کرانهی بيابان، ناپيدا. ما تشنه و راه دراز. جگرها تفديده. پس کی به فرياد میرسی؟
« فرمان...شعر... تلقين... قرآن! | صفحهی اصلی | برو بخواب! »
* توبهفرما را فزونتر باد ننگ!
* چشمهی خارا...
* خدايا آه مکش!
* آن خيالِ رها...
* آشنا، سخن آشنا نگه دارد
* خودگری خودشکنی خودنگری...
* پاسبان حرمِ دل شدهام...
آدرس ترکبک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/4149