من از حافظ خوشام میآيد چون خيلی با مرام است. اهل خالیبندیهای الکی نيست. خالی بندی هم که میکند، خودش خندهاش میگيرد و بعد جوری میگويد که آدم حال میکند. جوری بلوف نمیزند که بوی گندش از شش کيلومتری به آسمان باشد! خلاصه اينکه حافظ، خيلی توپ است. خوشام میآيد که بر میگردد بهات میگويد:
دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانام
«با کافران چه کارت گر بت نمیپرستی؟»
پ. ن. بيخود نيست ملت فکر کردهاند حافظ «لسان الغيب» است. اين قدر با حال است، اين قدر ماه است اين حافظ که هر فکری دربارهاش میکنند!
دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانام
«با کافران چه کارت گر بت نمیپرستی؟»
پ. ن. بيخود نيست ملت فکر کردهاند حافظ «لسان الغيب» است. اين قدر با حال است، اين قدر ماه است اين حافظ که هر فکری دربارهاش میکنند!

نظرها (3)
حیف طربستان قبلی! تازه سرعت اینترنت من بالاست! بیچاره بقیه
خدا را شکر که به نظر خوب شده اید و می نویسید
****
طربستان قبلی سر جایاش است. من هنوز کار دارد تا بشوم مثل قبل.
مه | دوشنبه، ۱۰ تیر ۱۳۸۷، ۱۲:۳۶
سلام خسته نباشید آیا امکان گشودن یک وبلاگ دیگر وجود دارد؟یعنی آیا عضو می پذیرید؟بنده هرچه گشتم هیچ نیافتم از لينک ثبت نام!!
****
نه. ملکوت عضو. تازه نمیپذيرد.
فرید رفیعی | دوشنبه، ۱۰ تیر ۱۳۸۷، ۱۲:۰۴
سلام
به گمانم اگر کلمهء"خفن" یا "خفناک"هم یک جایی میان سطرهایتان جای می دادید،این نوشتارتان حسابی محشر می شد!
زت زیاد
سید مهدی طاهری | دوشنبه، ۱۰ تیر ۱۳۸۷، ۰۹:۴۸