بگريست چشمِ ابر بر احوالِ زارِ من
جز آهِ من به گوش وی اين ماجرا که بُرد؟
پ. ن. باران میبارد؛ سنگين. رعد میغرد. زمين خيس است. اشکِ آسمان، گونههای خشکِ زمين را تر کرد .و ما؟ يادی و حسرتی... سودايی و دردی... گريهی ابر هم ما را به ياد گريهی خودمان میاندازد! هر بارشی میشود بارشِ اشک! هر خروشی میشود خروشِ عشق!
جز آهِ من به گوش وی اين ماجرا که بُرد؟
پ. ن. باران میبارد؛ سنگين. رعد میغرد. زمين خيس است. اشکِ آسمان، گونههای خشکِ زمين را تر کرد .و ما؟ يادی و حسرتی... سودايی و دردی... گريهی ابر هم ما را به ياد گريهی خودمان میاندازد! هر بارشی میشود بارشِ اشک! هر خروشی میشود خروشِ عشق!
