July 23, 2008

« سر به هوا بودن | صفحه‌ی اصلی | با نفرت کجا را ساختيد؟ »

من‌ام تمامِ افق را به رنج گرديده...

- تقديم به حسين نوروزی و خل‌بازی‌های‌اش!

من‌ام تمام افق را به رنج گرديده‌،
من‌ام كه هر كه مرا ديده‌، در گذر ديده‌
من‌ام كه نانی اگر داشتم‌، از آجر بود
و سفره‌ام ـ كه نبود ـ از گرسنگي پر بود
به هرچه آينه‌، تصويری از شكست من است‌
به سنگ‌سنگ بناها، نشان دست من است‌
اگر به لطف و اگر قهر، می‌شناسندم‌
تمام مردم اين شهر، می‌شناسندم‌
من ايستادم‌، اگر پشت آسمان خم شد
نماز خواندم‌، اگر دهر ابن‌ملجم شد...

- محمد کاظم کاظمی

پ. ن. تقصير خودت بود! کاری کردی بروم تمام فایل‌های گذشته‌ها را بگردم. به نبش قبر شبيه بود کاری که کردم! جان‌ام به لب‌ام آمد! از آخر هم از خیر منتشر کردن‌اش گذشتم.
(118 کلمه)

مطالب مرتبط

بهارِ صبر و ظفر

شأنِ شعر

«در» به «در»ی!

در شط شفق جاری

آستينی نگرفتم که ببوسم دستی

حافظ و صوفيان

پرده‌ی پرهيز

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/4190

نظرها (1)

شكسته می‌گذرم امشب از كنار شما / و شرمسارم از الطاف بی‌شمار شما / من از سكوت شب سردتان خبر دارم‌ / شهيد داده‌ام‌، از دردتان خبر دارم‌ / تويی كه كوچه غربت سپرده‌ای با من‌ / و نعش سوخته بر شانه برده‌ای با من‌
تو زخم ديدی اگر، تازيانه من خوردم!‌ / تو سنگ خوردی اگر آب و دانه من خوردم
اگرچه مزرع ما دانه‌های جو هم داشت‌ / و چند بُتهء مستوجب درو هم داشت‌ / اگرچه تلخ شد آرامش هميشه‌تان‌ / اگرچه كودك من سنگ زد به شيشه‌تان‌ ....

خدا زياد كند اجر دين و دنياتان‌ / و مستجاب شود باقی دعاهاتان‌ / هميشه قلك فرزندهاي‌تان پر باد / و نان دشمن‌تان ـ هر كه هست ـ آجر باد

----------
خب، حرف من هنوز صادق‌ است. هرچی که نوشته بشه، هرچی.. هرچی امشب نوشته بشه، حکم یک «عکس» رو داره.. مطمئن باش! حتی اگر خطاب‌اش دیگری باشه..
و اما رفیق! حرف‌ها هست.. برمی‌گردیم..

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats