هوا گرم است. از آسمان آتش میبارد انگار. میگويد: «من میخوام شله زرد بخورم». سرم را بر میگردانم میبينم از توی يخچال «گوجهسبز»هايی را که از ايران آوردهام دارد زير آب میشويد که بخورد!
« اميرفرشاد ابراهيمی: وبلاگنویس مزاحم | صفحهی اصلی | اين فردِ بیلنگر! »
* ...
* کتاب، ناموس آدم کتابباز است
* چند سياستمدار عصبی در آمريکا
* چاک جهل و حمق . . .
* پازل تاريخ و چند حاشيهی ديگر
* دو حاشيه
* در فضيلت شجاعت و صراحت
نظرها (3)
گواراي وجود
ali | چهارشنبه، ۲۲ خرداد ۱۳۸۷، ۱۶:۵۸
سلام
نمی دانستم در شطحیات نیز دستی بر آتش دارید!
گاو خونی محترم ؛شیرازی ها به خربزه خیار نمی گویند.به دوقلو هم جومولی نمی گویند!البته به سیب زمینی آلو می گویند.
****
:)
سید مهدی طاهری | چهارشنبه، ۲۲ خرداد ۱۳۸۷، ۱۲:۱۸
رفته بودیم شیراز، شب را میهمان عدهای معلومالحال دانشگاهی بودیم. بحث بود بین یکی از جوانکهای فعال!! گروه، و دو دختر شیرازی میزبان در دانشگاه. قصه این بود که «آخه اینم زبونه شما شیرازیها دارین؟ به خربزه میگید خیار، به آلو میگید فلان، وو.. تازه ته هرچی یه "او" اضافه میکنید.. » دخترک که قصد خیر این دوست ما را نگرفته بود، خیلی جدی گیر داده بود که «نه... زبون ما عالیه! فقط یه قواعد خیلی "سرراست" داره که باید یادت بمونه. ما اغلب انتهای کلمههایی را که به "او" ختم بشه، "ی" میخونیم. مثل سمنو، که سمنی میخونیم، مثل .. » دوست ما گفت:«پل لابد به دوقلو هم میگید دوقولی!؟» دخترک گفت:«البته اون هم یک قاعدهء زبانیه: به دوقلو میگیم "جومولی"»!!!! :)
ما از این کامنت نتیجه میگیریم که چرا وقتی حرفی برای گفتن نیست، پای یک پست دو خطی، ده خط رودهدرازی میکنیم؟ نویسنده، کامنت خود را پس گرفت. شما به پخت و پز گوجهسبزتان برسید.
گاوخونی | سه شنبه، ۲۱ خرداد ۱۳۸۷، ۱۸:۳۹