض نشود. مراد من اين معنا بوده است و عجالتاً تا اطلاع ثانوی هست (اصلاً نمیدانم که میشود معنای ديگری را هم با حافظ قالب/غالب کرد يا نه).
سوشیانت | پنجشنبه، ۲۰ تیر ۱۳۸۷، ۰۸:۲۷
اینقدر حال و هوای اینجا عوض شده که باید یک احوال پرسی بکنیم از شما!هرچند که گویا حال خوشی دارید!
پاینده باشید و به اتفاق خوش!
سمیه | چهارشنبه، ۱۹ تیر ۱۳۸۷، ۲۰:۵۲