«زمانی که کشور تحویل انقلاب شد کشوری عقب افتاده، مخروبه و دست چندم بود و هیچ بخش اقتصادی کشور در جای شایستهای قرار نداشت...روستاها، علم، صنعت، سواد، کشاورزی و تجارت خارجی ما همه در حال انزوا، اضمحلال و بدون چشم انداز روشن و بنیاد مستحکم بود و ما را در دنیا به حساب نمی آوردند.»
برگرفته از سخنان اخير رييس جمهور (نقل از واحد مرکزی خبر)
میخواستم بخشهايی از نقل قول بالا را برجسته کنم، ديدم همهاش برجستگی (!) است. گمان میکنم اين از اولين اظهار نظرهای شاهکارِ پس از انقلاب است که ايرانِ اول انقلاب را کشوری عقب افتاده و مخروبه و دست چندم معرفی کرده است. تا جايی که من به خاطر دارم، مشکل اصلی زعمای انقلاب در آن روزها اينها نبود. میگفتند زمام امور کشور به دست بيگانگان و اجانب است. مشکل اصلی اين بود. و گرنه همه میدانستند که واقعاً در آن زمان ما را در دنيا به حساب میآوردند. از ارزش ريال در برابر دلار بگيريد تا نحوهی ويزا دادن کشورهای مختلف اروپايی و آمريکايی به ايرانیها. البته جملات بالا در مقامِ خودش بسيار درست است. میشود تغيير کوچکی در ابتدای همان جملات بالا داد و آن را تبديل به گزارهای درست کرد. البته يک سال و اندی ديگر میشود عين همين جمله را با تقريب بسيار بالايی به واقعيت تکرار کرد!
پ. ن. برای اينکه بدانیم قبلاً ما را چقدر «به حساب میآوردند» و امروز چقدر، کافی است صفحات اول گذرنامهی ايرانی را مقايسه کنيد با توضيحات صفحهی اول گذرنامههای سابق (مثل اين یکی) و گذرنامههای کشورهای مختلف (از جمله انگليس). و بعد ببينيد چقدر احساس امنيت خاطر و «به حساب آمدن» میکنيد!
برگرفته از سخنان اخير رييس جمهور (نقل از واحد مرکزی خبر)
میخواستم بخشهايی از نقل قول بالا را برجسته کنم، ديدم همهاش برجستگی (!) است. گمان میکنم اين از اولين اظهار نظرهای شاهکارِ پس از انقلاب است که ايرانِ اول انقلاب را کشوری عقب افتاده و مخروبه و دست چندم معرفی کرده است. تا جايی که من به خاطر دارم، مشکل اصلی زعمای انقلاب در آن روزها اينها نبود. میگفتند زمام امور کشور به دست بيگانگان و اجانب است. مشکل اصلی اين بود. و گرنه همه میدانستند که واقعاً در آن زمان ما را در دنيا به حساب میآوردند. از ارزش ريال در برابر دلار بگيريد تا نحوهی ويزا دادن کشورهای مختلف اروپايی و آمريکايی به ايرانیها. البته جملات بالا در مقامِ خودش بسيار درست است. میشود تغيير کوچکی در ابتدای همان جملات بالا داد و آن را تبديل به گزارهای درست کرد. البته يک سال و اندی ديگر میشود عين همين جمله را با تقريب بسيار بالايی به واقعيت تکرار کرد!
پ. ن. برای اينکه بدانیم قبلاً ما را چقدر «به حساب میآوردند» و امروز چقدر، کافی است صفحات اول گذرنامهی ايرانی را مقايسه کنيد با توضيحات صفحهی اول گذرنامههای سابق (مثل اين یکی) و گذرنامههای کشورهای مختلف (از جمله انگليس). و بعد ببينيد چقدر احساس امنيت خاطر و «به حساب آمدن» میکنيد!

نظرها (4)
نکته دیگه اینکه «کشور تحویل انقلاب شد» توجه بفرمایید. کشور انقلاب نکرد. انقلاب یک چیزی بود انجا برای خودش وجود داشت بعد کشور تحویل اون شد. ای تو گور آدم پررو.
sareban | شنبه، ۸ تیر ۱۳۸۷، ۲۱:۲۷
متوجه منظورشان نشدید شما! خیلی هم درست فرموده اند! ایشان را در دنیا به حساب نمی آوردند. شما چرا «ما» رو به خودتون می گیرید؟ ایشان رو و امثال ایشان رو آدم به حساب نمی آوردند. و اقعا نمی آوردند. ولی الان هر چند هنوز هم آدم به حساب نمی اوردند ولی عکسشان روزی نیست که در یکی دو تا روزنامه نباشد. منظورشان از ما خودشان است نه من و شما.
***
خيلی توپ بود اين نکته! دست مريزاد! خوش شديم!
sareban | شنبه، ۸ تیر ۱۳۸۷، ۲۱:۲۴
سلام. حتما متوجه این کلکی که می زنند شدید: مقایسه ی ایران امروز با ایران سی چهل سال پیش. اون چیزی که به نظرم درست میاد مقایسه ی ایران امروز هست با امروز ترکیه، مالزی، کره ی جنوبی و ... حالا من ژاپن و کشورهایی در اون ردیف رو نمی گم.
نمی دونم شما قبول دارید که دارند این گول رو سر مردم می مالند، یا این که مثل کسی همچون بهنود اعتقاد دارید واقعا ما پیش رفتهای قابل ملاحظه ای داشتیم؟ ضمنا من حرکتهای انفرادی بعضی از ایرانیهای مستعد رو به حساب دولتمردان نمی ذارم.
امیدوارم حالتون فوری _فوری خوب بشه.
علیرضا | شنبه، ۸ تیر ۱۳۸۷، ۱۷:۱۹
سلام
حرفه دیگه می زنند مخصوصا اینها که مدعی اند اخرت وحساب وکتابی و...همه این حرف ها راقبول دارند پای عمل که می شود دهان را بی واهمه از قیامت می گشایند نمی گویند بابا اخرت هم اگر دروغ باشددامار وارقام قبل از بهمن 57 وامار وارقام 87 نشانگر خلاف گفته های شماست
بله دروغگو کم حافظه هم هست
ممنون
جهانگرد | شنبه، ۸ تیر ۱۳۸۷، ۰۹:۳۹