« ای فسانه | صفحهی اصلی | ابوسعيد ابوالخير، حافظ و مولوی - پادکستِ ۲ »
* گفتوگو آيين درويشی نبود! - پادکست ۳
* همه را نشايد، پس چه را شايد؟
* ابوسعيد ابوالخير، حافظ و مولوی - پادکستِ ۲
آدرس ترکبک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/4124
نظرها (9)
ما که نفهمیدیم دعوا سر چیه. ولی مولانا و افظ هرکدومشون به اندازه ی خودشون معرفت الهی رو کسب کردن و به مرتبه ای از این معرفت رسیدن. مقایسه ی بینشون هم شاید با اشعارشون معلوم بشه. ولی من در این باب مقایسه کردن رو کار عاقلانه ای نمیدونم. چون هر کسی در این راه(معرفت الهی) از در خودش وارد میشه و به به پله ای از عرفان میرسه که فقط خودش و خدای خودش میدون...
امین کان | پنجشنبه، ۲۸ آذر ۱۳۸۷، ۰۹:۲۱
حسته نباشید. کاری بس ارزشمند بود و تا انتها گوش دادم.
مدتهاست به فکر ساختن یادداشت صوتیام اما ما تجربه منبر نداریم چندان خوب از آب در نمیآید.
حامد | سه شنبه، ۴ تیر ۱۳۸۷، ۲۰:۵۹
آقا فاصله میکروفن را بیشتر کن یا تکنیکی استفاده کن که صدای گلو صاف کردنت تو گوش مخاطب نباشد .من که نتونستم تا آخرش را تحمل کنم..
****
به روی چشم.
Behdad Bordbar | دوشنبه، ۳ تیر ۱۳۸۷، ۲۳:۴۳
سلام.
خوشحال شدیم گوشمان بالاخره به صدای جنابعالی هم مصوت شد. انصافا بانو راست گفته.خوب پای منبر رفتید. نکنه این آخوندها هم داروی بیهوشی مصرف می کنند.
آرزوی سلامت
*****
:)
سیما | شنبه، ۱ تیر ۱۳۸۷، ۲۳:۳۱
دوست مهربان سوشیانت
بینهایت متعجب و شگفتزده شدم از سخنان شما.
مثنوی چون قرآن «حال»های انبیاست.گنجیهی معارف است نه دایرهالمعارف!!
توصیه میکنم یک بار، نه، هزاران بار دیگر درسهای شرح مثنوی دکتر سروش را با چشم و گوش و دلی پاک گوش کنید.
یک دسته کلید است به زیر بغل عشق
از بهر گشاییدن ابواب رسیده
امیرحسین | شنبه، ۱ تیر ۱۳۸۷، ۲۰:۲۰
حضرت امیر حسین، یعنی دریاییست با عمق یک وجب! اگر ما حافظ و مولوی را هر دو عارف بدانیم باید گفت که درک هر کسی از عرفان مانند هر چیز دیگری با نفر بعدی تفاوت دارد. برای من مثنوی دقیقاً مثل دایرة المعارفیست که عنداللزوم به آن رجوع میکنم. شما از دایرة المعارف انتظاری بیش از یک متن جامع علمی دارید؟ مثنوی برای من همین است. در گفتار و سخنوری و ارجاعات کلام سخت به کار میآید. اما از حافظ چیزی در معنای زندگی برداشت میکنم. لحظه لحظه در آن زیستم. گاه به سطح آمدم و گاهی در آن غرقه شدم. در شیوایی و دلبری سخناش هم که هیچکسی شک ندارد. همین نکته بس که پس از شیخ اجل و در شهر او کسی جرات غزل سرایی بهخود بدهد و چنان کند که میبینیم.
****
مثنوی؟ چه کسی فقط از مثنوی حرف زده؟!
سوشیانت | شنبه، ۱ تیر ۱۳۸۷، ۱۵:۲۰
سلام و درود
این جمله یعنی چه: "مولوی دریاییست با عمق یک وجب"؟؟؟؟!!!!
****
اين جمله از من نيست. يقهی گوينده را بچسبيد!
امیرحسین | شنبه، ۱ تیر ۱۳۸۷، ۱۴:۰۷
خصوصاً آن مولوی کش داری که آن آخرها میگوید... عجیب شباهت ایجاد کرده. حدود 9:35
سوشیانت | شنبه، ۱ تیر ۱۳۸۷، ۱۳:۳۴
لذت بردم. بهترین استفاده از پادکستی بود که بهحال شنیده بودم و خلاصه اینجوری میشود که دریا هم در کوزهای بگنجد!
جای بحث اما زیاد داریم که شما چه جور مولوی را بر فراز عرش میبرید و حافظ را خیر. چون به هر حال ما یک پیش داوریهایی در مورد هر کسی داریم. در مورد علی نیز همچنین. اینکه از کسی اسطوره سازی کنیم یا حقیقتاش را بخواهیم ببینیم و اصولاً نیاز ما به اسطوره بحث مفصلیست. مولوی هم به نظر من دریاییست با عمق یک وجب و حافظ یک دریاچهی کوچک بر بالای کوه ادبیات به عمق درهی همان کوه میان مه و جنگلی چون بهشت. بگذریم... از این کارها باز هم بکنید اما معتادش نشوید اخوی که ما در ایرانیم و حد اکثر سرعت 256
سوشیانت | شنبه، ۱ تیر ۱۳۸۷، ۱۳:۳۰